شما در بخش انجمنهای گفتگو سایت دکتر رهام صادقی هستید، برای آشنایی با امکانات متنوع دیگر سایت اینجا کلیک کنید


به اينستاگرام سايت بپيونديد

خیانت همسرم با دختری دیگر

  1. با سلام نمیدونم میتونید راهنمایی کنید یانه ؟من 6ماه پیش متوجه شدم که شوهرم بایک دختر ارتباط داره البته شانسی اس امسی که برایش فرستاده بوذ رو خوندم البته بگم از چند وقت پیش قبض موبایل شوهرم خیلی میومد ومن ساده دل به دلیل اعتماد بیش از حد شک نمی کردم تا اون اس ام اس بعد اون من تقاضای طلاق کردم ولی با اصرارهای بیش از حد وبیشتر به خاطر پسرم منصرف شدم شوهرم هم قول داد دیگه رابطه شو قطع کنه الن شش ماه از اون ماجرا گذشته ولی من همیشه به اون مشکوک هستم مخصوصا قبض اخیر ش که باز زیاد اومد خودش اصرار میکنه که با اون حرف نزده از طرفی هم از پرینت دراوردن موبایل طفره میره به نظر تون من چیکار کنم ایا تا اخر عمرم همین طور شکاک بمانم نمیدونم چیکار کنم از طرفی نگران پسرم هم هستم از اون موقع هم دچار افسردگی شدم ذیگه شوروشوق زندگی ندارم اگه پسرم نبود اراحتتر تصمیم میگرفتم لطفا راهنمایی کنید
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  2. سلام.
    اتفاقی که در گذشته افتاده خودش دلیل خوبی برای این حالت شماست و این حالت کاملا طبیعیه. اما مردها به دلیل غروری که دارن معمولا نمی تونن با طرف دوم یک هو و به صورت طوفانی به هم بزنن. بنابراین قدری زمان می بره. اما در طول این زمان یعنی از برگشتن شما به خانه تا امروز. ایشون نباید کنترل شما رو حس کنه تا حس حقارت و اصطلاحا گریز از زندان، بهش دست نده. این احساس باعث لجبازی و شاید ادامه روابط بشه.
    سعی کنید گذشته رو چندان جلوی چشمتون نیارید و در عمل نشون ندید که بهش اعتماد ندارید. محبتتون رو بیشتر کنید. در طول روز بیشتر باهاش تماس بگیرید. بگذارید مجبور باشه مقداری از وقتش در روز رو به جواب دادن به شما سپری کنه. البته بعد از تماس گفتن کلمات محبت آمیز و اظهار دلتگی کنید نه اینکه کنترلش کنید. شما باید با ترفندهای ابداعی خودتون اون رو مجبور کنید بیشتر با شما مخاطب باشه. چه حضوری و چه غیر حضوری. تا چند دروه از قبض موبایل بهش فرصت قطع رابطه رو بدید و براش در منزل جاذبه هایی رو به وجود بیارید. با برنامه ریزی سعی کنید در خانه و بیرون، بیشتر وقتش رو پر کنید. سعی کنید این برنامه طوری تنظیم بشه که بیشتر وقتها با شما و فرزندتون باشه.

    منتظر روزهای آینده باشید و خودخوری نکنید چون معمولا چهره خانمها قدری اسرار درونشون رو هویدا می کنه.

    بعد از چند دوره دیگه از قبض موبایل، نتیجه رو بررسی کنید. امیدوارم در اون روز خبرهای خوبی از شما بشنوم.
     
    تشکر شده توسط : 2 کاربر
  3. سلام دوست عزیز من با نظر خانوم پریسا موافقم.زندگی مثلث متساوی الاضلاع میباشد که  هر ضلع واسه خودش یه نام داره ضلع 1 نیازهای عاطفی 2 نیازهای جنسی 3 نیازهای مالی که هر کدام از این سه نیاز اگر دچار کمبود از هر کدام زوج ها شود تساوی اضلاع خودش رو از دست میدهد و مسائلی چون خیانت رو به وجود میاره.ببینید شما از کدوم ضلع واسه شوهرتون کم گذاشتید.با تشکر از دوستان
     
    تشکر شده توسط : 2 کاربر
  4. با سلام
    البته بنده از فرمایشات بسیار حلّال خانم پریسا این استنباط را نکردم که قربانی، شوهر خانم mske1349  است.
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  5. کامبیز درست میگه .
    آیا وظیفه خودتون رو به طور کامل انجام دادین؟  درباره زندگی  (مثلث  maepc) چطور؟ .
    ضلع بزرگ مثلث زندگی عاطفه و عشق هست . البته هنوز دیر نشده. اگه شما بتونین ضلع بزرگ شوهرتون رو کامل و درست بکشین اونوفت ایشون هم دیگه نیازی نمیبینن دنبال قلم های دیگه برن.
    سعی کنین نکات شوهر داری رو یاد بگیرین و به کار ببندید اینجوری هم اون خیالات و فکرای - ای که درباره شوهر میکنین دور میشن و هم در صورت وجود رابطه باعث تضعیف و نابودیش میشه.
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  6. امكان نداره فراموشش كنه .خودتو گول نزن پسرتم مطمئنا نميخواد پدري خاين داشته باشه فقط يه فرصت ديگه بهش بده ..اگه اينبار  درست نشد ...بايد ادبش كني  منم يه شوهر خاين دارم  ولي حيف كه ............ اگر ديدي اين همون دختره خودتو رها كن چون ميخشو كوبيده اگه درشم بياري جاش رو قلبش ميمونه
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  7. با سلام وتشکر از همه دوستانی که جواب منو دادند میخواستم خبر خوشی بدم همانطور که گفتم چند وقت پیش باز به شوهرم شک کردم ولی اون برای اینکه ثابت کنه دیکه با اون دختره رابطه ای نداره پرینت جند ماه رو گرفت وحتی میخواست دیگه از موبایل استفاده نکنه البته بگم روزهای بدی داشتیم مخصوصا وقتی خواستم که دیگه جدا شیم خیلی ناراحت شد وکلی معذرت خواست پسرم هم حیوونی همه اش گریه کرد ومن باز چاره ای نداشتم جز این که دوباره به زندگیم ادامه بدهم ضمنا در جواب شما باید بگم من نه از روی دلسوزی بلکه به خاطر علاقه ام فداکاری کردم که فکر نکنم کسی همچین کاری تو دنیا کرده باشه با وجود مشکل خاصی که شوهرم از لحاظ جنسی داره من هیچوقت شکایتی از اون نداشتم زندکی زناشویی ما عجیبترین زندگی هست که فکرشو بکنین وما با وجود این خیلی به هم وابسته بودیم وفکر نکنم من از لحاظ عشق وعلاقه کوتاهی کرده باشم من تو زندگیم نه سالگرد ازدواج ونه تولد ومنا سبتهای دیگر رو فراموش نکردم واین شوهرم بود که این جور چیزها برایش مفهومی نداره با این وجود شما بگید ایا من باعث شدم که شوهرم به فکر رابطه با کس دیگه با شه و به نظر من در چنین موقعیتی هرکس جای من بود قبل از شوهرم به فکر این کار ها می شد که البته من همچین کاری رو تایید نمیکنم و به نظر من مقصر اصلی اون دختری هست که با وجود اگاهی از خانواده مرد باز هم راضی میشه سایه ای رو زندکی یک خانواده بشه و من فقط از خدا میخوام در اینده شوهرش هم همچین کاری با هاش بکنه اون موقع هست که میفهمه بهر حال باز هم از همه تشکر میکنم وامیدوارم هیچ سایه شومی رو زندگی خانواده ها نباشه
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  8. عزیزم سلام
    خوشحال شدم که مشکلت برطرف شده اما اینو من میگم زنی که کماکان با این مسائل درگیر هست،تاحال مثل شما فکر میکردم که کمال محبت را دارم ولی او سردبود.
    اما حالا فهمیدم اشتباه از خودم بوده وبس میدونی چرا؟این تجربه شخصیه من هست:
    چون فرصت ندادم اونم  خودشو نشون بده تا بفهمه کجا ایراد داره وچی باید بیاموزه از من،
    چون نگذاشتم اونم بتونه محبت کنه وبگه نتونست خودش بفهمه من همش لقمه محبت تودهنش میگذاشتم.
    حالا هم دانا باش میدونم نمیشه شک نکرد وزمان میبره تابازبهش اعتماد کنی اما به خودت بگو آخرش که چی اگه بخواهد آدم شودیانه به کنترل من ربطی ندارد به اعتماد وعلاقه مجددمن ربط دارد.
    گلم عشق بازیه مججدد در افرادمتاهل هیچ وقت بی دلیل نیست واگه به کسی برنخوره مطمئن باش که ایراد از شریکش هست که از او نیست
    تو که اینقدر خوبی باز اعتمادتو به او نثارکن وپسرتو باز بیاموز که لغزش همیشه هست امابخشش هم هست.
    اگر نبخشی قربانی هستی.
    شادباشی وثروتمند.
     
    تشکر شده توسط : 2 کاربر
  9. با سلام دویاره نمیدانم چقدر از اخرین پستم میگذره ولی میخواستم بگم باز اشتباه کردم من فهمیدم که ابن همه سال با یک دروغگو زندکی کردم نه ماه پیش احساس کردم باز شوهرم با اون دختره رابطه داره برای همین رفتم سراغ شماره های مشکوک که از قبل یادداشت کرده بودم بعد از یکسری ترفند با کمکال تعجب دختری که با شوهرم رابطه داشت رو شناختم که اصلا فکرش رو هم نمی کردم چون نه قیافه ذاشت ونه اون جور ادم به نظر میرسیذ خلاصه شوهرم باورش نمیشد که من بتونم دختره رو پیدا کنم بعد که دید من دیگه میخوام جدا بشم باز شروع به گریه والتماس کرد وباز قول دادا دیگه تموم کنه ولی دوباره من چند وقت پیش باز فهمیدم که باهم هستند از طرفی فکر میکنم دختره داره شوهرم رو تهدید میکنه که موقعیت کاری اش رو خراب کنه وحتی انقدر پرو هست که منو هم تهدید میکنه چون میدونه اگه من به محل کارش خبر بدم کاری که خیلی بهش احتیاج داره از دست میده ومن به خاطر شوهرم نمیتونم کاری بکنم وهم از اون وهم از شوهرم بدم در ضمن بگم من در قبال شوهرم از هیچ کاری کوتاها نکردم واینو حتی شوهرم هم میگه با اینحال با وجود پسرم موندم چیکار کنم
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  10. مثلا شما رو به چي تهديد ميكنه؟ ميشه بگين؟ اصلا كوتاه نيا.اگه شوهرت مقصر نيست و ميخواد دست از كارش برداره پس چرا يه اقدامي نمكينه؟ از چي ميترسه؟
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  11. سلام دوست عزیز

    به نظر من مردی که یکبار راه رو به خطا رفت دوباره هم می ره من اولین پستتون رو که خوندم (بلند برای دوستم هم خوندم) گفتم که چنین مردهایی دوباره همون کارو تکرار می کنند ولی بعد که گفتید پرینت تلفن رو کنترل کردید من که باورم نشد تا اینکه رسیدم به این پست آخرتون و خیلی متاثر و ناراحت شدم اگر موقعیتشو دارید یک لحظه درنگ نکنید و جدا بشید من اگر جای شما بودم همون دفعه اول طلاق می گرفتم چون چنین مردهایی اصلا لیاقت گذشت رو ندارن چون زنها همه چیز رو می تونن تحمل کنند (اعتیاد- فقر مالی- بد خلقی و...) جز.........خیانت

    خوشبخت و سلامت باشید
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  12. سلام دوست عزیز شما اول باید مطمئن بشی که شوهرت اون خانوم را واقعا دوست داره یا نه؟ اگر داره که تکلیف شما معلومه. اگر نداره نباید از چیزی بترسید با همکاری هم اونو از سر راه بردارید ولی من فکر می کنم شوهرتون خودش خواستار هین رابطه است وگر نه به راحتی کنارش می گذاشت.
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  13. سلام دوست عزيز

    من الان تمام پست هاي شما رو از ابتدا تا انتها خوندم.ميگن تا 3 نشه بازي نشه.ظاهرا واسه شما 3 اومده اما يك سوالي؟چرا خانواده ها رو در جريان نگذاشتيد؟الان ديگه وقتشه كه پدر و مادر شوهرتون قضيه رو بفهمند شايد اونا بتونند دختررو از سر راه بردارند.

    من مصرانه و صراحتا نميگم طلاق بگير ميگم يكم فكر كن.سبك سنگين كن
    ببين ارزش زندگيو داره؟ببين پسرت ميتونه اين قضيه رو تحمل كنه؟ببين درجه عشقتون رو چنده؟
    اصلا ازش چيزي مونده؟؟؟ اگه مونده پس تلاش كن تا زندگيتو نجات بدي.
    اگر شوهرتم ديگه دخترر. نميخواد و فقط واشه تهديداش داره ادامه ميده پشتش باش و بهش كمك كن تا مشكل فعلي حل بشه بعد باهاش تصفيه حساب كن
    نزديك به 40 سالتونه دارم جسارت ميكنم كه راهنمايي ميكنم اما تروخدا جوگير نشو و نگو طلاق آخرين ئ بهترين راه هستش
    ما داريم تو ايران زندگي ميكنيم ايران براي يك زن مطلقه يعني كوله باري از مشكل
    با شوهرت حرف بزن اگه تصميم جفتتون طلاقه كه فبها و گرنه جاي فكر داره

    من خودم قبل از ازدواج به شوهرم گفتم اگه 3 چيز اتفاق بيفته شك نكن كه طلاق ميگيرم حتي ا ثانيه هم بهت وقت نميدهم كه جبران كني.يكيش همين خيانت بود.اون باور كرده و ميدونه اين 3 چيز براي زندگيمون ممنوعه است و يعني تير خلاص.اما اگه روزي اين اتفاق بيفته من واقعا طلاق ميگيرم؟؟؟؟!!!!
    نه براي حفظ زندگيم تلاش ميكنم تا اونجا كه بدونم شوهرم ارزش فرصت دوباره رو داره
    وقتي به يقين رسيدم كه ارزش نداره اونوقت تير خلاص رو ميزنم

    به حرفهام فكر كن.اگه طلاق رو انتخاب كردي همه جوانبو بسنج.عمليات انتحاري نكن
     
    تشکر شده توسط : 2 کاربر
  14. سلام عزیزم

    به نظر من طلاق گرفتن در این جور موارد همیشه بهترین راه نیست
    چون شما فرزندی دارید که طلاق میتونه آینده بدی رو براش رقم بزنه
    اگر شوهر شما واقعا از کارش پشیمونه و دیگه نمیخواد به ارتباطش با این خانوم ادامه بده
    دلیلی نداره از تهدید ایشون بترسه ، شما هم همینطور
    بهتره شما و شوهرتون با هم همفکری کنید و دنبال راه خوبی برای فرار از این مشکل باشین
    در ضمن اگر شما و یا شوهرتون از تهدیدهای این خانوم بترسین و ایشونم متوجه این ترسه شما بشه جسورتر میشه و حتی اگه کاری هم از دستش بر نیاد صرفا به این دلیل که میبینه شما از تهدیدش ترسیدین به کارش ادامه میده
    به هر حال امیدوارم هر چه زودتر مشکلتون حل بشه
    موفق باشین
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  15. سلام
    اینطور که از توضیحات شما من فهمیدم ، شوهر شمام نمیخواد با اون دختر باشه ، شاید به خاطر همون موقعیت کاری که میگید مجبوره وانمود کنه و مجبوره که باهاش باشه
    آیا شوهرتونو بازم زیر نظر داشتین؟ منظورم به غیر از تلفنه؟ مثلا جاهایی باهم قرار می ذارن ؟
    این توضیحاتو ندادین ولی اگه فقط تلفنیه مطمئنا شوهرتونم بخاطر ترس از دست دادنه کارشه که همچنان ( با وجود شک از طرف شما ) به خیانتش ادامه میده
    وگرنه هیچ مردی با وجود همسر فداکار و مهربون احتیاجی به یه زنه دیگه نداره که بخواد خیانت کنه
    پس بیشتر فکر کن و البته با ( همونطور که lili_b گفتن ) پدر و مادر خودتو همسرتو در جریان بگذار و حتی میتونی از دختره شکایت کنی.
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 3
رفتن به صفحه 1   


پرش به:  

شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB ©



Forums ©

.: مسئوليت مطالب، تبليغات و محصولات ديگر سايتها به عهده خودشان است :.
.:: برداشت از مطالب اين سايت فقط با کسب مجوز از مدیریت و با ذکر مبنع و آدرس به صورت لینک بلامانع است ::.
.::: کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دکتر رهام صادقی بوده و هرگونه سواستفاده از آن طبق ماده 12 قانون جرایم رایانه ای قابل پیگیری است :::.






مدت زمان ایجاد صفحه : 0.20 ثانیه (101)