شما در بخش انجمنهای گفتگو سایت دکتر رهام صادقی هستید، برای آشنایی با امکانات متنوع دیگر سایت اینجا کلیک کنید


به اينستاگرام سايت بپيونديد

پشیمان شدن بعد از عصبانیت

  1. سلام من وقتی تنشی توی زندگیم ایجاد بشه فوری به مرز انفجار میرسم ولی خیلی زود از کارهایی که در هنگام عصبانیت انجام دادم پشیمون میشم مخصوصا از بعد از ازدواجم به خاطر مشکلات زیادی که دارم خیلی بدتر شده ام آدم بسیار زود رنجی هستم و هر وقت با شوهرم دعوام میشه یا مادرشوهرم اذیتم بکنه چون زورم به اونها نمیرسه اخلاقم با مادرم خیلی بد میشه همش باهاش دعوا میکنم بعدش هم قهر فوری هم میرم معذرت خواهی واون ازم عاص شده ودوست نداره زیاد باهام رفت و آمد داشته باشه کمکم کنید چون بعد از عصبانیت خودم خیلی پشیمون میشم
     
  2. سلام

    شما به خودت لطف می کنی اگر تصمیماتی که موقع عصبانیت می گیری رو  فردا عملی کنی !
    یعنی اگر حس می کنی حرفی باید بزنی ، حرکتی باید بکنی و ... همه رو موکول کن به 24 ساعت بعد ...

    24 ساعت دیگه به این نتیجه می رسی که اغلب ، لزومی نداشته شما اون حرف رو بزنی و اون کار رو بکنی . این معنیش این نیست که شما مقصر بودی ها ! نه اصلا
    فقط در عین اینکه دیگران مقصر هستند لازم نیست ما هرکسی رو به سزای عملش برسونیم ! گاهی اوقات نادیده گرفتن یکسری حرفها و کارها اتفاقا برای طرف مقابل خیلی دردناکتر از این هست که حس کنه با حرفش یا کارش باعث شده شما به مرز انفجار برسی و اساسا لزومی هم نداره ما بخواهیم همه رو ادب کنیم . گاهی وقتا گذشت و نادیده گرفتن خیلی جواب میده ...

    و در کل سعی کن آروم هم باشی . اهل تلافی کردن نباش . خودت رو موظف نکن که هیچ بدی رو بی پاسخ نذاری !!!

    از حق و حقوقت صرفنظر نکن ، اگرچه قرار هم نیست همیشه و همه جا به خودت فکر کنی
    اما بدون که آدمها رو هم نمی تونی تغییر بدی ، پس همینطوری بپذیرشون و سعی کن انرژیت رو برای زندگیت بذاری ، نه برای کلنجار رفتن با آدمهایی که در حاشیه زندگیت قرار دارن مثل مادر شوهر و ...

    نکته : ( منظورم شما نیستی )
    وقتی از بچگی توی گوش دختر از بدی های مادرشوهر گفته می شه و ...
    خود بخود بعد از ازدواج ، دختره فکر می کنه مادرشوهرش نفس هم که می کشه با قصد و غرض کشیده و از اون طرف مادرشوهرم حس می کنه اگر نره روی اعصاب عروسش ، به وظیفه ملی خودش عمل نکرده !

    دخترا خوبه سهم خودشون رو خوب ادا کنن
    مادرشوهر هم یک مادره ، مثل مادر خودتون . گاهی نگران میشه . گاهی احساس می کنه باید تذکر بده ، گاهی تند میشه . گاهی اعصاب نداره . گاهی خسته س و ...
    اگر فکر کنید این خانم ، مادره . یک مادر مثل مادر خودتون
    انوقت شاید اگر از دستپختتون ایراد بگیره ، خیلی راحتتر باهاش کنار بیاید !
    اگر پیشنهادی برای زندگیتون میده ، دو روز جنگ و دعوا راه نمی اندازید و ...

    البته مادرشوهرم باید فکر کنه این عروس خانم یکیه مثل دخترش و ... ولی چون اینجا مادرشوهر نداریم نیازی به توضیح هم نیست !
     
    تشکر شده توسط : 5 کاربر
  3. سلام
    سارا جون منم مث تو بودم.
    متاسفانه خيلي زود و خيلي راحت مسائل كوچيكي كه شايد براي ديگران مهم نباشه رو من اثر مي ذاره و آدم حساسي هستم و اين حساسيت زماني كه اون رفتار از كسي سر ميزنه كه من روش حساس ترم مثل شوهرم ، عكس العمل منفي من هم بيشتر مي شه چون به عقيده من همسرم حساسيت منو مي دونه پس چرا اينكارو انجام ميده
    خلاصه هيچي ديگه
    به حد انفجار مي رسيدم و چند ساعتي هم قهر مي كردم ولي در نهايت بايد آشتي كرد و بايد گذشت .
    با خودم هستم :
    پس چرا من كه تهشو مي دونم از همون اول نبخشم ؟!!
    اگه هم بخوايم كاري كنيم كه اون كسي كه ناراحتمون كرده متوجه عملش بشه بهتره كه وقتي آروم شديم خيلي دوستانه بهش بگيم كه فلان كار تو باعث دلخوري من شد و ازش خواهش كنيم كه تا اونجائي كه مي تونه مراعات كنه .
    اين نتيجه گيري هست كه من با خودم داشتم (همين تازگيها)
    از خدا مي خوام به هممون كمك كنه كه دل بزرگي داشته باشيم ، بتونيم ببخشيم تا بخشيده بشيم .
     
    تشکر شده توسط : 3 کاربر
  4. سلام دوست عزیز من هم تا حدودی مثل شما هستم یعنی بعد از عصبانیت معمولا از حرفهام پشیمون میشم اما خب انقدر مغرورم که حتی معذرت خواهی هم برام سخته  ولی من به این  نتیجه رسیدم که واقعا مگه ما ادما چقدر می خواهیم زندگی کنیم که باز اجازه بدیم که مشکلات اینقدر ما رو عذاب بدهند من فکر می کنم توی زندگی ادم باید یکم بی خیال باشه هرچند سخته ولی اگه تلاش کنی کم کم عادت می کنی . یکم کتابهای روانشناسی در رابطه با نحوه ی برقراری ارتباط با دیگران روحیه ی مثبت و... بخون و یکم بیشتر به خودت و روحیه و ارامشت اهمیت بده اگه وقت داری ورزش کن وزندگی رو خیلی سخت نگیر .موفق باشی .
     
    تشکر شده توسط : 2 کاربر
  5. با سلام
    دوست گرامی ضمن تایید اظهارات تمامی دوستان سئوالی داشتم و اون اینکه :آیا همیشه و در همه حال این حالت بهتون دست میده؟ و یا نه در بعضی از مواقع؟ چون مثلاًَ برای اغلب آقایون وقتی از کار بر میگردن و خسته اند  احتمال بر خوردن و عصبانیت بیشتره! تا در مواقعی که خسته نیستند و در مورد بانوان فکر میکنم در مواقعی که در دوره پریودشون قرار دارن بیشترین حساسیت رو دارند  و یا هردو جنس در مواقعی که گرسنه اند احتمال زود رنجیدن و پرخاش در آنها بالا میره لذا پیشنهاد میکنم کمی به این مطلب دقت کنید شاید بتونید با تفکیک قضایا و با در میان گذاشتن اون با همسرتون مشکلتونو حل کنید. ولی به هر حال آنچه که محرز است،گذشت بهترین درمان این موضوع در زندگیست واز طرفی  گذشت هنر ست و مطمئنم  شما هم هنر مندید و با اراده و پشتکارتون میتونید از پس سختیها که یکیش همین گذشته بر بیاید.
    موفق و بهروز باشید.
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  6. aliyan نوشته است: با سلام
    دوست گرامی ضمن تایید اظهارات تمامی دوستان سئوالی داشتم و اون اینکه :آیا همیشه و در همه حال این حالت بهتون دست میده؟ و یا نه در بعضی از مواقع؟ چون مثلاًَ برای اغلب آقایون وقتی از کار بر میگردن و خسته اند  احتمال بر خوردن و عصبانیت بیشتره! تا در مواقعی که خسته نیستند و در مورد بانوان فکر میکنم در مواقعی که در دوره پریودشون قرار دارن بیشترین حساسیت رو دارند  و یا هردو جنس در مواقعی که گرسنه اند احتمال زود رنجیدن و پرخاش در آنها بالا میره لذا پیشنهاد میکنم کمی به این مطلب دقت کنید شاید بتونید با تفکیک قضایا و با در میان گذاشتن اون با همسرتون مشکلتونو حل کنید. ولی به هر حال آنچه که محرز است،گذشت بهترین درمان این موضوع در زندگیست واز طرفی  گذشت هنر ست و مطمئنم  شما هم هنر مندید و با اراده و پشتکارتون میتونید از پس سختیها که یکیش همین گذشته بر بیاید.
    موفق و بهروز باشید.
    سلام هر وقت مشکلات زندگیم بیشتر میشه این حالت بهم بیشتر دست میده متاسفانه به خاطر مشکلات مالی ما مدتیه که خونه مادر شوهرم زندگی میکنیم وانشاالله خدا نصیب هیچ بنده ای اینچنین  زندگی رو نکنه مادر شوهرم خیلی اعصاب من وشوهرم رو خرد کرده خیلی زن بدجنسیه یا باهامون دعوا میکنه یا غر میزنه یا قهر میکنه یا توی حرفهاش نیش و کنایه میزنه که نیش وکنایه زدنش بیشتر از همه اعصابمو بهم میریزه تو رو خدا به من بگید چیکار کنم
     
  7. با سلام
    دوست گرامی بنده معتقدم ، در زندگی ، تا حد ممکن باید  واقع گرا باشیم ،ببین امکان داره خوده شما هم روزی مادر شوهر بشید و چون در کل زنان از نظر حس عاطفی قوی هستند و همواره فرزندان خودشونو گرچه 60 سالشون هم باشه  و زن و بچه هم داشته باشند،بازم بچه اشون ،میدونند و میخوان به زعم خودشون خیر خواهانه ،در زندگی فرزندشون، راهنمائیشون بکنند ،لذا گهگاهی دخالتی مادرانه، در زندگیشون میکنند ،البته با گذر روزگار و داشتن  والدین تحصیلکرده ،کم کم داره این موضوع حل میشه ولی برای والدین قدیمی ،فکر نکنم بشه کاری کرد جزء صبر و برد باری .
    از طرفی قدما گفته اند "دوری و دوستی" که در مورد شما هم صادقه و مشخصه که باید تلاش کنید تا مستقل بشید ولی تا آنروز ،مادر شوهرتونو مانند مادر خودتون بدونید و از بد اخلاقیها،دخالتها و ... درگذر ید که خداوند کسانی که گذشت دارند نصرت خواهد نمود.شک نکنید.
    از طرفی پیشنهاد میکنم وقتی ایشون حرف میزنه و یا قبلاً زده موارد خوبش رو که میتونه در زندگی تجربه ای بشه برای شما ،بگیرید و بقیه رو از اون گوش در کنید ،و مکرراً به خودتون بگید که ایشون خیر ما رو میخواد ،تا از این برهه موقتی بگذرید.
    موفق باشید.
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  8. سلام رفیق
    اینکه چطوری میشه........با مادر شوهر کنار اومد. کار زیاد سختی نیست......ولی اسونم نیستا...........یکم سیاست میخواد......و یک دست لباس رزم......
    تصور اینکه اون تو رو به چشم یک مهاجم و متجاوز نگاه میکنه دور از ذهن نیست........تو پسرشو تصاحب کردی.......میدونی.........تا دنیا هست........این جنگ بین عروس و مادر شوهر هم ادامه پیدا میکنه..........
    =============
    خوب دختر جون......... چند تا راه جلوتو............یا جنگ با سلاح گرم و سرد رو انتخاب کن و میدون رزم رو اباد.......
    یا با سیاست و کیاست و مکر زنانه پرچم سفید رو بهش نشون بده
    .......من جای تو بودم صلح رو انتخاب میکردم..........میدونی.........به عنوان یک عروس.....سوای اینکه باید احترام موی سپید مادر شوهر رو حفظ کنی.......تجربیات اونو هم نداری.........پس بدون در جنگ مسلح.......تو بازنده میدون هستی......
    .....................
    ببین مادر شوهرت به چیا علاقه داره
    رنگ؟؟؟؟؟
    لباس؟؟؟؟؟؟
    جنس پارچه؟؟؟؟؟؟
    غذا......؟
    تفریحاتش ببین چیه؟؟؟؟
    اصلا از چه طبقه ای.......تحصیلاتش......و طرز فکرش.؟؟؟؟؟؟؟
    از هر طبقه که هست از در دوستی جلو برو.....
    تلخی کرد لبخند بزن.......
    پشتیبان همسرت باش........و در هر حال مادرشو در نظرش خوار نکن
    ببین مردها از مادرشون متنفر هم که باشن.........ته دلشون از زنی که مادرشونو تحقیر میکنه متنفر میشن...........حتی اگر به خاطر روابط زناشویی و فرزند و تعهد حرفی نمیزنن.......ولی متنفر میشن........از این جنگ بیزار میشن........
    پس به جای ساتور زدن به استخون زندگیت...........شوهرتو دریاب.......
    مادر شوهرتو ببوس........
    بهترین غذا ها رو برای اون درست کن
    صبح به صبح خرید خونشو بکن.......
    نظافت خونشو بکن
    به هر حال فعلا داری باهاش زندگی میکنی
    نزار منتش رو سرت بمونه........
    مهم نیست چقدر ازار دهندس.........
    مهم تلاش تو برای حفظ زندگیته.............
    باهاش رفیق شو
    حتی اگر خود ملکه جهنم هم باشه...........باهاش رفیق شو.......
     
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


پرش به:  

شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB ©



Forums ©

.: مسئوليت مطالب، تبليغات و محصولات ديگر سايتها به عهده خودشان است :.
.:: برداشت از مطالب اين سايت فقط با کسب مجوز از مدیریت و با ذکر مبنع و آدرس به صورت لینک بلامانع است ::.
.::: کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دکتر رهام صادقی بوده و هرگونه سواستفاده از آن طبق ماده 12 قانون جرایم رایانه ای قابل پیگیری است :::.






مدت زمان ایجاد صفحه : 2.18 ثانیه (70)