شما در بخش انجمنهای گفتگو سایت دکتر رهام صادقی هستید، برای آشنایی با امکانات متنوع دیگر سایت اینجا کلیک کنید


به اينستاگرام سايت بپيونديد

سردمزاجی

  1. با سلام.مطالب سات در مورد سرد مزاجی را خواندم.
    آیا درمان قطعی برای سردمزاجی وجود دارد؟؟؟تا جاییکه من دیدم برای سردمزاجی چند ماده گیاهی معرفی شده بود تو این سایت
    سوال مهم ترم اینه که آیا عدم گرایش زیاد به سمت زن از سوی مرد آیا
    سرد مزاجی طلقی میشود؟
    شوهرم نسبت به مردانی که تازه ازدواج کردند خیلی بیمیملتره اما هیچ مشکلی هم در نعوذ و ..نداره
    فقط میخوام کاری کنم که مثل مردای معمولی که محتاج زنشون تو روابط جنسی هستند باشه نه اینکه همیشه من طالب باشم و او مثل زن!
    خواهشا کمکمک کنید چکار کنم که تمایلش به در کنار زنش بودن بیشتر بشه.چون شنیدم همین تمایل و رابطه جنسی خیلی مشکلات دیگر زندگی رو هم حل میکنه.الان هم من ازین  بی توجهیش دلخور میشم و هم اون چون میلی زیاد نداره منو مثل خواهرش میدونه
    البته به قول خودش خیلی هم گرمه!!و خودشو میتونه کنترل کنه!!!
    ضمنا ما هنوز تو عقدیم.من خیلی روش های ارضا کردن زن رو بهش آموزش میدم در حالیکه میبینم خیلی مردها تو این سایتها دنبال این جور مطالب هستند و این خیلی آزارم میده که با وجود اطلاع ادن من اون بازم تو روابط خودشو در نظر میگیره
    کمککککککککککک
     
  2. hasting_m نوشته است: با سلام.مطالب سات در مورد سرد مزاجی را خواندم.
    آیا درمان قطعی برای سردمزاجی وجود دارد؟؟؟تا جاییکه من دیدم برای سردمزاجی چند ماده گیاهی معرفی شده بود تو این سایت
    سوال مهم ترم اینه که آیا عدم گرایش زیاد به سمت زن از سوی مرد آیا
    سرد مزاجی طلقی میشود؟
    شوهرم نسبت به مردانی که تازه ازدواج کردند خیلی بیمیملتره اما هیچ مشکلی هم در نعوذ و ..نداره
    فقط میخوام کاری کنم که مثل مردای معمولی که محتاج زنشون تو روابط جنسی هستند باشه نه اینکه همیشه من طالب باشم و او مثل زن!
    خواهشا کمکمک کنید چکار کنم که تمایلش به در کنار زنش بودن بیشتر بشه.چون شنیدم همین تمایل و رابطه جنسی خیلی مشکلات دیگر زندگی رو هم حل میکنه.الان هم من ازین  بی توجهیش دلخور میشم و هم اون چون میلی زیاد نداره منو مثل خواهرش میدونه
    البته به قول خودش خیلی هم گرمه!!و خودشو میتونه کنترل کنه!!!
    ضمنا ما هنوز تو عقدیم.من خیلی روش های ارضا کردن زن رو بهش آموزش میدم در حالیکه میبینم خیلی مردها تو این سایتها دنبال این جور مطالب هستند و این خیلی آزارم میده که با وجود اطلاع ادن من اون بازم تو روابط خودشو در نظر میگیره
    کمککککککککککک


    سلام

    یه وقت هست موضوع بر عکسه یعنی میل شما در برابر میل همسرتون زیاده
    اونوقت شما زیاد نباید خودخوری کنید که چرا اون اینجوریه، چرا به فکر من نیست، چرا منو دوست نداره، چرا فلانه و ...
    در این شرایط شما زیاد سخت نگیرید و از اینکه پیش قدم می شید ناراحت نباشید بلکه حس خوبی رو داشته باشید بالاخره همسرتونه پسر همسایه که نیست! که از این کار احساس گناه و ندامت کنید.
    زندگی بالا و پایین زیاد داره شاید یه مدت ایشون اینطور باشن، یه مدت شما، یه مدت من!! (من این وسط چه کاره ام!) به هر حال میگذره که این چه جوری گذشتنش خیلی مهمه مخصوصا اولین رابطه ها که تعیین کننده ی کمیت و کیفیت روابط آینده هستن و برای اینکه به خیر بگذره این ماجرا باید مدیریت بشه    

    خداییش خودمم نفهمیدم چی گفتم آخه بد خوابم میاد فعلا از منبر میام پایین
    به این چند تا سوالم پاسخ بدین تا بعد

    - سن همسرتون چقدره؟
    - منظورتون از عدم گرایش زیاد مرد به زن، مثلا در روز یا هفته چند تا رابطه باشه که شما بگین خوبه؟
    - از هر 5 رابطه چند تاشو شما پیش قدم میشین؟
    - چند وقته ازدواج کردین؟
    - با ازاله شدن بکارت در ایام عقد مشکل دارین؟
    - همسرتون به لحاظ اعتقادی مذهبی هستن؟خودتون چی؟
     
    تشکر شده توسط : 4 کاربر
  3. تقریبا همه روباطو اون پیش قدم میشه اما چون عقد هستیم برخلاف مردهای دیگه او هست که مخالف ازاله شدن پرده بکارت هست و رابطه جنسی از راه مقعد یا دهانی رو پیشنهاد میده که من خیلی بدم میاد و شاید این باعث سردیش شده29سالش هست و
    ظاهرا میگه خیلی هم گرم هست  اما میتونه خودشو کنترل کنه نمیدونم کنترل برای زن شرعی و قانونی چه معنی میده؟؟؟
    در هر حال آیا راهی وجود داره که میل جنسیش بیشتر بشه؟؟بازم میگم مشکلی تو نعوظ نداره.
    فقط هر موقع خودش بخواد میاد سراغم!!و خیلی مواقع جنبه های اجتماعی رو در نظطر میگیره که مثلا الان بقیه تو خونه هستند بده ما بریم تو اتاق و...
    که چون برخلاف مردهای نرمال دیگه هست اعصابمو خورد میکنه و همین باعث میشه باهاش برخورد کنم و باز اون از من سرد تر بشه.
    دو بر ش هم از بچگی زن بی حجاب و برهنه زیاد بوده خودشم خواهر زیاد داره.بهمون خاطر میگم شاید براش جذابیتی ندارم و منو هم مثل اونا فرض میکنه
    راهی هست که شهوتی تر بشه؟؟چون الان مثل یک پیرمرد قدیمی هست نه عشقبازی بلده ..همش ارضا شدن رو در این میدونه که من باهاش ور برم انگار که اون زن هست!!
    اما تا اونجا که شنیدم مردان با عشق بازی و تماس با بدن زن خیلی لدذه میبرند
    درمانی وجود داره برای سرد مزاجی یا نه؟خواهشا کمکم کنیددددددددددد
     
  4. والا توی زمینه شما به نظرم مشکل دوا و درمون نیست
    بلکه مشکل روانی هستش
    به نظرم بهتره به مشاورهایی که در این زمینه کار می کنند مراجعه کنید تا حرفاش رو بشنوه
    اینکه بگیم توی این زمینه کسی این کار ها رو بلد نیست کمی عجیبه،به هر حال این مشکل شما باید تا قبل ار عروسی حل کنید که در آینده به مشکل بیشتری بر نخورید
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  5. بلد هم نباشه من که یادش میدم.اما فکر کنم اونقدر خودخواهه که حاضر نیست بخاطر من گذشت کنی!!بلکه در عوض بهم میگه تو اگر شوهرتو دوست داشته باشی باید بخاطر اون هر کاری بکنی(من ارضا نشم و اون بشه)بخاطر مشکلات دیگه  که پیش اومده رفتیم مشاور به مشاور هم همینو گفته که من خیلی گرم هستم اما این منو سرد کرده.من که از اول گرمیو معاشقه ای ندیدم!چه برسه به حالا که مشکلات دیگر هست هیچ کسو قبول نداره چه برسه به مشاور .فقط کار خودشو میکنه.اونجورم نیست که بخاطر خودخواهی و غرورش خودمو ازش دریغ کنم  و بعد کاردرست شه!!چون اون که از خدا میخواد و ظاهرا اصلا ناراحت نمیشه.چکار کنم کمک کنید؟؟
    من تنهایی باید این مشکلو حل  کنم چون اون اگر حاضر به مشاوره هم بشه بازم ظاهر سازی میکنه برای افزایش میل جنسی گرایش؟؟ممشاور چی میگه؟؟کسی میدونه؟
    کنترلی که اون داره حتی امام های ما هم ندارند.ضمنا اونقدر مذهبی هم نیست که مذهب عاملش باشه
     
  6. hasting_m نوشته است: بلد هم نباشه من که یادش میدم.اما فکر کنم اونقدر خودخواهه که حاضر نیست بخاطر من گذشت کنی!!بلکه در عوض بهم میگه تو اگر شوهرتو دوست داشته باشی باید بخاطر اون هر کاری بکنی(من ارضا نشم و اون بشه)بخاطر مشکلات دیگه  که پیش اومده رفتیم مشاور به مشاور هم همینو گفته که من خیلی گرم هستم اما این منو سرد کرده.من که از اول گرمیو معاشقه ای ندیدم!چه برسه به حالا که مشکلات دیگر هست هیچ کسو قبول نداره چه برسه به مشاور .فقط کار خودشو میکنه.اونجورم نیست که بخاطر خودخواهی و غرورش خودمو ازش دریغ کنم  و بعد کاردرست شه!!چون اون که از خدا میخواد و ظاهرا اصلا ناراحت نمیشه.چکار کنم کمک کنید؟؟
    من تنهایی باید این مشکلو حل  کنم چون اون اگر حاضر به مشاوره هم بشه بازم ظاهر سازی میکنه برای افزایش میل جنسی گرایش؟؟ممشاور چی میگه؟؟کسی میدونه؟
    کنترلی که اون داره حتی امام های ما هم ندارند.ضمنا اونقدر مذهبی هم نیست که مذهب عاملش باشه

    البته به نظر نمیاد مذهب در میل جنسی ربطی داشته باشه
    دوست عزیز
    توی زندگی همسرتون شخص دیگه ای وجود نداره؟
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  7. نه فکر نکنم کس دیگیری باشه.اون هفته ای یکبار میاد شهرمون و بیشتر هم با خانواده خودشه اصلا گرایشی به زن نداره و اینکه میگم بیشتر باش باعث میشه بگه تو میخوای منو از خانواده م دور کنی!!!جوری هم نیست که خیلی دوست داشته باشه در مورد روابط جنسی باهم حرف بزنیم مثلا اینکه اون از چی خوشش میاد که بعد من بگم از چی خوشم میاد.تازه اگر حرفی هم تو هر زمینه ای میزنه اعتمادی به صحتش ندارم چون خیلی مواقع حرف هاشو نقض میکنه!
    اگر هم کسیمیل جنسی  داشته باشه و با بقیه در ارتباط باشه بازم بدش نمیاد با زن خودش ارتباط داشته باشه
    همین باعث دعواهای شدید و ردتر شدنش شده طوری که ت یک اتاق با من میخوابه اما پشتش از من
    مساله من الان نیست اون اول که حتی با هم خوب بودیم زیاد گرم و معاشقه نمیکرد هر چند که همیشه میگفت خیلی دوستم داره خودش از خود به خود میگفت
    کمککککککککککککک
     
  8. سلام دوست عزیز
    شما چند سالتونه ؟ و اینکه شغل همسرتون چیه؟ یعنی مثلا خیلی خسته کننده و شغل انرژی گیری هست؟ وتحصیلاتشون؟ اگر مایل بودید بفرمایید
    با آرزوی بهروزی برای شما
     
  9. سلام

    بر خلاف مهران، به شخصه معتقدم که
    آدم مذهبی کم پیش میاد منعطف باشه و گاهی اوقات رابطه ی جنسی رو یه جور گناه میدونه!! یعنی همچین آدمی اشتباه خودشو نمی بینه حتی اگه خدا هم بیاد پایین بگه بابا داری اشتباه می کنی بازم قبول نمیکنه!
    حتی سطح تحصیلات یا مقام قهرمانی یا ... هم گریبان خیلیا رو گرفته و در مواردی طرف به یه غرور کاذبی رسیده و برای خودش این توهم رو درست کرده که مثلا اگه Oral s.#.e.#.x رو انجام بدم یعنی تحقیر شدم!! یعنی شخصیتم خورد شده!!! من مهندسم، من پزشکم، من فلانم من ... من نباید این کارو بکنم! زشته، عیبه، اونوقت مردم چی میگن!!
    من تجربه ی زندگی مشترک رو ندارم اما به خودم مطمئن هستم زمانی که بخوام پامو وارد اتاق خواب مون بذارم مدال های ورزشی مو پشت در خاک می کنم! و مدارک تحصیلی مو  قبل از ورود حتما خواهم سوزاند!! تا غرور کاذبی اون طرفا سایه نندازه و دست و پا گیر نباشه.
    اساسا اینو برای خودمون جا بندازیم که به صورت کلی، موفقیت در زندگی (که اتفاقا اتاق خواب هم بخش مهمی از اونه) رابطه ی خاصی با موفقیت در کار یا موفقیت در درس یا ... نداره.
    زندگی موفق، هوش خودش رو لازم داره ...

    اما دوست من، قبلا یه سری لکچر در این مورد دادم لینک های زیر رو به ترتیب بخونید تا بعد بیام قشنگ سر همه تون رو بخورم.
    چون کوپن 20 تاییم زود تموم میشه بیشتر منتظر بمونید.


    خونریزی و درد شدید در رابطه ی جنسی (پست 5)

    افزایش میل جنسی (پست 13)

    کم توانی جنسی (پست 33)
     
    تشکر شده توسط : 4 کاربر
  10. با درود
    پیرو تفاسیر قبلیم به نکات زیر اشاره میکنم:
    همونطور که خواسته بودید هر چی به ذهنم میرسه براتون مینویسم. ببخشید که خیلی طولانی میشه.
    همسرم و خودم به هیچ وجه مذهبی نیستیم. نه خودمون و نه خانوادمون و هفت جدمون!
    ما عاشق هم هستیم و تو همه ی موارد به هم افتخار میکنیم.
    همسرم هنرمنده (فوق لیسانس گرافیک داره)، نقاشی میکنه و ساز میزنه (موسیقی سنتی) قبلا تدریس موسیقی هم میکرد. در حال حاضر شغلش خیلی پر استرسه و همیشه عصبی و به هم ریختست. قبل از ازدواج چند سالی با هم دوست بودیم. یه روابط سطحی هم داشتیم البته همون طور که گفتم همسرم خیلی شخصیت مثبتی داره و هیچ وقت از حدش تجاوز نمیکنه بنابراین رابطمون به حدی که بعد از عقد و ازدواج بود نمیرسید.
    یکی از مشکلاتمون اینه که من صبح ها زود بیدار میشم و همسرم دو سه ساعت دیرتر بیدار میشه و شبها دوست داره دیرتر بخوابه بنابراین معمولا فقط تو شبهای تعطیل با هم میخوابیم. هر چند خیلی از شبها سعی میکنه بیاد پیشم بخوابه تا من خوابم ببره حتی مثل بچه ها برام قصه میگه تا خوابم ببره. بعدش میره و تلویزیون نگاه میکنه تا خوابش بگیره.
    همسرم از خانمهای لاغر و قد بلند با سینه های بزرگ و کمرهای باریک خیلی خوشش میاد. من قدم خیلی بلند نیست و خیلی هم لاغر نیستم البته 4-5 کیلو بیشتر اضافه وزن ندارم. این یکی از دغدغه هامه و همیشه مواظب وزنم هستم. ورزش میکنم، شبا فقط سالاد یا ماست میخورم چون میدونم اگه چاق بشم همسرم خیلی بدش میاد. تو خونه خیلی مواظب لباس پوشیدن و آرایشم هستم البته مثل تاپ مدل ها لباس نمی پوشم اما به محض اینکه از سر کار میام خونه آرایش میکنم و لباسای مرتب میپوشم حتی اگه نخوام عصر از خونه بیرون برم و صرفا برای شوهرم آرایش کنم. در کل از نظر لباس و آرایش چه در بیرون و چه در خونه به هیچ وجه از بقیه ی هم سن و سالام کم نمیارم.
    همسرم ورزش قهرمانیش رو بعد از اتمام دوره ی دانشجوییش ادامه نداده و الان فقط گاهی جودو کار میکنه اما هر روز باشگاه بدنسازی میره. (در کل از من خوش تیپ تره!!!!!!!!!!!!! این نشونه ی اعتماد به نفس پایینم نیست فقط به واقعیت اشاره کردم)
    همسرم به اخلاقیات خیلی پایبنده و خیلی خجالتیه همیشه با احترام با هم صحبت میکنیم و این به اتاق خوابمون هم سرایت کرده. مثلا وقتی برای ماه عسل رفتیم ارومیه خونه ی فامیلمون که از اونجا بریم ترکیه اون چند روزی که خونه ی فامیلمون بودیم به من دست نزد چون میترسید صدامونو بشنون! تو خونه ی خودمون همیشه آروم صحبت میکنیم و این مسئله شامل شبها ... هم میشه چون نمی خواد صدامونو همسایه ها بشنون. کلا توهم داره که وقتی با هم تو یه اتاق تنهاییم عالم و آدم گوششونو چسبوندن به در و دیوار تا بشنون ما چیکار میکنیم و چی میگیم. به خاطر همین همیشه عادت کردیم روابطمونو تو حالت سایلنت انجام بدیم! هرگز اون انتظاری که از روابط جنسی و ملحقاتش داشتم رو براورده نکرده. البته منکر نمیشم که منم مقصر بودم چون میتونستم کنترل روابط رو بدست بگیرم اما فکر میکردم که همیشه باید کلاسم روحفظ کنم و بذارم اون ازم درخواست رابطه کنه و این مسئله شامل مرور زمان شد و باعث شد یک رودربایستی بینمون بوجود بیاد و خیلی نسبت به هم سرد بشیم انگار که با هم غریبه ایم. کلا رابطه ی جنسیمون به رفع تکلیف شبیهه هر چند از نظر ابراز احساسات تو حالت عادی چیزی برای هم کم نمیذاریم.
    من زیاد تو روابطمون سعی نکردم کاری رو که دوست داره انجام بدم و همیشه درد داشتم (که مربوط به سایز میشه، این مشکل رو قبلا تو همین سایت مطرح کردم و همه ی دوستانی که پاسخ دادند عقیدشون این بود که مشکل مربوط به همون سایزه) همیشه در عمق لوله ی رحمم با ضربه هایی که وارد میشه احساس درد میکنم بنابراین هر بار فقط یک پوزیشن خاص رو امتحان کردیم و اونم انتظار دیگه ای نداشته یا اگه داشته ابراز نکرده.
    بعد از این چند سال الان که خیلی داره بهم فشار میاد بلخره تصمیم گرفتم باهاش حرف بزنم و گفتم من از این رابطه لذت نمیبرم و در جوابم گفت که تو خیلی خود خواهی و من چون دوست ندارم اذیت بشی کاری رو میکنم که تو دوست داری. در کل انگار نسبت بهم سرد شده.
    اخیرا سعی میکنم همش ازش بپرسم چی دوست داره و الان میخواد چیکار کنم و همون طور که گفتم یه تغییراتی ایجاد شده اما اون معجزه ای که در انتظارش بودم اتفاق نیفتاده. میدونید که ایجاد تغییر تو کاری که سالهاست بهش عادت کردی خیلی سخته. دوست دارم بدونم چیکار باید بکنم تا زودتر اون معجزه اتفاق بیفته. دلم میخواد طوری بشه که همیشه مشتاق رابطه باشه.
    می دونم که وظیفه ی خیلی سنگینی دارم چون شوهرم خیلی تمایل به تغییر نداره و این منم که باید بار تمام تلاشها رو به دوش بکشم و تمام سعیم رو بکنم که به اون چیزی که میخوام دست پیدا کنم. میخوام به سرعت این اتفاق بیفته چون میدونم بعد از بچه دار شدنمون ممکنه کارم سخت تر بشه.
    این رو بگم که خیلی به مشاورها اعتماد نمیکنم چون چند مورد رو دیدم که دوستام برای مشکلات خانوادگی به مشاور مراجعه کردن و هیچ کمکی بهشون نکرده. اما چند باری فکر کردم که با یه مشاور صحبت کنم شاید بتونه حتی یک درصد بهم کمک کنه اما دقیقا نمیدونم برای این مورد خاص باید پیش چه جور مشاوری برم.
    امیدوارم که توضیحاتم کامل بوده باشه. اگه به چیزی اشاره نکردم بگید تا مفصلا در موردش توضیح بدم.
    بازم ممنونم.
     
  11. با درود
    یادم رفت که بگم روی خوراکی ها هرگز کار نکردم. همسرم علاقه ی زیادی به خوردن دوغ و ماست و ... که طبیعت سردی دارند داره. تو این سایت و جاهای دیگه مطالبی در مورد تاثیر خوراکی ها خوندم اما مطمئن نیستم خیلی بتونه موثر باشه اما اگه فکر کنید لازمه و توصیه کنید این کارو میکنم.
    با سپاس
     
  12. شاید شما چون دوران عقد هستید و ایشون به یه سری از کارها محدود شده باشه یه جورایی سر خورده شده.
    مثلا شاید شما نتونید هر لباسی رو که اون دوست داشته باشه بپوشید و یا........
    و به نظرم خانوم سوگولی پیشنهاد های خوبی بهتون دادن و من باهاشون موافقم
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  13. سلام دوستان ببخشید سوالم رو اینجا مطرح می کنم چون امکان ایجاد پست جدید نبود اینجا مطرح کردم. ببنید من و همسرم تقریبا زیاد بحثمون میشه، اما هیچ وقت با هم قهر نمی کنیم نهایتا یکی دو ساعت حرف نمی زنیم، اما تو همین یکی دو ساعت هم مثلا اگه یکی مون واسه خودش میوه پوست بگیره به اون یکی تعارف میکنه!!!!!! خنده داره می دونم. اما سوال من اینه حتی بعد یه دعوای اساسی هم تو رخت خواب شوهرم میاد سراغم البته معاشقه ای رو که انجام میده بیشتر از وقت های دیگه است، منظورم اینه که خیلی اصولی و با سیاست عمل می کنه، منم بعد یه کم ناز کردن جواب مثبت میدم، چون نمی خوام ازم زده بشه، اما یه جایی هم خوندم که نباید زیاد به خواسته ی مرد جواب مثبت داد چون مردها از زنهایی که ازشون دوری می کنند بیشتر خوششون میاد، یه جای دیگه هم خوندم که مردا پیش زنشون سیر نشن میرن سمت یکی دیگه، حالا تورو خدا بهم بگید آیا کارم درسته که هر وقت شوهرم میاد سمتم حتی بعد یه دعوای جانانه من بهش نه نمیگم؟ اینم بگم اینجوری نیست که فقط به فکر خودش باشه و همه ی تلاشش اینه که منم ارضا بشم و منم همیشه کنارش لذت بردم، اما دوست ندارم یه وقت فکر کنه خیلی ولو هستم و دوست هم ندارم که ازم زده بشه، لطفا کمکم کنید
     
  14. سلام دوستان ببخشید سوالم رو اینجا مطرح می کنم چون امکان ایجاد پست جدید نبود اینجا مطرح کردم. ببنید من و همسرم تقریبا زیاد بحثمون میشه، اما هیچ وقت با هم قهر نمی کنیم نهایتا یکی دو ساعت حرف نمی زنیم، اما تو همین یکی دو ساعت هم مثلا اگه یکی مون واسه خودش میوه پوست بگیره به اون یکی تعارف میکنه!!!!!! خنده داره می دونم. اما سوال من اینه حتی بعد یه دعوای اساسی هم تو رخت خواب شوهرم میاد سراغم البته معاشقه ای رو که انجام میده بیشتر از وقت های دیگه است، منظورم اینه که خیلی اصولی و با سیاست عمل می کنه، منم بعد یه کم ناز کردن جواب مثبت میدم، چون نمی خوام ازم زده بشه، اما یه جایی هم خوندم که نباید زیاد به خواسته ی مرد جواب مثبت داد چون مردها از زنهایی که ازشون دوری می کنند بیشتر خوششون میاد، یه جای دیگه هم خوندم که مردا پیش زنشون سیر نشن میرن سمت یکی دیگه، حالا تورو خدا بهم بگید آیا کارم درسته که هر وقت شوهرم میاد سمتم حتی بعد یه دعوای جانانه من بهش نه نمیگم؟ اینم بگم اینجوری نیست که فقط به فکر خودش باشه و همه ی تلاشش اینه که منم ارضا بشم و منم همیشه کنارش لذت بردم، اما دوست ندارم یه وقت فکر کنه خیلی ولو هستم و دوست هم ندارم که ازم زده بشه، لطفا کمکم کنید
     
  15. سلام
    لطفا کمکم کنید هر کی میاد یک سوالی میپرسه و بعد که جواب میدم دیگه ناپدید میشه!
    من24سالمه.اختلاف سنیمون4ساله.شغل اونم دولتیه  لیسانس داره ولی اصلا مثل مردای جوون اهل اینترنت نیست که اینجور چیزا پیدا کنه(البته اوایل که من هیچی نمیدونستم اون اطلاعاتش بالا بود!نمیدونم از کجا میدونست!)
    میگه که کار زیاد دارم .و آخر هفته هر هفته بخاطر خانواده ش خودشو مجبور میدونه که برگرده شهرمون نه بخاطر من! و بهمین خاطر خسته هم هست و خواش میاد.برای بقیه بخاطر اینکه کارشو از دست نده برای بقیه خیلی کار میکنه که همین باعث میشه به اون نفرات حسودی کنم.
    قبلا ها تو رختخواب به من میگفت تو ارضا نمیشی!یا همش وقتی به اصرار من برای ارضا شدن من با من رابطه برقرار میکرد همش میپرسید چقدر دیگه ارضا میشی ؟که باعث میشد خیلی عصبانی بشم.
    یا اینکه خودش دراز میکشید و میگفت تو خودتو با من ارضا کن!!!هر کار میخوای بکن!
    میگم شاید مشکل ازینجاست که من خودم  رو زیاد از نظر جنسی وابسته نشون دادم و این باعث دوریش شده باشه.هر چند که الان که یک سال از ازدواجم میگذره فکر نکنم حتی یک بار از نظر جسمی یا روحی ارضا شده باشم!
    البته اینجا که میبینم همه مردا مهمه براشون ارضای زنشون.شوهرم هم اوایل اونقدر بهش گیر میدادم که میگفت من حاضرم تو دوبار ارضا شی و لی من اصلا نشم(البته اگر راست میگفت باید تلاششو میکرد!)
    فکر کنم مغرور هم باشه.چکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
     
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 2
رفتن به صفحه 1   


پرش به:  

شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB ©



Forums ©

.: مسئوليت مطالب، تبليغات و محصولات ديگر سايتها به عهده خودشان است :.
.:: برداشت از مطالب اين سايت فقط با کسب مجوز از مدیریت و با ذکر مبنع و آدرس به صورت لینک بلامانع است ::.
.::: کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دکتر رهام صادقی بوده و هرگونه سواستفاده از آن طبق ماده 12 قانون جرایم رایانه ای قابل پیگیری است :::.






مدت زمان ایجاد صفحه : 0.37 ثانیه (101)