شما در بخش انجمنهای گفتگو سایت دکتر رهام صادقی هستید، برای آشنایی با امکانات متنوع دیگر سایت اینجا کلیک کنید


به اينستاگرام سايت بپيونديد

تغيير رفتار همسرم

  1. aysooda

    اخطارها : 1 بار

    کاربر نيمه فعال


    کاربر نيمه فعال
    سلام ، خسته نباشيد ، من و همسرم مدت 3 سال است كه با هم ازدواج كرده ايم . مدتي است كه احساس مي كنم اخلاق همسرم تغيير كرده ديگه مثل قبل با من احساس راحتي نمي كنه مسائل و مشكلاتش را با من در ميان نمي گذارد احساس مي كنم به طور مخفيانه سيگار مي كشد ، خيلي كم حرف شده همش ترجيح مي ده با خودش تنها باشه ، نسبت به خانواده ام بدبيين شده البته ناگفته نماند كه مدتي قبل با خانواده ام درگيري به هم زد كه اين مزيد بر علتي شد كه نسبت به من تغيير موضع نيز بدهد همش فكر مي كنه من طرف خانواده ام رو مي گيرم درحاليكه من چند ماهي اصلا خونه پدرم نرفتم اما متاسفانه هنوز احساس مي كنم مثل قبل با من رفتار نمي كنه ، لطفا مرا راهنمايي كنيد چطوري بايد رفتار كنم ؟ باهاش قهر كردم جواب نداد ، بهش محبت كردم جواب نداد احساس مي كند با محبت كردن مي خوام احساسش را نسبت به خودم و خانواده ام تغيير بدم بنابراين بيشتر از من فاصله مي گيرد ، باهاش حرف مي زنم همش به من مي گه ديگه نسبت به قبل باهات راحت نيستم ديگه نمي دونم بايد چكار كنم ، خواهش مي كنم مرا راهنمايي كنيد تا اوضاع بدتر نشده بايد چه كاري انجام بدم؟
     
  2. دوست خوبم سلام
    بهترین کار این است با همسرتان صحبت کنید . قهر کردن . عکس العمل منفی نشان دادن چیزی را حل نمی کند .بهتر است مثل دو آدم بزرگ و فهمیده بشینید و حرف های خود رک و پوست کنده با هم بزنید و اگر نتیجه نگرفتید بهتر است با یک روانشناس مشاور نمائید .
     
  3. برادر رو كه جاي برادر نميكشن.

    اگه جنگ و خونريزي هم بين اون و خانواده شما اتفاق بيفته فكر نميكنم به شما ربطي داشته باشه، مگر اينكه دعوا به خاطر شما باشه.اگه شما توي دعوا نقشي نداشتي پس جلوش وايسا.آدم بايد يه كم منطقي فكر كنه، اگرم كه مقصر خودتي پس بايد بيشتر از اينا صبور باشي.از اينا گذشته همه چيز با صحبت كردن حل ميشه.موفق باشي.
     
  4. سلام
    «چگونگي حل اختلاف»
    در صورت بروز مسائل و اختلاف سعي کنيد در اسرع وقت و در يک مکان و زمان مناسب که هر دو طرف آرام هستند به بررسي و رفع آن بپردازيد. وقتي مسائل را حل نشده رها مي‌کنيد آنها در درون وجود شما باقي مي‌مانند و به صميميت خدشه‌ وارد مي‌کند. اگر بخواهيد تمايلات خود را مخفي سازيد يا جلوي آنها را بگيريد، موفق نخواهيد بود. اين تمايلات و احساسات در اولين فرصت و آنگاه که شما تعادل خود را از دست داده‌ايد خود را نمايان مي‌کند. با گفت و شنود مي‌توانيد هر رنجش و دلگيري را از خود دور کنيد به شرط آنکه براساس فن گفتگو، احترام متقابل و پذيرش يکديگر و ... باشد. براي اين‌که مشکلات و اختلافات را حل کنيد، منتظر فرصت نباشيد بلکه فرصت را بيافرينيد. در هنگام رفع اختلاف به قول چامپوسکي، به بخش روشن شخصيت افراد توجه کنيد نه به تاريکي‌هاي درون آنها، به عبارتي جنبه‌هاي مثبت و منفي رفتار وي را در نظر بگيريد.
    براي انتقاد کردن و رفع دلخوري‌ها، نبايد کل شخصيت فرد را زير سؤال ببريد؛ زيرا در اين صورت فرد احساس مي‌کند مورد سرزنش واقع شده است و او هم حالت دفاعي مي‌گيرد و نمي‌تواند حرف‌هاي شما را درک کند و يا به تقاضاهاي شما جامه عمل بپوشاند، به جاي گفتگو، فضايي مملو از سوءتفاهم و دلخوري و جنگ و جدال ايجاد مي‌شود.
    براي اين منظور (انتقاد کردن يا بيان مشکل) بايد بيان شما روشن و بدون پيچيدگي و سرزنش باشد و فقط در مورد يک رفتار يا موضوع خاص باشد. در اين زمان به بيان ساير محاسن و نکات مثبت ديگر رفتارهاي او بپردازيد و از آنها به خاطر کارهاي خودشان قدرداني کنيد.
    چون در زمان بروز مشکلات توجه به نکات مثبت افراد کمي دشوار است. شما مي‌توانيد از قبل ويژگي‌هاي رفتاري مثبت افراد مهم زندگيتان را بنويسيد و در مواقع لزوم به آنها مراجعه کنيد. اين مورد هم باعث آرامش و کاهش ناراحتي شما مي‌شود و هم فضاي ارتباط و گفتگو را راحت‌تر مي‌کند.
    توجه کنيد که در هنگام گفتگو دستور ندهيد و با لحني ملايم و محترمانه تقاضا کنيد؛ در اين صورت رفتارتان براساس احترام متقابل شکل مي‌گيرد و باب بحث و تبادل نظر گشوده مي‌شود و در نتيجه امکان تشريک مساعي، هم‌فکري، سازش فراهم مي‌آيد. فراموش نکنيد که فرد ديگر هم به اندازه شما حق انتخاب دارد و به انتظارات و سطح فکر و باورهاي او هم توجه کنيد. سخنان و تقاضاهاي خود را در 4 مرحله ابراز کنيد: 1-بدون مقصر شمردن طرف مقابل و بدون به کار بردن کلمات معترضانه و تحريک‌آميز، حقايق را فشرده و روشن مطرح کنيد و نقش هر فرد را مشخص کنيد. 2-عبارت خود را با «من» آغاز کنيد و احساساتتان را بگوييد. 3-به اهميت موضوع اشاره کنيد و توضيح دهيد که چرا تحمل چنين رفتاري را نداريد. و 4-چه رفتاري را ترجيح مي‌دهيد. در ابتدا که به اين شيوه براي گفتگو عادت نداريد مي‌توانيد آنچه را که مي‌خواهيد بگوييد بنويسيد و چارچوبي را براي خود فراهم کنيد. اگر مي‌خواهيد موضوعي را بگوييد اول، آن را در ذهن خوب بررسي کنيد و آن را از زواياي مختلف ببينيد، نقش خود را و مسئوليتتان را در اين پيشامد بپذيريد، سپس آن را در الگوي «من احساس مي‌کنم... (احساستان را بگوييد)... زيرا من... (اهميت موضوع را مطرح کنيد)... آنچه من مي‌خواهم و نياز دارم اين است که ... مطرح کنيد. باز هم تأکيد مي‌کنم که در انتخاب کلمات و جملات بسيار دقت کنيد که عاري از هرگونه سرزنش و غرضي و توأم با احترام باشد. سپس در يک فرصت مناسب آن متن را با فردي که با او مشکل داريد مطرح کنيد يا حتي مي‌توانيد آن متن را به صورت نامه‌اي درآورده و در اختيار آن فرد بگذاريد، در ضمن گفتگو هم برداشت‌هاي خودتان را از حرف‌هاي او در قالب «منظور شما اين است که...» مطرح نماييد. (همان‌طور که در قسمت دقيق گوش دادن بيان شده).
    تأکيد بر پذيرش مسئوليت رفتار و سهمتان در اختلاف به اين خاطر است که ندانستن اينکه چطور رفتار کرده‌ايد؟! چه صدايي داشتيد؟! و رفتارتان چه احساسي را در ديگري ايجاد کرده است امري متداول است و موجب بيشتر ناکامي‌ها و دلگيري‌ها و توقعات آرماني مي‌شود.
    «عبارت طلايي معذرت مي‌خواهم»
    در مواقعي که احساس کرديد اشتباهي از ناحيه شما رخ داده است، داروي سحرآميز براي برطرف کردن آزردگي و التيام آن عذرخواهي حقيقي و از صميم قلب است. همچنين شما بايد آمادگي پذيرش عذرخواهي ديگران را هم داشته باشيد. آگاه باشيد که اگر اين اشتباهات را به رخ او بکشيد هم آتش اختلافات را از نو شروع مي‌کنيم و هم احتمال بروز عذرخواهي در آينده را براي آن فرد دشوار مي‌کنيد. و دلايل و حرف‌هاي طرف مقابلتان را بپذيريد و او را درک کنيد.
    «بخشايش»
    شخصي که در نتيجه نبخشيدن و کينه به دل گرفتن شما از همه بيشتر آسيب مي‌بيند، خودتان هستيد. چون بايد مدام به کدورت‌ها چنگ بيندازيد، افکار کينه‌توزانه شما نه‌تنها اصلاً برايتان مفيد نيست، بلکه اختيار را از شما مي‌گيرند. اگر شخصي را که با او در ارتباط هستيد به دليل کرده‌ها و نکرده‌هايش نبخشيد، نمي‌توانيد حقيقتاً با او صميمي بشويد، زيرا هر بار که قصد مي‌کنيد با او صميمي بشويد فهرست خطاهايش جلوي چشمانتان مي‌آيد.
    کليد طلايي اين است که هر فرد را همان‌گونه که هست با تمام ويژگي‌هاي بد و خوبش بپذيريد و قلباً او را دوست بداريد و دنيا را از ديد او بنگريد و به سخنان او با عمق جان و به دور از هيچ‌گونه پيشداوري و ذهن‌خواني گوش فرا دهيد و آنها را قبول کنيد و باورهاي غلط خود را در مورد افراد (مانند مادر زن دخالت مي‌کند، مادر شوهر غر مي‌زند و ...) به دور بيندازيد و به خود واقعي افراد توجه کنيد. به يکديگر در زمان حال، اينجا و اکنون توجه کنيد و براساس کوله‌باري از خاطرات گذشته با يکديگر رفتار نکنيد. چشماني که با تيرگي به گذشته و نگراني به آينده مي‌نگرد ديد شما را محدود مي‌کند و امکاناتتان را از شما مي‌گيرد و بخت مساعد کمي براي پيشرفت و تغيير ايجاد مي‌کند. براي آنکه روحيه بانشاطي داشته باشيد بايد با نيروي اراده و اشتياق تمام به تکامل و تهذيب خود بپردازيد و خود را سرگرم هدف‌هاي اجتماعي و فردي کنيد و جنبه‌هاي مضحک تمام پيشامدهاي بد و ناراحتي‌هاي روزانه را پيدا کنيد و به جاي اين‌که در برابر مشکلات از کوره در برويد به اين مشکلات پوزخند بزنيد و شادي و آرامش را به کانون گرم خانواده‌تان بياوريد
    http://www.hamsar.ir/default.aspx?culture=fa-IR&pageid=166
     
    تشکر شده توسط : 3 کاربر
  5. با سلام
    دوست گرامی ، این معضل شما میتونه از خیلی موارد نشات بگیره!! که الان که دارم این سطور رو مینویسم حداقل 4 و 5 موردش توی ذهنم هست ولی چون نمیخوام بهتون خط فکری غلطی رو القا کنم از گفتن اونا و خیلی بیشتر از اونا خودداری میکنم!! ولی ضمن اینکه  منهم با تاکیدات بسیار جالب و با ظرافت و مدرن ومدون سرکار سارا خانم موافقم ، میتونم این نکات ایشون رو در چند جمله جمع بندی کنم:
    1- بهترین و معقولترین راه گفتمان خصوصی بین خودتونه!!
    2- قبل از این گفت و گو بهتره که مسائل و مشکلات رو مشخص و علت بروز اونا رو ریشه یابی کنید.
    3- صادقانه ،با کوتاهی و یا اشتباه خودتون (هر دو) کنار اومده و از طرف مقابل پوزش بخواهید.
    4- بنا به تجربه شخصی ، گذشت آخرین و بهترین راه ،در حل اختلافات بوده و هست و خواهد بود.
    5- تاکید میشود،این تعامل  در محیطی آرام و بدور از تنش و در خلوت انجام گیرد.
    6- چون بعضاً زمان و مکان در اینگونه همفکریها موثر است لذا در این خصوص زمان و مکان مناسبی برای انجام این امر تعیین گردد.
    7- با وجودی که معتقدم اینگونه مسائل باید در حیطه خانواده حل و فصل گردد ،ولی درصورت لزوم کمک گرفتن از  فردی امین و با تجربه را توصیه مینمایم.
    و.......
    انشالله معضل بزودی حل و شادی و دوستی بر خانواده شما سایه خواهد افکند.
    موفق باشید.
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  6. aysooda

    اخطارها : 1 بار

    کاربر نيمه فعال


    کاربر نيمه فعال
    سلام ، ممنون از راهنماييتان ، لطفا به من بگيد آيا در مورد مسائلي كه همسرم از من مخفي نگه مي دارد اما من ازشون باخبرم نيز حرفي به ميون بيارم يا نه همچنان اين مسئله را به روي خودم نيارم ؟ و در كل در مورد نحوه صحبت كردن نيز مسائلي ارائه بديد ممنون مي شم .
     
  7. با سلامی مجدد
    دوست عزیز، در اصل، رازداری یکی از خصوصیات خوب و بارزی ،برای هر کسی است! که شما هم از اون مستثناء نیستید!! پس به نظر بنده اگر در این موارد(ابراز مسائل مخفی) هم تا حد امکان ،خوددار باشید قطعاً  در حل مسئله ،کمک شایانی خواهد بود! و اما در مورد چگونگی صحبت کردن نیز ،از آنجائیکه اصولاً هر حرف و سخنی که از دل برآید لاجرم بر دل خواهد نشست و از طرفی سخن گفتن با آرامش و متانت خود یک عنصر حل و فصل قضایا میباشد لذا پیشنهاد میگردد اولاً در ابراز گفته ها صادق و منطقی باشید و در وهله بعد هیچگاه حتی در بدترین وضع، نخواهید تا منظور و حرفتان را به زور بر مسند بنشانید!! منظورم اینست که وقتی طرف مقابل احساس کند که شما در کمال آرامش و راستی به گفتمان نشسته اید،قطعاً اگر هم در تعادل فکری و عصبی هم نباشند، این عمل شما ،موجب خواهد گشت تا ایشان نیز آرام گردند،پس با لطافت و به آرامی و بدون تشویش و عجله ، با همسرتان به گفت و گو بپردازید.انشالله معضل مرتفع خواهد شد،ولی یادتان باشد در مواقعی، با اینکه حق با شما خواهد بود،قطعاً گذشت راهگشا میباشد.با توکل به خدا و امید به او، اقدام لازم را به عمل آورید،تحقیقاً با استعانت پرودگار و همت خود شما،مشکل حل خواهد شد.انشالله
    موفق و شاد باشید.
     
  8. دوست خوبم
    در مورد کارهای مخفیانه شوهرتان هیچ چیز به روی خودتان نیاورید چون اگه در این شرایط که احساسش به شما عوض شده در این مورد باهاش صحبت کنید حس لجبازی و جسارت بهش دست میده و دیگه انجام کارهایی از قبیل سیگار کشیدن و... برایش عادی میشه
    شما اول باید مشکل تغییر احساسش رو برطرف کنید بعد که انشااله مشکلتان حل شد بروید سراغ موارد دیگر
    دوست خوبم صادقانه باشوهرتان صحبت کنید و از احساستان باهاش حرف بزنید سعی کنید حس دوست داشتن را در او زنده کنید اگر به شما کم محلی کرد کم نیارید فکر کنید شوهرتان بیمار است و در حال مداوا کردنش هستید اگر بچه ندارید صحبت بچه دارشدن را پیش بکشید چون آقایان اکثر دوست دارند پدر شوند درباره آینده و برنامه ریزی های تان برای زندگی مشترک حرف بزنید
    اگر باز هم مشکلی بود بهتره از خانواده شوهرتان کمک بگیرید مثلا" پدرشوهر و مادر شوهرتان را دعوت کنید و از قبل باهاشون هماهنگ کنید که مساله اختلاف او و خانواده تان  را پیش بکشند و بهش بفهمانند که تو در این مورد بی گناهی و اورا متوجه رفتار بدش باشما کنند
    دوست خوبم برایت ازصمیم قلبم دعا میکنم که مشکلت حل بشه
    **خدا را از یاد نبر**
    خوب و موفق باشی
     
  9. سلام
    به نظر من منشا اختلاف های شما گسترده تر از آن است که شما دوست عزیزمطرح کردید.
    شما به جای اینکه در دنیای مجازی اینترنت دنبال راه حل بگردید در جستجوی راه حل در خود خانواده تان باشید.
    چه بسا نظرات ارزشمند دوستان توانسته اثر بخش واقع شود و در بسیاری از موارد شاهد اوج گرفتن اختلافات بوده ایم.
    به مشاوره خانواده مراجعه بفرمایید تا مشکلات به طور کلی ریشه یابی شود.
    شاد و پیروز
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


پرش به:  

شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB ©



Forums ©

.: مسئوليت مطالب، تبليغات و محصولات ديگر سايتها به عهده خودشان است :.
.:: برداشت از مطالب اين سايت فقط با کسب مجوز از مدیریت و با ذکر مبنع و آدرس به صورت لینک بلامانع است ::.
.::: کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دکتر رهام صادقی بوده و هرگونه سواستفاده از آن طبق ماده 12 قانون جرایم رایانه ای قابل پیگیری است :::.






مدت زمان ایجاد صفحه : 0.15 ثانیه (77)