شما در بخش انجمنهای گفتگو سایت دکتر رهام صادقی هستید، برای آشنایی با امکانات متنوع دیگر سایت اینجا کلیک کنید


به اينستاگرام سايت بپيونديد

بی تفاوت بودن در مسایل جنسی

  1. سلام
    شریک زندگی من دائمأ به طرق مختلف از زیر بار مسائل زناشویی شانه خالی میکند و می گوید این یک کار کثیف است و در مواقعی بدون هیج عکس العمللی با اعصاب خرد کردن به این عمل تن در می دهد و بعد به من می گوید تو بیماری برو دکترخود را درمان کن . در ضمن حدود 11 سال ازدواج کرده ام .ویک فرزند دارم
    ضمنأ از این مسئله رنج زیادی می برم.
    با تشکر
     
  2. با سلام.
    من از این موضوع خیلی ناراحت شدم   شما میتونید ایشون و پیش یه روان پزشک ببرید.
    اینکه همسر شما بعد از این کار احساس گناه میکنه میتونه دلایل زیادی داشته باشه مثلا شاید در گذشته به ایشون یاد دادن که رابطه ی جنسی در هر صورت و در هر شرایط گناه محسوب میشه و بسیاری از دلایل دیگه که با مراجعه به رواپزشک میتونید ریشه ی این مشکل و پیدا کنید براتون دعا میکنم که هرچی زودتر مشکلتون حل بشه شما میتونید بهش بگید ما با هم میریم پیش دکتر تا ببینیم مشکل کجاست و اگر مشکل از منه حلش کنیم خیلی صریح بهش نگید که مشکل از همسرتونه درکش کنید چون داره از یه چیزی رنج میبره.
    موفق باشید
     
    تشکر شده توسط : 3 کاربر
  3. با تشکر از شما

    به دفعات این موضوع را مطرح کردم ولی هر بار گفت تو مشکل داری تو برو پیش دکترو بعد شروع به دادو فریاد کردن کرد.
     
  4. سلام.
    دوست عزیزم، این حالت یک نوع بیماری روحی است. باز گو کردن دلایل و راههای درمان آن مطالب بسیار زیادی را در بر خواهد گرفت. اما توصیه های من به شما:
    1- با بهانه درمان خودتان به روانپزشک بروید. کسئله را با ایشان مطرح کنید و از ایشان کمک بخواهید. دکتر راههای زیادی برای به درمان گرفتن همسرتان با همکاری شما را به شما توصیه خواهد کرد.
    2- اما در 2 شیوه از درمان حتی نیاز به حضور ایشان نیز نمی باشد و خودتان به تنهایی می توانید با پزشک مشورت کنید. و کارهایی را خودتان انجام دهید تا رفتار ایشان تغییر کند.
    3- ایشان روی این موارد شدیدا حساس شده اند پس از برانگیختن حساسیت ایشان به شکل طبیعی، (عشوه گری زنانه و یا درخواست مستقیم)، خودداری بفرمایید. زیرا احتمال اینکه وضع بدتر شود زیاد است.
    4- همه چیز را به دوره درمان بسپارید و از انجام کارهای خودسرانه شدیدا بپرهیزید.
     
    این پست توسط دکتر رهام صادقی (مدیریت سایت) تایید شده است
    تشکر شده توسط : ROHAM و 1 کاربر ديگر
  5. دوست عزیز سلام
    انشالله که ازاین مشکلات برای کسی پیش نیاید،چیزی که من رامتعجب کرده اینه که شماچطور11سال طاقت آوردید.
    اما کمکی که می تونم به شما بکنم اینه که:
    هیچ کس از ما غیرشما نمی دونه حقیقتا بین شما وهمسرتون در تختخواب چی میگذره،اغلب مشکلات زناشویی از تختخواب شروع میشه وهمونجا هم باید حل شه،
    اگرواقعا در حلش موندید به دکتر مشاورعالی مراجعه کن خودت وکاملا شخصی،از خودت شروع کن.
    اینو با خودت زمزمه کن که مشکل از من هم هست چون نتونستم تو این همه سال ذهن او را عوض کنم.
    یه چیزی میگم جدی بگیر چون مشکل من هم با این فکر حل شد،اونی که تو فکر میکنی درسته واونی که فکر میکنی مشکله،فقط ذهنیت عادت کرده تو است.
    یعنی تو عادت کردی که مشکل از دیدگاه همسرت هست و فراموش کردی که خودت هم در حلش ناتوانی پس مشکل ازدوطرفه.ok
    از خودت شروع کن از هر جاشروع کنی از هر جا نخو بگیری آخرکار سروته نخ میادتودستت.
    اگه جدی بگیری واز خودت شروع کنی حتما به همسرت هم میرسی.
    نمی دونم گرفتی چی میخوام بگم،
    هروقت مشکلی داشتی و به اون چیزی که می خواستی نتونستی برسی،بدون براش اونی نبودی که میخواستی یا میتونستی.ok
    به امید روزی که بخونیم مشکلت را حل کردی وتونستی با همسرت تو  bed room لحظات شیرینی داشته باشی.
    اگه نتیجه گرفتی بگوتاهمه بهره ببرند
    موفق باشی وشادوسرخوش.
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  6. gitaa



    کاربر نيمه فعال


    کاربر نيمه فعال
    سلام
    غالبا خانومها خصوصا در تختخواب و حين رابطه جنسی خيلي دقيق هستند و شايد بشه گفت كه برعكس آقايون حواسشون جمعه. من فكر مي كنم با توجه به پيشينه اي كه شما از زندگيتون توصيف كردي(11 سال ازدواج و داشتن فرزند) توي رابطه جنسی رفتار خوبي نداشتي. حالا يا خودخواهانه رفتار كردي، يا توجهي به ارگاسم ايشون نداشتي و 1001 علت ديگه. شك نداشته باش كه نصف مشكل از خودت بوده. حالا فضا كاملا بسته شده و تو بايد از بيون رختخواب شروع كني يعني توي زندگي عاديتون سعي كن اعتمادش و جلب كني كاري كن كه بهش ثابت كني كه زندگي اول عشقه و بعد رابطه جنسی. مطمئن باش پيروز مي شي. ولي احتياج به برنامه ريزي، پشتكار و حوصله ميخواد. زودتر زندگيتو نجات بده.
    موفق باشي
    گيتا
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  7. باسلام ...
    دوستان نظرات خوبی دادن .مشکل خانم شما یا جسمی هست یا روحی.اگه جسمیه و هورمونی که بماند .  اگه روحی باشه : به نظر من باید روی آموزه های دینی خانمتون کار کنین . یعنی از ریشه عقایدش سر دربیارین .

    به ایشون بگین "چرا از این عمل بدت میاد ؟ چرا کثیفه؟" .
    به دو طریق جواب خواهید شنید( یا از لابه لای حرفاشون )خواهید فهمید  ...

    1) یا همسرتون میگن به خاطر (ترس از) مسایل جسمی و ... (مثل ضربان قلب یا درد )
    که در اینجا یا ایراد از خودتونه (مثلا زن رو خوب تحریک نمیکنین) و یا ایراد از افکار همسرتونه (وسواس ) که باید بهشون بگین که اتفاقا اکثر تغییرات بدنی مفیده (ضربان  قلب -- موادی که به بدن زن میرسه -- هورمون ها و... )و برید یاهم تحقیق کنید .

    2)و یا اینکه میگن این کار از لحاظ دینی_اعتقادی درست نیست و کار حیوون هاست .

    در صورتی که مورد دوم رو شنیدین موارد و مسایل زیر رو برای همسرتون بازگو کنین ان شا الله مشکل کاملا حل میشه ...

    همسر عزیزم ... درواقع ما انسان ها مجموعه ای از نیازها هستیم که هرکسی تلاش میکنه به نوعی برطرفشون کنه . مثلا نیاز به پرستش . خوب این نیاز (که تو همه مشترکه) باعث شده هر کسی به دنبال الهی بره (بت یا خدا) و اونو بپرسته و به آرامش و رضایتی  که از ارضای این نیازش میگیره برسه . یا کسی که تشنه میشه میره  دنبال آب .و با این به مقصود ها رسیدن سعی در تکامل خودش میکنه (که اگر در جهت رضای خدا باشه میشه رشد) خوب نیاز جنسی هم یکی از همین چیزهاست که خدای مهربون به ما داده تا با تحریک اون (ویه سری نیازهای روحی) ازدواج کنیم. به تکامل برسیم . و ان شا الله به رشد واقعی .
    فرض کن نیاز جسم و عمل زناشویی نبود.... نسل بشر چجوری تکثیر میشد؟ اصلا همون فرزندمون چجوری بوجود میامد؟
    اصلا ایا پیامبر یا امام ها نداشتن ؟ اگه بد و کثیف بود که خدا بهشون نمی داد .

    + متونی از قرآن و احادیث که مربوط به مسایل زناشویی هست برای ایشون پیدا کنین .

    پس از اینکه همسرتون قبول کرد که نیاز جنسی مثل تشنگی میمونه ....

    بگید خوب ما برای رفع گرسنگی غذا میخوریم ...
    به نظر خودت برای ارضا و استفاده از این نیاز باید چی کار کنیم؟
    پاسخش خیلی دور نیستا! تو وجود همه فطرتا هستش ...
    درسته ...  یک رابطه جنسی کامل و لذت بخش !

    بعد ازاینکه همسرتون رو قانع کردین که رابطه جنسی خوبه بگردین به دنبال بهتر کردن رابطه . و از روش سنجش و خطا استفاده کنین . یعنی ببینین عمل رو چجوری انجام بدین همسرتون بیشتر سر ذوق میاد .هرگز از فیلم های محرک جنسی استفاده نکنین .


    اگه نتونستید به اهدافی که گفتم به طور کامل برسید همینی که به همسرتون اثبات کنید این نیاز خوبه و مشکل از ایشونه که قبول نمیکنن خودش واقعا عالیه ...
    چون شما قدم اول رو برداشتین .
    حالا میتونین با خیال راحت و با اطمینان از تاثیر حرف های مشاور ازدواج و مسایل زناشویی  یا روانشناس به ایشون مراجعه کنید .
    ----
    الله اعلم.
     
    تشکر شده توسط : 2 کاربر
  8. با سلام تشکر ازهمه دوستان عزیز که با جوابهای مختلف و زیبا مرا کمک نموده اند

    همانطور که شما دوستان فرمودید من هم اشتباهاتی در گذشته داشته ام ولی نه خانم بازی وغیره . بیشتر سعی می کردم رفاه و آسایش خانواده خودم را فراهم سازم که لطف خداوند شامل حالم بوده و در زنگی چیزی کم نگذاشته ام از خودم گذشتم و سعی کردم امکاناتی بیشتر از نیز زندگی فراهم سازم ولی متأسفانه توقع ایشان را با لا بردم تا جاوی که تا صحبت می شد می گفت مگر سفر خارج مرا بردی . من خیلی چیزها می خواستم ولی به تو نگفتم در طول زندگی هیچ مراسمی را از یاد نبردم و هدیه ای خریدم . تا دو سال گذشته که به شکر خداوند خانه ای خریدم ولی از آن به بعد مشکلات زندگی من بیشتر شد تا جاوی که به من کفت برای خود خریدی به نام من نیست. بیا یک خانه برای من بخر یک مدت جدا از هم زندگی کنیم تا شرایط روحی من بهتر شود . البته این را هم اضافه کنم که ایشان برادر نداره و پدرش آن جور که باید توجه به ایشان نداشتند. و 5 خواهر می باشند و فامیلهای کمی دارند . تا اینکه در سال گذشته متوجه شدم ایشان با پسر همسایه امان صحبت می کند البته از همسایه ها شنیدم
    که باعث درگیری ما شد.در برج 4سال گذشته ایشان را به همراه پسرم به خانه مادرش بردم
    وبه پدرو مادرش جریان راگفتم.
     
  9. ولی با اصرار فروان آنها دوباره رفتم و آوردمش .   ولی بعد از یک ماه زمانی که در حال رفتن به مسافرت بودم که بارها به او گفتم بیا برویم گفت کار دارم ولی یک مرتبه فکرم خراب شد وبرگشتم به خانه ودیدم پسر همسایه مان در حمام قایم شده. که به پدرش زنگ زدم وگفت به پلیس زنگ بزن و دامادشان آمد ولی باز گذشت کردم  البته بعد از آبروریزی فروان بخشیدم
    سن پسر حدود 20 سال
     
  10. بعد از آن باز ادامه پیدا کرد تا اینکه مادر پسر متوجه شد با بدون اطلاع من صدا کرد و به ایشان تذکر داد تا اینکه رابطه قطع شد ولی ایشان ضربه بزرگی خرد و جوری شد که حتی با من صحبت نمی کرد و من مجبور به شکایت به دادگاه شدم ولی باز دلم نیامد و پس گرفتم.کارش شده بود نماز خواندن . گریه کردن و مسجد رفتن و بی توجهی به من و زندگی

    مابقی ما جرا بعدأ        با احترام
     
  11. سلام دوست عزیز
    این که خانوم شما یازده سال با شما زندگی کرده وپارسال چنین لغزشی کرده ببین میگم لغزش نه خیانت.جای بسی امیدواری است که حتما ایشون ادم پاک نهادی است که طی یک سری عوامل که شما هم درش دخیل بودی این راهو انتخاب کرده.
    پس بشما مژده می دهم که هنوز برای بی خیالی دیر نیست .
    دستشو بگیر او یکبار تنها وبی تو از کنار پرتگاهی رد شد که در ش افتاد حالا دستشو بگیر از چاه درش بیار بی خیاله اینکه گذشته که همین الان گذشت چی شده واورا به دشت آرزوهاتون بکشون .
    امتحان کن وخواهشن یک کاریو نکن واون اینه که لجشو در نیار خوب.
    یعنی سرلج نندازش اگر هم لجباز شده بیشترش نکن تا بتونی با راهنمایی از اهل فن هردوتون نجات یابید.
    راه سختی در پیش داری که معلوم نیست که به مقصد برسی اما میرسی پس گازشو بگیر وهیچ گاه ناامیدنشو چون حتما در این راه تناه هم خواهی بود ولی ارزش داره که پسرت با هردوتن بزرگ شه ویادبیگره مردی ومرامو از پدرش وعشق وسادگیو از مادرش
    یاعلی
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  12. سلام ببخشید  یک  اشتباه نوشتاری داشتم تصیح می کنم
    معلوم نیست کی وچه وقت به مقصد برسی نه که به مقصدبرسی.
    در این را تنها هستی نه تناه
    بازم عذر می خواهم
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  13. با سلام خدمت دوست عزیز
    البته یک نکته فراموش کردم ایشان فکر می کرد اون میتواند جای برادر نداشته اش راپر کند و فکر دیگری در این مورد نمی کنم ولی برایم سخت است زیرا 11 سال به من تهمت زد و گفت تو با دیگری در ارتباط هستی وپیش دوست آشنا و غریبه آبروی مرا برد .پیم شکسته بود در گچ خرید میکردم (چون تمام خرید خانه در گذشته وحال به من است) می گفت تو قرار داری بیرون میروی.
    خلاصه  بعد از آن میکفن گذاشتم و مشغول ظبط صدا شدم که اکثرأ با خواهر کوچکش صحبت میکرد و می گفت زنگ میزنم جواب نمی ده . از این ور مانده از اون رانده شدم ولی در 1386/12/23 بخاطر عقد دختر دائییش رفت مسافرت  و 1387/1/9 برگشت بهتر شده بود ولی از ظاهرأ زیاد به او خوش نگذشته بود و من سعی کردم اشتباهات گذشته را جبران کنم. ولی در تاریخ 87/1/21 دوباره حدود 2 ساعت تلفنی صحبت کردند .موقعی که به او گفتم زیر بار نرفت و صدایش  را گذاشتم تا گوش کرد . دیگر کفرم در آمد چون زیز بار نمیرفت .خلاصه پدر و مادر پسره را صدا کردم و به آنها تذکر دادم ولی اگر کمی شل آمده بودم مادر پسر داغونش می کرد ولی باز از او ترفداری کردم. و بعد از رفتن آنها گفت می خواست خودش را بکشد به هیچ کس اعتماد نداره. .... و قول داد دیگر هیچ گونه ارتباطی نداشته باشد. ولی با وجود این مسئله نمی توانم فراموش کنم ....تا کوچکترین حرفی کاری انجام میدهد فکرم خراب می شود مخصوصأ موقعی که سعی دارد مرا بپیچاند البته این قطره ای بود از دریا البته این راهم بگویم فکر من این است که زن سالمیست ولی درکش برایم سخت .    البته واقعأ مسائل گذشته مرا پیر کرد و مشکلاتی را برای من بوجود آورد.  
    چون  تمام سعی من این بود تمام نداشته هایش را جبران کنم .از طلا زندگی از تمام فامیل و دوستان خودش سر تراست شاید توجه زیادی این مشکل را برای من بوجود آورد
    در آخر از راهنمائییهای شما کمال تشکر را دارم ...
    چون پیش هر کس نمی شود درد دل کرد .
     
  14. ببین دوست من اینکه شما از لحاظ مالی کم نذاشتی یا از لحاظ جنسی نمی خوای کم بذاری از نظر یک بی تجربه می تونه معنیش این باشه که شما خیلی به زندگیت می رسی و خانمت خیلی نمک نشناسه که قدردان نیست اما
    اما ببین دوست من توی این تهران بزرگ کلی خانم وجود داره که شوهر میلیادر دارند اما وقتشون رو با پسرای دانشجوی بیکار می گذرونن !! حتی ببخشید که اینو می گم اما توی حمام منزل شما هم یک بازاری پولدار با ماشین آنچنانی نبود بلکه پسر همسایه بوده
    شما باید بگردی ببینی چی توی پسر همسایه - حداقل در ظاهر - وجود داره که در شما نیست
    مستقیم نرو سراغ رابطه جنسی
    شک ندارم خانمت از همبستری با شما لذت نمی بره اما علت نه بد بودن ایشونه نه سایز فلان چیز و نه ... واقعیت اینه که خانمها اگر دلشون با کسی نباشه هرقدر هم طرف خوشگل و خوش هیکل و سرحال باشه بازهم نمی تونه ارضاشون کنه
    حالا چرا دل خانمت با شما نیست ؟
    این همون چیزیه که باید دنبالش باشی
    بنظر من مشکل در دیروز و امروز نیست که بر می گرده به سالها قبل
    باورت نمیشه اما گاهی یک حرف در روزهای اول زندگی اثرش سالها باقی می مونه
    پس اگر زندگیت رو دوست داری و فکر می کنی می ارزه حفظش کنی باید وقت بذاری
    راه سختی پیش رو داری اما اگر بخوای شدنیه
    باید از متخصص این فن کمک بگیری و با هماهنگی ایشون خانمت رو هم به یک بهانه ای بکشونی به مطب . لازم نیست بهش بگی بیا بریم ببینیم مشکل کجاست . می تونی 1-2 جلسه خودت بری و ضمن بیان کردن یکطرف قضیه - واقعا باید حرفهای خانمت رو هم شنید - با هماهنگی با دکتر وانمود کنید که برای ادامه درمان شما حضور خانمت هم نیازه و اینجوری ایشون وارد قضیه بشن
    باز هم می گم
    مشکلت یکروزه ایجاد نشده که یکروزه حل بشه
    راه سختی پیش رو داری
    و تا ریشه رو پیدا نکنی محاله با یک ببخشید و تعهد و ترسوندن و نماز و روزه به جایی برسی
    سخته اما اگر بخوای و راهش رو درست بری شدنیه
    مشکلت ریشه یابی میشه و مرتفع میشه
    امیدوار باش و به خدا توکل کن
    از مطرح کردن مسئله در اینجور فارومها چیز خاصی دستگیرت نمیشه
    تا دیر نشده برو دنبال رفع کردنش
    امروز خیلی بهتر از فرداست ( البته الان شبه . فردا هم که جمعه س . بذار پس فردا صبح ... )
     
    تشکر شده توسط : 2 کاربر
  15. سلام دوست عزیز
    ممنونم از سامی28 که اینقدر زیبا وکامل گفت.
    دوست خوبم اگه می خواهی واقعامشکلت حل شه یک مشاور خوب ودانا تاکید می کنم خوب چون همه مشاورین قدرت انتقال خوبی ندارن ونمی تونند کمک کنند ، خلاصه یک مشاور خوب گیر بیار حتما به امیدخدا راهگشایی میشه.
    ببین اتفاقی که برای شما افتاده اگه قابل بخشش نیست قابل چشم پوشی هست .
    اگه قلبتو میفشاره عقلت کهازاده.
    تو در این مسیر تنها هستی راه طولانی داری ولی این هم تکه ای از کیک شیرین زندگیه تو هست که چون در فر سینی کیکت را کج گذاشتی کمی خام مونده وتلخ شده اگه نمیشه دوباره تو بچزی بکنش بندازش دور(بی خیال شو باوجوداینکه خیلی سخته) ودوباره خمیر کیکتو حاضرکن. بخواه ومیتونی با کمک خداو اهل فن حلش کن.
    اما با وجوداینکه من هم مثل سامی 28 فکر میکنم مطرح شدن مشکلت در این فارومها راه حل نهایی نیست اما اگه سبکت میکنه بازم بنویس .
    ببین الان جامعه خیلی عوض شده کسی که مثل تو از اوضاع بی خبره همونی که سامی جون هم در بالا گفت که میشه ادمی غیرقابل انعطاف وسرخورده واگه باخبرشه ومثل خانومت بی گدار به اب بزنه میشه سرزنش شده.
    البته این باعث نمیشه که بگم خانومت حق داشته چنین خبطی کنه منظورم اینه که تو میتونی از اشتباه دوباره جلوگیری کنی.
    حالا هم که جلو امدی از نشیب وفراز نترس از اتهاماتی که غلط ودرست به تو وارده نترس خدا با توست.
    مرد نیاندیشد از نشیب وفراز.
    اگه بگم که با میکرفن خواستی به خانومت اثبات کنی اشتباه کرده کار کاملا اشتباهی بوده ناراحت نمی شی ،چون هیچ وقت روبه رو کشی نتیجه ای دربر ندارشته وندارد به هر حال توباید از اهل فن کمک میگرفتی وبازم میگن نتنها دیرنیست بلکه امیدوار باش چون لغزشش ازاول زندگیت نبوده وحتما عوالی در کمبنش بودند.
    موفق باشی وشادکام.
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 2
رفتن به صفحه 1   


پرش به:  

شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB ©



Forums ©

.: مسئوليت مطالب، تبليغات و محصولات ديگر سايتها به عهده خودشان است :.
.:: برداشت از مطالب اين سايت فقط با کسب مجوز از مدیریت و با ذکر مبنع و آدرس به صورت لینک بلامانع است ::.
.::: کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دکتر رهام صادقی بوده و هرگونه سواستفاده از آن طبق ماده 12 قانون جرایم رایانه ای قابل پیگیری است :::.






مدت زمان ایجاد صفحه : 0.16 ثانیه (101)