شما در بخش انجمنهای گفتگو سایت دکتر رهام صادقی هستید، برای آشنایی با امکانات متنوع دیگر سایت اینجا کلیک کنید


به اينستاگرام سايت بپيونديد

تردید ... هوس یا عشق؟

  1. با سلام مجدد.آهو خانم بنظر من هم شما باید اول ببینی تکلیفت با خودت چیه؟ از این آقا دقیقاً چی میخوای؟ اینکه میگی من بحث میکنم یا جنگ اعصاب داریم ، این طبیعیه.هر رابطه ای تا زمانیکه به یه موقعیت تثبیت شده نرسه این بحثا رو داره . من تا زمانی که با کسی که دوستش دارم زیر یه سقف زندگی نکردم و همه مسایل بین ما به یه موقعیت تثبیت شده نرسید همین اعصاب خوردیا رو داشتیم. ما تا 6 ماه بعد از ازدواجمون بحث داشتیم اما الان یه زندگی سراسر آرامش رو داریم همه چیز هم خوبه خوب پیش میره
     
  2. sara_goli نوشته است: با سلام مجدد.آهو خانم بنظر من هم شما باید اول ببینی تکلیفت با خودت چیه؟ از این آقا دقیقاً چی میخوای؟ اینکه میگی من بحث میکنم یا جنگ اعصاب داریم ، این طبیعیه.هر رابطه ای تا زمانیکه به یه موقعیت تثبیت شده نرسه این بحثا رو داره . من تا زمانی که با کسی که دوستش دارم زیر یه سقف زندگی نکردم و همه مسایل بین ما به یه موقعیت تثبیت شده نرسید همین اعصاب خوردیا رو داشتیم. ما تا 6 ماه بعد از ازدواجمون بحث داشتیم اما الان یه زندگی سراسر آرامش رو داریم همه چیز هم خوبه خوب پیش میره


    خوب الان به نظر شما منو اون یه دوای بزرگ کردیم چکار کنم جبران شه دلشو به دست بیارم عزم دور نشه چون خیلی‌ نگرانم؟؟؟؟؟؟؟؟
     
  3. اگه قصد ازدواج نداری پس چرا الکی همه چیزو بزرگ میکنی ؟
    از رابطه جنسیتون راضی هستی ؟ رابطه کامل داری ؟ از زندگیت استفاده کن و الکی زندگیو به هم تلخ نکنین ...
    راستی یه سوال دارم ... برام جالبه که بدونم چجوری با هم دوست شدین . اگه ممکنه یک کم توضیح بده .....
     
  4. ببخشید که اینو میگم
    ولی باید بگم که
    دوست عزیز حتی هرزه ترین پسر ها هم موقع ازدواج سراغ دخترهایی میرن که رابطه نامشروع هیچ وقت نداشته باشند. موقعش که بشه خیلی دوسد داشته باشه خودشو به دیوونگیو جنون و گریه میزنه و فوق فوقش میگه من مخوامت ولی خانوادم میگن نه و باید مثلا با دخترخالم ازدواج کنی یه ذرم برات فیلم بازی میکنه و میگه نه...نه ...من نمیخوامش...من تورو میخوام....خودمو میکشم...
    و برای همیشه رهات میکنه و تو میمونیو .........
    بیشتر فکر کن
    بهتره اگه واقعا میخوایش و واقعا انتخابش کردی حتی برای دیدنتم بهش بگی باید بیاد خواستگاریت
    اگرم میگی نمیتونیو دوسش داری اینکارو امتحان کن چون می ارزه اگه اومد که عشقت 10برابر میشه اگه نیومد اونقدر تنفر در تو به وجود میاد که دیگه از اینکه یه روز عاشقش بودی خندت بگیره
    موفق باشی
     
  5. farad118 نوشته است: اگه قصد ازدواج نداری پس چرا الکی همه چیزو بزرگ میکنی ؟
    از رابطه جنسیتون راضی هستی ؟ رابطه کامل داری ؟ از زندگیت استفاده کن و الکی زندگیو به هم تلخ نکنین ...
    راستی یه سوال دارم ... برام جالبه که بدونم چجوری با هم دوست شدین . اگه ممکنه یک کم توضیح بده .....
    میدونی‌ من قصد ازدواج نداریم ولی‌ اینجا دوست دختر دوست پسر مثل ایران نیستم اینجا باهم زندگی‌ می‌کنن .بله ما باهم ۱ ساله دوست هستیم و ایشون مادر وبرادرشون از دوستهای بابام بودن ولی‌ من اونو هرگز ندیده بودم ولی‌ با خواهرش دوست صمیمی‌ بودم و هستم یه روزی رفته بودم خونهٔ یکی‌ از دوستم و همچنین خواهر ایشون که اون منو دید از جائی که خیلی‌ مغرور بود اصلا بروز نمیداد ولی‌ من نگهاشو حس می‌کردم همش میومد کنار من که یه چیزی بگه ولی‌ نمیگفت ولی‌ من کاملا میفهمیدم از جائی که خودم خیلی‌ مغرور بودم اصلا نگاهش نمکردم و خودمو به اون راه میزدم که وقتی‌ باهم صحبت کرد مگفت تو حتا نگاه من نمکردی من حدود ۲ الی‌ ۳روز خونهٔ اونا بودم کلی خوش گذشت تا اینکه رفتم خونهٔ خودمون وقتی‌ رسیدم اون اید منو از خواهرش گرفته بود اومد و باهم صحبت کرد باورتون نمی‌شه از سات ۲ بد از ظهر تا ۷ صبح روز بعد باهم داشت صحبت میکرد من اول مخالفت کردم ولی‌ دیدم خیلی‌ عاقل به نظر میرسه آخه ۸ سال از من بزرگتر هست دیگه منم با خانواده صحبت کردم و حدود ۲هفته با تلفن ساعتها صحبت میکردیم بنا شد که همو ببینیم و من هم رفتم خونهٔ اونا ۱هفته پیش هم بودیم الان ۱ساله دقیق از اون روز میگذار خیلی‌ اتفاقا بین ما افتاد خیلی‌ صمیمی‌ شدیم مثل زانو شهر هستیم به قول خودش فکر میکرد من کلی اقلم میگه الان میبینم کلی بچه هستی‌ واسه همین نظرش واسه ازدواج عوض شد البته اون اصلا از ازدواج خوشش نمیاد و قصد این کارو حالا حالاها نداره و همچنین من ولی‌ اون عادت داره از غروری که داره چیزی نمیگه رک به کسی‌ ولی‌ خوب حالا دیگه این داستان من بود
     
  6. ولی من برعکس moafagh فکر میکنم ... دختر های هرزه هم دنبال پسر آفتاب مهتاب ندیده میرن و مثل حضرت زهرا برخورد میکنند ....
     
  7. سلام اهو جان
    من جوابتو در پست چطوری بهترین باشم دادم
    میتونی بخونی
     
  8. elnaaaz



    کاربر نيمه فعال


    کاربر نيمه فعال
    سلام
    این جواب، بیشتر به پست چکار کنم بهترین باشم؟؟مربوط میشه عزیزم.
    من همه تاپیک های مربوط به شما رو خوندم، مشکل اصلی شما اینه که هنوز نمیدونی از این کانکشن چی میخوای! اگه هدفتو مشخص کنی و در راستای اون قدم برداری ، نصف مسائل حله.
    تا الان خیلی از دوستان کاربر بهت گفتن باید چی کار کنی، ولی شما متاسفانه به حرف هیچکسی گوش نمیدی و مسیر اشتباه خودت رو دنبال میکنی. نمیتونم بگم فقط و فقط اقتضای سِنته، سن یه چیزه، طرز تفکر یه چیز دیگه اس! بلاخره شما یه دختر 19 ساله ای که خارجه زندگی میکنی و ایران نیستی و انقده خانواده ات اُپن مایند هستن که رابطه بین دختر و پسر براشون حل شدس، خب قطعن این حسادت های کودکانه ( فرضن معاشرت کلامی پارتنرت با دختر دیگه یا حسادت خانواده پارتنرت به شما که به نظرم از طرز تفکر شما ریشه میگیره و ممکنه اصلن یه همچین حسادتی وجود خارجی نداشته باشه! ) درش معنایی نداره! حالا فرضن هی این تاپیک آپدیت بشه و شما بیای بگی که دوباره با پارتنرت دچار مشکل(دعوا) جدید شدی و دنبال راه حل بگردی و بقیه دوستان بگن اگه به روش ایکس بری موفق میشی، ولی بحث اینجاس که تا خودت نخوای نمیشه ، میشه؟ تنها راهش اینه که روی اعصاب و به خصوص رفتارت کنترل داشته باشی و مطمئن باش تا این کنترل رفتارت رو به دست نگیری (نه تنها با این آدم، که با هر شخص دیگه ای هم باشی) این مشکل رو داری.
    راستی؟ آقایون همیشه ی خدا هم اینجور نیس که هی فرت و فرت بیان منت کشی و ناز کشیدن، خانوما هم همینطور. هر شخصی یه ظرفیتی داره. مواظب باش ظرفیت پارنترت رو با این مسائل کوچیک پر نکنی، که پس فردا تو زندگی کلی مسائل بزرگتر و سنگین تر سر راه آدمی قرار میگره...
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  9. آهو خانم 2 راه داری
    1- ولش کن یا رابطه حنسی نداشته باش و به ازدواج فکر کن و بعد برو سراغ 2
    2- گیر نده .. یاد بگیر و از زندگی استفاده کم و لذت ببر
     
  10. elnaaaz نوشته است: سلام
    این جواب، بیشتر به پست چکار کنم بهترین باشم؟؟مربوط میشه عزیزم.
    من همه تاپیک های مربوط به شما رو خوندم، مشکل اصلی شما اینه که هنوز نمیدونی از این کانکشن چی میخوای! اگه هدفتو مشخص کنی و در راستای اون قدم برداری ، نصف مسائل حله.
    تا الان خیلی از دوستان کاربر بهت گفتن باید چی کار کنی، ولی شما متاسفانه به حرف هیچکسی گوش نمیدی و مسیر اشتباه خودت رو دنبال میکنی. نمیتونم بگم فقط و فقط اقتضای سِنته، سن یه چیزه، طرز تفکر یه چیز دیگه اس! بلاخره شما یه دختر 19 ساله ای که خارجه زندگی میکنی و ایران نیستی و انقده خانواده ات اُپن مایند هستن که رابطه بین دختر و پسر براشون حل شدس، خب قطعن این حسادت های کودکانه ( فرضن معاشرت کلامی پارتنرت با دختر دیگه یا حسادت خانواده پارتنرت به شما که به نظرم از طرز تفکر شما ریشه میگیره و ممکنه اصلن یه همچین حسادتی وجود خارجی نداشته باشه! ) درش معنایی نداره! حالا فرضن هی این تاپیک آپدیت بشه و شما بیای بگی که دوباره با پارتنرت دچار مشکل(دعوا) جدید شدی و دنبال راه حل بگردی و بقیه دوستان بگن اگه به روش ایکس بری موفق میشی، ولی بحث اینجاس که تا خودت نخوای نمیشه ، میشه؟ تنها راهش اینه که روی اعصاب و به خصوص رفتارت کنترل داشته باشی و مطمئن باش تا این کنترل رفتارت رو به دست نگیری (نه تنها با این آدم، که با هر شخص دیگه ای هم باشی) این مشکل رو داری.
    راستی؟ آقایون همیشه ی خدا هم اینجور نیس که هی فرت و فرت بیان منت کشی و ناز کشیدن، خانوما هم همینطور. هر شخصی یه ظرفیتی داره. مواظب باش ظرفیت پارنترت رو با این مسائل کوچیک پر نکنی، که پس فردا تو زندگی کلی مسائل بزرگتر و سنگین تر سر راه آدمی قرار میگره...

    متاًسفانه الان جوری شده که میگه ظرفیت من پر شده خستم کردی ۲ روز خوبی‌ بعد دوباره بد میشی‌ چته چه مرگته میگه وقتی‌ میگم دوستت دارم یعنی‌ واقعاً دوستت دارم ولی‌ دوباره آشتی‌ می‌کنیم وقتی‌ خوب میشم عاشقم می‌شه اینو خودش همشیه میگه ولی‌ الان متسفبه اینجوری شدیم نمیدونم چکار کنم دارم داغون میشم من خیلی‌ دوستش دارم....نمی‌خوام تنهام بذاره
     
  11. ببین دختر خوب ما که هر چی میگیم فایده ای نداره اما گلم اگه دوستش داری و اعتماد داری به اینکه دوستت داره چرا اینقدر حساسیت نشون میدی؟ اگه صحبت کردنش با یه دختر یه صحبت معمولیه چرا اینهمه واکنش؟ یه زن زمانی حسادتش زیاد میشه که از عشق طرفش مطمئن نباشه. یه توصیه خواهرانه اینکه یه کتابی هست بنام رازهایی درباره مردان نوشته باربارا دی آنجلیس . اینو بخون خیلی کمکت میکنه
     
  12. سلام
    دوست خوبم نظر همه دوستان روجوياشدي،نظراتشون رو شنيدي !!!
    همه چي گفتن؟؟؟رابطه جنسيتو كات كن....
    با هر شرايطي كه اون داره خوب يا بد،بزرگ يا كوچيك،دوستي تا ازدواج....با هر شرايطي كه تو داري بازم خوب يا بد،كوچيك يا بزرگ،....!!!رابطه جنسيتو قطع كن.
    دوست عزيز شايد يكي از دلايلي كه بهت ميگه بچه اي اينه كه به قول معروف زود بهش پادادي!!!زود حرفهاش رو باور ميكني!!!
    پس بيا و تا دير نشده بزرگتر از اون حدي شو كه اون فكر ميكنه
    دوست خوبم خودتو رها كن،ارزش نداره اينقدر خودتو عذاب ميدي واسه يه لذتي كه حتي اوج اون لذت هم آخرش دلهره دلته!!!
    اگر هم ميدوني كه واقعا"دوستش داري و خيلي چيزاي ديگه پس يه تصميم كبري بگير و ديگه اينقدر خودتو عذاب نده،اونم عذاب نده،با اين كارات حق داره بهت بگه بچه آخه خودت برگرد و موردايي كه داشتي رو بخون ببين چقدر سردرگمي!!!يه سري ميترسي بره وتركت كنه،يه سري ميگي هوسه....!!!بايد سعي كني يه تصميم بگيري تا تازه بفهمي داري چيكار ميكني.
    موفق باشي.
     
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 3 از 3
رفتن به صفحه    3


پرش به:  

شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB ©



Forums ©

.: مسئوليت مطالب، تبليغات و محصولات ديگر سايتها به عهده خودشان است :.
.:: برداشت از مطالب اين سايت فقط با کسب مجوز از مدیریت و با ذکر مبنع و آدرس به صورت لینک بلامانع است ::.
.::: کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دکتر رهام صادقی بوده و هرگونه سواستفاده از آن طبق ماده 12 قانون جرایم رایانه ای قابل پیگیری است :::.






مدت زمان ایجاد صفحه : 0.30 ثانیه (88)