شما در بخش انجمنهای گفتگو سایت دکتر رهام صادقی هستید، برای آشنایی با امکانات متنوع دیگر سایت اینجا کلیک کنید


به اينستاگرام سايت بپيونديد

ف.ت.ی.ش و زندگی زناشویی - شديدا احتياج به كمك دارم

  1. vanda88



    کاربر نيمه فعال


    کاربر نيمه فعال
    با سلام من 12 سال هست كه ازدواج كرده ام وداراي يك پسر هستم چند ماه هست كه از بيماري شوهرم كه انحراف جنسي هست مطلع شده ام البته خودشون اعتراف كرده اند انحراف ايشن از نوع fathshism leg مي باشد در ضمن شوهرم از لحاظ روحي خيلي عذاب ميكشند وخودشون هم ناراحتند همهاش از من دوري مي كننذ اكثرا از لحاض روحي خراب وعصبي هستند ميخواستم بدونم ايا روانشناسي در اين سايت هست كه منو راهنمايي كنه ؟وايا اصلا اين بيماري قابل علاج هست ؟شوهر من در بچهكي مادرش رو از دست داده وتك فرزند هست وپدرشون هم فوت كرده خواهش ميكنم منو راهنمايي كنيد
     
    تشکر شده توسط : 3 کاربر
  2. با سلام

    خانم عزیز آرامشتون رو حفظ کنید
    مشکل همسرتون اینه که به پاهای خانمها بیش از سایر قسمتها توجه داره . غیر از اینه ؟ یا مورد دیگه ای هم هست !
    مواردی از این حالت بگونه  ای هست که شخص دوست داره با پاهای همسرش بازی کنه یا اونها رو بو کنه یا دوست داره همسرش حین رابطه جوراب به پا داشته باشه و ...

    امروزه این مورد رو انحراف اخلاقی و جسمی نمی دونن و هرکی هم بدونه از بی اطلاعیشه
    این مورد یک نوع سلیقه هست که می تونه در رابطه زناشویی حضور غیر مزاحمی داشته باشه و از طرفی هم می تونه - بیشتر بدلیل اعتقادات شخصی - مورد مزاحمی تلقی بشه

    خلاصه اینکه همسرتون بیمار نیست . بیمار هم باشه لاعلاج نیست
    این طرز فکر و علاقه اگر توی رابطه شما اختلالی ایجاد کرده می تونید با کمی همکاری باهم و مراجعه به مشاور و رفتاردرمانگر به خوبی پشت سر بذارینش . فقط توصیه من اینه که به چشم  انحراف اخلاقی و جنسی بهش نگاه نکنید . حتی اگر بپذیریم بیماریه ، تا وقتیکه باعث آسیب زدن جسمی به شما نمیشه ( ف.ت.ی.ش ها همیشه هم خوش خیم نیستند و گاهی واقعا زندگی رو مختل می کنن ) اونوقت بیماری لایتی محسوب میشه که با کمی وقت گذاشتن و همکاری ومراجعه به متخصص قابل درمانه

    نگران نباشید
     
    تشکر شده توسط : 11 کاربر
  3. vanda88



    کاربر نيمه فعال


    کاربر نيمه فعال
    با تشكر ضمنا از انجا كه در وضعيت روحي خوبي نبودم نتونستم جواب بدم ولي شرايط من پيچيده تر از اين حرفها هست انگار اون ادم دو سال پيش رفته وادم ديگه اي كه اصلا زنش براش مهم نيست اومده بعضي وقتها فكر ميكنم شايد از اين كه من مشكلش رو فهميدم خجالت ميكشه ولي بعد با توجه به شناختي كه ازاون دارم منطقي نيست به هر حال الان ما تو خونه مثل ذو تا غريبه هستيم واگه من حرف نزنم اون اصلا حرف نميزنه انگار اقا دو قورت و نيمش هم باقي مانده تازگي ها هم با كمال پررويي جلوي ما سراغ سايتهاي صكصي ميره نميدونم چيكار كنم احساس ميكنم شوهرم دچار جنون شده وبا اينكارش ميخواد منو ازار بده ؟ولي اگه واقعا خوشش نمياد پس چرا راضي به طلاق نميشه شايد هم ميدونه هيچ ديوونه اي مثل من پيدا نميشه كه اونو تحمل كنه من كه ديگه خسته شدم الن چند وقت هست كه اتاقمون هم جدا شده واگه به خاطر پسرم نبود اصلا يك لحظه هم درنگ نميكردم واز اين جهنم مي رفتم ولي چه كنم كه نميتونم اون طفل معصوم رو با اون تنها بذارم از طرفي هم دارم دق ميكنم
     
    تشکر شده توسط : 2 کاربر
  4. سلام

    مشاور روانشناس اينها چي شد؟بردينشون؟با دكتر صحبت كرديد؟

    ببينيد اين جهنم رو ميشه بهشتش كرد فقط آروم باشد و اول خودتون با يك پزشك يا مشاور صحبت كنيد و بعد ايشون رو ببريد

    فقط آروم باشيد تا مغزتون كار كنه
     
    تشکر شده توسط : 4 کاربر
  5. سلام خانم vanda88
    وقتی میبینید همسر شما مشکل داره بهترین کاری که شما میتونید انجام بدید چی هست؟
    ترکش کنید و تنهاش بزارید؟
    یا اینکه کمکش کنید تا مشکلش برطرف بشه؟
    به توصیه دوستان دیگه دقت کنید و به جای پیچیده تر کردن اوضاع فکر کمک به ایشون باشید
     
    تشکر شده توسط : 4 کاربر
  6. فکر نمی کنم مساله غیر قابل حل باشه بهتر با شوهرتون منطقی صحبت کنید و ببینید واقعا مشکلش چیه و از یک روانپزشک جهت مشاوره کمک بگیرید....یادتون باشه طلاق آخرین راهه
     
    تشکر شده توسط : 5 کاربر
  7. vanda88



    کاربر نيمه فعال


    کاربر نيمه فعال
    با تشكر گفتنش راحته راستش من خيلي راهها رو امتحان كردم ولي احرش باز به بن بست رسيدم هر وقت هم ميگم بريم دكتر پشت گوش ميندازه حالا نميدونم خجالت ميكشه يا اينكه از اين وضعش راضيه به هر حال باز سعي خودم رو خواهم كرد يعني چاره اي غير از اين ندارم چون پسرم خيلي حساس هست ودائما نگران اين هست كه مبادا جدا بشيم واما در مورد بهشت كردن هيچ فكر نميكنم فقط اين رو ميدونم كه محكوم به تحمل كردن هستم تا كجا خذا ميداند
     
    تشکر شده توسط : 2 کاربر
  8. سلام

    به نظرم مشكل همسرتون اصلا ف ت ي ش نيست.شايد اينطوري ميخواد رفتار اشتباهش رو توجيح كنه.

    خجالتي هم در كار نيست و الا پيش شما سراغ سايتهاي رابطه جنسی ي نمي رفت.

    متاسفانه اينجور مسائل(ديدن فيلمهاي رابطه جنسی ي) طورين كه اگه زيادي بهشون توجه بشه نوعي نياز سيري ناپذير در فرد ايجاد ميكنند كه فقط با اراده و خواست فرد مبني بر ترك رفتار غلط بر طرف ميشن.
    شايد به تازگي از طريق شخصي با اين سايتها اشنا شده.يا يه كنجكاوي اونو به اين سمت كشونده.و حالا داره خودش ادامه ميده

    فكر ميكنم اگه واقعا مشكل ف ت ي ش و خجالت در كار بود همسرتون تلاش ميكرد از طريق رابطه اش با شما مشكل رو رفع كنه.دليلي نداره سراغ يه رفتار اشتباه ديگه بره.
    شايد مخالفتش براي رفتن پيش روانشناس از اين بابت باشه كه بترسه حقيقت رو بشه.

    به همسرتون نزديك بشين.دوباره صميميت و رفتار دوستانه گذشته رو زنده كنيد.الان بيش از هر زمان ديگه بايد كنارش باشيد. ذهنش رو درگير مسائل ديگه كنيد تا كمتر سراغ سايتهاي ... بره.

    صبورانه باهاش رفتار كنيد. خودتون شخصا و به تنهايي ميتونين به روانشناس يا مشاور مراجعه كنيد و راهنمايي هاي لازم رو دريافت كنيد.
    اول مطمئن بشيد واقعا مشكل ف ت ي ش ه يا تمايل به مسائل انحرافي

    اگه الان خونه واسه همسرتون مكان نا ارام و پر جنجالي بشه اوضاعش بدتر ميشه.اوضاع شما و فرزندتون هم.

    مشكل رو شناسايي كنيد و صبورانه رفعش كنيد.

    باز هم ميگم،خودت رو به همسرت نزديك كن و عشقي كه زماني به خاطرش با هم پيوند زناشويي بستين از نو زنده كن
     
    تشکر شده توسط : 8 کاربر
  9. vanda88



    کاربر نيمه فعال


    کاربر نيمه فعال
    فكر نكنم دروغ در كار باشه الان هم چند وقت هست كه حودم رو به بي خيالي كامل زدم وسعي ميكنم تا اونجا كه ممكن هست اروم باشم البته قبلا هم اينكاررو كردم ولي وقتب ديدم نتيجه اي نداشت ديگه ول كردم فعلا زندگي ارومي داريم ميتونم بگم اون هم خيلي فرق كرده نمي دونم تا كي ادامه خواهد داشت ولي ميتونم بگم در برابر  هر قدم اون من چندين قدم پيش رفتم چند روز پيش هم ازش خواهش كردم پيش من پسرم وتو خانه اين سايتها رو نره كه البته كمي خجالت كشيد وقبول كرد الان هم گوش شيطون كر خبري نيست واما در مورد بهشت كردن هم بايد بگم بعد اون هم حرفها كه ازش شنيدم فكر نميكنم الان هم من به خاطر پسرم دارم مجادله ميكنم وضمنا تصميم دارم خودم پيش روانشناس برم ضمن مطرح كردن مشكل شوهرم از سلامت اعصاب اون مطمئن بشم چون به هر حال طاقت يه ادمم هم حدي داره چون من هم احتياج به محبت دارم  الن هم كه ميگم اروم هستيم از اين لحاظ كه بگو مگو نداريم والا مثل سابق زندگي سرد وبيروحي داريم
     
    تشکر شده توسط : 2 کاربر
  10. vanda88



    کاربر نيمه فعال


    کاربر نيمه فعال
    سلام يه سوال داشتم ايا درمان مشاوره اي خيلي طول ميكشه اخه شوهرم ميگه مشاورها معمولا خيلي طول ميكشه تا اذم رو مداوا كنند كه اين هم مستلزم هزينه خيلي بالاست كه از عهده ما خارج هست من ويزيتشون رو پرسيدم جلسه اي 25000 هزارتومان هست نميدونم به نظرتون بايد زياد بريم پيش مشاور؟چيكار بايد بكنم خيلي درماندم از طرفي هم نگران زندگيم هستم
     
    تشکر شده توسط : 2 کاربر
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


پرش به:  

شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB ©



Forums ©

.: مسئوليت مطالب، تبليغات و محصولات ديگر سايتها به عهده خودشان است :.
.:: برداشت از مطالب اين سايت فقط با کسب مجوز از مدیریت و با ذکر مبنع و آدرس به صورت لینک بلامانع است ::.
.::: کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دکتر رهام صادقی بوده و هرگونه سواستفاده از آن طبق ماده 12 قانون جرایم رایانه ای قابل پیگیری است :::.






مدت زمان ایجاد صفحه : 0.21 ثانیه (80)