شما در بخش انجمنهای گفتگو سایت دکتر رهام صادقی هستید، برای آشنایی با امکانات متنوع دیگر سایت اینجا کلیک کنید


به اينستاگرام سايت بپيونديد

مشکل جنسی شوهرم

  1. سلام عزیزان
    من ده سال ازدواج کردم شوهرم فقط از لحاظ جنسی فقط  یک ماه بعد از عروسی خوب بوده دیگه تا الان به ندرت خیلی کم با هم رابطه داریم اونم بزور اصل شوهرم میلی به این کار نداره   هر چقدر به همسرم میگم بچه دار شیم پشت گوش میندازه بهانه های الکی میاره البته من دکتر رفتم از لحاظ بچه دار شدن هیچ مشکلی ندارم ولی شوهرم هر کاری میکنم دکتر بره نمیره میگه من مشکلی ندارم حال من نمیدونم با همسرم چکار کنم  ادم عصبی لرزش دست داره  دستش خیلی عرق میکنه البته پدرو مادرش ازدواج فامیلی کرده پسر عمه دختر دایی  هستن پدرش میگفت شاید بخازر ازدواج فامیلی پسر بزرگمون اقیم باشه آیا واقعا یک مرد اینقدر میل جنسیش پایین باشه ایا همسر من اقیم  لطفا راهنماییم کنید
     
  2. سلام دوست عزیز
    اینکه تا این حد همسرتونو در ذهنتون بیمار و مساله دار کردین ناشی از علاقه مفرط شما به داشتن فرزند که با تاخیر هم همراه شده میتونه باشه به هرحال هر علتی که این موضوع داشته شما اینگونه بخود تلقین نکنید چون برروی روابط و صمیمیت تون اثر مخربی داره باید بدور از این تفکرات خیلی دوستانه و با بیانی بسیار لطیف تمایلات خودتونو با ایشون مطرح کنید و بنوعی از ایشون استمداد ویا ری بخواهید وایشونو از موضع دفاعی به موضع همکاری نزدیک کنید که البته اینکار روبا مشاوره از متخصصین در ابتدا خودتون بتنهایی و در ادامه مشترکا به سامان خواهد رسید با ارزوی  شادمانی شما
     
    تشکر شده توسط : 2 کاربر
  3. ali69joon نوشته است: سلام عزیزان
    من ده سال ازدواج کردم شوهرم فقط از لحاظ جنسی فقط  یک ماه بعد از عروسی خوب بوده دیگه تا الان به ندرت خیلی کم با هم رابطه داریم اونم بزور اصل شوهرم میلی به این کار نداره   هر چقدر به همسرم میگم بچه دار شیم پشت گوش میندازه بهانه های الکی میاره البته من دکتر رفتم از لحاظ بچه دار شدن هیچ مشکلی ندارم ولی شوهرم هر کاری میکنم دکتر بره نمیره میگه من مشکلی ندارم حال من نمیدونم با همسرم چکار کنم  ادم عصبی لرزش دست داره  دستش خیلی عرق میکنه البته پدرو مادرش ازدواج فامیلی کرده پسر عمه دختر دایی  هستن پدرش میگفت شاید بخازر ازدواج فامیلی پسر بزرگمون اقیم باشه آیا واقعا یک مرد اینقدر میل جنسیش پایین باشه ایا همسر من اقیم  لطفا راهنماییم کنید

    دوست عزیز
    در ابتدا باید بگید که ایا شما و شوهرتون از روش جلوگیری استفاده میکنید یا نه؟؟؟؟
    ایا هر بار حتی محدودی کهه رابطه داشتید شوهرشما هم تخلیه کامل داشتن و شما باردار نشدید؟؟؟؟؟تما ده سال؟؟؟یا تنها مدتی که اقدام کردید و ایشون اصلا اقدام نکردن و هنوز رابطه به اون صورت نداشتید؟؟؟چون تازه به زوجینی که یکسال اقدام به باردار شدن بکنند و موفق نشوند ،اصطلاح کم بارور را اطلاق میکنند و نه نابارور.لطفا به این سوال جواب بدید

    مساله بعدی اینه که کم بودن میل جنسی ایشون از طریق دارو تا حدی قابل جبرانه.اما اول با توجه به سابقه لرزش دست و عرقی که گفتید باید پیش یک دکتر برن و از نظر عمومی و هورمونی بررسی بشن.حداقل تست هایی مثل تیروئید و ....
    بعدش اگر مشکل خاصی نداشته باشن داروها تجویز میشه و مدتی بایدروابطتون رو بیشتر کنید و با صحبت با همسرتون به طور خواسته اقدام به نزذیکی کنید.اگر اصلا تمایلی به بچه دار شدن هم ندارند بایدباهاشون صحبت کنید و با مشاور در میون بدارید

    درنهایت اگر مشکل جسمانی خاصی در نظر متخصص داخلی یا غدد نباشه و بعد از دو یا سه ماه مساله حل نشه و با داشتن رابطه درست باردار نشید،باید برای اسپرموگرام اقدام کنید و بدون این آزمایش به هیچ وجه نمیتونید بگید ایشون نابارور هستن.حتی اگر ناراحت میششن شما باهاشون برید ،از خودشون بخواید به یه ارولوژیست مراجعه کنن و معاینه بالین انجام بشه شاید مشکلاتی مثل واریکوسل و ...هم طی این سالها داشتند

    دوست خوبم راستش مساله شما راه حلی جز مراجعه به متخصصین نداره
    درمورد حرف پدر همسرتون هم بهتره فکرتون رو درگیر این مسایل نکنید.اینها تعداد افکار و باوره که ممکن به غلط به گوش اونها هم رسیده و به شما منتقل میکنن.اگر اونها هم آزمایشی برای پسرشون انجام ندادن و پسرشون در کوردکی و پس از تولد از نظر سیستم تناسلی مشکلی نداشته و سابقه جراحی و مشکلی رو گزارش نمیکنن تا زمان ازدواج پس این یه تصور غلطه
    امیدوارم موفق باشید و به زودی باردار بشید
     
    تشکر شده توسط : 2 کاربر
  4. ali69joon نوشته است: سلام عزیزان
    من ده سال ازدواج کردم شوهرم فقط از لحاظ جنسی فقط  یک ماه بعد از عروسی خوب بوده دیگه تا الان به ندرت خیلی کم با هم رابطه داریم اونم بزور اصل شوهرم میلی به این کار نداره   هر چقدر به همسرم میگم بچه دار شیم پشت گوش میندازه بهانه های الکی میاره البته من دکتر رفتم از لحاظ بچه دار شدن هیچ مشکلی ندارم ولی شوهرم هر کاری میکنم دکتر بره نمیره میگه من مشکلی ندارم حال من نمیدونم با همسرم چکار کنم  ادم عصبی لرزش دست داره  دستش خیلی عرق میکنه البته پدرو مادرش ازدواج فامیلی کرده پسر عمه دختر دایی  هستن پدرش میگفت شاید بخازر ازدواج فامیلی پسر بزرگمون اقیم باشه آیا واقعا یک مرد اینقدر میل جنسیش پایین باشه ایا همسر من اقیم  لطفا راهنماییم کنید

    سلام دوست عزیز
    این سئوال شما میتونه جوابهای زیاد و متعددی داشته باشه (که از حوصله این پست خارجه ! )اما توصیه میکنم ببینید ایشون از نظر دهنی در زندگیتون دچار معضل نشدن؟؟منظورم اینه که مثلاً بعد از ازدواج چیزی رخ نداده که موجبات دلزدگیشون از این رابطه شده باشه؟؟
    موفق باشید
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  5. ali69joon نوشته است: سلام عزیزان
    من ده سال ازدواج کردم شوهرم فقط از لحاظ جنسی فقط  یک ماه بعد از عروسی خوب بوده دیگه تا الان به ندرت خیلی کم با هم رابطه داریم اونم بزور اصل شوهرم میلی به این کار نداره   هر چقدر به همسرم میگم بچه دار شیم پشت گوش میندازه بهانه های الکی میاره البته من دکتر رفتم از لحاظ بچه دار شدن هیچ مشکلی ندارم ولی شوهرم هر کاری میکنم دکتر بره نمیره میگه من مشکلی ندارم حال من نمیدونم با همسرم چکار کنم  ادم عصبی لرزش دست داره  دستش خیلی عرق میکنه البته پدرو مادرش ازدواج فامیلی کرده پسر عمه دختر دایی  هستن پدرش میگفت شاید بخازر ازدواج فامیلی پسر بزرگمون اقیم باشه آیا واقعا یک مرد اینقدر میل جنسیش پایین باشه ایا همسر من اقیم  لطفا راهنماییم کنید

    سلام دوست عزیز
    شما ده ساله ازدواج کردی اما الان به این نتیجه رسیدی که مشکلتو دنبال کنی یه کم دیر به فکر افتادی عقیم بودن ربطی به ازدواج فامیلی نداره آزمایش اسپرم مشخص میکنه نه حرف پدر شوهرتون مشکل سردی شوهرتون هم باید به پزشک مراجعه کنیددرمان میشه شما برای بچه دارشدن باید رابطه در زمانهای خاص داشته باشین چون شوهرتون سرد مزاجن و رابطه ندارید حاملگی صورت نمیگیره این نشان از عقیمی نیست به پزشک مراجعه کنید انشاءالله همه چی درست میشه موفق باشید
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  6. با آرامش كامل و صبر و حوصله تمام وخوشرويي و خو شخويي همسرتان را به همكاري  فرا بخوانيد . پس از اين مرحله به بررسي گزينه هاي مختلف براي حل مشگل و رسيدن به هدف با  راي و نظر مشترك شما و همسرتان  بپردازيد و يك بيك گزينه ها را اجرايي كنيد حتما مشگل حل خواهد شد. موفق باشيد
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  7. adel62 نوشته است: من فقط یک سوال دارم اگه جواب دادین بعد  میریم سر ادامه موضوع : شما فرمودید که 10 ساله ازدواج کردید و تو پروفایلتون زدید که 22 سالتونه یعنی شما 12 سال داشتید که ازدواج کردید ؟؟؟


    سلام نه من در سن هفده سالگی ازدواج کردم این  پروفایل مال خواهرم  الانم بیست و هشت سالم
    در ضمن جواب اون سوال بگم همسرم اصلا نمیزاره کامل ارضاء بشه  ما بطور طبیعیجلوگیری میکنیم اخلاقشم خیلی افتضاح اصلا او وقتی میاد خونه ما زیاد حرف نمیزنیم بیشتر هم خونه ایم اون شامشو میخوره بعد میخوابه هر وقت میخوام باهاش با ارومی حرف بزنم شروع میکنم قربون صدقه میگم بیا با هم حرف بزنیم شروع  میکنه به داد و بیداد بعد میخوابه منم دیگه حرف نمیزنم
     
  8. سلام.عزیزم همسرتو راضی کن که با هم برید پیش یه روانشناس تا مشکلتون حل شه.اخه اینجوری زندگی نمیشه که.اگر راضی هم نشد خودت برو پیش روانشناس و کمک بخواه بهت میگه توی این وضعیت چجوری رفتار کنی بهتره.موفق باشی.
     
    تشکر شده توسط : 2 کاربر
  9. hengameh561 نوشته است: سلام.عزیزم همسرتو راضی کن که با هم برید پیش یه روانشناس تا مشکلتون حل شه.اخه اینجوری زندگی نمیشه که.اگر راضی هم نشد خودت برو پیش روانشناس و کمک بخواه بهت میگه توی این وضعیت چجوری رفتار کنی بهتره.موفق باشی.
      
    سلام
    شوهر من جدیدا اعتقادش بر این ادم باید همکلاسی خودشو یا همکارش ازدواج کنه این نصیحت ها رو به خواهرام میکنه این یدر ضمن خانواده من  شوهر مو سر کار گذاشتن و زیر بال وپرشو گرفتن اون الان مدیون من با دروغ اومدن جلو خانوادش من  هر چقدر تلاش میکنم این زندگیو سر و سامان بدم اما شوهرم همینطوره اخلاقش میخواد بیرونی بره بجای اینکه من  ببره به برادرش میگه صلا من واسش مهم نیستم  ولی میگه دوست دارم ولی هیچ احترامی واسم قائل شد من همسرمو دوست دارم ولی نمیدونم چرا این رفتار و با من میکنه  در ضمن او عاشق بچه بچه های مردم و میبینه باهاشون بازی میکنه ذوق میکنه ولی اسم بچه واسه خودمون میاد  شروع به دادو بیداد می کنه
     
  10. ali69joon نوشته است:
    hengameh561 نوشته است: سلام.عزیزم همسرتو راضی کن که با هم برید پیش یه روانشناس تا مشکلتون حل شه.اخه اینجوری زندگی نمیشه که.اگر راضی هم نشد خودت برو پیش روانشناس و کمک بخواه بهت میگه توی این وضعیت چجوری رفتار کنی بهتره.موفق باشی.
      
    سلام
    شوهر من جدیدا اعتقادش بر این ادم باید همکلاسی خودشو یا همکارش ازدواج کنه این نصیحت ها رو به خواهرام میکنه این یدر ضمن خانواده من  شوهر مو سر کار گذاشتن و زیر بال وپرشو گرفتن اون الان مدیون من با دروغ اومدن جلو خانوادش من  هر چقدر تلاش میکنم این زندگیو سر و سامان بدم اما شوهرم همینطوره اخلاقش میخواد بیرونی بره بجای اینکه من  ببره به برادرش میگه صلا من واسش مهم نیستم  ولی میگه دوست دارم ولی هیچ احترامی واسم قائل شد من همسرمو دوست دارم ولی نمیدونم چرا این رفتار و با من میکنه  در ضمن او عاشق بچه بچه های مردم و میبینه باهاشون بازی میکنه ذوق میکنه ولی اسم بچه واسه خودمون میاد  شروع به دادو بیداد می کنه

    سلام دوست عزیز
    ایشون از نظر جسمی و جنسی مشکلی ندارند؟؟شاید خودشون یه معضلی درخودشون میبینن و به شما نمیگن!!
    درهرحال تنها کسیکه میتونه کمکتون کنه بنظرم روانشناسه!یااگر ایشون از کسی حرف شنوی داره به ایشون مشکل رو بگید تا به همسرتون بگن شاید تاثیر گذار باشه!البته کسی رو انتخاب کنید که محرم راز باشند والا به مشکل بر میخورید
    موفق باشید
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  11. عزیزم همسرت مشکوک نیست؟شاید دلش جای دیگه گیره.یه خورده کنترلتو بیشتر کن و بیشتر حواست بهش باشه شاید هزر میره.گوشیشو چک کن نمیدونم اگه میتونی تعقیبش کن ببین کجاها میره و با کی میپره.فقط مواظب باش نفهمه.امیدوارم هرچی زودتر مشکلت حل شه.البته بازم نظرم اینه که قبل هرکاری برو پیش روانشناس.
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  12. hengameh561 نوشته است: عزیزم همسرت مشکوک نیست؟شاید دلش جای دیگه گیره.یه خورده کنترلتو بیشتر کن و بیشتر حواست بهش باشه شاید هزر میره.گوشیشو چک کن نمیدونم اگه میتونی تعقیبش کن ببین کجاها میره و با کی میپره.فقط مواظب باش نفهمه.امیدوارم هرچی زودتر مشکلت حل شه.البته بازم نظرم اینه که قبل هرکاری برو پیش روانشناس.

      سلام همسرم من کار دولتی  از  هفت صبح میره هفت میاد خونه البته خودمم کارمندم من خودم ساعت سه و نیم میام خونه هر وقت آرایشش میکنم لباس خوب میپوشم تاثیری نداره تازه تند میشه و عصبانی میشه میگه تو سبزه ای بدنت گندمی من بدم میاد بهش میگم خوب چیکار کنم این خدا بهم داده  آراشم میکنم دعوا میکنه بدش میاد اصلا او شبا هم پیش من نمیخوابه میره توی اتاق دیگه ای میخوابه  روز های تعطیل پنج شنبه و جمعه ها ما حتما باید خونه مادر شوهرم باشم  اونام خیلی در زندگیم دخالت میکنند  من همسرم دوست دارم نمیتونم چطور زندگیمو نگهدارم چطور شوهرمو  به خودم جذب کنم هر راهی که شما بگید من انجام دادم ده سال این پسر همین طور من تحمل کردم ما بیشتر با هم هم خونه ایم تا زن و شوهر هم خونه هم با هم حرف میزنند من و حتی یک کلمه حرف نمیزه شام ومیخوره و میخوابه
     
  13. سلام
    در شروع مشگل چیز دیگه ای بود در ادامه چیز دیگه ای شد یعنی در هر پست جدیدی که ارسال کردید بخشی از درد دلهاتونً بیان فرمودید البته این بخودتون برمیگرده که به چه طریقی اطلاع رسانی کنید وجوابی که دوستان میدن تاچه حدکمکتون باشه چون انچه مشخصه اینه که کاربرهای سایت در اکثر موارد فقط انتقال تجربه شون کمک حال شماست و بصورت تخصصی حمایت نمی شید بنظر من با جمعبندی مجموع پستهای شما گزینه مناسب مشاوره
    با یک فرد حقوق دان ترجیحا از قضات بازنشته کمک بهتری بشما میکونه اینواز اینجهت میگم که شما در عین دلبستگی به زندگیتان یکجورایی جمع اضداد تو شرح مطالبتون کمی نمود داره
    که نشون ازعلاقه شما بهمسرتونه ولی با اینهمه دل پر این علاقه چجوری جوانه شو حفظ کرده نیاز به تمرکز بیشتری داره موفق باشید
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  14. ali69joon نوشته است:
    hengameh561 نوشته است: عزیزم همسرت مشکوک نیست؟شاید دلش جای دیگه گیره.یه خورده کنترلتو بیشتر کن و بیشتر حواست بهش باشه شاید هزر میره.گوشیشو چک کن نمیدونم اگه میتونی تعقیبش کن ببین کجاها میره و با کی میپره.فقط مواظب باش نفهمه.امیدوارم هرچی زودتر مشکلت حل شه.البته بازم نظرم اینه که قبل هرکاری برو پیش روانشناس.

      سلام همسرم من کار دولتی  از  هفت صبح میره هفت میاد خونه البته خودمم کارمندم من خودم ساعت سه و نیم میام خونه هر وقت آرایشش میکنم لباس خوب میپوشم تاثیری نداره تازه تند میشه و عصبانی میشه میگه تو سبزه ای بدنت گندمی من بدم میاد بهش میگم خوب چیکار کنم این خدا بهم داده  آراشم میکنم دعوا میکنه بدش میاد اصلا او شبا هم پیش من نمیخوابه میره توی اتاق دیگه ای میخوابه  روز های تعطیل پنج شنبه و جمعه ها ما حتما باید خونه مادر شوهرم باشم  اونام خیلی در زندگیم دخالت میکنند  من همسرم دوست دارم نمیتونم چطور زندگیمو نگهدارم چطور شوهرمو  به خودم جذب کنم هر راهی که شما بگید من انجام دادم ده سال این پسر همین طور من تحمل کردم ما بیشتر با هم هم خونه ایم تا زن و شوهر هم خونه هم با هم حرف میزنند من و حتی یک کلمه حرف نمیزه شام ومیخوره و میخوابه


    با سلام


    اول اینکه امیدوارم مشکلتون حل بشه عرض کنم که شما جوری حرف میزنید که ظاهرا همه چیز به بن بست رسیده ایا شما فکر میکنید همه راه حل ها را امتحان کردید و هیچ راهی نمانده؟البته من شخصا با کنترل بیشتر و کنجکاوی از شوهر مخالفم و احساس میکنم کار خرابتر میشود به زور نمیشه کسی را وادار به زندگی کرد البته ما کاربران نمیتوانیم از پشت اینترنت دستور صادر کنیم و یکطرفه به قاضی رجوع کنیم ولی به نظر من شما اول از خودتون مطمئن بشید که مشکلی از طرف شما شوهرتون رو اذیت نمیکنه بعد اگه مرور زمان مشکل رو حل نکرد یا وساطت اطراف و خانواده هاتون کارگر نبود باید گزینه های دیگر را بررسی کنید.
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  15. ali69joon نوشته است:
    hengameh561 نوشته است: عزیزم همسرت مشکوک نیست؟شاید دلش جای دیگه گیره.یه خورده کنترلتو بیشتر کن و بیشتر حواست بهش باشه شاید هزر میره.گوشیشو چک کن نمیدونم اگه میتونی تعقیبش کن ببین کجاها میره و با کی میپره.فقط مواظب باش نفهمه.امیدوارم هرچی زودتر مشکلت حل شه.البته بازم نظرم اینه که قبل هرکاری برو پیش روانشناس.

      سلام همسرم من کار دولتی  از  هفت صبح میره هفت میاد خونه البته خودمم کارمندم من خودم ساعت سه و نیم میام خونه هر وقت آرایشش میکنم لباس خوب میپوشم تاثیری نداره تازه تند میشه و عصبانی میشه میگه تو سبزه ای بدنت گندمی من بدم میاد بهش میگم خوب چیکار کنم این خدا بهم داده  آراشم میکنم دعوا میکنه بدش میاد اصلا او شبا هم پیش من نمیخوابه میره توی اتاق دیگه ای میخوابه  روز های تعطیل پنج شنبه و جمعه ها ما حتما باید خونه مادر شوهرم باشم  اونام خیلی در زندگیم دخالت میکنند  من همسرم دوست دارم نمیتونم چطور زندگیمو نگهدارم چطور شوهرمو  به خودم جذب کنم هر راهی که شما بگید من انجام دادم ده سال این پسر همین طور من تحمل کردم ما بیشتر با هم هم خونه ایم تا زن و شوهر هم خونه هم با هم حرف میزنند من و حتی یک کلمه حرف نمیزه شام ومیخوره و میخوابه

    سلام دوست عزیز
    من با کنترل و تعقیب و گریز مخالفم چون این حساسیت میتونه مشکل رو بیشتر کنه مردا اصولا دوست ندارن کنترل شن
    یکی از مواردی که تا حالا پس از گذشت 10 سال از زندگی مشترک این زندگی همینجوری مونده اینه شما پی گیر مشکلاتتون و سعی به رفع اون نشدید شما میگید که آرایش میکنید  لباس خوب میپوشید ایشون عصبانی میشن آخه عصبانیت ایشون یه دلیل خاصی داره که شما حتما باید به یه طریقی اول با خودش صحبت کنید ببینید مشکلش کجاست اگر راضی به صحبت نشد باید به یه روانشناس موضوع رو در میان بذاری اون خودش میدونه چطور شوهرتو راضی کنی  اگر زندگیتونو دوست دارید باید خودتون پی گیر باشید هر چه سریعتر اقدام کن امیدوارم موفق شی
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 2
رفتن به صفحه 1   


پرش به:  

شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB ©



Forums ©

.: مسئوليت مطالب، تبليغات و محصولات ديگر سايتها به عهده خودشان است :.
.:: برداشت از مطالب اين سايت فقط با کسب مجوز از مدیریت و با ذکر مبنع و آدرس به صورت لینک بلامانع است ::.
.::: کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دکتر رهام صادقی بوده و هرگونه سواستفاده از آن طبق ماده 12 قانون جرایم رایانه ای قابل پیگیری است :::.






مدت زمان ایجاد صفحه : 0.18 ثانیه (101)