شما در بخش انجمنهای گفتگو سایت دکتر رهام صادقی هستید، برای آشنایی با امکانات متنوع دیگر سایت اینجا کلیک کنید


به اينستاگرام سايت بپيونديد

سرحال بودن

  1. با عرض سلام و خسته نباشید

    راستش من یه مدتیه حال و حوصله ی هیچی رو ندارم . خصوصاً اینکه چند روز دیگه دانشگاه باز می شه و من باید صبح تا شب درس بخونم . با این رشته ی خیلی سختی هم که انتخاب کردم فقط باید درس بخونم ، کنفرانس بدم ، پروژه تحویل بدم احساس می کنم ضعیف شدم من از عهده ی اینکارا برنمی یام . پارسال اینموقع تازه دانشگاه قبول شده بودم یه دختر پرانرژی و شاد و سرحال بودم ولی الان وضعیتم 180 درجه فرق کرده .
    اصلاً نمی دونم چرا اینجوری شدم . از یه طرفی هم تو خونه یه هم صحبتی ندارم یکم باهاش حرف بزنم . تنهام . تنها سرگرمی من شده اینترنت.
    من این چند روز چیکار کنم که یکم سرحال بشم خودمو برای دانشگاه رفتن آماده کنم .
     
    تشکر شده توسط : 3 کاربر
  2. فکر نمیکنم دانشگاه و درس خوندن و آماده کردن پروژه یا دادن کنفرانس ، باعث کم حوصلگی شما باشه......اتفاقا اینا باعث میشه سرگرم هم بشید...
    شما باید با دوستان خودتون ارتباط بیشتری داشته باشید...مثل هم رشته ایهای خودتون یا دوستان دوران دبیرستان و ......
    سعی کنید کمتر برید سراغ کامپیوتر....اجتماعی تر بشید و تنهایی را از خودتون دور کنید....
    ارتباط دوستانه در اینترنت به نظر من نتیجه منفی میده و شما را تنها تر میکنه....
    ارتباط اینترنتی بدترین نوع ارتباط برای بیرون اومدن از تنهایی هست...
    موفق باشی..
     
    تشکر شده توسط : 6 کاربر
  3. سلام دوست عزیز این حالتها رو منم بعضی وقتها دارم اما خب باید سعی کنیم برنامه ریزی داشته باشیم حتما سعی در روز یه وقتی برای کارهایی که بهشون علاقه داری بذاری کتابهای روانشناسی بخون  به خودت برس ورزش کن و هر کار دیگه ای که روحیه ی تو رو تغییر بده موفق باشی.
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  4. سلام دوست عزیز
    در ادامه نظرات دوستان باید عرض کنم تلقین به خستگی و سرحال نبودن خودش به تنهایی میتواند عامل موثری در ایجاد بیشتر این حالات در شما باشد.
    1-یک مسافرت ساده میتواند شما را شاد و پرنشاط کند.
    2-سعی کنید  هر از چند گاهی در زندگی خود تغییراتی هر چند جزئی ایجاد کنید.
    3-ترم سختی را گذرانده اید اما بر این باور باشید دیگه گذرانده اید.
    4- بی کاری و فقدان فعالیت یک عامل مهم در ایجاد بی حوصلگی ست. دست به کار شوید با نشستن و به نقطه ای خیره شدن چیزی عوض نمیشود. برخیزید و به کاری مشغول شوید.
    5-حس پوچی و این باور که زندگی، شغل و فعالیتهای شما بی معنی میباشند میتواند شما را تا مرز خود کشی پیش برد. شما نباید زندگی خود را یک دایره بی پایان و هدف بدانید. این وظیفه خود شماست که به زندگی خود معنا بخشید.
    6-به یاد داشته باشید که هیچ چیز کسالت بار و خسته کننده نیست بلکه این ذهن بی حوصله شماست که همه چیز را کسل کننده میبیند. بی حوصلگی یک امر نسبی و درونیست. افکار خود را تغییر دهید تا احساسات شما نیز تغییر یابند.
    7-تکراری نباشید.
    8-یک دوست تازه پیدا کنید.
    مطمئن باشید که شما تنها شخصی نیستید که دچار این حالات میشود همه ما حداقل چند باری را تجربه ایم حالات را داشته ایم که بنا به نظریه روانشناسان امری است طبیعی که برای همه به وجود می آید.

    موفق و پیروز باشید
     
    تشکر شده توسط : 5 کاربر
  5. salumeh

    اخطارها : 1 بار

    کاربر نيمه فعال


    کاربر نيمه فعال
    نظرات همه دوستان ارزشمند و عالیست...اگه اجازه بدید من هم یه چسز مهم رو بگم:
    گاهی خستگی از کار زیاد و فکر کردن مدام به هدف های آینده و یا سردرگمی های احتمالی در آینده هست...برای رفع این مشکل تمرکز کردن خیلی مهمه که بتونی تکلیفتو با آیندت روشن کنی....مثلا الان اگه فکر میکنی که وای ترم دیگه چقدر کار سخت دارم که باید انجام بدم بیشترین ظلم رو به خودت کردی....به نظر من اول ببین از زندگیت چی میخوای...بعد برای رسیدن به اون هدف بزرگ و بلند مدت که خیلی کلی خواهد بود هدف های میان مدت و کوتاه مدت بچین...مثلا اگر هدف بلند مدتت معدل بالای لیسانس باشه(البته مثال هست و قطعا اهداف شما بهتر و بزگتر  خواهد بود) هدف میان مدتت میتونه معدل بالای این ترم باشه و هدف کوتاه مدتت نمره های میان ترم بالا هست....سعی کن هرچه سریعتر با کسانی که خودت انتخاب میکنی و ترجیحا هم جنس خودت دوست باشی چون این حس و حال الانت میتونه باعث گول خوردن خیلی زود با حرفای کسی بشه...مثلا اگه یه پسری بیاد بهت بگه تو خوبی تو میتونی و از این حرفا...اعتماد بنفس کذایی بهت میده و تو بهش دل میبندی و نه تنها دل کندن کار سختیه بلکه ترمیم زخم روحت بعد از دل کندن بدتر و سختتر از اوضاع روحی الانت خواهد بود....پگاه عزیز در نهایت باید بگم که این حس و حالها در دوران سنی من و شما کاملا طبیعیه و نگرانش نباش...فقط سعی کن که با خودت و روحت نجنگی بلکه منطقی باهاش کنار بیای...سلامت باشی
     
    تشکر شده توسط : 5 کاربر
  6. مرسی از راهنمایی های دوستان
    سالومه جان من هیچ وقت با حرفای یه پسر نه اعتماد به نفس بدست میارم نه خام می شم
    حداقل این یه کارو خوب بلدم که رو حرفای هیچ پسری حساب نکنم
    به هر حال ممنون ازت
     
  7. سلام
    خيلي ها وقتي مقطع تحصيليشون عوض مي شه دچار اين مشكل مي شن ، ولي خيلي زود عادت مي كني و خوشت مي ياد . بستگي به خودت داره كه بخواي چه جوري زندگي كني.
    اگه بگي نمي تونم مطمئن باش نمي توني.
    بايد هميشه بگي من مي تونم و با رشتت كه رشته سختيه حال كني.
    شايد باورت نشه ولي فكر نمي كنم شرايط تو از شرايط من سخت تر بوده باشه.
    البته من الان 5ساله فارغ التحصيل شدم اما تو دوره دبيرستان رشتم تجربي بود دانشگاه آزاد مهندسي برق قبول شدم و رفتم.
    نمي دوني ترم اول و دوم چقدر برام سخت بود. سر كلاسي بشيني كه همه فيزيك پيش رو تو پيش دانشگاهي خوندن و تو با اون درس آشنايي نداري .
    اما دقيقا اون موقعي كه من از اين رشته ترسيدم و خواستم انصراف بدم به خودم گفتم من سعيمو مي كنم و شايد باورت نشه كه پايان ترم تنها نمره 20 كلاس من بودم و شاگرد سوم دانشگاه.
    آره عزيزم نمي خوام از خودم تعريف كنم ، اما خواستم بگم نمي تونم و سخته نداريم.بايد براي هدفت تلاش كني و اگه تلاش كردي مطمئن باش موفق مي شي . اينم قول مي دم به محض بازشدن دانشگاه و معاشرت با دوستات حال و حوصلت سرجاش مي ياد . موفق باشي
     
    تشکر شده توسط : 5 کاربر
  8. باسلام
    دوست گرامی ضمن تایید تمامی اظهارات دوستان به خصوص دوستمون سرکار سارا خانم منهم این تجربه را در مورد یکی از دوستان هم شاگردیم داشتم که نمیخواست درسش رو ادامه بده و از مشروط شدن و سرخوردگی در اون میترسید ولی بچیه با اراده ای بود و وقتی که با هاش مشاوره ا ی داشتم و متقاعدش کردم که ادامه بده، واقعاً خوند و در برابر چشمان بهت زده تمامی دوستان هم رشته ایمون ،در مدت 4.5 سال فارغ التحصیل شد. در صورتیکه اصلاً رشته  ایشون مکانیک بود ولی در رشته ریاضی محض قبول شده بود(در اوایل سالهای بازگشائی دانشگاهها همه دیپلمه ها میتونستند در هر رشته ،حتی غیر مرتبط با رشته خودشون شرکت کرده و ادامه تحصیل بدن ولی الان اینطور نیست)
    به هر حال فقط میتونم بگم این مورد برای همه پیش اومده و باز هم پیش میاد ولی  مقطعی است مطمئنم با شروع درس و کلاس ،و آشنا ئی با دوستان جدید آنچنان حرکتی به شما خواهد داد و چنان این تلاش در ذهنتان حک خواهد شد که بعد ها از بیاد آوری آن لذت خواهید برد.(کما اینکه برای بنده که در آن مقطع هم  کار میکردم و هم تحصیل ،با اینکه بسیار بسیار سختی کشیدم ولی با یاد آوری آنروزها ضمن لذت ،با لبخند ،تنها به جمله :"یادش به خیر" بسنده مینمایم.)
    موفق باشید.
     
    تشکر شده توسط : 3 کاربر
  9. توروخدا کمک کنین
    بدجوری بهم ریختم
    چندروز قبل الکی برای یه فیلم تو خونه مادرشوهرم یروصدا کردم اصلا باورم نمیشه من این کارو کرده باشم کمک کنین
     
  10. با سلام خدمت pegah2 دوستان وساير دوستان

    ساير دوستان خيلي خوب راهنمايي كردن ولي منم بد نيست يه چيزي از تجربياتم بگم .  

    ببين دوست خوب از سنتون پيداست كه تازه رفتيد دانشگاه معمولا كساني كه اول ميرن اين شرايط براشون پيش مياد ولي گذراست و اكثرا تو ترم اول تا سوم براي اينكه محيط عوض شده و درس‌ها سنگين‌تر ميشه اينجوري ميشيد و احساس مي‌كنن از عهده درسشون برنميان من خودم دو ترم اول اينجوري بودم ولي به مرور زمان خوب شدم اگه واقعا مي‌دوني درسي رو نميتوني پاس كني تو فرجه حذفش كن تافشار كمتر بشه و بتوني درسهاي ديگه رو راحت‌تر پاس كني من اينكارو كردم ونتيجه خوبي گرفتم.
      

    خواهر من هم مثل شما بود اون مي‌خواست انصراف بده و خيلي گريه مي‌كرد ومي‌گفت مهاله بتنونه موفق بشه اما ما ازش خواستيم تا ادامه بده اون پيش يك روانپزشك رفت و خيلي بهش كمك كرد من نمي‌دونم چراهر كي بخواد بره پيش رواپزشك فكر ميكنه ديونست و نبايد بره اين فرهنگ خيلي بدي هست. به نظر من روانپزشكان از هر دكتري تو جامعه لازم ترند و اونا بهتر ازهركسي  با مشورت مي‌تونن كمك كنن.
      

    خواهرم اين ترم درسشو تموم كرد و حالا به ياد اون روزا خودش مي‌خنده
      

    پيشنهاد مي‌كنم اگه مشكلتون حل نشد  با يك روانپزشك مشورت كنيد


    خانم asiyeh

    به نظر من بهتره كه ازش معذرت خواهي كنيد و بهش بفهمونيد كه دست خودتون نبوده  و از اين ببعد هم به اعصاب خودتون بيشتر مسلط باشيد.
      

    خودتون رو زياد نگران نكنيد اين چيزا با محبت كردن فراموش ميشه
      

    با تشكر از شما...
      
     
    تشکر شده توسط : 4 کاربر
  11. samra

    اخطارها : 1 بار

    کاربر نيمه فعال


    کاربر نيمه فعال
    چند پشنهاد براي متحول كردن زندگي شما

    اگر همچنان در وضعیت فعلی خود باقی بمانید، هیچ گاه به رشد و تعالی نمی رسید
    .رشد و پیشرفت نتیجه ایجاد تغییر و تحول
    در زندگیست
    اگر همچنان در وضعیت فعلی خود باقی بمانید، هیچ گاه به رشد و تعالی نمی رسید
    .
    شیوه ی تفکر و عملکرد خود را تغییر دهید تا بتوانید به کلیه اهداف خود دست پیدا کنید
    .
    باید توجه داشت که تغییر و تحول از یک روند ممتد پیروی کرده و هیچ گاه متوقف نمی شود . به محض متوقف شدن تغییر و تحول، رشد و پیشرفت شما هم متوقف می گردد
    .
    ما قصد داریم تا در این مقاله مهم ترین تکنیک های موجود در زمینه ایجاد تغییر و تحول در زندگی را به شما معرفی کنیم
    * ریتم زندگی خود را آرام کنید
    شما نیاز به زمان دارید تا بتوانید فکر کنید و افکار خود را در زندگی فردی بازتاب دهید . اگر تمام مدت سرتان شلوغ باشد، وقت کافی برای فکر کردن به اهداف خود ندارید چه برسد به اینکه بخواهید
    دست به عمل بزنید و زندگیتان را تغییر دهید .
    پس ریتم زندگی خود را آرام و ملایم نمایید و برای تغییر در زندگی خود فضا ایجاد کنید . سعی کنید آهسته به جلو پیش بروید تا در عین حال بتوانید
    بیش از پیش

    از زندگی لذت ببرید

    * خواستار تغییر باشید
    . اگر خودتان خواستار تغییر
    نباشید، آنگاه هیچ چیز در این دنیا نمی تواند شما را مجبور به تغییر کند
    * مسئولیت پذیر باشید
    خوبی و بدی موجود در زندگی مستقیماً به عملکرد فردی شما بستگی دارد
    *
    ارزش های اصلیتان را مرور کنید

    از خود سوال کنید
    ارزشمندترین چیزی که در زندگیتان وجود دارد چیست؟
    * دلایل مهم زندگیتان را پیدا کنید
    . شما
    هم برای غلبه بر سکون موجود ر زندگی نیاز به یک منبع پرقدرت انرژی دارید
    * افکار نیرو بخش را جایگزین افکار محدود کننده کنید
    در ذهن خود به دنبال افکاری باشید که شامل عبارات زیر هستند
    "من نمی توانم
    "قادر نیستم که
    "من هیچ وقت نتوانستم
    "هیچ راهی وجود ندارد که
    هر زمان که در ذهن خود به یکی از این افکار برخورد کردید، آن را یادداشت نمایید و یک تفکر نیرو بخش را جایگزین آن نمایید
    .
    در مقابل هر جمله منفی یک جمله ی مثبت بنویسید
    * عادات خوب را جایگزین عادات بد کنید
    * برای
    خود الگو و مربی انتخاب کنید
    با این کار می توانید در وقت و ان‍رژی خود صرفه جویی کنید
    * انتظارات منطقی داشته باشید

    * پیوسته در حرکت باشید




     
    تشکر شده توسط : 6 کاربر
  12. سلام چه روشی دوستان پیشنهاد میدن برا تغییر روحیه
     
  13. سلام دوست من حامد795324 جان

    شما مشكلتون رو واضح نگفتيد كه در چه وضعيتي هستيد كه مي‌خوايد تغيير روحيه بديد.  

    ببين دوست من در كل ميگم كسي كه فشار فكري و روحي داره يا فكر و كار يكنواخت در مورد موضوعي ، در دراز مدت باعث بيماري روح و روان ميشه كه حتي ميتونه بر جسم هم تاثير سوئي داشته باشه. در اين مواقع آدم بايد ببيشتر به فكر خودش براشه و محيطتش رو عوض كنيد و داشتن دوستان و رفتن پيش اونها در اقات فراغت مي‌تونه تاثير گذار باشه و رفتن به دامن طبيعت و يا مسافرت و حتي عوض كردن دكراسيون خونه يا اتاق خود آدم و....  

    مي‌دوني اينها همش بخاطر چيه در كل به خاطر اينه كه فكرت رو كه خسته شده از چيزي بهش تنوع بدي كه يك استراحتي بكنه و در اون لحاظات به غير از آرامش و راحتي ذهن به چيزي فكر نكني  اين تو روحيه خيلي تاثير گذاره.  

    من دوستي دارم كه يه زمين كشاوزي داره يكي دو بار وقت آبياريي رفتم به درختاش آب دادم تو روحيم خيلي تاثير گذاشت اون موقع به درختا نگاه مي‌كردم و لذت مي‌بردم ديگه به چيز ديگه‌اي فكر نمي‌كردم با دوستم در موارد مختلف حرف ميزدم و لذت مي‌برديم.  

    ورزش‌هايي مثل يوگا كه به ذهن آرامش مي‌دن مي‌تونه زياد تاثير گذار باشه حتي من يه مستند ديدم كه به آقايي سرطان داشت كه دكتر‌ها گفته بودن حداكثر تا چند ماه زنده مي‌مونه اما اون با ذهنش تونست كه سرطان لا علاج رو از بين ببره .  


    در كل بايد بگم اينهايي كه گفتم فقط وسيله هستند و فقط خود آدم هست كه مي‌توني به خودش كمك بكنه و ذهنش رو آرامش بده حالا در هر شرايطي هم باشه.  

    به نظر من ايمان بيشتر از هر چيزي در روحيه مي‌تونه تاثير گذار باشه.

    با تشكر از شما ...
     
    تشکر شده توسط : 3 کاربر
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


پرش به:  

شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB ©




.: مسئوليت مطالب، تبليغات و محصولات ديگر سايتها به عهده خودشان است :.
.:: برداشت از مطالب اين سايت فقط با کسب مجوز از مدیریت و با ذکر مبنع و آدرس به صورت لینک بلامانع است ::.
.::: کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دکتر رهام صادقی بوده و هرگونه سواستفاده از آن طبق ماده 12 قانون جرایم رایانه ای قابل پیگیری است :::.






مدت زمان ایجاد صفحه : 0.26 ثانیه (95)