شما در بخش انجمنهای گفتگو سایت دکتر رهام صادقی هستید، برای آشنایی با امکانات متنوع دیگر سایت اینجا کلیک کنید


به اينستاگرام سايت بپيونديد

خیانت همسرم با دختری دیگر

  1. سلام شما اول تمام راه حلها را امتحان کنید ودر اخر به طلاق فکر کنید واز تهدیدهای این خانم هم نترسید و تمام تلاش خودتونو بکنید و با چنگ ودندون زندگی خودتون رو نگه دارید سعی کنید به دنبال یک شغل دیگه برای همسرتان باشید شاید اگر از اون محیط دور شود دختره هم ناامید شود ویا به خانواده دختره خبر بدهید بلاخره خدا روزی رسونه اینقدر از بیکاری شوهرتون نترسید اگه واقعا"شوهرتون از ترس کارش با این خانمه شما باید کمکش کنی جلوی دختره کم نیاری و اگر خودش می خواد با دختره باشه کار برای شما سخت میشه می تونید از مشاور هم کمک بگیرد
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  2. به نظر من اگه تصمیم جدی برای طلاق دارین اول یه درس حسابی به اون دختر بی چشم و رو که به راحتی داره یه زندگی رو از هم می پاشونه بدین بعد طلاق بگیرین. مگه خانواده نداره؟ با خانواده اش موضوع رو در میون بذارین. برای این کار از خانواده خودتون کمک بگیرین. نگران پسرتون هم نباشید همچین پدری بالای سرش نباشه بهتره.  وقتی ما زنها به هم احترام نمی گذاریم و اینقدر راحت بهم خیانت می کنیم چه توقعی از مردها داریم؟ من نمی دونم چطوری بعضی از این دخترها با مردهای زن دار رابطه برقرار می کنند و حاضر به همچین کارهایی می شن. من شخصا هیچ دلیل و توجیهی برای خیانت رو قبول ندارم. حتی اگه شما هم در زمینه عاطفی کوتاهی کرده باشی شوهرت می بایستی سعی می کرد مشکلش رو با شما حل می کرد . نه اینکه بره سراغ یکی دیگه بعد هم مثل آدمهای ضعیف به گریه زاری بیفته .  نمی دونم شاید دارم بر خلاف همه که شما رو به ادامه زندگی و فرصت دیگه دعوت می کنند من خیلی تند میرم اما بستگی به خودت داره که چقدر این مسئله برات اهمیت داره و چقدر می تونی چشم پوشی کنی. دوست خوبم امیدوارم هر چه زودتر مشکلت حل بشه و خبرهای خوبی بشنویم. تنها کاری که می تونم بکنم اینه که دعا کنم هر چی به صلاحت هست همون بشه. به خدا توکل کن.
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  3. shamina نوشته است: به نظر من اگه تصمیم جدی برای طلاق دارین اول یه درس حسابی به اون دختر بی چشم و رو که به راحتی داره یه زندگی رو از هم می پاشونه بدین بعد طلاق بگیرین. مگه خانواده نداره؟ با خانواده اش موضوع رو در میون بذارین. برای این کار از خانواده خودتون کمک بگیرین. نگران پسرتون هم نباشید همچین پدری بالای سرش نباشه بهتره.  وقتی ما زنها به هم احترام نمی گذاریم و اینقدر راحت بهم خیانت می کنیم چه توقعی از مردها داریم؟ من نمی دونم چطوری بعضی از این دخترها با مردهای زن دار رابطه برقرار می کنند و حاضر به همچین کارهایی می شن. من شخصا هیچ دلیل و توجیهی برای خیانت رو قبول ندارم. حتی اگه شما هم در زمینه عاطفی کوتاهی کرده باشی شوهرت می بایستی سعی می کرد مشکلش رو با شما حل می کرد . نه اینکه بره سراغ یکی دیگه بعد هم مثل آدمهای ضعیف به گریه زاری بیفته .  نمی دونم شاید دارم بر خلاف همه که شما رو به ادامه زندگی و فرصت دیگه دعوت می کنند من خیلی تند میرم اما بستگی به خودت داره که چقدر این مسئله برات اهمیت داره و چقدر می تونی چشم پوشی کنی. دوست خوبم امیدوارم هر چه زودتر مشکلت حل بشه و خبرهای خوبی بشنویم. تنها کاری که می تونم بکنم اینه که دعا کنم هر چی به صلاحت هست همون بشه. به خدا توکل کن.


    سلام

    shamina ی گرامی ، احساس شما رو کاملا درک می کنم
    کمتر کسی با خیانت - بخصوص خیانت مکرر - کنار میاد و ...

    اما توصیه برخورد با اون خانوم بنظرم توصیه درستی نیست .
    عقیده دارم که دوست ما باید جمیع شرایط رو بسنجند و اگر احساس می کنند که به مرد زندگیشون بعنوان یک مرد متعهد ، امیدی نیست ، بهتره ترکش کنند و دیگه به باقی مسائلش کاری نداشته باشند چون تجربه نشون داده انسانها بعد از 6 سالگی هم بسختی تغییر می کنند چه برسه به این سن و سال ! و خود پروسه جدایی توان روحی بالایی می خواد ، بهتره در کنار این کار طاقت فرسا ، یک فعالیت اعصاب خرد کن دیگه رو اضافه نکنیم . البته اگر فایده ای داشت ، خب حتما من هم توصیه می کردم که این مراسم حالگیری ! انجام شود ولی اگر تصمیم به جدایی باشه ، واقعا این مسئله فایده خاصی هم جز رنجش روحی فراوان ندارد ...

    پ.ن : اینکه دوستمون با این آقا بمونه یا ازش جدا بشه ، بحث پیچیده ایه که باید روش دستکم چند ده ساعتی وقت گذاشت و جمیع جوانب رو سنجید . بنظرم با اطلاعاتی که  ایشون دادند کاملا نمیشه قضاوت کرد . نه در مورد خود قضیه و نه در مورد اینکه اساسا طلاق به نفع این خانم هست یا نه ؟ از نظر من هم خیانت خیلی وحشتناکه اما گاهی معتقدم - بدلایل شرایط جامعه و فرهنگ خانواده - که دختر بهتره با یک شوهر خائن بسازه تا جدا بشه !! - روی کاغذ این مسئله عقلانی نیست ولی اگر درجامعه چرخی بزنید و همه فرهنگها رو از نزدیک لمس کنید ، متوجه منظورم می شید - فقط یک مسئله رو می خوام با قاطعیت بگم ، هر چه که هست ، از همسر این خانم نباید ، مردی مقدس که گول عفریته ای دیو سیرت رو خورده بسازیم .
    شدیدا اعتقاد دارم در هر رابطه ای دو طرف سهم خاص خودشون رو دارند و موضوع اغفال شدن در روابط جنسی در 90% موارد توهمی بیش نیست و دست آویزیسیت برای توجیه خودشون . چه دخترهایی که از اغفال شدن دم می زنند چه مردهایی که این ادعا رو  دارند .
    بهرحال بهتره با دونستن این واقعیت ، و با در نظر گرفتن تمام شرایط ( قبل و بعد از جدایی ) تصمیم بگیرید که چه باید بکنید .
     
  4. دوست عزیز
    من هیچ دلیلی برای محکوم کردن اون دختر نمی بینم . انسانها مسئول رفتار خودشون هستن! این حرفها یعنی چی ؟ گولش زدن....ازش آویزون شدن...تهدیدش کردن....اینها همه عزیزم توجیهه.....! این چه حرفیه عزیزم اگه خودش نمیخواست که قضیه به اینجا نمیکشید!
    فقط خودت و همسرت مسئول این اتفاق هستید! حالا اینکه کدوم یکی بیشتر مقصر بودید باید بیشتر بررسی کنی و حتما از یک مشاور کمک بگیر.

    خیانت چه برای زن و چه مرد معمولا به دو دلیل زیر اتفاق میفته:

    1- طرفین رضایت همدیگه رو نتونن در رابطه ی مشترکشون تامین کنن ، حالا از هر نظر ... از مسائل عاطفی و جنسی و کار و اقتصاد خونواده و اخلاق و... بگیر تا کوچکترین مسائلی که به درک متقابل نیاز داره. که بعد از مدتی واسه هم خسته کننده میشن و دنبال یک راه فرار میفتن.
    شما میگی از هیچ نظر واسش کم نذاشتی ، من شما رو درست نمیشناسم شایدم شمادر اشتباهی! شایدم فکر میکردی که راهی رو که میری خودشه و درسته ....

    2- بعضی ها ذاتا اهل خیانت هستن و همیشه توجیهی برای این رفتارهاشون دارن.که به نظرم اینطور آدمها چه زنش و چه مردش نباید ازدواج کنن. چون ازدواج مقدسه!...
    اگر کمبودی از جوانب مختلف زندگی واسه طرف نذاشته باشی (که باید یک مشاور با توجه به وصف حالی که از خودت براش میدی اینو تایید کنه)و باز خیانت دیده باشی ، طرفت جز این دسته از آدمهاست . و حیفه که انسانی زندگیش رو تنها به خاطر احساساتش فدا کنه. فداکاری بعضی جاها به ضرره...پسرت نمیدونم در چه سنی هست؟
    بچه ها در سنین 6 تا 18 معمولا از جدایی پدر و مادر بد ضربه میخورن... در کودکی چون هنوز نمیدونه اطرافش چی میگذره میتونه خودشو با محیط وفق بده ...بالای 18 سال هم دیگه سنی هست که درک بالایی از اطرافش داره... مخصوصا در سن بلوغ بدترین ضربه به بچه وارد میشه... اگر در این محدوده سنی هست کمی قضیه نگران کننده میشه مگر اینکه پس از جدایی حتما پسرتون رو پیش خودتون نگه دارید طوریکه اجازه داشته باشه پدرش رو هم ببینه.

    همه ی جوانب رو درنظر بگیر...یادت نره از مشاور حتما کمک بگیری...و درنهایت به این فکر کن که فقط یکبار بدنیا اومدی و یکبار حق زندگی کردن داری...پس ازش خوب استفاده کن!
    شاد باشی.
     
  5. آقای سامی من تقریبا بیشتر راهنماییاتون را قبول داشتم ولی در این پست اصلا با نظرتون موافق نیستم اینکه نمیشه حرف که بهتره بعضی مواقع زنهای ما بسوزند ولی از شوهرشون جدا نشن یا اینکه نباید شوهر این خانوم را خیلی بد جلوه داد چون اسیر فریب یه دیو شده اینا تقریبا حرفهایی هست که توی این پستتون زدین  به نظرمن راهنمایی درست را خانوم سارا سالی کردن
     
  6. mojdehh نوشته است: آقای سامی من تقریبا بیشتر راهنماییاتون را قبول داشتم ولی در این پست اصلا با نظرتون موافق نیستم اینکه نمیشه حرف که بهتره بعضی مواقع زنهای ما بسوزند ولی از شوهرشون جدا نشن یا اینکه نباید شوهر این خانوم را خیلی بد جلوه داد چون اسیر فریب یه دیو شده اینا تقریبا حرفهایی هست که توی این پستتون زدین  به نظرمن راهنمایی درست را خانوم سارا سالی کردن


    سلام مژده جان

    از آخر جواب می دم

    1- من کی گفتم نباید همسر ایشون رو خیلی بد جلوه داد ؟ اگر با دقت بخونید اتفاقا عرض کردم ، نباید همسر ایشون رو مردی پاک نیت که از روی سادگی گول یک عفریته رو خورده ، جلوه  داد و باید پذیرفتن ایشون هم به سهم خودشون آگاهانه به این کار تن داده اند . یعنی دقیقا برعکس برداشت شما

    2- در مورد قسمت اول هم ، باز بنده عرض کردم "گاهی" جدا نشدن بهتر از جداییست  ،
    ببین دوست من ، شما نمی تونی طلاق گرفتن از یک مرد خائن رو بعنوان یک فرموله عاقلانه که خود من هم قبولش دارم ، برداری و برای تمامی افراد جامعه با فرهنگهای مختلف تجویز کنی
    بله ، اگر خواهر من چنین شوهری داشت ، خودم دنبال کارهای جداییش می افتادم اما وقتی می خواید به کسی مشاوره بدید باید همه جوانب رو بسنجید
    هنوزهم تاکید می کنم در برخی از فرهنگها زندگی کردن با یک شوهر خائن بسیار تاوان کمتری نسبت به جدایی و طلاق داره ، و من و شما نباید هرچیزی که بنظر خودمون اوکی و مطلوبه ، ندیده و نشناخته به دیگران توصیه کنیم .

    بنده هم به این دوستمون نه گفتن طلاق بگیر ، نه گفتم بمون و بساز ، فقط عرض کردم قبل از جدایی همه جوانب رو بسنج
     
  7. سلام خانم عزیز من به شما پیشنهاد می‌کنم که خدتنو از شر این مرد خلاص کنید چون آدم از بین میره که بخواد با اینطور کسی‌ زندگی‌ کنه اون لیاقت شمارو نداره که اینکارارو میکنه
     
  8. با تشکر از همه راستش من بارها خواستم جدا بشم البتهئ چندین فرصت دادم ولی هر بار با التماس و گریه وزاری ایشان باز دست کشیدم ولی این مسایل انقدر دیگه اعصابمو خرد کرده که تبدیل به یک زن افسرده شدم اصلا داغون شدم الان با اینکه تو یک خونه هستیم ولی انگار غریبه ایم الن هم از من تا عید فرصت خواسته تا بعد از عید از اونجا در بیاد ولی من باز نمیتونم دیکه به اون اعتماد بکنم خودش هم میدونه ولی به دلیل نیازی که به اون کار داره اصرار داره تا عید اونجا باشه ولی بعد از عید دیگه تصمیمم رو گرفتم هر جور شده باید این موضوع رو تموم کنم اینکه به خانوادهام بگم نمیتونم چون مادرم ناراحتی قلبی داره پدرم هم مریض وپیره برای همین اصلا نمیخوام تا اخر این موضوع رو بفهمند ضمنا ابروی خودم هم پیش خواهرام وبرادرهام میره ونمیخوام کسی با ترحم به من و پسرم نگاه کنه به هر حال این وسط به نظر من بازنده اصلی شوهرم هست چون با وجود مشکلی که هم از نظر جنسی وهم از نظر روحی دارند نمیتونند با کسی ازدواج کنند ومن اگه این همه سال تحمل کردم اول به خاطر علاقه واخیرا به خاطر پسرم بوده ومیدونم روزهای سختی در انتظارم هست ولی میتونم از عهدهاش بر بیام
     
  9. با سلام.دوست عزیز موقعیت بسیار سخت و حساسی است بنظر من هم بهتر اینه که خانواده ها رو مخصوصاً خانواده شوهرتو در جریان بذاری تا بزرگترها با تدبیر خودشون کمکتون کنن
     
  10. mske1349 نوشته است: به هر حال این وسط به نظر من بازنده اصلی شوهرم هست چون با وجود مشکلی که هم از نظر جنسی وهم از نظر روحی دارند نمیتونند با کسی ازدواج کنند ومن اگه این همه سال تحمل کردم اول به خاطر علاقه واخیرا به خاطر پسرم بوده ومیدونم روزهای سختی در انتظارم هست ولی میتونم از عهدهاش بر بیام


    دوست عزیز نمی خوام آشفته ات بکنم اما شما مطمئنی که همسرت وقتی با اون خانم هم هست مشکل جنسی شو داره ؟
    یکبار یادمه گفتی که همسرت گفته : " من نسبت به تو هیچ میلی ندارم " ! این جمله خیلی معنی داره از طرف دیگه وقتی یک مرد متاهل با دختر دیگه ای رابطه برقرار می کنه و قرار می ذاره و ... در اغلب موارد کار تنها به پشت میز کافی شاپ و روی تخت سفره خانه سنتی ، ختم نمی شود .

    دوستان قبلا هم بهتون گفتند که خیانت دلایل مختلف داره ، یا نارضایتی در بین هست یا طرف ذاتا خیانت رو دوست داره و تنوع طلبه .

    اگر نارضایتی در بین هست ، بگردید دنبال علتش
    این نارضایتی هم می تونه جنسی باشه هم روحی ، من بعنوان یک مرد از هم آغوشی با آنجلینا جولی هم لذت نمی برم اگر بلحاظ روحی باهاش مشکل داشته باشم . خود شما خانم ها هم همینطوری هستید تازه خیلی حساس تر و شدیدتر .
    اگر با یک آدم ذاتا تنوع طلب طرفی که هیچ
    اما اگر نارضایتی در بین هست ، نه برای این زندگی که هنوزم نمی تونم بهتون بگم جدا شو یا بمون و بجنگ ، که برای زندگی خودتون و احیانا ازدواج بعدی باید ، متوجه بشی که مشکل دقیقا کجاست ؟ آیا شما کم گذاشتی یا بد عمل کردی ( روحی و جسمی ) یا همسرت توقع بی جا داشته و سلیقه اش خاص بوده ؟
    بهرحال اگر ندونی مشکل دقیقا چی هست ؟ همیشه احتمالش هست که بازهم شکست بخوری ، پس ضمن اینکه همه جوانب رو می سنجی ، به این هم فکر کن که چی شد که به اینجا رسیدید ؟ از اول اونی که همسرتون می خواست نبودید یا ... ؟ آیا رفتارها و گفت و شنودهای خودتون در دلسردی ایشون موثر بوده یا نه ؟ آیا اساسا با یک مرد تنوع طلب طرفی ؟ چه چیزهایی در وجود اون خانم باعث جذب همسرت شده ؟ و ...

    در نهایت توصیه می کنم آرامشت رو حفظ کنی
    در بدترین شرایط هم اگر آرامش داشتی باشی و تمرکزت رو از دست ندی ، تصمیمات بهتری خواهی گرفت
    موفق باشی ...
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  11. با سلام
    دوست گرامی ضمن تایید گفته های آقای سامی که پخته تر وارد بحث شدند،میتونیم از مشاوره دوستان نتایج زیر رو بگیریم:
    1-این مسئله رو خودتون با توجه به اقتضای زندگی،زمان،خانواده،امکانات و... موجودتون  باید حل کنید.
    2-هیچکس به غیر خودتون و همسرتون نمیتونه کمکتون کنه(البته مشاوره با متخصص مسائل خانواده توصیه میشه)چون همه ما ها براساس ذهنیات خودمون و در موقعیت غیر واقعی مشاوره میدیم که چه بسا شاید از واقعیت خیلی به دور باشه.
    3-پیشهاد میکنم تمامی مسائلتونو بر روی کاغذ بنویسید شاید نکاتی رو از قلم انداختید که با توجه به اون معضل و تدبیر صحیح حل بشه.
    4-از بسط قضیه تا حد ممکن و تا حل کامل در بین خانواده ها ممانعت به عمل آورید.
    5-زود و از روی احساسات تصمیم نگیرید.
    6-براساس واقعیات جامعه و خانواده قضاوت و تصمیم بگیرد.
    7-آینده خودتون و فرزندتونو همواره در نظر داشته باشید.
    8-اگر خدای ناکرده تصمیم به طلاق گرفتید حتماً به عاقبت کار و زندگیتون عمیقاً فکر کنید.
    9-هیچگاه یکطرفه به قاضی نروید.
    10-حتی المقدور  و در صورت امکان با یک فرد امین و بزرگتر از خودتون در خانواده یک مشاوره داشته باشید.ولی همونطور که در بالا گفتم جداً از بسط اون در کل خانواده بپرهیزید.
    11- همیشه با آرامش با مسائل برخورد نمائید.
    و....
    شاید این مواردی که گفتم باب طبع بعضیها  مخصوصاً مجردین و جوانان نباشه ولی به تجربه ثابت شده که در اغلب موارد عدم وجود تصمیم درست و برخورد احساسی با موضوع، آنچنان ضربه ای بهیک فرد زده که اونو به ورطه تباهی و فساد برده و لذا ضمن پوزش از همه دوستان جوان که زود احساسی میشن باز هم تاکید میکنم با حلم و تدبیر و بدوراز احساسات زود گذر تصمیمی در خور خود و فرزندتون بگیرید.
    حال خوددانید.
    موفق باشید.
     
    تشکر شده توسط : 3 کاربر
  12. اقای آلیان واقعا از گفته هاتون نهایت تشکر و سپاسگزاری را دارم بسیار منطقی و پر محتوا بود امیدوارم که این دوست عزیز با دقت تصمیم نهایی را بگیرند
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  13. سلام
    از من میشنوی طلاق رو بی خیال شو دو دستی بچسب به زندگیت مگه این زندگی رو راحت به دست آوردی که بخوای راحت از دست بدی اونم به خاطر یکی دیگه؟به نظر من این زندگی مال توی ...اگه فکر میکنی شوهرت دوستت داره پس بمون و نذار که بعدا پشیمون بشی .مگه با طلاق همه چیز خوب میشه؟نه اصلا اینطورا نیست.طلاق آخرین و آخرین راهه .نه اولین راه .خدارو شکر ما خانوم ها قدرت organizeبالایی داریم.به جای یه گوشه نشستن و فکر طلاق بودن کافیه قدرتو به کار بگیری .......امیدوارم با خبرای خوش بیای.ضمنا من وکیلم اگه در نهایت مشکلی داشتی برام پیام شخصی بذار هر کاری از دستم بر بیاد انجام میدم.
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  14. با تشکر از همه دوستان راستش زندگی من انقدر پیچیده هست که هیچ خودمم نمیدونم کدومش رو با شما در میان بگذارم از طرفی هم نمیشه همه چیز روگفت فقط اینو میتونم بگم که من قبل از ازدواج مدتی با شوهرم دوست بودیم واون موقع ها بود که شوهرم از ناراحتی حنسی اش به من گفت ودر ضمن به همان دلیل اظهار کرد که هیچوقت نمیتونه ازدواج کنه از طرفی هم تقریبا هیچ کس رو نداشت چون پدر ومادرش فوت کرده بودند وهیچ خواهر وبرادری هم نداشت بهر حال اون موقع ما خیلی به هم علاقه داشتیم به همین خاطر با وجود همه مشکلات وبا اصرار من با هم عروسی کردیم شاید الن به نظر خیلی ها غیر منطقی باشه ولی من چون خیلی دوستش داشتم واز یه طرف هم احساس کرذم اگه من باهاش باشم هم میتونم به درمانش کمک کنم وهم اینکه نذارم تنها باشه خلاصه تا دوسال پیش هیچ مشکلی نداشتیم البته بگم ما الان یک پسر سیزده ساله هم داریم ورابطه جنسی ما محدود یه همان سه چهار ماه اول بود و تو این سالها هم شوهرم تخت درمان هست که متاسفانه جایی نرسیدیم مریضی ایشان هم میکرو ادنوم هیپوفیز هست شاید این سوال پیش بیاد که با این حال چطور شده که دوباره عاشق یه دختره شده که باید بگم شوهر من اصولا ادم تنوع طلبی هست واونطوری هم نیست که همیشه به اینو اون نگاه کنه ولی یک ضعف داره اون هم اینکه اگه یکی بهش زیاد توجه کنه البته از بیرون فوری از خود بیخود میشه واون طور که شوهرم اعتراف میکرد این دختره چندین سال بود که اظهار علاقه میکرده و بلاخره موفق شد با اینکه نه قیافه نه اندام درست حسابی ونه تحصیلات وخلاصه از هیچ لحاظ با شوهرم جور در نمیاد ومن بارها ازش پرسیدم که چه کوتاهی کردم چون ادمی هستم که انتقاد پذیرم ولی هر بار گفته که تو ایرادی نداری اشکال از من هست که البته من هنوزهم باورم نمیشه بعضی وقتها فکر میکنم محبت بیش از حدم باعث همه اینها شده نمیدونم در ضمن شوهرم ادمی هست که بدون من هیچ کاری نمی کنه و اون طور که خودش میگه اگه من نباشم از تنهایی دق میکنه ولی با تموم اینها بعد از این کاری که کرده والن میگه تموم شده که من باورم نمیشه دیگه من مثل سابق نیستم و نمیتونم باشم بعد از این هم منتظرم ببینم چی میشه ضمنا من با اون دختره بی چشم ورو البته ببخشید هم صحبت کردم که همانطور که میدانید نباید از این جور ادمها انتظار منطق هم داشت و میتونم بگم من همه جور تلاش کردم تا مانع از هم پاشیدن زندگیم بشم واز این به بعد دیگه این شوهرم هست که سرنوشت زندگیمان رو مشخص میکنه ولی میدونم که دیگه هیچوقت هیچ چیز مثل سابق نخواهد شد ازهمه دوستان هم ازاینکه شرشان را با زندگی پیچیده ام درد اوردم معذرت میخوام
     
  15. ميكرو ادنوم هيپوفيز جيه؟
    بچه ها اگر كسي ميدونه توضيحات كامل بده
    مرسي
     
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 2 از 3
رفتن به صفحه    2   


پرش به:  

شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB ©



Forums ©

.: مسئوليت مطالب، تبليغات و محصولات ديگر سايتها به عهده خودشان است :.
.:: برداشت از مطالب اين سايت فقط با کسب مجوز از مدیریت و با ذکر مبنع و آدرس به صورت لینک بلامانع است ::.
.::: کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دکتر رهام صادقی بوده و هرگونه سواستفاده از آن طبق ماده 12 قانون جرایم رایانه ای قابل پیگیری است :::.






مدت زمان ایجاد صفحه : 0.25 ثانیه (101)