شما در بخش انجمنهای گفتگو سایت دکتر رهام صادقی هستید، برای آشنایی با امکانات متنوع دیگر سایت اینجا کلیک کنید


به اينستاگرام سايت بپيونديد

بدبیــنی ، شــک ____کمـــک کنید

  1. سلام دوستان خواهش میکنم کمکم کنید !!
    میدونم روانیم

    حدود سه سال پیش از یه دختر خوشم اومد (قصد ازدواج) برای بار اول بود نه اهل دختر بازی بودم نه ...
    تونستم یه رابط پیدا کنم بعد از 5 6 ماه (تو این مدت خیلی کم چت میکردیم) بهم بله گفت (البته بعد گفت نه بعد دوبازه قبول کرد)
    بعد اس ام اس شرو شد حدود 3 4 ماه فقط اس ام اس میدادیم
    بعد یه قرار گذاشتیم (تولدش بود)20 دیقه با هم بودیم
    بعد از سه ما راضی شد دستما بگیره
    از ماجرای دوستیمون 1.5 گذشت باهاش دعوام شد (بماند چرا وقتتونا نمیگیرم) برام قسم دروغ خورد قسم جون مادرش از اون روز بدبینیه من به تمام حرفاش شروع شد
    بعد این ماجرا هم چند بار باز قسم خورد به دروغ
    تو این مدت فقط دعوا دعوا دعوا ...
    تا پدرش فوت کرد رفتن مسافرت یکی از دوستام بهم گفت یه نفرا میشناسه که بهترن فالگیره (قهوه)
    به دوستم گفتم از طرف من بگیر تمام مشخصاتشو گفت دست آخر هم گفت خیلی دروع میگه خانم فالگیر هم اصرار داشته ولش کنم
    از این به بعد شک من زیاد تر شد خیلی زیاد
    اونم از اونور رفته بود استخاره گرفته بود که خوب در اومده بود (راستی قبل اینکه بخوام باهاش دوست بشم استخاره گرفتم که خوب در اومد)
    از اون روز واسه کوچکترین چیز باید قسم میخورد چوری که مجبورش کردم قسم خاک باباشم بخوره که دید چاره ای نداره قبول کرد
    قبل اینکه با من دوست بشه حدوده 3 ماه با یک نفر دوست بود در حد تلفن (این طور که هم خودش هم پسره که دوستمه گفت) یکی از دوستانه صمیمی پسره بهم گفت که دختره خونه محسن پسره رفته که وقتی از پسره سوال کردم گفت دروغ میگه من پشیمونم از دستش دادم از این حرفا
    بعد از گذشت این همه وقت (حدود 2 سال از آشنایی) یه دروغ گفت که بازم قسم دروغ خورد
    بعد من مجبورش کردم که قرآن بیاره و تک تک فسم بخوره قبول کرد و این کارا کرد
    خودش دوست داره بعد ازدواج بریم مکه بهم گفت حاضرم اونجا هم قسم بخورم که همه چیزا گفتم
    حتی گفت حاضره سره خاک باباش (خیلی دوسش داشت) بایسته و خاک باباشو قسم بخوره که همه را بهم گفته
    قبول کرده که قبل ازدواج تمتم آزمایش جنسی (عقب و جلو) بده هرجای ایران که بهم ثابت کنه
    حتی یه بارم رفت دکتر که منو مطمئن کنه
    الان هم من هم اون واقعا خسته شدیم از یه طرف نمیتونیم از هم دل بکنیم من اونقدر شکاکم که میگم حتما واسه این باهام بوده که شاید تهمتایی که بهش زدم راست بوده
    الان شیرینی خوره هم هستیم خانواده ی هر دومون از موضوع با خبرن
    اولا خیلی اروم بود اما الن پرخاشگر شده (که خودش میگه تو باعث شدی) منم کمتر از اون نیستم سیگارا با پشت دستم خاموش کردم (البته سیگارا سر لجش میکشم)
    نمیدونم چکار کنم هر وقت بهش قول میدم اخلاقمو درست کنم بازم بهش شک میکنم
    من احساس میکنم روانی شدم
    بهش میگم برو دنبال زندگیت اما ...
    از یه طرفی هم نگرانه ابروشه
    نا گفته نمونه هیچ رابطه ی جنسی با هم نداریم یعنی نه من خوشم می یاد نه اون همچین اجازه ای به من میده
    اخلاقشم تو خیابون چوریه که فقط زمینا نگاه میکنه اما من خیلی تهمتا بهش میزنم
    قراره خواستگاری هم بعد ماه رمضانه که البته من ازش خواستم فراموشم کنه که ...
    واقعا نمیتونم خودما کنترل کنم واقعا دوستش دارم خیلی زیاد
    خسته ام خسته
    کمکم کنید

    از مدیران سایت خواهش میکنم یوزرما الکی قفل نکنن
    ای دی من yahoo : m1wb
    هرکس میتونه کمکم کنه
     
  2. سلام

    ميشه كسي رو دوست داشت ولي بهش اعتماد نداشت؟

    ميشه كسي رو دوست داشت ولي بهش تهمت زد؟

    ميشه كسي رو دوست داشت ولي بابت هر چيز ازش قسم خدا و پيغمبري گرفت؟

    رواني نيستي ولي داري طرف مقابلتو رواني ميكني.

    اون دختر هم از قيد آبرو و دنيا و آخرتش بگذره بهتره كه بخواد با شما يا يكي مثل شما ازدواج كنه.

    از خير كه نه از شر اين ازدواج بگذر.

    قراره زن و شوهر با ازدواج به آرامش برسن.شما كه همين الان  ارامش رو از خودت و اون دختر گرفتي. واسه چي مي خواي ازدواج كني

    شيريني خوردن هم چيزي نيست كه به خاطرش بخواي يك عمر روزگار خودتو چتد نفر ديگه رو سياه كني.
     
    تشکر شده توسط : 2 کاربر
  3. سلام دوست گرامی .
    چرا ؟ اینهمه شک ، اینهمه قسم ، اینهمه بدبینی و... چرا آخه؟

    ببین دوست گرامی شما باید با خودت کنار بیای . چرا سعی نمیکنی جنبه های مثبت کسی رو که دوستش داری ببینی؟
    چرا فقط دنبال عیب و ایراد و مسائل منفی می گردی؟

    تو با اینهمه بدبینی فکر میکنی اگه این خانم رو رها کردی ، به نفر بعدی که میخوای باهاش ازدواج کنی شک نمیکنی؟

    آیا فکر میکنی دختر یا پسری رو پیدا میکنی که حتی یه بار با جنس مخالف حرف نزده باشن ؟

    اما اگه میدونی نمیتونی این شک و بدبینی رو کنار بذاری بهتره جدی تر فکر کنی و تصمیم بگیری چون بحث یه عمر زندگیه ، که اگه این بدبینی ها توش باشه جهنم میشه برای هر دوتاتون.
     
  4. ببخشید که رک صحبت می کنم . من تاحالا مورد شکاکی رو ندیدم که درست شده باشه . ممکنه مدت محدودی کمی متعادل شده باشه اما باز بعد از مدتی برگشته سرخونه ی اولش . ممکنه سایر دوستان موارد بهبود یافته رو دیده باشن ولی من شخصا حتی یک مورد رو ندیدم .
    نمی دونم درمان نداره یا پزشکای اینجا بلد نیستن درمان کنن ولی خودم حدس می زنم چون ریشه در باورها و اعتقادات افراد داره و باورهای افراد رو بسیاااااااااااااااااااااااااااااااار ( دلم می خواست بازم دستم رو روی الف نگه دارم ) بسختی عوض میشن ، در نتیجه در درمان این معزل ظاهرا ناتوان مانده اند .

    تنها فاکتور مثبتی که در شما دوست عزیز می بینم . سن کم و علاقه خودت به رهایی از این وضع هست چون در اغلب مواقع فرد شکاک و بدبین اصلا قبول نداره که دچار مشکل هست .

    بازهم عذر می خوام که انقدر صریح نظرم رو گفتم . صریح گفتم تا بدونی مشکلت جدی هست ، تا بدونی زندگی اجتماعی و زناشوییت تحت تاثیر این بدبینی بدون شک به فنا خواهد رفت  ( فکر می کنم چند ماه و سال دیگه نامزدت رفتارت رو تحمل می کنه ؟! فکر می کنی اگر بعنوان مادربچه هات بهش تهمت های ناجور بزنی کوتاه میاد ؟ فکر می کنی اگر ظاهرا کوتاه بیاد ، باطنا و قلبا هم کوتاه میاد ؟ فکر می کنی این کدورت قلبی و فاصله ای که روز به روز بین شما ها بیشتر میشه ، به کجا ختم میشه ؟ گاهی حتی از تصورت هم خارجه ...

    پس توصیه اکید من اینه که

    1- سعی نکن از دوستات کمک بگیری ، همون ماجرای فالگیر که بنظر من ساخته ی ذهن دوستتون هست چون هیچ فالگیری از راه دور و محض رضای خدا حرفای بی پایه و اساسش رو به دیگران تحویل نمی ده ! ثابت می کنه که دوستای شما حتی در صورت داشتن حسن نیت ، لااقل به دلیل سن کم ، تجربه کافی برای راهنمایی و کمک کردن به شما رو ندارند

    2- بجاش از متخصص کمک بگیر و به روانشانس و روانپزشک مراجعه کن ،
    نباید انتظار داشته باشیم که من به شما بگم ، عزیزم این درست نیست آخه ! شمام بگی : راست می گی و از فردا به زندگی طبیعی برگردی . نیاز مبرمی هست که بطور علمی و اصولی روی شما کار بشه . تاکید دارم بدبینی یک بیماری بسیار پیشرونده هست . یعنی طرف امروز به طرز نگاه کردن خانمش گیر میده ، فردا به طرز حرف زدنش ، پس فردا به فرم نفس کشیدنش و همه رو نشونه فساد اخلاقی می دونه و از " این کی بود بهت نگاه کرد ؟ " شروع میشه تا " دیشب با کی بودی ؟! " در حالیکه فرضا شب رو هم پیش هم خوابیدنا !
    دقیقا یک بیماری پیشرونده هست که زندگی رو نابود می کنه پس اگر امروز دنبال درمان اصولیش باشی خیلی خیلی بهتر از فرداست
    جوان و قابل انعطاف هستی ، انگیزه و انرژیش رو داری ، درمورد مشکلت آگاهی داری ، جای امیدواری هست که با حضور بیشتر در جامعه افق اندیشه ات گسترش پیدا کنه ، همه اینها نکات مثبتی هست که در کنار مراجعه به متخصص می تونه بهت کمک کنه . من هم برات دعا می کنم .

    3- به خودت ، خانواده ات ، و همسرت و خانواده اش لطف می کنی اگر تا وقتی دقیقا به زندگی برنگشتی از فکر این وصلت بیای بیرون .
    اون دختر خانم امروز ممکنه ناراحت بشه و خجالت بکشه از اینکه شما نامزدیتون رو رسمی نمی کنی اما بعدها به جون سامی و جد و آبادش دعا می کنه که همسر شما نشده . باور کن خدا هم از این موضوع خوشنود میشه و کمکت می کنه که زودتر از این وضعیت خلاص بشی . با اعصاب خودت و زندگی یکی دیگه بازی نکن وقتی که بهش نمی تونی اطمینان کنی

    لطفا از من بدت نیاد
    من واقعیت رو با تمام تلخیش برات تعریف کردم تا بدونی کجای کار هستی . متاسفانه شاهد نابود شدن زندگیهایی بودم که یکطرفش یک مرد شکاک قرار داشته و کاش فقط به طلاق ختم می شد . آخر داستانهایی که من شاهدش بود ، گاهی از اون دختر بانشاط و انرژیکی که می شناختم سایه ای باقی مانده بود ، جسمی سرد پر از ترس و کینه و نفرت و بی اعتمادی !!!

    به خودت و همسرت فکر کن و حواست باشه که خدا ناظر اعمال همه ماست
    از خودش کمک بگیر و شروع کن . اصولی و مستمر و پیوسته و خستگی ناپذیر
     
    تشکر شده توسط : 4 کاربر
  5. سلام

    ممکنه این چیزایی که بهت میگم خیلی عصبانیت کنه ...

    هم شما هنوز خیلی بچه ای و هم طرف مقابلت !

    شما دو نفر هنوز رفتارتون مثل بچه های 15 ساله است. مگه ازدواج خاله بازیه!
    هنوز خیلی زوده دوست من!

    متاسفانه بیشتر آدما تا هنوز خودشونو نشناختن میرن سراغ پیدا کردن یک شریک تو زندگیشون که شاید همه چی بهتر بشه! (شنیدید دیگه از قدیم میگفتن این پسره اگه زن بگیره سربه راه میشه... مسئولیت پذیر میشه... میفهمه زندگی چیه...)
    زن و شوهر تا همدیگه رو نشناختن میرن سراغ یه بچه تا با به دنیا آوردن یک بچه همه چی رو بهتر کنن!! (اینم حتما شنیدید که میگفتن یه بچه بیارید قنده زندگیه... ایشالله زندگی بهتر میشه... شیرینتر میشه...)
    بعد چند سال میفهمن که هم به خودشون ظلم کردن هم اون بچه ی بیچاره ای که بدون خواست خودش پا به این دنیا گذاشته!

    ولی عزیزم دیگه من و شما که میدونیم واقعیتها در یک زندگی موفق چیه ! اگر هم ندونیم میریم دنبالش راه بهتر رو پیدا میکنیم.

    همچین دوست من خیالت رو راحت کنم. با قسم خوردن اون و فال و استخاره گرفتن تو هم به هیچ جا نمیرسین!
    من هم میتونم هزار جور قسم برات بخورم و هر وقت خواستی واست فال قهوه بگیرم...  آخه دوست من تا کی میخوای سرت رو تو زندگی به این چیزا بند کنی؟!
    اگه قرار بود با فال و این چیزا من و تو سرنوشتمون رو رقم بزنیم که دیگه ..... طرز فکرها رو هرچند به بعضیهاشون عادت کردیم ولی باید عوض کرد مگر اینکه نخوایم دنبال زندگی بهتری باشیم ... که در اینصورت دلمون رو به همین چیزا خوش کنیم کافیه!

    اینکه دنبال این هستی که طرفت چندبار از پشت و جلو رابطه ی جنسی داشته ، به نظرم بی خیال این دختر شو ! حتی اگر واست هزار جور قسم خورد و روح باباشو واست احضار کرد بی خیال شو ! چون اون شکاکی و بدبینی که من در شما میبینم ماوراااااااااااااااااای این حرفهاست.

    نه خودتو تو دردسر بنداز نه اونو... هنوز هم واسه ازدواج برات زوده...
    کم کم باید بیشتر وارد اجتماع بشی...
    به جای اینکه دنبال فال قهوه و استخاره و این چیزا باشی اطلاعاتت رو با خوندن چند تا کتاب مفید بالا ببری....
    با کسانیکه تو زندگیشون موفق بودن رفت و آمد کنی...
    چشت رو رو واقعیتها باز کنی...
    از همه مهمتر خودت رو اول بشناسی.... اگر روزی احساس کردی خودت رو شناختی و نقاط ضعف و قدرتت دستت اومد،اگه روزی احساس کردی که این توانایی رو در خودت میبینی که بخوای روی نقاط قوتت کار کنی و سعی در کمرنگ کردن نقاط ضعفت داشته باشی.... اونوقت میتونی برای اینکه با یک نفر دیگه یک زندگی خوب و عاقلانه رو به اشتراک بذاری برنامه ریزی کنی.

    اینکه شیرینی خورده ی هم هستید و از این حرفا... دیگه نزن !
    اصلا الان شما نباید به ازدواج فکر کنی. علاقه هم اگر با منطق و استدلال درست همراه نباشه آدمها رو به جایی نمیرسونه... و بعد یک مدتی که زیر یک سقف رفتن این طور علاقه ها به طور طبیعی کمرنگ میشن و اون چیزی که بینتون میمونه افکارتونه که یه عالم با هم فاصله داره.

    دکتر هولاکویی رو شاید خیلی ها بشناسن ، رو آنتن هر هفته برنامه داره. من یکی از جمله هاش رو راجع به ازدواج میگم که واقعا درست میگه .... میگه اگر دختر و پسری کمتر از 500 ساعت با هم حرف زده باشن و ادعا کنن هم رو شناختن و واسه زندگی مشترک آماده ان، این نشون میده که هنوز معنی زندگی مشترک رو متوجه نشدن!

    موفق و شاد باشید.
     
    تشکر شده توسط : 5 کاربر
  6. شما نوشتی 17 سالگی به قصد ازدواج.
    من متوجه نمیشم 17 سالگی؟؟؟
    الان هم که 20 سالتونه.هنوزم زوده.
    برید تحقیق کسایی که 20 و زیر 20 ازدواج کردن وقتی پخته تر شدن چطور شده رابطشون.؟؟؟؟؟
    ببخشید ولی از هول حلیم نباید افتاد توی دیگ.
    از ما گفتن./
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  7. سلام دوست عزیز من نمی دونم این موضوعی که شما رو به شک انداخته به همین اندازه بزرگ بوده که شما تصور می کنید یا نه؟    اما به هر حال باید یاداوری کنم که هیچ رابطه ای بدون اعتماد دووم نمی یاره چه برسه به رابطه ی یه زن و شوهر!  پس خوب حواستو جمع کن چون شما باید فردا در مقابل تصمیمی که امروز می گیری به بچه ات پاسخگو باشی            فکر می کنی اگه فردا جلوی بچه ات به مادرش تهمت های بد جور بزنی ومدام ازش قسم وایه بخوای چی به سر اون بچه میاد هان؟ اگه می تونی شکت رو کنار بذاری این رابطه رو ادامه بده. اگه نه هم خودت وهم اون دختر رو بدبخت نکن و به فکر حل مشکلت باش که در تجربه های بعدی ات دوباره  تکرار نشه .
     
  8. من سن شما رو ملاک قرار نمیدم که بگم ازدواج برات زوده یا نه ...

    اصلا زود هم نباشه ..

    شما یه ویژگی داری .. که یعنی نمیتونی ازدواج کنی! .. همین .. به همین سادگی و رکی .. نمیتونی! ..

    وقتی شما فقط به حرف یک نفر که گفته ایشون رفته خونه ی یه پسری هفت جدش رو آوردی جلوی روش .. یعنی نمیتونی ازدواج کنی ..

    خدمت شما عرض کنم ..

    همسر آینده ی شما .. هر کس که باشه .. حداقل 20سالی از زندگیش رفته .. 10 سالش هم بالغ بوده ... تو این ده سال هم مطمئنا پسرهای زیادی دنبالش رفتن .. و احتمالش هم زیاده که باهاشون دوست شده باشه .. و توی تمام این ده سال پدر و مادرش یه ریز بالای سرش نبودن .. خیلی پیش اومده که چند ساعت تنها تو خونه باشه .. و ممکنه اون پسره هم اومده باشه خونشون ... و تو اون مدت هم خیلی کارها ممکن بوده با هم بکنن .. از عقب و جلو و وسط و بالا و پایین ! ..

    متاسفانه فیلم تمام 20سال زندگی اون فرد موجود نیست شما بری ببینی .. که مطمئن شی رابطه ای داشته یا نه! ..

    پس .. همه ی گزینه های ازدواج شما همین حالت رو برای شما خواهند داشت .. که فقط با ملاقات خدا و شهادتش شما راضی میشی .. که اون هم تا آخرت ممکن نیست! .. پس .. نمیتونی ازدواج کنی! .. مگر اینکه طرز فکرت رو درست کنی!...


    آخه عزیز دل من! .. یه نفری این وسط که معلوم نیست چه قصدی داشته اومده به شما گفته رفته خونه ی فلانی! .. حالا اصلا گیریم که رفته باشه! .. این معنیش اینه ایشون رابطه ی جنسی داشته؟ .. اصلا داشته بوده باشه .. چیزی از شما که کم نمیشه! .. به گذشته های افراد که نباید انقدر اتکا کرد ..

    البته میدونم دارم حرف بیخود میزنم .. این چیزای خیلی مشخصیه .. شما مشکلت این چیزا نیست .. شما باید خودت رو درست کنی .. و تا خودت رو درست نکردی تلاش نکن زندگی یه نفر دیگه هم خراب کنی و از بین ببری ...
     
    تشکر شده توسط : 2 کاربر
  9. سلام ممنونم از این همه امید
    اول اینا بگم نیت هر دمون از اول ازدواج بود و هست
    سوال من اینجاست من میتونم بعد از این دروغ ها که قسم عزیزانش را خورده باز باورش کنم که باز قسم نمیخوره !!!
    خودش بهم قول داد بهم گفت بخاطره بد بینی قسم دروغ خوردم که فکره بد نکنم
    منم همیشه میترسم نکنه قبلا رابطه ای داشته اما باز قسم میخوره (به اجبار)که من قبولش کنم
    از یه طرف خودم ازش خواستم از زندگیم بره بیرون که قبول نکرد گفت بهت فرصت میدم اخلاقتو عوض کنی اما با اصرار من قبول کرد و گفت منتظره اخلاقمو درست کنم
    من میخوام بدونم از لحاظ روانی شخصی که یه بار قسم دروغ میخوره بعد بازم میتونه  (سر خاک باباش که شهرستانه) قسم دروغ بخوره یا ...
    در ضمن ما در شهر کوچیکی زندگی میکنیم
    دوستانی که میان و منو امیدواری میدن ازشون میخوام یه لحظه خودشونا جای من بذارن
    طرف زندگیش براش قسم دروغ میخوره میتونه باز حرفاشو باور کنه ؟!
    دوستان من نیومدم اینجا ازتون بشنوم ولش کنم یا بخواید نا امیدم کنید من دوسش دارم و اینجا اومدم که به خودم کمک کنم پس سوالم که اینجا مطرح کردم خواستم ازتون کمک بگیرم چطور بهش اعتماد کنم چطور امتحانش کنم که بهم راست میگه یا دروغ

    من حاضرم هر کاری کنم که اخلاقم خوب بشه که داشته باشمش چون از لحاظ نجابت واقعا قبولش دارم همینطور که بقیه مثل همسایه های قدیم و مادرم روش قسم میخورن
    خودش هم بهم میگه بزرگترین اشتباه من تو زندگیم دوستی با اون پسره بود که میگه فقط تلفن بوده اونم سه ماه
    آخرین دروغی هم که بهم گفت خودش اعتراف کرد
    اینم بگم که خودش خیلی کمکم کرده و الانم حاضزه بازم کمک کنه

    دوستان اگه میتونید کمکم کنید نه ناامید مرسی
     
  10. بذارش توی محلول اسیدی مثل سرکه ، اگر آبی رنگ شد یعنی دروغ گفته ! اگر تغییر رنگ نداد یعنی راست می گفته !! دوست من ! آدما کاغذ ترنسل نیستن که با آزمایش خون و بقول شما ، سلامت پس و پیش ، بشه به سلامت وجودی و انسانیشون پی برد . اشتباهت همینجاس که فکر می کنی آدم هم ترانزیستوره ! اگر عقب و جلوش سالم بود یعنی دروغ نمی گه ! خیانت نمی کنه ! دزدی نمی کنه ! بد دهن نیست ! تعهد رو می فهمه و ... ولی اگر فرضا پرده گوشش ! پاره باشه ، دروغگو میشه ! دزد میشه ! هیز میشه ! خائن میشه ! و ...

    شما اومدی می گی ، به من یه راهی نشون بدید که بفهمم راست می گه یا نه ! بنظرم اینبار هم باید حرفم رو پس بگیرم . شما هم مثل بقیه افراد شکاک نمی دونی که مشکل داری ، گاهی به زبون می گی که مشکل از خودته اما در عمل مثکه قبول نداری - مثل بقیه بدبین ها - امیدوارم لااقل سرنوشتت مثل اونها نباشه اما
    برادر من ، فکر می کنی من ، محمد ، زهرا ، علی ، سایه و هرکس دیگه که توی این سایت هست و نیست ، علم غیب داریم و از باطن افراد باخبریم که بهشون شک نمی کنیم ؟! فکر می کنی هرکس بدبین نیست راه حل ، تشخیص باطن افراد رو بدست اورده که حالا اومدی به ما می گی به منم یاد بدید ؟!
    نه دوست من !
    همیشه فرض یک آدم نرمال بر درست بودن و سالم بودن افراد دیگه هست مگر خلافش ثابت بشه اما شما توانایی اعتماد داشتن به دیگران رو از دست دادی
    اونوقت اگر بدبین باشی و نخوای قبول کنی که مشکل از خودته میای می گی که تو رو خدا یه راهی نشون بدید که من بفهمم این راست می گه یا نه !؟ اومدیم و من این راه رو بهت نشون دادم و این داستان تموم شد . فردای زندگی اگر 10 دقیقه دیر رسید خونه یا براش sms ناشناس اومد یا توی مهمونی به یکی لبخند زد ، بازهم می خوای بیای بگی سامی یه راهی نشونم بده ؟!
    من راه رو نشونت دادم
    باید به مشاور و روانپزشک مراجعه کنی و شخصا هیچ راه دیگری برات متصور نیستم
    مگه نمی گی بخاطر داشتنش حاضری همه کار بکنی ؟ خب به مشاور و روانپزشک مراجعه کن . این تنها راهه . هرچند که تو هم مثل چند مورد قبلی که باهاشون برخورد داشتم خیلی زود منو قانع کردی که زیاد هم مشکل رو از جانب خودت نمی دونی و ...

    همچین می گی یکبار قسم دروغ خورده !!! انگار خودت توی زندگیت دروغ نگفتی ! کی اینجا توی زندگیش دروغ نگفته !!!؟ ممکنه بگی که " دروغ گفتم اما قسم نخوردم ! " ، عزیزم ، برادر من ، اونم نمی خواسته قسم دروغ بخوره .  کمتر دختری در مورد گذشته اش راضی میشه به یک مرد بخصوص یک مرد بدبین حقیقت رو بگه . اون دروغ گفته . مسئول این دروغ هم تلویحا خوده تویی که بهش پیله کردی و انقدر گیر دادی تا مجبور شده به دروغ قسم هم بخوره ! منم اگر یکی خیلی بهم گیر بده دروغ می گم ، قسم هم می خورم .

    متوجه نیستی همه اینها نتیجه رفتار خودته ؟! دروغ گفتن یک چیزه ، دروغگو بودن یک چیز دیگه . اینجا دروغی گفته شده از طرف یک دختر معمولی ، مسئولش هم از نظر من خود شمایی .
    اگر رفتار نرمالی داشتی اصلا کار به اینجا ها نمی کشید
    تضمین می دم بهت که این آخر شک تو نسبت به این خانم و هرخانم دیگری نیست . از این شک خلاص نشده می افتی توی شک دیگه و چون نمی دونه مشکل خودتی ! مدام این داستان تکرار میشه ... گاهی از خودت بپرس "واقعا هرچی دختر دروغگو و بده سر راه من قرار می گیره یا من هرکی سر راهم باشه بد و دروغگو می بینم ؟ "

    دیگه بیشتر از این وارد بحث نمی شم
    هرچه لازم بود گفتم
    شاید بقول شما لازم باشه یکی بیاد و بهت امیدواری بده که آره بابا ! برو ازدواج کن درست می شی ! یا ولش کن این دختره دروغگویی بیش نیست و ...
    ببخشید که نمی تونم امیدوارت کنم . از نظر من باید انگشت اتهام رو از روی دیگران برداری و به سمت خودت بگیری
    روزی که اینکار رو کردی ، اولین قدم رو برای بیرون آمدن از این چاه برداشتی
    و هرقدر دیرتر اینکار رو بکنی ، به عمق بیشتر سقوط خواهی کرد
    خود دانی

    " پست قبلیم رو بارها بخون "
    من بشدت ناامیدم که تغییر کنی تو اما نا امید نباش و به من ثابت کن اشتباه می کنم
    برات دعا می کنم
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  11. reza6 نوشته است: سلام دوستان خواهش میکنم کمکم کنید !!
    میدونم روانیم

    حدود سه سال پیش از یه دختر خوشم اومد (قصد ازدواج) برای بار اول بود نه اهل دختر بازی بودم نه ...
    تونستم یه رابط پیدا کنم بعد از 5 6 ماه (تو این مدت خیلی کم چت میکردیم) بهم بله گفت (البته بعد گفت نه بعد دوبازه قبول کرد)
    بعد اس ام اس شرو شد حدود 3 4 ماه فقط اس ام اس میدادیم
    بعد یه قرار گذاشتیم (تولدش بود)20 دیقه با هم بودیم
    بعد از سه ما راضی شد دستما بگیره
    از ماجرای دوستیمون 1.5 گذشت باهاش دعوام شد (بماند چرا وقتتونا نمیگیرم) برام قسم دروغ خورد قسم جون مادرش از اون روز بدبینیه من به تمام حرفاش شروع شد
    بعد این ماجرا هم چند بار باز قسم خورد به دروغ
    تو این مدت فقط دعوا دعوا دعوا ...
    تا پدرش فوت کرد رفتن مسافرت یکی از دوستام بهم گفت یه نفرا میشناسه که بهترن فالگیره (قهوه)
    به دوستم گفتم از طرف من بگیر تمام مشخصاتشو گفت دست آخر هم گفت خیلی دروع میگه خانم فالگیر هم اصرار داشته ولش کنم
    از این به بعد شک من زیاد تر شد خیلی زیاد
    اونم از اونور رفته بود استخاره گرفته بود که خوب در اومده بود (راستی قبل اینکه بخوام باهاش دوست بشم استخاره گرفتم که خوب در اومد)
    از اون روز واسه کوچکترین چیز باید قسم میخورد چوری که مجبورش کردم قسم خاک باباشم بخوره که دید چاره ای نداره قبول کرد
    قبل اینکه با من دوست بشه حدوده 3 ماه با یک نفر دوست بود در حد تلفن (این طور که هم خودش هم پسره که دوستمه گفت) یکی از دوستانه صمیمی پسره بهم گفت که دختره خونه محسن پسره رفته که وقتی از پسره سوال کردم گفت دروغ میگه من پشیمونم از دستش دادم از این حرفا
    بعد از گذشت این همه وقت (حدود 2 سال از آشنایی) یه دروغ گفت که بازم قسم دروغ خورد
    بعد من مجبورش کردم که قرآن بیاره و تک تک فسم بخوره قبول کرد و این کارا کرد
    خودش دوست داره بعد ازدواج بریم مکه بهم گفت حاضرم اونجا هم قسم بخورم که همه چیزا گفتم
    حتی گفت حاضره سره خاک باباش (خیلی دوسش داشت) بایسته و خاک باباشو قسم بخوره که همه را بهم گفته
    قبول کرده که قبل ازدواج تمتم آزمایش جنسی (عقب و جلو) بده هرجای ایران که بهم ثابت کنه
    حتی یه بارم رفت دکتر که منو مطمئن کنه
    الان هم من هم اون واقعا خسته شدیم از یه طرف نمیتونیم از هم دل بکنیم من اونقدر شکاکم که میگم حتما واسه این باهام بوده که شاید تهمتایی که بهش زدم راست بوده
    الان شیرینی خوره هم هستیم خانواده ی هر دومون از موضوع با خبرن
    اولا خیلی اروم بود اما الن پرخاشگر شده (که خودش میگه تو باعث شدی) منم کمتر از اون نیستم سیگارا با پشت دستم خاموش کردم (البته سیگارا سر لجش میکشم)
    نمیدونم چکار کنم هر وقت بهش قول میدم اخلاقمو درست کنم بازم بهش شک میکنم
    من احساس میکنم روانی شدم
    بهش میگم برو دنبال زندگیت اما ...
    از یه طرفی هم نگرانه ابروشه
    نا گفته نمونه هیچ رابطه ی جنسی با هم نداریم یعنی نه من خوشم می یاد نه اون همچین اجازه ای به من میده
    اخلاقشم تو خیابون چوریه که فقط زمینا نگاه میکنه اما من خیلی تهمتا بهش میزنم
    قراره خواستگاری هم بعد ماه رمضانه که البته من ازش خواستم فراموشم کنه که ...
    واقعا نمیتونم خودما کنترل کنم واقعا دوستش دارم خیلی زیاد
    خسته ام خسته
    کمکم کنید

    از مدیران سایت خواهش میکنم یوزرما الکی قفل نکنن
    ای دی من yahoo : m1wb
    هرکس میتونه کمکم کنه

    من واقعاً شمارو داک می‌کنم دوست عزیز منم این شما حساس و بد بین هستم واقعا هم نمیدونم چکار کنم
     
  12. r3za6 نوشته است: آقای سامی مثل اینکه واسه شما و بقیه دوستان (از تونجایی که من دیدیم دربقیه پستا)
    زندگی از نظر شما فقط ســـکس و بس همینه


    آقای سامی ممنونم از نظرت حالا من از شما یه سوال دارم
    ملاک شما واسه انتخاب شریک برای زندگی مشترک چیه؟
    سکـــس قبل ازدواج طبیعیه ؟!
    خرف مردم (گور بابا مردم)
    دروغ میگه (اشکال نداره)
    خیانت میکنه ((طبیعیه)

    ممنون میشم سریع تر جواب بدید


    همون جمله اول شما ثابت می کنه چقدر نسبت به مرد و زن این اجتماع بدبین هستید .
    هرکس به شما بگه علت دروغ گفتن رو درک می کنه یعنی دنیا از نظرش فقط رابطه جنسی هست و به هیچی پایبند نیست و ...
    و اگر یکی مثل من معتقد باشه که خیلی مهم نیست اولین مرد زندگی همسرش باشه . میشه بی غیرت و بی خیال و شوت و ...
    ولی من فکر می کنم مهم اینه که آخر مرد زندگی همسرم باشم نه اولی . و لزومی هم نمی بینم که ملاکهای انتخابم رو بهت بگم چون به دردت نمی خوره قطعا
    شما معیارهای خودت رو داری و با با همون ها هم انتخاب می کنی و خوشحالم که تئوری منو خراب نکردی که " بدبین ها , هرگز درمان نمی شوند "
    توصیه درمانی برات ندارم ، علتش رو هم قبلا گفتم
    ولی دوستانه می تونم بهت بگم ، تا همین آدم هستی و همین مدلی فکر می کنی ، خودت هیچی اما لااقل زندگی یکنفر دیگه رو آتش نزن چون بقیه مردم همونقدر که مطمئنی ، عیاش و دروغگو و بی بندبار هستند ! استثنا هم نداره ...
     
  13. elnaaaz



    کاربر نيمه فعال


    کاربر نيمه فعال
    سلام

    من تمام پست های مربوط به تاپیک تو روخوندم! فکر نمیکنم تو جایی از این پستا کسی حرف از پذیرفته بودن خیانت و از این دست مسائل زده باشه! اینکه ملاک سامی برای ازدواج چیه، قطعن فقط و فقط به خود سامی و شریک آینده اش برمیگرده و فکر نمیکنم لزومی به بیانش برای شما و بقیه باشه! یکی مثه من فرضن گذشته ی جنسی طرف براش اهمیتی نداره و از الان به بعدش که با منه مهمه، یه دختر دیگه حتا نمیتونه وجود دوست دختر اسبق نامزدش رو هم بپذریه! پس ببین، به اندازه آدما ، ملاک برای ازدواج هس!
    من فکر نمیکنم که مشکل شما ملاک سایرین برای ازدواج باشه، بلکه این شک و بی اعتمادی شما به اطرافه که مثکه نمیخوای بپذیری تا وقتی این با این شک درگیر باشه(چه با ایندختر باشی که چه نباشه!) همین آش وهمین کاسه اس!
    تا حالا از خودت پرسیدی که چرا این دختر انقد قسم دوروغ میخوره! اصلن چرا باید انقد قسم بخوره که حالا بخواد دوروغ باشه یا راست!معمولن تو یه کانکشن نرمال، اصلن نیازی به این همه قسم آیه نیس، چه برسه به اینکه هی طرف عزیزای از دست رفته اش رو از تو گور بکشه بیرون و با قسم خوردن تن و بدن اونا رو بلرزونه!
    تو کلاس مدیتیشن که میرفتم، استادمون حرفی میزد که فکر میکنم گفتنش اینجا خالی از لطف نباشه! ایشون میگفتن: سعی نکن دنیا و آدماش رو عوض کنی، سعی کن خودت رو با اونا تطبیق بدی! حالا قضیه شماس، تا خودت با کمک یه مشاور و صد البته پشتکار خودت، این شک رو از خودت دور نکنی، با این مشکل صادق نبودن طرفت (که به قول سامی اگه به همینجا ختم بشه و دچار مشکلات بزرگتر نشی!) دست و پنجه نرم خواهی کرد!
    در نهایت  به عنوان حسن ختام صحبتام به عنوان یه نظر شخصی عرض میکنم که دختر خراب وجود خارجی نداره عزیزم. اونی که خرابه و باید درست بشه، افکار و باورهای غلط مردم و جامعه اس. یه دختر تن فروش، یه ادمیه مثه همه ادمای دیگه که در ازای تن فروشی ، کسب درآمد میکنه. نه دوروغ میگه، نه سر کسی رو کلاه میزاره!
     
  14. sami28 نوشته است:
    r3za6 نوشته است: آقای سامی مثل اینکه واسه شما و بقیه دوستان (از تونجایی که من دیدیم دربقیه پستا)
    زندگی از نظر شما فقط ســـکس و بس همینه


    آقای سامی ممنونم از نظرت حالا من از شما یه سوال دارم
    ملاک شما واسه انتخاب شریک برای زندگی مشترک چیه؟
    سکـــس قبل ازدواج طبیعیه ؟!
    خرف مردم (گور بابا مردم)
    دروغ میگه (اشکال نداره)
    خیانت میکنه ((طبیعیه)

    ممنون میشم سریع تر جواب بدید


    همون جمله اول شما ثابت می کنه چقدر نسبت به مرد و زن این اجتماع بدبین هستید .
    هرکس به شما بگه علت دروغ گفتن رو درک می کنه یعنی دنیا از نظرش فقط رابطه جنسی هست و به هیچی پایبند نیست و ...
    و اگر یکی مثل من معتقد باشه که خیلی مهم نیست اولین مرد زندگی همسرش باشه . میشه بی غیرت و بی خیال و شوت و ...
    ولی من فکر می کنم مهم اینه که آخر مرد زندگی همسرم باشم نه اولی . و لزومی هم نمی بینم که ملاکهای انتخابم رو بهت بگم چون به دردت نمی خوره قطعا
    شما معیارهای خودت رو داری و با با همون ها هم انتخاب می کنی و خوشحالم که تئوری منو خراب نکردی که " بدبین ها , هرگز درمان نمی شوند "
    توصیه درمانی برات ندارم ، علتش رو هم قبلا گفتم
    ولی دوستانه می تونم بهت بگم ، تا همین آدم هستی و همین مدلی فکر می کنی ، خودت هیچی اما لااقل زندگی یکنفر دیگه رو آتش نزن چون بقیه مردم همونقدر که مطمئنی ، عیاش و دروغگو و بی بندبار هستند ! استثنا هم نداره ...

    سامي جون ممنونم از لطفت
    اي کاش شما نظره منو پاک نميکردي که جولوي بچه ها که سر ميزنن يه طرفه سمت قاضي نري
    اين جويي که الان به اينجا حاکم شده نشون ميده من يه روانيه شکاک اما شما يه شاهزاده داستاني واسه هر دختر مشکل داره
    عزيزم اينجا که من زندگي ميکنم ايرانه خوزستان آبادان (نه تهران که به راختي با اين موضوع کنار ميان)
    اول ازت ميخوام يه نگاه دقيق به پستاي من بندازي بعد براي خودتون تئوري بالا بياريد
    موضوع من خارج از شکاکي سوالي بود که به همچين آدمي ميشه اعتماد مرد که دروغ نگه اما شما ...
    خواستم چند نکته اين وسط روشن بشه

    1-شما زيادي به جامعه خوش بين هستي
    2-شما يه تئوري دادي منم عاميانه جوابتونا ميدم تئوريا بذاز دم کوزه آبشو بخور چرا که اگر به تئوريه شما و چهار نفر مثل من و شما بود که الآن همه يا گوشه تيمارستان بودن يا سينه قبرستون
    3-شما ميگيد واستون مهم نيست که همسره آينده شما چند با چند نفر خوابيده مهم اينه که آخرين نفر من باشم اين حرف شما 2 حالت داره حالت اول منا ياد مثلي ميندازه که ميگه گربه گوشت گيرش نمياد ...
    حالت دوم شما جواني خودتونا با قدرت هرچي تمام تر (از لحاظ جنسي) گذزانديد پس به همسره خودتون هم حق ميديد عشق و حال خودشو کرده باشه
    4-من مشکل دارم شما هم مشکل داريد پس اگه قراره من به شما ، شما به من بگيد هيچ راهي نداري درست نميشي ... کافيه يکي اين وسط کم جنبه باشه که بايد فاتحه اش را خواند
    5- يه چيزي وجود داره که بيشتر راجعبش توضيح ميدم که با اين حس آشنا بشي
    اين حس بقوله ي شما نه با سرکه و نمک نه الکل نه هيچي درست نميشه اين حس يه جور جنمه که هرکي مرد باشه 100% داره (البته مردونگي به نياز جنسي که اينجا دوستان گيره سايزش هستن نيست) بهش ميگن غيرت منم غيرتم اجازه نميده با يک نفر که قبل ازدواج خالو حولشو کرده الآن سرش به سنگ خورده ازوداج کنم
    حالا از شما يه سوال دارم شما حاضريد همسر آيندتون قبل از ازدواج لول سکـــس را کامل پشت سر گذرونده باشه بعد باهاتون ازدواج کنه (ميدونم به من مربوط نيست اما ممنون ميشم جواب بديد)
    من امیدوار بودم با مطرح کردن سوالم اینجا از دوستان (مخصوصا اقای سامی که دز بقیه پستها ، پستهای خیلی خوبی داده بود) مشکلم حل بشه اما مشکله من بزرگتر شد جوزی که کم کم دارم امیدم از دست میدم
    من نمیخواست بحث ا ابنجا بکشه فقط خواستم جواب سوالاتم را بگیرم

    اما از بس تو گوش شما خوانده اند که این جور چیزی ها عیبی نداره شما هم باورتون شده
    امام علی علیه السلام جمله قشنگی فرمودند:
    از سه چیز پرهیز کن:
    1- دیوار شکسته
    2- زن خراب
    3-سگ هار

    بحر حال ممنونم
     
  15. reza6 نوشته است:
    sami28 نوشته است:
    r3za6 نوشته است: آقای سامی مثل اینکه واسه شما و بقیه دوستان (از تونجایی که من دیدیم دربقیه پستا)
    زندگی از نظر شما فقط ســـکس و بس همینه


    آقای سامی ممنونم از نظرت حالا من از شما یه سوال دارم
    ملاک شما واسه انتخاب شریک برای زندگی مشترک چیه؟
    سکـــس قبل ازدواج طبیعیه ؟!
    خرف مردم (گور بابا مردم)
    دروغ میگه (اشکال نداره)
    خیانت میکنه ((طبیعیه)

    ممنون میشم سریع تر جواب بدید


    همون جمله اول شما ثابت می کنه چقدر نسبت به مرد و زن این اجتماع بدبین هستید .
    هرکس به شما بگه علت دروغ گفتن رو درک می کنه یعنی دنیا از نظرش فقط رابطه جنسی هست و به هیچی پایبند نیست و ...
    و اگر یکی مثل من معتقد باشه که خیلی مهم نیست اولین مرد زندگی همسرش باشه . میشه بی غیرت و بی خیال و شوت و ...
    ولی من فکر می کنم مهم اینه که آخر مرد زندگی همسرم باشم نه اولی . و لزومی هم نمی بینم که ملاکهای انتخابم رو بهت بگم چون به دردت نمی خوره قطعا
    شما معیارهای خودت رو داری و با با همون ها هم انتخاب می کنی و خوشحالم که تئوری منو خراب نکردی که " بدبین ها , هرگز درمان نمی شوند "
    توصیه درمانی برات ندارم ، علتش رو هم قبلا گفتم
    ولی دوستانه می تونم بهت بگم ، تا همین آدم هستی و همین مدلی فکر می کنی ، خودت هیچی اما لااقل زندگی یکنفر دیگه رو آتش نزن چون بقیه مردم همونقدر که مطمئنی ، عیاش و دروغگو و بی بندبار هستند ! استثنا هم نداره ...

    سامي جون ممنونم از لطفت
    اي کاش شما نظره منو پاک نميکردي که جولوي بچه ها که سر ميزنن يه طرفه سمت قاضي نري
    اين جويي که الان به اينجا حاکم شده نشون ميده من يه روانيه شکاک اما شما يه شاهزاده داستاني واسه هر دختر مشکل داره
    عزيزم اينجا که من زندگي ميکنم ايرانه خوزستان آبادان (نه تهران که به راختي با اين موضوع کنار ميان)
    اول ازت ميخوام يه نگاه دقيق به پستاي من بندازي بعد براي خودتون تئوري بالا بياريد
    موضوع من خارج از شکاکي سوالي بود که به همچين آدمي ميشه اعتماد مرد که دروغ نگه اما شما ...
    خواستم چند نکته اين وسط روشن بشه

    1-شما زيادي به جامعه خوش بين هستي
    2-شما يه تئوري دادي منم عاميانه جوابتونا ميدم تئوريا بذاز دم کوزه آبشو بخور چرا که اگر به تئوريه شما و چهار نفر مثل من و شما بود که الآن همه يا گوشه تيمارستان بودن يا سينه قبرستون
    3-شما ميگيد واستون مهم نيست که همسره آينده شما چند با چند نفر خوابيده مهم اينه که آخرين نفر من باشم اين حرف شما 2 حالت داره حالت اول منا ياد مثلي ميندازه که ميگه گربه گوشت گيرش نمياد ...
    حالت دوم شما جواني خودتونا با قدرت هرچي تمام تر (از لحاظ جنسي) گذزانديد پس به همسره خودتون هم حق ميديد عشق و حال خودشو کرده باشه
    4-من مشکل دارم شما هم مشکل داريد پس اگه قراره من به شما ، شما به من بگيد هيچ راهي نداري درست نميشي ... کافيه يکي اين وسط کم جنبه باشه که بايد فاتحه اش را خواند
    5- يه چيزي وجود داره که بيشتر راجعبش توضيح ميدم که با اين حس آشنا بشي
    اين حس بقوله ي شما نه با سرکه و نمک نه الکل نه هيچي درست نميشه اين حس يه جور جنمه که هرکي مرد باشه 100% داره (البته مردونگي به نياز جنسي که اينجا دوستان گيره سايزش هستن نيست) بهش ميگن غيرت منم غيرتم اجازه نميده با يک نفر که قبل ازدواج خالو حولشو کرده الآن سرش به سنگ خورده ازوداج کنم
    حالا از شما يه سوال دارم شما حاضريد همسر آيندتون قبل از ازدواج لول سکـــس را کامل پشت سر گذرونده باشه بعد باهاتون ازدواج کنه (ميدونم به من مربوط نيست اما ممنون ميشم جواب بديد)
    من امیدوار بودم با مطرح کردن سوالم اینجا از دوستان (مخصوصا اقای سامی که دز بقیه پستها ، پستهای خیلی خوبی داده بود) مشکلم حل بشه اما مشکله من بزرگتر شد جوزی که کم کم دارم امیدم از دست میدم
    من نمیخواست بحث ا ابنجا بکشه فقط خواستم جواب سوالاتم را بگیرم

    اما از بس تو گوش شما خوانده اند که این جور چیزی ها عیبی نداره شما هم باورتون شده
    امام علی علیه السلام جمله قشنگی فرمودند:
    از سه چیز پرهیز کن:
    1- دیوار شکسته
    2- زن خراب
    3-سگ هار

    بحر حال ممنونم


    خوزستان و تهران نداره دوست من
    شخصا وسط جنگلهای آمازون هم که باشم سعی می کنم انسان باشم . در پستی که  از شما حذف شد صحبت از حرف مردم و چیزای در این حد کردی . اگر نگران حرف مردمی باید بهت بگم پشت سر مریم مقدس هم تا همین امروز یعنی بیش از 2009 ساله دارن حرف می زنن !! من شخصا به این حرفهای خاله زنکی کمترین بها رو نمی دم ولی می خوام بهت بگم اگر مشکلت حرفه مردمه ! از فکر ازدواج بکل بیا بیرون چون مشکلت با مریم مقدس هم که پاکیش رو خداوند صحه گذاشته حل نمیشه ! در دهن مردم رو نمی شه بست ...

    1- اتفاقا برعکس نظرت من خودمو آدم محتاطی می دونم اما محتاط با بدبین زمین تا آسمان تفاوت داره . یک آدم بدبین از نظر همه دنیا یا فاطمه زهرا هستند یا هنرپیشه فیلم پورنو . البته آدم پاک از نظر یکنفر بددل احتمالا فقط مادر و خواهر خودش هستند و الباقی توی لیست بدها قرار می گیرن . با چنین دیدگاهی عجیب نیست که هرکس مثل شما فکر نکنه رو خوشبین و بی خیال و بی تفاوت و لاابالی بدونید .

    2- اگر چه تئوری من استوار بر دیدن بیش از 10 مورد زندگی بهم خورده هست که یکسرش یکی مثل شما بوده اما من مشکلی ندارم که تئوریم ثابت بشه یا نشه . اتفاقا اگر تئوری من که هیچ بدبینی اصلاح نمیشه ، غلط از آب دربیاد خوشحال می شم چون توی دنیا فقط شما یکنفر نیستید که بددل هستید و اگر بددل ها نجات پیدا کنند خیلی از زندگی ها خراب نمیشه ، خیلی از عروسهای جوان افسرده و روانی نمیشن . ولی یکبار به این فکر کن که با رفتارت چقدر در جهت نفی تئوری من داری قدم برمیداری و چقدر در تاییدش ؟ بنظر من که مدام داری تاییدش می کنی

    3- قضاوت در مورد دیگران کار شماست و نه من . انقدر گرفتار اندیشه خودت هستی و پسر و دختر رو فاسد و بی بندوبار می بینی که دلیل نمی بینم بهت توضیح بدم چی به چیه ؟! آدمهای نرمال اومدن و می آیند این تاپیکو می خونند و متوجه می شن من از فساد وفجور دفاع کردم یا شما همه رو بی دلیل فاسق و بی بند و بار می بینی

    4- من مشکلی ندارم . بدبین نباش . مشکلت همینه که همه رو مشکلدار می بینی !!!

    5- در جهت تایید تئوریم یکبار دیگه به همه عالم و آدم لیبل فاسد و بی بندو بار بودن زدی و منم که بی غیرتم و تو هم اسطوره جنم و مردانگی هستی و ...
    دوست عزیز ! من که گفتم ، اغلب افراد بدبین اصلا قبول ندارند مشکل دارند ، و مشکل رو از بی بندوباری جامعه می دونن . تکرار می کنم معیارهای من برای ازدواج به درد شما نمی خوره اصلا من همونیم که شما می گی و نگاهم به زن و زندگی همون مدلیه که تو میگی ! حالا مثلا اینطور باشه مشکلت حل میشه ؟ دنبال حل مشکل خودت باش پسرجان .

    بطور کل از فضای راه حل دادن اومدم بیرون چون معتقدم بی فایده هست ، من همیشه سعی کردم توی پاسخهام و مشاوره هام مثبت به قضیه نگاه کنم . البته هیچوقت پنهان نمی کنم که بدلایلی به هیچوجه حس خوبی نسبت به بدبین ها ندارم . حتی اینجا هم در کمال ناامیدی که چون جوانی و به مشکل آگاهی داری - که نداری - ممکنه راهی وجود داشته باشه اما خب ناامیدم کردی . مطمئنا دوستانی هستند که بهت امیدواری بدهند ولی از من گله نداشته باش که چرا مثل دفعات قبل سعی نکردم مثبت به قضیه نگاه کنم و بقول تو پست خوب بدم ! قطعا اگر نکته مثبتی می دیدم اینکار رو برخلاف احساس شخصیم انجام می دادم اما شما توی پست اول به اون دختر خانم شک داشتی ! الان به این یقین رسیدی که سامی یک زنباره تمام عیار و بی غیرت است !!!!! فردا هم به این نتیجه می رسی که اصلا همه دختر خانمهای این سایت ... ( همونطور که توی پستی که ازت حذف شد همه ما رو متهم کردی ! ) و یک هفته دیگه چاقو می گیری دستت که جهان رو از این فساد نجات بدی ! متوجه نیستی این بیماری با چه سرعتی در تو رشد می کنه ؟ تو شکاک نیستی ! ظرف دو روز به این یقین رسیدی که من فاسدم ! متوجه هستی که چقدر زود شک هات داره به یقین تبدیل میشه ؟! اما هنوزم معتقدم اگر به خودت لطف داری باید به متخصص روانشناس و روانپزشک مراجعه کنی . ولی بازهم دوستانه بهت می گم از اونجایی که همه دخترها و پسرهای دنیا بی بند و بار و فاسد و فاحشه و زندیق ! هستند ، بهتره از فکر ازدواج باهاشون بیای بیرون


    نکات :

    1- بنده هیچ پستی رو حذف نکردم و نمی کنم . اگرم پست شما رو کامل کوت نکردم به این دلیل بود که فکر نمی کردم پستتون پاک بشه و همون بخشهاییش که می شد روش حرف زد رو برداشتم

    2- اسطوره ی غیرت ! حضرت علی و سایر ائمه به شما یاد ندادند که شک داشتن به دیگران گناه هست ؟ تهمت زدن گناهه ؟ آزار دیگران گناهه ؟ وقتی چیزی رو نمی دونی نجسه یا پاکه ؟ باید فرض رو برپاکی بذاری ؟
    از ائمه همین 3 نکته رو گرفتی ؟

    ایمان با بدگمانی سازگار نیست " امام علی (ع) "
     
    تشکر شده توسط : 2 کاربر
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 2
رفتن به صفحه 1   


پرش به:  

شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB ©



Forums ©

.: مسئوليت مطالب، تبليغات و محصولات ديگر سايتها به عهده خودشان است :.
.:: برداشت از مطالب اين سايت فقط با کسب مجوز از مدیریت و با ذکر مبنع و آدرس به صورت لینک بلامانع است ::.
.::: کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دکتر رهام صادقی بوده و هرگونه سواستفاده از آن طبق ماده 12 قانون جرایم رایانه ای قابل پیگیری است :::.






مدت زمان ایجاد صفحه : 0.34 ثانیه (101)