شما در بخش انجمنهای گفتگو سایت دکتر رهام صادقی هستید، برای آشنایی با امکانات متنوع دیگر سایت اینجا کلیک کنید


به اينستاگرام سايت بپيونديد

نیازیک زن به حمایت همسردرهمه حال

  1. باسلام وتشکرازهمه ی دوستان
    من وهمسرم نزدیک 6سال هست که ازدواج کردیم البته قبلش 4 سال دوست بودیم وباید بگم که واقعا عاشق هم هستیم .بعدازازدواج سرهرموضوع کوچیکی که دعوامون می شد همسرم سریع ازکوره درمیرفت ظرف می شکوند حتی به کتک کاری هم می رسید ولی بایدبگم که بعدش خودشم ناراحت می شد چندسال همینجوری گذشت من خیلی اصرارکردم بریم پیش مشاورولی قبول نمیکرد [البته بایدبگم جفتمون خیلی کوچیک بودیم پدرامونوازدست دادیم من 1برادردارم وایشون یه دونه ومادرشونم ازاول سرکاررفتن وبعدهم ازدواج کردن وچون مادرشون هیچ وقت منزل نبودن واز نظرابرازعلاقه هم بسیارضعیف هستن همیشه همسرم ازاین موضوع زجرمی کشیدولی به من نمی گفت مخصوصا زمانیکه برخوردوارتباط ماروبامامانمون می دید مامانمم خیلی باهاش صمیمی شده بودچون میدید اینقدر که همسرم بامامانم صمیمی هست با مامان خودش نیست...]
    حالا برای چندمین بار یک ماه ونیم پیش دعواکردیم [وقتی دعوامی شه نمی ذاره حتی یه دست لباس موبایل وکیف دستی باخودم ببرم]  ناپدریش اومد منو برد 2هفته خونه مامانم بودم همسرم به قدری پشت سرمن جلوی خانوادش حرف زده بود که ززمانیکه ناپدریش زنگ زدخونه ما وبگه بالاخره برای مشاوره وقت گرفته البته قبل ازدعواقرارشددیگه بریم پیش مشاورکه همه چیز بهم ریخت وناپدریش گفت که همسرمن نمیرره هرکاری میکنن ولی بالاخره مابزور بردیم منم خیلی ناراحت شدم منم پامو کردم توی کفش که نمیرم مامان من به اونا نگفت من نمیرم خلاصه یک دفعش هیچی سری بعدکه ایشون تماس گرفت اول گفت که پشت سرشوهرت حرفی نزنی که اگرقرارشد1درصدباهاش زندگی کنی جلوی خانوادت بده زمانیکه گفت وقت برای من گرفتن دقیق روز 2پریودم می شدمنم چون توی اون مدت شرایط خوبی نداشتم گفتم برای هفته ی بعدوقت بگیرین که اون آقابهش برخورد شروع کردآره الان بری میخوای دروغ بگی پسرم خیلی چیزا درموردت گفته...حالاپاتواززندگیش بکش بیرون اجازه بهش نمیدم اسم تورو بیاره خلاصه من دیوونه شدم این حرفو قبلا هم زده بود ماهیچی بهش نگفته بودیم من به مادرشوهرم گفته بودم یه کاری دارین خودتون بهم بگین نه اینکه همسرتون ولی چون این خانم همیشه میخادخراب نشه وپشت سرفقطشوهرشوپرمیکنه وضع خرابتر میشه من حالا برگشتم ولی نمیتونم به همسرم بقبولونم که چقدربه حمایتش نیازدارم پیش بقیه ودیگه هم پیش مشاورنمیادچی کارکنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
     
    تشکر شده توسط : 3 کاربر
  2. سلام دوست عزیز
    هر طوری که هست حتما شما باید با یک مشاور مشورت کنید بهترین راه حلی که هست همینه
    موفق باشید
     
    تشکر شده توسط : 2 کاربر
  3. سلام
    خیلی متاسفم از وضعی که براتون پیش اومده دوست عزیز.
    شما باید خیلی زودتر از این که این مسائل پیش بیاد به مشاور مراجعه میکردید و اگه همسرتون راضی به اومدن نمیشد خودتون میرفتید. حالا دیگه به هر حال اتفاقیه که افتاده و باید دنبال راه حل بود.
    دوست من زندگی با لجبازی نابود میشه. اگه هم شما لج کنی هم همسرت که دیگه خونه میشه میدون جنگ و هر بار سر هر مسئله ای با هم دعواتون میشه و بعدش دوباره لجبازی. اگه همسرت نمیدونه زندگی مشترک یعنی چی شما بهش یاد بده. باهاش خوب باش , بهش محبت کن و جلوی دیگران حمایتش کن. وقتی دو نفر با هم پیمان مقدس زناشویی میبندن میشن همه چیز هم. بهش یاد بده که باهم صحبت کنید به جای دعوا. وقتی داد میزنه شما جواب نده و فقط سکوت کن. بذار عصبانیتش رو خالی کنه. میدونم سخته اما چند بار که اینطوری بشه و ببینه شما چقدر گذشت و فداکاری میکنی باور کن خودش از کرده ش پشیمون میشه و رفتارش رو درست میکنه. قهر میکنی از خونه نرو یا اینکه جای خوابتو از همسرت جدا نکن. این اصلا کار درستی نیست چون انسان به همه چی عادت میکنه و همسرت هم به این کارات عادت میکنه و دیگه توجهی بهشون نمیکنه. اگه خیلی بهت برخورد شیک قهر کن!!! یعنی تو خونه بمون و به خودت برس و مثل همیشه کارا رو انجام بده اما با همسرت کلمه ای حرف نزن. میبینی که چطور به سمتت میاد. خودت برو پیش مشاور و تکنیک های غلبه بر عصبانیت و ریلکسیشن رو یاد بگیر و غیرمستقیم به همسرت یاد بده. انقدر مهربون باش و بهش محبت کن که نتونه صداشو روت بلند کنه. مطمئن باش اینطوری اونم محبت کردن و حمایت رو یاد میگیره.
    زندگیت رو بساز و به همسرت هم ساختن رو یاد بده نه خراب کردن رو.
    به امید خوشبختی و سعادت...
     
    تشکر شده توسط : 7 کاربر
  4. با سلام
    دوست عزیز، با خوندن مورد شما، به یاد یکی از نصایح دوستانم که مرد جا افتاده ای بود افتادم!! ایشون میگفت انسان اگر میخواد در صحنه زندگی باقی بمونه!! باید همانند خوشه گندم در صحرا هر گاه باد تندی وزید!! خودشو خم کنه تا اون باد بیاد و بره!! و بعد از رفتنه باد،دوباره استوار بایسته! اگر در جلوی اون باد هر فرد، بخواد بجای خوشه گندم، همانند یک تنه درخت ،قائم و مستقیم به ایسته!! بالاخره اون باد ،هرچقدر که درخت تنومند هم باشه !! در نهایت از ریشه در میاردتش!! منظور از این سخنان اینه که شخص،در مواجه با ناملایمات زندگی، باید گاهی نرمش به خرج بده!! و گاهی هم خیر!! ولی تا این سنی که ازم گذشته تجربه کردم هرگاه در زندگیم گذشت کردم! ثمره  مثبت اشو در کوتاهترین مدت دیدم!!لذا در عین حالی که شان و منزلت خودتونو حفظ میکنید!بنظرم در زندگی گذشت و بردباری رو پیشه کنید تا همه چیز درست بشه!!
    در پایان پیشنهاد میکنم کمی صبر کنید تا آب ها از آسیاب بی افته!!و بعدش با همسرتون به یک مشاور خانواده مراجعه کنید!!
    انشالله بزودی معضلتون بر طرف میشه
    موفق باشید.
     
    تشکر شده توسط : 6 کاربر
  5. سلام دوست عزیز.
    صحبتای آقای علیان و خانوم الی جامع و صحیح بود.
    من میخوام صحبتای دوستان رو تایید کنم.
    بعلاوه ی پیش گرفتن تجربیات و نظرات دوستان،اولین کاری که خوبه انجام بدی اینه که به تنهایی به مشاوره مراجعه کنی تا برای حل وضع کنونی و برگشت به زندگی مشترک،راهنماییتون کنه و وقتی این مشکل به امید خدا حل شد،با هم پیش مشاور برید و علاوه بر راهناییهای مشاور، صحبت های دوستان رو هم مد نظر بگیرید.
    اگر هم همسرتون راضی به مراجعه به مشاوره نیست،میتونید اونو توی عمل انجام شده قرار بدید.مثلا یه وقت مشاوره بگیرید و همسرتون رو به بهونه بیرون رفتن،به سمت مشاور بکشید و...
    در ضمن طبق گفته ی خانوم الی،(بدترین) واکنش به دعوا و مشاجره،ترک کردن خونه هست.این خیلی بده و اگه واسه هر کس عادت بشه،دیگه دیدن این واکنش واسه طرف مقابل عادی میشه و دیگه مهم نیست همسر (مخصوصا خانوم) چه ساعتی از شبه که خونه رو ترک میکنه.
    اثرات روحی این بی اهمیتی،مخرب تر از خطرات احتمالی ترک منزله...
    قدر زندگی مشترک و داشتن همدم رو بیشتر بدونیم...
    به امید اینکه دوباره آرامش رو از وجود هم پیدا کنید...
    در ضمن طلب کمک از خدای بزرگ و توکل و امید به ایشون یادت نره...
    به امید رحمت خدا...
    دوست من
     
  6. سلام.ببینید مسئله اینه که شما باید اول حمایتو واسه خودتون و همسرتون معنی کنید بعد سرش به تفاهم برسید.این مشکلات زمانی عمیق میشه که این وسط یه سری ادم حرف میبرنو میارن فرقییم نمی کنه کی باشه.یادتون باشه یسری مشکلاث خصوصی و سادرو فقط خودتون میتونید حل کنید در ضمن وقتی 2 نفر ازدواج میکنن یعنی 2 خوانواده وصلت کردن و 2طرف باید حواسشون به این مسئله باشه.باهاش قرار بذارید لباسهای که ذوست داره تن کنید عطریکه دوست داره بزنید و یه شب به یاد ماندنی برای هر دوتون بسازید بغیش حله.
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  7. سلام.دوست خوبم بحث اختلاف سلیقه مشاجره تو هر خانوادهای هست.مهم مدیریت بحرانه.اول اینکه حرمت هارو بایدحفظ کردوسرهردعوایی در خونه هرتوهین وتحقیری به همسر توهین به خودماست.چون زندگی مشترک یعنی یکی شدن.دوم اینکه چرا مستقیم خودت با شوهرت حرف نمیزنی؟مادرم چی گفت ومادرش چی گفت روولش کن.چون کم سن وسالیدکم کم مهارتهای زندگی رو پیدا میکنید.طبق نظرمحسن باهاش قراربذارونگرانیت رو بابت زندگیت ساده وخودمونی باهاش در میون بذار.ازش بخواه با کمک هم فکری برا ی این بحران بکنید.باهم به نتیجه برسید که نیاز به مشاوره هست یانه.اشتباهات خودت رو منصفانه قبول کن تا به اون هم جرات این کارو بدی.مطمئن باش نتیجه میگیری.
     
    تشکر شده توسط : 3 کاربر
  8. سلام
    بهتره تو یه محیط آروم وو بدون حضور دو خانواده با هاش صحبت کن بهش بگو که اون و زندگی ات رو دوست داری براش از اهمیتی که تو زندگی ات داره بگو بذار بفهمه که وجودش برات مهمه به تو احترام گذاشتن و حمایت کردنش برات مهمه با یک صحبت خوب میتونی باری انجام هرکاری که میخوای راضی اش کنی چه برسه به رفتن پیش مشاور
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  9. سلام
    منم از اين مسائل و مشكلات كه مربوظ به خانواده همسرم ميشه دارم.بهترين راه حل اين هست كه دوتايي باهم صحبت كنيد در يك فضاي كاملا ارام و تا ميتونيد اگر هم بحثي بينتون پيش اومد سعي كنيد عصباني نشيد و در ارامش و با كلمات درست خواسته هاتون را يان كنيد.
     
  10. سلام روز بخیر
    من فقط می تونم 1 کمک بهتون بکنم

    حتما نام کتاب مردان مریخی زنان ونوسی را شنیده اید
    از آنجا که بسیاری از مردم وقت خواندن کتاب را ندارند و ثانیاً مطالب موجود در این کتاب بسیار زیبا و پر معنا هستند و بنده شخصاً نتایج مثبت آن را تجربه کرده­ ام، تصمیم گرفتم تا این کتاب را خلاصه کنم و آن را اختیار علاقه مندان قرار دهم

    "گزیده ای از کتاب مردان مریخی زنان ونوسی"
    کد:
    http://rapidshare.com/files/412281479/Men_Are_from_Mars__Women_Are_from_Venus.pdf


    این فایل رو بخونین
    امیدوارم موفق باشین
     
    تشکر شده توسط : 2 کاربر
  11. سلام دوست عزیز ،شما می تونید اروم بدون هیچ دعوایی منطقی حرفاتون روبزنیدسعی نکنید که باهاش لج کنید مردها رواین حرکت خیلی حساس اند با دلیل و منطق حرف بزنید اگه نمیتونید یه بزرگتر ام باشه که گوش کنه .عزیزم کلیدمشکل 80 در صد دست خوتونه.


    موفق باشد.
     
  12. سلام دوست عزیز ،واقعا متاثرشدم شماهمون زمانی که رفتن پیش مشاوررا به ایشون پیشنهاد کردید وایشون قبول نکردند بهتراین بود که خودتون برای دوام زندگی وبهتر شدن روابطتون اقدام میکردید نه اینکه الان بدنبال حمایت باشید شما خودتون بدترین ضربه را به خودتون زدید چون همیشه راحت صحنه رو ترک کردید وگذاشتید که ایشون به رفتار نادرست خود ادامه بده ،واگه شما به ایشون هنوزعلاقه دارید بهتره که خودتون به تنهایی به مشاور مراجعه کرده وازمشاورکمک بگیرید تاراحتتر بتونید ایشون راهمراه خود کنید امیدوارم که برای بهتر شدن زندگی بیشترین تلاشت رو بکار بگیری و موفق باشی .(اگه خودت دلت برای خودت نسوزه هیچکی دلش برات نمی سوزه )
     
  13. nazi4722

    اخطارها : 2 باراخطارها : 2 بار

    کاربر نيمه فعال


    کاربر نيمه فعال
    سلام دوست عزیز.منم حرف بقیه رو تایید میکنم باید با همسرت صحبت کنی بهش بگو اگه واقعا دوستم داری پشت سرم هیچوقت حرف نزن.هر جور شده راضیش کن برید پیش مشاور.
     
  14. سلام دوستان.من تازه وارد این سایت شدم و خیلی خوشحالم که سایت به این خوبی رو پیدا کردم.نمیدونم مشکلمو کجا باید بنویسم.اگه ممکنه منو کمی راهنایی کنید ممنون میشم.
    من ۲۲ سالمه و ۴ ساله که با پسری دوست هستم که عاشقانه همدیگرو دوست داریم تو این مدت ۴ سال دعوا های زیادی داشتیم که هر بار دعوا و قهر از طرف من بوده و راه اشتی از طرف اون.خانواده دوستم کامل از جریان ما اطلاع دارن و چند بار قرار به خواستگاری رو گذاشتن که هر بار من کنسلش کردم.اخه از نظر مالی خوانواده من در سطح بالاتری هستن و میدونستم که اگه بیان خواستگاری پدرم مخالفت میکرد.چند مدتی هست که دعواهای ما خیلی شدت گرفته و هر چه سعی میکنم نمیدونم باید چیکار کنم که این دعوا ها کمتر بشه.و اینو بگم که قبلا اکثر دعوا های ما به دلیل کمتر دیدن همدیگه بود.ولی الان مدام همدیگرو میبینیم ولی سر مسائل الکی بحث میکنیم.من خیلی قد و یه دنده هستم و همیشه این موضوع باعث بیشتر شدن دوران قهرمون میشه.میخام بدونم که این دعواها ممکنه بعدها توی زندگی ایندمون تاثیر بذاره؟برای خواستگاری باید چیکار کنم؟چند روز پیش مادرش ازم اجازه خواست که بیام و با مادرت صحبت کنم.که دوباره گفتم نه.چیزی که خیلی بیشتر دودلم کرده همین دعواهاست.لطفا کمکم کنید
    متشکرم
     
  15. oxin نوشته است: سلام دوستان.من تازه وارد این سایت شدم و خیلی خوشحالم که سایت به این خوبی رو پیدا کردم.نمیدونم مشکلمو کجا باید بنویسم.اگه ممکنه منو کمی راهنایی کنید ممنون میشم.
    من ۲۲ سالمه و ۴ ساله که با پسری دوست هستم که عاشقانه همدیگرو دوست داریم تو این مدت ۴ سال دعوا های زیادی داشتیم که هر بار دعوا و قهر از طرف من بوده و راه اشتی از طرف اون.خانواده دوستم کامل از جریان ما اطلاع دارن و چند بار قرار به خواستگاری رو گذاشتن که هر بار من کنسلش کردم.اخه از نظر مالی خوانواده من در سطح بالاتری هستن و میدونستم که اگه بیان خواستگاری پدرم مخالفت میکرد.چند مدتی هست که دعواهای ما خیلی شدت گرفته و هر چه سعی میکنم نمیدونم باید چیکار کنم که این دعوا ها کمتر بشه.و اینو بگم که قبلا اکثر دعوا های ما به دلیل کمتر دیدن همدیگه بود.ولی الان مدام همدیگرو میبینیم ولی سر مسائل الکی بحث میکنیم.من خیلی قد و یه دنده هستم و همیشه این موضوع باعث بیشتر شدن دوران قهرمون میشه.میخام بدونم که این دعواها ممکنه بعدها توی زندگی ایندمون تاثیر بذاره؟برای خواستگاری باید چیکار کنم؟چند روز پیش مادرش ازم اجازه خواست که بیام و با مادرت صحبت کنم.که دوباره گفتم نه.چیزی که خیلی بیشتر دودلم کرده همین دعواهاست.لطفا کمکم کنید
    متشکرم

    سلام خدمت شما
    خوب چرا به ایشون اجازه نمیدید که بیان خواستگاری؟
    یعنی با صبر مکل حل میشه.معلومه که نه این خودش می تونه یه دلیل برای دعوا باشه.
    در مورد اینکه میگین در آینده ممکنه این دعواها کار دستتون بده هم امکانش زیاده چون لج و لجبازی در زندگی جایی نداره و اگه زوجین نسبت بهم گذشت نداشته باشن زندگی مشترکشون دوامی نداره
    پس بهتره از خودتون شروع کنید و قد و یه دنده نباشید و مشکلاتتون رو با صحبت کردن حل کنید
    در پایان می تونید از یه مشاور خوب هم کمک بگیرید
    موفق باید
     
    تشکر شده توسط : 5 کاربر
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 2
رفتن به صفحه 1   


پرش به:  

شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB ©



Forums ©

.: مسئوليت مطالب، تبليغات و محصولات ديگر سايتها به عهده خودشان است :.
.:: برداشت از مطالب اين سايت فقط با کسب مجوز از مدیریت و با ذکر مبنع و آدرس به صورت لینک بلامانع است ::.
.::: کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دکتر رهام صادقی بوده و هرگونه سواستفاده از آن طبق ماده 12 قانون جرایم رایانه ای قابل پیگیری است :::.






مدت زمان ایجاد صفحه : 0.17 ثانیه (101)