شما در بخش انجمنهای گفتگو سایت دکتر رهام صادقی هستید، برای آشنایی با امکانات متنوع دیگر سایت اینجا کلیک کنید


به اينستاگرام سايت بپيونديد

چطور كسي كه در حقم بدي كرده رو ببخشم؟؟

  1. خواهشا كمك كنيد اگر بتونم اين 2 كار رو انجام بدم آروم ميشم و اين همه استرس و افكار بد ازم دور ميشه؟؟؟

    مدت پيش در دوران دانشجويي چند تا استاد(به اصطلاح استاد) در حق من و همكلاسهام خيلي ظلم كردند حالا بعد از گذشت حدود 3 سال از اون موقع و مشغول بكار شدنم هم كينه اون افراد تو دلمه مثلا اگر تو خيابون ببينمشون ياد گذشته مي افتم و عصبي ميشم.و خلاصه خيلي از اونا بدم مياد؟؟؟ ميدونم كه اين كار خوبي نيست اما راهي رو به من آموزش بديد كه بتونم از اين افكارراحت بشم كمك كنيد...ممنونم

    دوم اينكه من گذشته رو نميتونم فراموش كنم كلا آدم حساسي هستم و خيلي حرفها و اتفاقات گذشته تو دلم مي مونه و اذيتم ميكنه بدبختانه هم اكثرا اتفاقات بد يادم مياد...

    *** اگر بتونم از اين افكار خلاص بشم آروم ميشم...كمكم كنيد.
     
  2. با سلام
    دوست من پیشنهاد میکنم هر وقت که به این مطلب رسیدی،  فکر کن که خودت هم کامل نیستی و طبعاً در مراحل زندگیت حتماً کاری رو انجام دادید که دیگران را ناراحت و رنجوندید پس همونطور که هر کسی میخواد که دیگران نظر مثبت بهش داشته باشند و از قصوراتش بگذرند ،لذا شما هم از تقصیر دیگران بگذر که به گفته علی (ع): لذتی که در بخشش هست در انتقام نیست.
    ضمناً اگر این قضیه رو بطور مرتب تکرار کنید براتون عادت میشه که همه رو با دید مثبت بنگرید.
    موفق باشید.
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  3. دوست عزيز سلام

    من با aliyan كاملا موافقم كه بايد به همه چيز با ديد مثبت نگاه كرد ولي خوب خيلي  اوقات هم نميشه .شما فقط24 سالته پس بايد درست رو تازه تموم كرده باشي به خودت كمي زمان بده خيلي اوقات حوادث تلخ يا تجربيات بد تو گذشت زمان كم رنگ ميشن نمي گم از ياد ميرن، نه فراموش نميشند ولي بايد يه چيز رو ياد بگيري اينكه افكارت رو كنترل كني اصلا كار ساده ايي نيست اصلا، مخصوصا اولش كه هر چي سعي مي كني به چيزي فكر نكني بيشتر مياد تو ذهنت اما بايد بگم كه در حقيقت احساسات ما به نوعي تابع ذهن و افكار ما هستند
    اگر موفق به كنترل افكار و احساساتت بشي اون موقع واقعا معني كلمه آرامش رو مي فهمي وديگه كمتر چيزي تو گذشته،حال يا آينده اذيتت خواهد كرد.


    با آرزوي شادي براي تمام هم ميهنانم
     
  4. از راهنمايي ارزشمندتون ممنونم اما يه سوال دارم شايد عجيب باشه... اما بنظر شما مثلا اگر روزي اين لفراد رو ديدم با هاشون به راحتي ارتباط برقرار كنم و انگار كنم كه هيچ اتفاقي نيفتاده است؟؟؟

    فكر كنم اينطوري بهتر باشه نه؟؟؟؟يه جورايي بخشش ديگه چون بعضي افراد نميدونن ديگران از دستشون ناراحتن
     
  5. سلام ...
    به نظر من چه خوبه که آدم با حرف زدن ، سوءتفاهم های موجودو از بین ببره ...هرچقدر یک قضیه بسته بمونه نسبت به اون حساستر میشیم ..

    من اگه جای شما بودم خیلی راحت و ساده موضوعو برای اون افراد مطرح میکردم ، چون پیش خودم فکر میکنم شاید قصدشون اذیت کردن من نبوده (آخه بعضی وقتا آدما ناخودآگاه مسبب دلخوری و اذیت دیگران میشن) ....
    مسلما بعد از اینکه همه ی جوانب قضیه رو شد راحت‌تر میشه بخشید و کنار اومد ....

    یه چیز بگم شاید خنده دار باشه ولی .... آهنگ گذشته ی معین رو هم گوش بدی بد نیست !!.....!
     
  6. سلام

    اون طوري برخورد كن كه احساست ميگه ( منظورم اين نيست كه با يه قفل فرمون بيفتي دنبالشون)منظورم اينه كه اگه احساس كردي حضور اونها ناراحتت ميكنه جمع رو مودبانه ترك كن چون تحمل كسي كه از دستش ناراحت يا عصباني هستي خيلي سخته و بيشتر آدم رو عصبي ميكنه اما نبايد رفتارت اهانت آميز باشه

    يادت باشه ناراحتي يا عصبانيت شما هيچ دليل موجهي رو به شما تو رفتار توهين آميز نميده.


    با آرزوي شادي براي تمام هم ميهنانم
     
  7. sjmam نوشته است: از راهنمايي ارزشمندتون ممنونم اما يه سوال دارم شايد عجيب باشه... اما بنظر شما مثلا اگر روزي اين لفراد رو ديدم با هاشون به راحتي ارتباط برقرار كنم و انگار كنم كه هيچ اتفاقي نيفتاده است؟؟؟

    فكر كنم اينطوري بهتر باشه نه؟؟؟؟يه جورايي بخشش ديگه چون بعضي افراد نميدونن ديگران از دستشون ناراحتن


    سلام

    دوست عزیز یک اتفاقی 3 سال پیش افتاده ، شما می خوای تا 30 سال کشش بدی ؟
    از این آدمهایی نباش که تمام بدی ها و نکات منفی که می بینن و تجربه می کنن رو می ریزن توی یه گونی و مدام همراهشون حمل می کنن . باورکن زحمت این کینه توزی ، برای خودت عذاب آوره . اونا که دارن زندگیشون رو می کنن و اصلا شاید یادشون نیاد چه اتفاقی رخ داده بوده ...

    بزرگوار باش و وسیع ، همه ما یکروزی در حق دیگران بدی کردیم . همونطور که انتظار داری دیگران تو رو ببخشند ، خودتم در مورد دیگران بزرگوار باش . اینجوری حتی اگر موضوع واقعا حاد هم بوده باشه و در ذهن اونها هم مونده باشه ، شرمنده رفتار خودشون و عکس العمل بزرگوارانه تو میشن .

    هر قدرت کمتر به بدیها و زشتی ها فکر کنی ، ذهن خودت آروم تر و قوی تر میشه ...
     
    تشکر شده توسط : 3 کاربر
  8. خداحافظي با رنجش

    نفرت يعني چي؟يعني منزجر بودن از کسي يا چيزي. اما اين کافي نيست، هست ؟ممکن است تو از شيريني خامه اي متنفر باشي، اما بابت آن بي خواب نشوي.پس نفرت صرفا کافي نيست. نفرت به صورت عصبانيت بروزمي کند. براي متنفر شدن لازم است چند ماده ديگر را به محتوياتت اضافي کني

    قدرت :تنفر قوي است. تو نمي تواني از کسي يک کم نفرت داشته باشي.

    احساس قوي :آدم متنفر با احساسي سر وکار دارد که به اندازه عشق قوي وپر توقع است.

    تهديد:کسي که تواز او متنفري، به نظر مي رسد تهديد عمده زندگي و تمام معيارها وموجودي زندگي توست و او به دليل همين تهديد بداست.

    زمان:نفرت به مرور زمان شکل مي گيرد، گاهي آهسته وگاهي سريع. به هر حال به محض اين که شکل گرفت، دوام پيدا مي کند وگاهي تا ابد به تو مي چسبد.

    ناتواني در رها کردن :نفرت مثل ميهمان کسل کننده به آدم مي چسبد ورها کردنش واقعا مشکل است، حتي وقتي بخواهي رهايش کني.

    علاقه به انتقام :افراد متنفر احساس مي کنند لطمه ديده اند واغلب دل شان مي خواهد وديگران هم به اندازه آن ها صدمه ببينند.

    تداخل با زندگي عادي :نفرت انرژي زيادي از آدم مي کشد. تو نمي تواني فکر وذکر ديگري داشته باشي. کارهايي مي کني که منطقي نيست. نفرت توست که کنترلت مي کند. کسي که از او نفرت داري، مثل شبح گيرت انداخته است. نفرت مثل گرگي است که در ذهن تو زوزه مي کشد. نفرت به صورت خشم بروز مي کند. در مورد چيزي احساس ناراحتي مي کني، کسي را بابت ايجاد مساله اي سرزنش مي کني، ومشکل حل نمي شود. بعد توعصباني تر مي شوي. از فکرش بيرون نمي روي. کم کم از ديگران هم دلخور مي شوي. و دايم به فکر اين هستي که مي خواهند چه بلايي سرت بياورند. جراحت وارد بر تو فراموش نشدني است.رنجش به نفرت تبديل مي شود وکم کم ذهن را فرا مي گيرد.رفتار تو دربرابر طرف مقابل خشک مي شود. هر کاري او بکند يا هر حرفي بزند،برايت علي السويه است.اوآدم بدي است وتوخوب هستي. به همين سادگي.

    متاسفانه دلخوري خيلي راحت به سراغ افراد هميشه عصباني مي آيد. نفرت راحت وبي دردسر عذر وبهانه اي براي عصباني ماندن درست مي کند که باعث مي شود تو بتواني تا ابد از کسي متنفر باشي، حتي بعد از اين که بميرد. توهميشه مي تواني ديگران رابابت مشکلات خودت سرزنش کني.

    "بعد ازآن بلايي که سرم آورد، بايد هم عصباني باشم. هرگز اورا نمي بخشم، مي داني که تاروزي که بميرم، از دست او عصباني هستم. "
    اين حرفهاي ملوين بود وجدي هم مي گفت. حالا اصلاً اهميّت نمي دهد چه لطمه اي به خودش مي زند.

    عده اي شايد با خودشان کلنجار بروند که از نفرت شان دست بردارند. آن ها متوجه مي شوند دلخوري شان بيش از هر کس خودشان را رنج مي دهد. اما کار آساني نيست. نفرت مثل علف هايي هرز است که عميق ريشه دوانده باشد. به راحتي کنده نمي شود وسريع هم جوانه مي زند وپخش مي شود، حتي اگر آن را ناديده بگيري. نفرت که ديگر بدتر هم هست، چون احساسات ديگر راهم تحت الشعاع قرار مي دهد.عشق يکي از آن احساسات است، که به دليل وجود علف هاي هرز دلخوري ونفرت، خفه مي شود و از بين مي رود.

    نفرت به تو بيشتر لطمه مي زند تا به ديگران
    نفرت مي تواند اختيار زندگي تو را در دست بگيرد وآرامش خيالت را خدشه دار کند. تو را در گذشته گير مي اندازد وجراحات قديم را پرورش مي دهد. نمي تواني به خوبي بر زندگي ات مسلط شوي. نمي تواني رشد کني يا عوض شوي. نفرت چيزي تجملي است که استطاعت مالي اش را نداري. البته که مي تواني نفرت ودلخوري ات را حفظ کني. هيچ کس نمي تواند آن را از تو بگيرد، اما بايد تاوان زيادي بابتش بپردازي. دلخوري گران است واين هم صورت حسابش:

    1-تو نمي تواني کسي را که از او نفرت داري، از ذهنت بيرون کني.
    2-دايم در فکر چيزي يا کسي هستي که از او متنفري واين لذت بردن از موارد ديگر را برايت دشوار مي کند.
    3-بيشتر اوقات عصباني وکلافه وغمگيني وخشمت طولاني مي شود.
    4-دلت به حال خودت مي سوزد که اين قدر رنج کشيده اي، اماکاري از دستت بر نمي آيد.
    5-تو عصباني مي شوي، ديگران وروابط تو لطمه مي بينند.
    6-ديگران را بد يا بي ملاحظه مي پنداري که کارشان فقط لطمه زدن به توست.
    7-شايد حرفي بزني يا کاري کني که بعداپشيمان شوي يا تورا به دردسر بيندازد.
    8-ممکن است افسرده وناراحت شوي.

    به باغچه ات رسيدگي کن
    بيرون کشيدن علف هاي هرز راحت است. وقتي کوچک هستند آن ها را بيرون بکش. الان مي گويم چه طور از شر نفرت رشد يافته ات خلاص شوي. بهترين کار اين است که نگذاري زياد رشدکند.
    صريح وصادقانه حرف زدن، بهترين راه بيرون کشين علف هرز نفرت در دنياست.مهم ترين آن ها اين است که از ضمير"من"استفاده کني، با ديگران محترمانه رفتار کني، به ديگران بگويي چه چيزي ناراحتت کرده است.

    گفت وگوي مستقيم بيشتر اوقات مفيد است. با مردم مودبانه رفتار کن تا به آن چه مي خواهي برسي. اما اگر نرسيدي چه؟
    يادت باشد عنان اختيار در دست توست و فقط تومي تواني با قدرتي که داري، جلوي رشد دلخوري را بگيري. به گزينش هاي چارلي نگاهي بينداز. او مي تواند:

    1-واقعانفرت انگيز شود.
    2-کل ماجرا رافراموش کند.
    3-دوباره گله کند اما خونسرد باقي بماند.
    4-سعي کند از رييس اوکمک بگيرد.
    5-براي چند هفته عصباني باشد.
    6-حالا قضيه را رها کند وبعد به سراغش برود.
    7-شغلش را ول کند.
    8-عهد کند تلافي کند تا با او بي حساب شود.
    کدام يک از اين گزينش ها موجب دلخوري مي شود؟چهار تا ازآن ها :تعهد به بي حساب شدن، هفته ها عصباني بودن، نفرت انگيز شدن، رها کردن شغل.
    کدام يک مهم ترين دلخوري را دارد ؟تکرارگله به آرامي، رها کردن قضيه وبعدا پرداختن به آن، تقاضاي کمک.

    فراموش کردن کل قضيه چه طور ؟هر کاري مي شود کرد.شايد فراموش کردن قضيه فايده داشته باشد، به شرطي که چارلي به خودش بگويد موضوع مهمي نبوده است،شايد مايک فروشنده خوب در اين شغل پر از رقابت است.شايد هم چارلي دقيقا همين کار را انجام داده است. پس به هر حال قضيه را رها کن. اما شايد فراموش کردن اشتباه باشد.گاهي توبايد حرف دلت رابزني.در اين جا باخودت صادق باش.مي تواني قضيه را رهاکني؟اگر رهاکني، ممکن است دوباره تکرار شود ؟آيا تکرار حرف وسخن فايده اي هم دارد ؟دنيا هميشه منصف ومهربان هم نيست. اتفاقاتي بد براي آدم هايي خوب مي افتد.تو تلاش خودت را براي روبه راه شدن اوضاع بکن. اما مراقب باش تو نمي تواني دنيا را درست کني.اجازه نده هر اشتباهي موجب آزردگي ات شود.به جدول" بکن ها ونکن ها "در مورد ممانعت از رنجش توجه کن.


    بخشش
    اگر سرتاسر باغچه ات را علف هرز فرا گرفته باشد، چه مي کني؟درست مثل رنجش ونفرتي که سال هاست وجودت را فرا گرفته است؟
    بخشش دو توضيح دارد.اول،به معناي رها کردن رنجش ودلخوري است دوم،رها کردن هر ادعايي در مورد طرف مقابل. او ديگر چيزي به تو بدهکار نيست ؛نه پول، نه عذر خواهي، نه عشق.
    وقتي تو ببخشي، از حالت قرباني بودن دست مي کشي ودوباره اختيار زندگي ات را در دست مي گيري. مساله خوب در باغ تو اين است که جاي رشد وجود دارد. بخشش انتخاب قوي براي همه مردم است وبراي افراد بيش از حد عصباني، دري حياتي.تو هرگز نمي تواني از خشم وغضب دست بکشي، مگر بخشش را ياد بگيري.
    اين کلام آخر است. حالا اگر دلت مي خواهد دو دستي به نفرت خودت بچسب واين علف هاي هرز را پرورش بده. هزاران کيلو کود هم پاي آن بريز وخودت هم روحيه اي بد وناگوار داشته باش. يا ياد بگير که ببخشي، همه چيز را رها کن وبه خودت فرصت زندگي تازه بده.
    قوانين مهمي که بايد در مرد بخشش بداني، به شرح زيراست :


    عفويک انتخاب است.لزومي ندارد همه راببخشي وتا وقتي هم آمادگي نداري، نبايد اين کار رابکني، حتي اگر طرف مقابل از تومعذرت بخواهد وسعي کندجبران کند بخشش بايد داوطلبانه باشد،نه اجباري وکسي هم نبايد به توبگويد اين کار رابکني.
    شايد هنوز هم آمادگي بخشش نداشته باشي. شايد زخم آن هنوز برايت تازه است. لزومي نداردعجله کني
    اما تا ابد هم صبر نکن. به دنبال بهانه اي براي به تاخير انداختن آن نباش. علف هاي هرز هر روز بلند تر مي شود. اگر گمان مي کني هنوز آمادگي نداري، از خودت بپرس:


    1-از احساس رنجش ونفرت لذت مي برم؟
    2-دشمن را حفظ کرده ام تا بتوانم کسي را بابت بدبختي ام سرزنش کنم؟
    3-رنجش ودلخوري زندگي ام را هيجان انگيز تر مي کند؟
    4-دودستي به دلخوري ام چسبيده ام تا بهانه اي براي خشم و خشونتم داشته باشم ؟
    5-از روي عادت به نفرت خودم چسبيده ام ؟
    6-بدون نفرت مي ترسم باآينده مواجه شوم ؟

    بخشش براي خودت است نه براي کسي که او را مي بخشي. نفرت درست مثل باري است که روي شانه ات گذاشته اي. وزنش روي شانه ات سنگيني مي کند. نفرت زندگي ات را تباه مي کند.در ضمن، چه بسا کسي که تواز او متنفري، روحش از اين قضيه خبر نداشته باشد يا اهميتي ندهد.شايدهم مرده باشد.
    بخشش هديه اي است به خودت.تو مي بخشي تا بر زندگي ات مسلط شوي.
    بخشش وقت گير است.معمولا بخشش روندي کند دارد.نمي تواني با يک بشکن زدن کار راتمام کني.اما اگر دلت بخواهد، مي تواني همين امروز تصميم بگيري.
    بخشش يعني رها کردن گذشته. گذشته تغيير ناپذير است. تمام شده ورفته است.نفرت يعني چسبيدن به گذشته. اما نچسبيدن به معناي فراموش کردن نيست. لازم است تو ماجرا رابه خاطر داشته باشي تا بتواني از خودت محافظت کني.
    شايد مجبور شوي خودت را بکشي.گاهي بدون بخشيدن خودت،نمي تواني ديگران راببخشي. بابت اين که تمام مدت نفرت را با خودت حمل کرده اي، بابت اتلاف وقتت در رنجش از ديگران، بابت کارهاي احمقانه اي که تحت لواي نفرت انجام داده اي، بايد خودت را ببخشي.

    نکات اساسي بخشش
    بخشش گزينش است.بايد آن را بخواهي ودرموردش تلاش کني. يک دفعه پيش نمي آيد. به نکته هاي زير که در زمينه بخشش کمکت مي کند،توجه کن.
    1-فهرستي از افرادي که لازم است آن ها راببخشي، تهيه کن. اسم خودت يادت نرود.
    2-دلايل مورد نياز براي بخشش را بنويس. بخشيدن آن ها چه قدر کمکت مي کند ؟چه طور نفرت به تو لطمه مي زند؟ودر اثر دلخوري چه بلاهايي سرت آمده؟
    3-افکار خشم آوري را که در مورد هر فردي داشته اي، يادداشت کن.
    4-کارهايي را که تحت لواي نفرت کرده اي يا مي کني، بنويس. مواردي مانند کم محلي، شايعه پراکني، ريختن شکر در باک بنزين طرف، نصف شب تلفن زدن وگوشي را گذاشتن، واز اين جورچيزها.
    5-به خودت قول بده از افکار بيزار کننده واقدام به آن دست بکشي. شايد فوري بتواني اين کار رابکني، اما هر کاري از دستت برمي آيد بکن.شايد بخواهي از يکي دو نفر از افراد فهرست شروع کني، به اين ترتيب مغشوش نمي شوي.
    6-فهرست ديگر تهيه کن. يک يا سه صفت خوب افرادي راکه ازآن ها دلخوري، بنويس. حتي اگر دست پخت طرف خوب است يا وقتي تونياز داشتي، به توکمک کرده است.بخشش يعني صدور مجوز براي اين که طرف مقابل دوباره انسان باشد، نه هيولا.راستي، از کلمه "اما"استفاده نکن. تعريف وتمجيد را هم با انتقاد توام نکن.
    7-بسياري ازمردم بخشش را با دعا کردن در حق فردي که از او نفرت دارند،شروع مي کنند. اگر آن کار برايت ناممکن است، شايد بتواني فکر کني که اتفاقي خوب برايش بيفتد.
    8-اگر فردي که از اونفرت داري هنوز در زندگي توست، لازم است از انجام کارهاي منزجر کننده در حق او دست برداري،اگر نمي تواني شرافتمند باشي،دست کم معتدل باش. به عنوان مثال، لزومي ندارد از اتاق بيرون بروي صرفا چون او وارد اتاق شده است،مي تواني همان جا بنشيني وحتي با نزاکت خودت ديگران راغافلگير کني.
    9-اين عبارت يادت باشد:باخودم صبور خواهم بود. بخشش براي خاطر خودم است، نه ديگران.
    10- تقاضاي کمک کن. شايد بخشيدن خودت سخت باشد. شايد لازم باشد از دوستان ويا مشاور کمک بگيري.


    http://www.rasekhoon.net
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


پرش به:  

شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB ©



Forums ©

.: مسئوليت مطالب، تبليغات و محصولات ديگر سايتها به عهده خودشان است :.
.:: برداشت از مطالب اين سايت فقط با کسب مجوز از مدیریت و با ذکر مبنع و آدرس به صورت لینک بلامانع است ::.
.::: کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دکتر رهام صادقی بوده و هرگونه سواستفاده از آن طبق ماده 12 قانون جرایم رایانه ای قابل پیگیری است :::.






مدت زمان ایجاد صفحه : 0.17 ثانیه (70)