شما در بخش انجمنهای گفتگو سایت دکتر رهام صادقی هستید، برای آشنایی با امکانات متنوع دیگر سایت اینجا کلیک کنید


به اينستاگرام سايت بپيونديد

رابطه دختر و پسر و منتهی شدن آن به ازدواج

  1. با سلام و تشکر از آقای دکتر رهام و سایت بسیار مفیدشون و سلام به سایر عزیزان
    اخیرا مشکلی توی خونه ی ما به وجود امده که فکر و ذهن هممون رو مختل کرده من توی خونواده ای هستم که سه تا خواهر هستیم و یک برادر . مشکل ما در مورد داداشم هست.حدود 1/5 سالی هست با دختری آشنا شده.اوایل نگران بودیم که این دوستی عمیق شه ولی هر وقت این مورد رو بهش گوشزد میکردیم میگفت نگران نباشید اینطور نیست فقط یه رابطه معمولیه ولی اون دختر جدی گرفته بود این رابطه رو و همه خواستگاراش رو  اینجور که به داداشم گفته رد میکرده و توی ذهن خودش به پای دادشه من نشسته .....این رابطه همچنان ادامه داشت تا حدود 2 هفته پیش که داداشم با مامانم صحبت میکنه که من این دختره رو می خوام!!!و این در صورتیه که داداشم تک پسر خونه ست و مادر و پدرم واسه ازدواجش خیلی حساس و نگران هستند داداشم دانشجوی ارشده عمرانه 22 سالشه و دختره دانشجوی حقوق 21 سالشه....داداشم نه شغلی داره نه آینده ای تازه دانشجو هست سربازی نرفته خلاصه اینکه هیچ وضعیتی نداره ما خیلی مخالف این قضیه نبودیم اما زمانی که شنیدیم دختره قبل از داداشم 3 تا دوست پسر دیگه هم داشته اصلا نمی تونیم تصور کنیم که بیاد و عروس خونه ما شه ما حتی این ماجرا رو به بابام نگفتیم چون فشار خون داره میترسیم با این دسته گل پسرش پس بیوفته...خلاصه اینکه بد مخمصه ای گیر کردیم ...داداشم زیر بار نمیره میگه بیاید ببینیدش اونوقت نظر بدید و واسه مخالفتتون من رو قانع کنید ولی مامانم قبول نمیکنه می گه محاله کسی که از همین اول پروندش سیاه هست برم ببینمش.داداشم میگه عجله ای واسه ازدواج ندارم میخوام موقعیتم محیا شه اونوقت ولی میخواد از الان جای پاشو واسه آینده سفت کنه!! داداشم خیلی ساده ست و مهربون خیلی زود گول می خوره ولی در عوض اینجور که متوجه شدیم دختره مکارو سرو زبون داره.ما احساس میکنیم که اون داره از سادگی داداشم سو استفاده میکنه......
    ببخشید زیاد شد خواهش میکنم ما رو راهنمایی کنید خیلی اعصابمون خورده نمیدونیم چیکار کنیم.
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  2. سلام

    اول ازهمه احسنت به خاطر امضاي پر معنيتون.اتفاقا چند روز پيش بود كه اين جمله رو خوندم و خيلي تحت تاثيرش قرار گرفتم دكتر شريعتي مرد بينظيري بود.....

    بگذريم
    ببين گلم شما تا سال ديگه بشين و به دادشت بگو اين دختر چنين و چنانه اون گوش نميده شك نكن.شنيدي ميگن عشق كورش كرده؟!
    خوب اين يك بعد قضيه بود اما شما ازكجا ميدوني اون دختر بدي؟با چه دليل و مدركي داري اينو ميگي؟داشتن چندتا دوست نشون دهنده بي عفتيه؟واقعا؟پس بايد اينجور نتيجه گيري كنيم كه تقريبا 85% از دخترهاي 20-25 سالمون وضعشون خرابه....
    ببين من نميگم خوبه يا بد ميگم ملاك جالبي نيست واسه قضاوت.شايد دوستي هاي ساده دانشگاهي بوده همين! چرا تا اسم دوستي اومده ذهنتون رفته طرف وحشتناك ترين حالتش؟
    بيا كمي منصف باشيم
    اگه واقعا اين دوتا همديگرو بخواهن اگه دختره يك دختر خوب باشه كه قصدش فقط پيدا كردن يك نيمه گمشده بوده باشه چي؟؟؟
    من يك پيشنهاد دارم نه 2 تا پيشنهاد:
    اوول اينكه بدون اينكه فعلا بابا متوجه بشن بريد و دختره رو ببينيد.فكر ميكنم شما يا يكي از خواهراتون با شما برن بهتره مامان رو نبريد چرا؟؟ ببين شما جونيد مثل اون خانم بريد سر و وضعش رو ببينيد تيپش رو ببينيد طرز اداب معاشرت و خيلي چيزهاي ديگه در پايان باهاش صادقانه صحبت كن و دليل رابطه هاي قبليشو بپرس نگو ميخواهم بيبنم چقدر وضعت خرابه!!!! بگو ميخواهم هدفت روو از زندگي بدونم چقدر مردها رو ميشناسي و اينها
    باور كن ما زنها تو يك نگاه ميفهميم زن مقابلمون چكارست قبول داري؟

    من ميگم اينكارو بكن نتيجه رو بگو ببينيم بعد چكار ميشه كرد
    ---------------------------------------------------------------------------------------

    دادش من وضعيت مشابهي داشت البته اينقدر كه شما رو اين خانم بدبينيد ما رو دوست دادشم نبوديم من رفتم و از طرف همه خانواده دختر رو ديدم باهاش حرف زدم و بعد متوجه شدم دادشم اصلا نفهميده اين دختر چقدر گل وگرنه اينقدر باهم دعوا نميكردند.بگذريم كه به ازدواج نرسيد چون خانوادهاش ميخواستند از ايران برند و دختره هم همينطور و داداش من نظام يبود و نميتونست اما من با اين دختر رابطه خيلي خوبي برقرار كردم و مطمئنم اگه زن دادشم ميشد دادشم خوشبخت تر ميشد(خواهر شوهر به خوبي من ديده بوديد؟)
    ----------------------------------------------------------------------------------------

    ببين بقيه دوستان نظرشون چيه
     
    تشکر شده توسط : 5 کاربر
  3. سلام
    معذرت مي خوام ... ولي من از اين قسمت آخر حرفت خندم گرفت ... يعني چي كه مي گيد  مكاره و سرزبون داره و ... داداشم خيلي ساده است ... احيانا برادرتون از بقيه بچه ها كوچكتره درسته؟
    مي تونم بپرسم منظورتون از اين حرفها چي بود؟
    يعني كسي كه قبلا دوست پسر داشته يا دوست دختر داشته نبايد بعدها با كس ديگه اي آشنا بشه يا ازدواج كنه؟
    تا حالا پيش خودت فكر كردي حتي اگه موفق بشي و برادرت از وصلت با اين دختر پشيمون بشه و ازش جدا بشه( هموني كه شما مي خوايد) ميشه مثل الان دوست دخترش ... يعني اون هم تجربه بودن با جنس مخالف و دوستي با يه دختر رو داره ... پس اگر بخوايم با طرز تفكر شما جلو بريم ... دفعه بعدي كه به مباركي با خانوادتون براي ايشون رفتيد خواستگاري و خانواده دختر فهميدند كه برادرتون قبلا با يه دختر ديگه دوست بوده بايد بهتون بگند نه؟ ... بگند نميشه چون اين آقا قبلا با يه دختره ديگه بوده و ماهم خوشمون نمياد كه پسري رو كه قبلا معلوم نيست چيكار كرده رو قبولش كنيم!؟
    به منظرتون اين جواب مي تونه منطقي باشه ؟
    آخه اين چه حرفيه كه شما ميگيد كه برادر ساده من رفته با اين دختره كه قبلا 3 تا دوست پسر داشته دوست شده و دختر زبله و قاپ برادر منو دزديده و خيلي چيزهاي ديگه...

    به نظرتون اين حرفها منطقيه؟ بايد از روي اينكه طرفمون قبلا با جنس مخالفش دوست بوده روش قضاوت منفي كنيم؟

    من كاري به اون خانم ندارم ... ولي مي خوام بدونم شمايي كه الان 26 سالته مگه چند سال پيش هم سن همين خانم كه بودي تصميماتت به اندازه الانت عاقلانه بود .... اين دختر خانم 21 سالشه و مثل برادر شما تو سنيه كه خيلي راحت درگير احساساتش ميشه و نمي تونه تصميم درستي بگيره ... دقيقا مثل برادرتون.
    ببين من در مورد ازدواج نه فقط برادر تو بلكه هر پسري كه اين شرايط رو داشته باشه شديدا مخالفم ... برادرت فقط 22 سالشه ... اين سن براي ازدواج يك پسر خيلي پايينه ... دانشجوئه پس درآمدي نداره ... سربازي نرفته پس نمي تونه كار درست و حسابي داشته باشه يعني تو اين كشور پسري كه كارت پايان خدمت نداشته باشه عملا نمي تونه چيزي داشته باشه ...
    ببين برادر شما تمام اينها رو مي دونه ... اما چون تو سنيه كه تصميماتش بر اساس احساسه اين تصميم رو گرفته ... سعي كن برادرت رو متوجه كني كه الان زمانش نيست ... به خاطر تمام اون دلايلي كه گفتم و خودت هم مي دوني ... اما يه لطفي بكن ... در حق برادرت ... وقتي داري باهاش صحبت مي كني كه چرا نبايد اينكار رو انجام بده تنها حرفي رو كه نبايد بهش بزني مخالفت با دوست دختر ايشونه ... چون اينطوري برادرت به اين نتيجه ميرسه كه مشكل سن پايين و نداشتن كار و چيزهاي ديگه نيست ... مشكل اون خانم كه شماها از ايشون خوشتون نمياد اگه كسه ديگه اي باشه شما ها باهاش مشلي نداريد ... در ضمن اگه مخالفتتون خيلي نافرم يا شديد باشه مي تونه باعث بشه برادرتون عليه تون جبهه گيري كنه يا حتي دست به كارهايي بزنه كه نبايد بزنه ... بايد دليل مخالفتتون رو كاملا منطقي بيان كنيد نه اينكه برگرديد و بهش بگيد اين دختره ... كه تا حالا 3 تا دوست پسر داشته و معلوم نيست كه تا حالا ...
    اگر مي خوايد با احساسات با برادرتون برخورد كنيد كه خيلي راحته ... چهارتا داد و دعوا راه بياندازيد ... اما اگه تصميم گرفتيد كه عاقلانه مثل يه آدم 26 ساله كه تجربه بالاتري داره برخورد كنيد بايد منطقي باشيد و منطقي حرف بزنيد ... به هيچ وجه نبايد چيزي مثل تهديد كردن يا جبهه گيري توي لحن صحبتتون يا رفتارتون باشه ... نه شما و نه خانوادتون، هيچ كس.
    به دو دليل:
    1- برادرتون تو سنيه كه تصميمات احساسي مي گيره.
    2- نه فقط برادرتون بلكه هر كسي كه عاشق ميشه يا به كسي علاقه مند ميشه باور كن تنها چيزي رو كه خيلي سخت مي پذيره يا اصلا نمي پذيره شنيدن حرف عليه كسيه كه بهش علاقه منده.

    اگر برادرتون احساس كنه كه به جاي مشورت داريد تو كارهاش دخالت مي كنيد هيچ چيز كه بهتر نميشه تازه همه چيز به هم ميريزه .

    اميدوارم بتونيد منطقي فكر كنيد و در اين باره تصميم بگيريد.


    موفق باشيد
     
    تشکر شده توسط : 3 کاربر
  4. سلام خانومها
    با عرض ادب بگم که :
    می بخشید شما در ایران هستید یا آمریکا ؟
    اگه تو ایران هستید که 3تا دوست پسر با یدونش هیچ فرقی نداره , این اطمینان رو بهتون میدم
    که از لحاظ شرعی باید ابتدا برادرتون نظر مساعد بدن و بعد شما و چون تو ایران هستیم پس هیچ جای نگرانی نیست اگر واقعا برادرتون همچیز رو میدونه
    خلاصه شما دارید سنتی نگاه ماجرا می کنید , این خانوم شاید برادرتون رو دوست داره و برادرت هم همینطور , حالا نمی تونه تا آخر عمر شوهر نکنه چون قبلا دوست پسر داشته - در ضمن حالا برادرتون هم بهش اضافه کنید میش 4تا - بیبشتر دخترهای این زمانه ما برای انتخاب مجبورن به اینکه با چند نفر باشن
    سخت نگیرین عزیزم شما اگه می خواهید سواب کنید و خدا خوشش بیاد چوب لا چرخ نذارین
    موفق باشید
     
    تشکر شده توسط : 2 کاربر
  5. سلام آنیا جون
    نمیدونم چرا خواهرای بزرگتر دست از سر برادراشون برنمیدارن....چرا فکر میکنند که همیشه سر داداششون داره گول مالیده میشه...چرا برای یک لحظه خودشون رو جای اون دختر بیچاره نمیذارند؟آخه شما از کجا خواهید دونست که دختر بعدی که زن برادر شما میشه آفتاب و مهتاب روشو ندیده؟......

    با خوندن این پست خیلی ناراحت شدم چون یاد 6 سال پیش خودم افتادم یاد کاری که خواهر دوست پسرم به روزمون آورد و با آوردن دلایلی مثه دلایل شما باعث شد دوستیمون تموم بشه .خیلی جالبه که بعد 6 سال مادوباره همدبگه رو پیدا کردیم...اون آقا دوباره به من پیشنهاد ازدواج داد اما من قبول نکردم.و حقم داشتم چون خاطره بدی که ازون خانواده داشتم قابل اغماض نبود برای من. به هر حال.شما هم اینکارو نکن چون پشیمون میشی وقتی که دیگه نمیشه کاری کرد.شاید هیچکس یرای داداشت مثه این دختر نباشه حتما برید و ببینیدش.
    اما این کارا قشنگ نیست.به خدا گناه داره.
     
    تشکر شده توسط : 2 کاربر
  6. elnaaaz



    کاربر نيمه فعال


    کاربر نيمه فعال
    سلام عزیزم

    این حرف شما که اون خانوم داره سر برادر منو گول میماله و چرب زبونی میکنه و اینا... یه حرف کاملن غیر منطقی و کودکانه اس.(البته قصد جسارت ندارم) مگه اینکه از الفاظ عاشقانه و کودکانه استفاده کنه که این از اصول دوستیه نه چرب زبونی!
    اگه مخالفت شما با این خانوم هست، باید دلیل منطقی داشته باشید، نه اینکه چون 3 تا دوست پسر داشته، وقتی برادر شما این قضیه رو میدونه، پس قطعن کسی سرش رو گول نمالیده، در ثانی اون دختر با 3 تا پسر، دوست بوده، نرفته با 3 تا پسر هم خوابه بشه که؟! پس اینقده راحت درباره اون دختر که ندیدیش قضاوت نکن.
    به شخصه با ازدواج برادر شما مخالفم، نه به خاطر این دختر (که قطعن هیچ ربطی به من نداره) که به خاطر سنش  و به خاطر شرایطش و جدی کردن این ماجرا تو این سن براش مسئولیت به همراه داره که ممکنه از مسائل مهمتر زندگیش تو این سن (که درس و کار و سربازی هست)عقب بیفته. به نظر بنده شما بهتره از دریچه یه خواهر که دوستشه وارد بشی و منطقی با برادرت صحبت کنی و بگی با این دختر مشکلی ندارید(چون اگه بگید با ایندختر مشکل دارید، ممکنه جبهه گیری کنه، که طبیعیه)، بلکه با شرایطش(شرایط خود برادرتون) مشکل دارید.
    به هر حال اینکه نحوه ادامه رابطه اشون به چه شکل باشه به خودشون و تا حدودی به شما مربوطه (اینکه همچنان با هم دوست باشن یا کات کنن یا هر چیز دیگه ای)، ولی ازدواج تو این سن قطعن برای هر دوشون، به خصوص برادر شما(چون سنش خیلی خیلی خیلی زیاد کمه و تو این سن بیشتر  احساساتی هستن تا منطقی) خیلی زوده و یه عمل غیر منطقی.
    امیدوارم لحن ام گزنده نبوده باشه Wink
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  7. سلام وتشکر از همه عزیزان
    ممنون که راهنمایی کردید ولی گویا یه مطلبی رو ذکر نکردم اینکه اون دخترهوضعیت مالیشون از ما بالاتر هست و با شرایط داداش من که احتمالا تا مدتهازندگیش روی دور نمی افته خیلی مشکل داشته باشه الان میگه توی چادر هممیتونم باهات زندگی کنم ولی زمانی که وارد زندگی شد کمتر کسی میتونه سرحرفش بمونه اونم با خریدهایی که الان انجام میده اگه دختر قانعی بود کهحاضر شه توی بدترین وضعیت مالی جیک نزنه باید الان هم با پول باباش همچینتجملی نباشه همه میدونیم که اینا حرفه و از سر داغی کله این حرفا رومیزنه....و اینکه ما ناراحتیم از دوستیهای قبلیه اون دختر به خاطراستعدادش در دوست پسر یابی هست و اینکه در اینده توی زندگیشون مشکلی پیشبیاد و خانم استعدادش فوران کنه و پی یار جدید بره و داداش ما هم قاق..مانه چوب لا چرخ میزاریم نه سنگ اندازی میکنیم....دیشب مامانم ماجرا رو تویجمع سه نفرشون با داداش و بابام مطرح کرده بابام هم پیشنهاد داده تماسها وقرارهاشون رو کم کنند تا جایی که به 0 برسه تا زمانی که داداشم شرایط شروعزندگی رو داشته باشه ببینیم اون موقع هم بعد از گذشت چند وقت باز همدوستدار هم هستند یا دختره با یه مورد بهتر ازدواج نمی کنه و سر عشقش میمونه!!! داداشم هم گویا موافقت کرده حالا از امروز شروع کرده نمیدونیممیتونه یا نه دعا کنید بتونه درست انتخاب کنه....باز هم ممنون ازراهنماییتون ما نه آدمهای سنتی هستیم نه کوته فکر  خواهشا درک کنید بدوناینکه یاد عشق گذشته خودتون بیفتید کمی خودتونو به جای ما بگذارید که1دونه داداش بیشتر نداریم و خانوادگی فوق العاده همدیگه رو دوست داریم
    من بی صبرانه منتظر راهنمایی آقای دکتر رهام هستم
     
  8. باسلام
    دوست عزیز ،در وهله اول منهم معتقدم ازدواج با این اوصاف ایشون،زود به نظر میرسه! ولی یک سئوال ،آیا مطمئنید که صرفاً رابطه عشق و عاشقی بین این دو بوده؟؟ و یا نه رابطه دیگه ای هم بوده و ایشون به شما نگفته؟؟ امیدوارم منظورمو متوجه شده باشید!! به هرحال پیشنهاد بنده هم ،متقاعد کردن برادرتون به زود بودن ازدواجه ولی با آرامش و تدبیر که خانمها بیشتر به اون واقفند!!
    موفق باشید.
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  9. سلام خوبي خانمي
    ببين شما براي يك لحظه هم كه شده جاي خودت رو به اون دختر بده و فكر كن كه الان جاي اون باشي و عاشق يك پسر كه مي خواهي باهاش ازدواج كني ؟ حالا مگه چي ميشه شما خانمي كني و مادرت رو راضي كني و يك بار هم كه شده بري اون دختر را ببيني چرا فكر مي كنيد كه چون انتخاب برادرتون هست و حق انتخاب شما نيست و هزار آرزو و جلو نمي رويد بگيد با خودتون كه يك نفر معرفي كرده حالا مي خوايد بريد خواستگاري .
    حالا معرف پسرتون هست .
    به نظر من از دور قضاوت نكنيد بريد ببيند بعدا
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  10. سلام آنيا جون

    اينكه ما ناراحتيم از دوستيهاي قبلي اون خانوم و به خاطر استعداد عجيبش در دوست يابي و اينكه تو آينده استعدادش دوباره فوران كنه و بره پي يه يار ديگه و داداشه ما هم كه قاق...
    باز شما كه برگشتي سر خونه اول ... اين همه آدم به شما گفتن مهم نيست طرف قبلا چي كار كرده و نبايد از روي گذشته طرف روش قضاوت كني ... حالا داري بازهم قضاوت مي كني ...با اين تفاوت كه  اينبار از آينده ايكه هيچ كس ازش خبر نداره داري روي اين خانم قضاوت مي كني.

    حرفهات دوتا معني رو ميدند:

    1- به برادرت اصلا اعتماد نداري و فكر مي كني كه يه بچه بي دست و پاست كه حتي ازدواج هم كنه نمي تونه درست تصميم بگيره و شما از الان داريد براي آيندش تصميم مي گيريد.

    2-هنوز داري با بدبيني به اين قضيه نگاه مي كني ... هر كسي هر چقدر هم كه دوست از جنس مخالفش تا قبل ازدواج داشته باشه مهم نيست ... در حقيقت اين فقط به خود فرد مربوطه و بس... و هر وقت يك نفر( كاري به مذكر و مونث بودنش ندارم) تصميم مي گيره كه ازدواج كنه يعني اينو پذيرفته كه مي تونه پايبند و متعهد بمونه ... حالا اين كه اين تصميم رو به چه دليل و تحت چه شرايطي گرفته بماند.

    اين كه ميگيد وضعيت ماليش از شما خيلي بالاتره يه دليل منطقي ديگه است كه برادر شما از اين ازدواج منصرف بشه. دقت كن دارم ميگم منطقي، يعني اين منطق براي شما معني داره نه براي برادرتون پس اگه غير منطقي رفتار كرد نه عصباني بشيد، نه پرخاش كنيد و نه تهديد و ... حواستون باشه كه برادر شما در حال حاضر منطق رو نمي پذيره

    اين كه يه مدت طولاني همديگر رو نببينند تا واقعا بفهمند كه چقدر علاقشون واقعيه يا نه .. فكر بدي نيست .... هرچند من به شخصه با اين نوع كارها زياد موافق نيستم ... چون معمولا به جاي اينكه باعث بشه دو نفري كه ظاهرا عاشق هم هستند با دوري احساس واقعيه خودشون رو بفهمند باعث ميشه كه هر دو نفر بيشتر پيش خودشون در مورد طرفشون خيال پردازي كنند ... معمولا اين جور خيال پردازي ها توش جدايي نيست... توي افكارشون باهم بودن و ازدواج كردن و خوشبختي و بچه و هزارتا چيز ديگه رو تجسم مي كنند الا نبودن كنار هم ديگه و جدايي رو
    مي دوني اين يعين چي؟ يعني دلبستگي بيشتر برادر شما به اين خانم و احيانا اين خانم به برادرتون با اين كه همديگر رو نمي بينند... و اين برخلاف خواسته شماست
    پيشنهاد ميدم به جاي اينكارها به روشي كاملا معقول با توجه به احساسات برادرتون و اون خانوم اين مسئله رو خاتمه بديد ... من دقيقا از تفاوتهاي بين خانواده شما و اون خانم چيزي نمي دونم ... ولي اگر فكر مي كنيد كه اين ازدواج آينده اي نداره بهتره به نوعي كاتش كنيد ... حرف من رو اشتباه برداشت نكنيد نمي گم جاي برادرتون تصميم بگيريد و خودتون وارد عمل بشيد يا اون رو وادار به انجام كاري كنيد ... بايد راضيش كنيد كه اين رابطه سرانجامي نداره تا خودش رابطه رو كاملا از بين ببره ... و چون اينكار تا زماني كه خودش نخواد امكان پذير نيست و احتمالا شما نمي دونيد كه بايد چيكار كنيد بد نيست يه سر به يك مشاور يا روانشناس بزنيد ... تا هم با شما هم با برادرتون صحبت كنه و بتونه كمكتون كنه.

    يادت باشه كه هر دوي اونها از شما كوچكترند و به همين اندازه كم تجربه تر توي مسايل زندگي و البته همونقدر احساساتي تر. پس سعي كن تو رفتارت و البته مهم تر ازاون افكارت، نشون بدي كه ازشون بالغ تري، پس حواست بايد به كوچكترين رفتارت باشه.

    من مي دونم كه قصد شما اينه كه به برادرتون كمك كنيد ... اما دقت كنيد اگه داريد به روش خودتون اينكار رو مي كنيد به غرور اون يا احساستش صدمه نزنيد و البته نبايد هيچ نوع رفتار توهين آميزي رو هم با اون خانوم داشته باشيد... وگرنه عواقب خيلي بدتري رو هم براي شما و هم براي برادرتون خواهد داشت حتي اگر اين دو از هم جدا بشند.

    خوبه كه آدم هدفش درست باشه و چقدر خوبه كه هدفش كمك به ديگران مخصوصا خانوادش باشه ... اما خيلي اوقات راهي كه براي رسيدن به هدفت انتخاب مي كني به اندازه خود هدف يا حتي مهمتر از هدفته.
     
    تشکر شده توسط : 4 کاربر
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


پرش به:  

شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB ©



Forums ©

.: مسئوليت مطالب، تبليغات و محصولات ديگر سايتها به عهده خودشان است :.
.:: برداشت از مطالب اين سايت فقط با کسب مجوز از مدیریت و با ذکر مبنع و آدرس به صورت لینک بلامانع است ::.
.::: کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دکتر رهام صادقی بوده و هرگونه سواستفاده از آن طبق ماده 12 قانون جرایم رایانه ای قابل پیگیری است :::.






مدت زمان ایجاد صفحه : 0.20 ثانیه (80)