شما در بخش انجمنهای گفتگو سایت دکتر رهام صادقی هستید، برای آشنایی با امکانات متنوع دیگر سایت اینجا کلیک کنید


به اينستاگرام سايت بپيونديد

ایا واقعا من بدبینم!!!!

  1. djemba



    کاربر نيمه فعال


    کاربر نيمه فعال
    سلام
    خوشحالم که تو این سایت عضو شدم و میتونم سوالامو بدون هیچگونه رو در واسی بپرسم
    من تو یه خونواده تقریبا مذهبی بزرگ شدم و تا این سنم دوست دختر و ... نداشتم.به رابطه بین پسر و دختر حساسم.این نوع زندگی باعث شده که حتی نتونم به بعضی از دخترا سلام درست و حسابی بدم.حالا زندگیم طوری شده که فکر میکنم هر پسر و دختری که یه کم با هم میخندن خدای ناکرده از روی قصد و غرضه.البته تقصیرم ندارما چون مثلا با بعضی از بچه ها جمعیم شروع میکنن به گفتن اینکه این اینطوریه اون اونطوریه  فکرم به اون سمت میره!!! انشالله خدا قسمت همتون بکنه با یه خانمی البته فامیله قصد ازدواج دارمو سر همین قضیه رابطه دختر و پسر دو بار باهاش دعوا کردم .یه بارشو داشت باهام شوخی میکرد که  گند افتضاحی زدم!!!!!!!!!!  یه بار دیگشم سر یه سوئ تفاهم که باور کنید بالای 60 درصدش اشتباه اون بود باعث شد یه بار دیگه هم دعوا کنیم. من خودم فکر میکنم بد بین شدم!!!ایا چون من تقریبا تو خونواده مذهبی بزرگ شدم و خودم از این رفتارها نداشتم(دوست دختر و...){البته این خانم هم خداروشکر مثل خودمه دوست و ... نداشته}میتونم بگم که بدبین نیستم یا اینکه نه واقعا بدبینم !!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چیکار کنم که از این حالت در بیام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چون میترسم تو اینده خدای ناکرده به مشکل بخورم !!!!!!!
    مرسی از همتون
     
  2. djemba نوشته است: سلام
    خوشحالم که تو این سایت عضو شدم و میتونم سوالامو بدون هیچگونه رو در واسی بپرسم
    من تو یه خونواده تقریبا مذهبی بزرگ شدم و تا این سنم دوست دختر و ... نداشتم.به رابطه بین پسر و دختر حساسم.این نوع زندگی باعث شده که حتی نتونم به بعضی از دخترا سلام درست و حسابی بدم.حالا زندگیم طوری شده که فکر میکنم هر پسر و دختری که یه کم با هم میخندن خدای ناکرده از روی قصد و غرضه.البته تقصیرم ندارما چون مثلا با بعضی از بچه ها جمعیم شروع میکنن به گفتن اینکه این اینطوریه اون اونطوریه  فکرم به اون سمت میره!!! انشالله خدا قسمت همتون بکنه با یه خانمی البته فامیله قصد ازدواج دارمو سر همین قضیه رابطه دختر و پسر دو بار باهاش دعوا کردم .یه بارشو داشت باهام شوخی میکرد که  گند افتضاحی زدم!!!!!!!!!!  یه بار دیگشم سر یه سوئ تفاهم که باور کنید بالای 60 درصدش اشتباه اون بود باعث شد یه بار دیگه هم دعوا کنیم. من خودم فکر میکنم بد بین شدم!!!ایا چون من تقریبا تو خونواده مذهبی بزرگ شدم و خودم از این رفتارها نداشتم(دوست دختر و...){البته این خانم هم خداروشکر مثل خودمه دوست و ... نداشته}میتونم بگم که بدبین نیستم یا اینکه نه واقعا بدبینم !!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چیکار کنم که از این حالت در بیام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چون میترسم تو اینده خدای ناکرده به مشکل بخورم !!!!!!!
    مرسی از همتون


    سلام

    نمی تونم بگم بدبینی یا نه گرچه تجربه من می گه افراد بدبین بین خانواده هایی که محدودیتهایی در روابط دختر و پسر داشته اند بیشتر دیده می شن .

    اما بذار راستشو بهت بگم
    منم زیر 20 سال که بودم ، مثل الانم فکر نمی کردم ، یعنی تعریفم از نجابت و پاکی و انسان بودن و وفاداری و ... چیز دیگری بود . گاهی حساسیت های عجیب و غریبی داشتم . مثلا هر دختر فلانجوری لباس بپوشه یعنی مشکل داره
    یا اون دختره زیاد می گه ، می خنده ، پس حتما .... س !!
    خلاصه یکمقدارشم فکر کنم به سن و سال مربوطه ( که همونم بی ارتباط با تربیت و محیط خانواده و زندگی نیست ) ، شمام بیست سالته ، زیاد به خودت تلقین نکن که بدبینی . به خودت زمان بده . کمی که بیشتر بیای توی اجتماع ، دیدگاهات عوض می شن و سعی کن افکار آزار دهنده و منفی رو از خودت دور کنی .
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  3. من با اطمینان و یقین بهتون میگم اگه در خودتون تغییری ایجاد نکنید احتمالا زندگیتون با هر دختری با شکست رو به رو خواهد شد.
    پس خوبه با مشاوره و کتاب خودتون رو عوض کنید.
    در کل افراد مذهبی زیادی رو دیدم که سر همین افکار یا با زنشون متارکه کردن یا هر روز دعوا و بزن بزنه.
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  4. سلام

    ضمن تایید حرفهای بقیه ی دوستان منهم بهتون پیشنهاد میکنم که همین ابتدا خودتون رو تغییر بدید... چون بعد از اینکه زیر یک سقف رفتید دیگه این حالت برای شما طبیعی و نهادینه میشه و تغییرش مشکل.

    معمولا کسانیکه در خونواده های مذهبی تربیت میشن اکثرا همین مشکل شما رو دارن. و حتی در نظر خانواده ی شما ممکنه این طرزتفکر شما مثبت هم تلقی بشه!

    ولی دوست من اگر میخوای یک زندگی خوب برای خودت و همسرت بسازی ( و مطمئنم که هدفت همین بوده وگرنه دنبال راه چاره نبودی.) چند تا کار مهم باید انجام بدی...
    من و شما به صورت ناخودآگاه و ناخواسته بیشتر طرز فکرمون و شخصیتمون تا 18 سالگی در محیط کوچیک خونواده شکل میگیره ...پس هیچکس مقصر نیست... ولی بالای 18 سال این من و شماییم که باید خودمون تشخیص بدیم چی درسته و چی غلط؟!

    باید افکار سنتی رو از ذهنت دور کنی هرچند که بهشون عادت کردی ولی می تونی به مرور خودت رو با واقعیتها وفق بدی . واقعیت در زندگی ماها چیزی جدا از سنتهامون هست ، پس باید خودت رو به واقعیتها نزدیک کنی. روش نیاکان رو در پیش گرفتن یعنی در جا زدن... یعنی تقلید کردن... یعنی تلاش نکردن واسه یک زندگی بهتر...

    مطالعه ی کتابهای روانشناسی مفید که تعدادشون هم کم نیست خیلی بهت کمک میکنه. (مخصوصا کتابهای باربارا دی انجلیس معرکه است!)
    رفت و آمد با دوستانی که در این زمینه ها میتونن برات الگو باشن هم خیلی خوبه.

    حتی اگر به صورت ناخود آگاه این حالت بدبینی در تو ایجاد شده باشه ، باز هم من معتقدم هم چیز دست خودته!
    و به نظرم تا زمانیکه این مسائل در تو حل نشده به هیچ وجه به ازدواج فکر نکن!

    ازدواج نیاز به مهارتهای خاص خودش داره و تا اون آمادگی رو پیدا نکردی و بخوای اقدام به این کار کنی هم به خودت ظلم کردی و هم به شریک زندگیت.

    شاد باشی.
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  5. سلام دوست عزیز
    شما بدبین نیستی بلکه دیدت به اندازه کافی باز نشده است.تو جامعه ای که دختر و پسر با هم سر کلاس درس میشینن و همکارن و... اگه خنده ای نباشه که می پوسن.ببین شما انشالله مشکل حل میشه به شرط اینکه با دید باز تر و گسترده تری به اطرافت نگاه کنی.
     
    تشکر شده توسط : 2 کاربر
  6. راستی چون سنت 20
    بهت توصیه میکنم بذار یه 3،2 سال دیگه حداقل ..یه ذره معلوماتت رو ببر بالا.خیلی فرقه
    به نظرم پسرا همشون عقیده دارن از 20 تا 23 یا 25 خیلی طرز فکرشون پخته تر میشه.
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  7. سلام رفیق
    خوب ........میتونم ازت بپرسم برای ایندت چه نقشه ای داری؟
    اصلا برای چی میخوای ازدواج کنی؟؟؟؟؟؟
    هدفت از ازدواج چیه؟؟؟؟؟؟
    دوری از گناه.؟؟؟؟؟
    براورده کردن نیاز جنسی؟؟؟؟؟؟؟
    شریک داشتن در غم و خوشی؟؟؟؟؟
    در خانواده های مذهبی.......ازدواج یعنی دوری از گناه.......یعنی نگاه نکردن به ناموس دیگران......یعنی تیکه ننداختن به دختر مردم.......
    کلا ......پسر و دختر جوری بزرگ میشن که تنها راه پاک موندن و دور موندن از هوا و هوس رو ازدواج میدونن.........
    این تا یه جایی درسته و جواب میده.......
    اما باقی قضایا چی؟؟؟؟
    من نمیخوام بهت بگم چی خوبه.......چی بد
    ولی بهتر دیدتو عوض کنی.......
    نسبت به ازدواج و روابط پسر و دختر
    اینکه بخوای پاک بمونی خیلی خوبه.......و مرد اونه در هر شرایطی خودشو حفظ کنه...و البته زن.......
    هیچ وقت خنده و صحبت .......انسان رو الوده گناه نمیکنه.........مگر در قلبش.....نیت دیگه غیر از این داشته باشه.........که دراون صورت........حتی با صورت بند و چادر.......با ریش و سبیل........زن و مرد بازهم گناه میکنن.........ولی در خفا........طوری که تو متوجه نمیشی
    فکرتو عوض کن.........
    دل ادم باید پاک باشه
    ذهن انسان باید پاکی رو بخواد.........
    چشم انسان باید پاک ببینه.......
    چند تا فیلم هست که فکر کنم بهت کمک کنه......
    دل شکسته....با بازی شهاب حسینی.......
    و زیر نور ماه.....
    =============
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  8. با سلام
    دوست گرامی پیشنهاد من هم مثل باقی دوستان اینه که سعی کنی نگرشت رو تغییر بدی و با دید بازتر و بهتری به اطرافیانت نگاه کنی.
    زندگی معادله پیچیده ای است که برای حل اون به یه دید باز و اجتماعی نیاز داریم .
    تو این دوره که به هر حال هر خانومی دانشگاه و محیط کار رو پیش رو داره اگه به هر برخورد یا صحبتی به این دید بخواهیم نگاه کنیم زندگی خیلی بغرنج و سخت میشه
    امیدوارم با تغییر نگرشتون به روابط انسانی زندگی خوبی رو شروع کنید
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  9. با سلام
    دوست عزیز بااینکه به تجربه ثابت شده هر چقدر هم تغییر کنی باز هم یک باریکه ای از اون تربیت در وجودت باقی خواهد موند ولی سعی کن با روزگار حال همراه شوی و سعی ات رو در جهت تغییرات به موازات گذر زمان انجام دهی ضمناً با توجه به توضیحات شما ،این مورد رو هم میبایست در رابطه با شریک زندگی آینده ات ،در میان گذاشته و ایشون هم در صدد تغییر افکارش برآید.و از طرفی منهم معتقدم قدری برای ازدواج شما با این تفکراتی که داری ، زوده ،لذا بهتره در صورت امکان یکی و دو سالی متاسفانه این امر خیر رو عقب بندازی.
    در هر حال با عنایت که ماها از واقعیت های موجود در رابطه بازندگی شما دوریم پس شرط عقل آنست که شما با توجه با موقعیت،محیط خانواده،نیازهای خودت،و اهدافت ،با مشاوره با بزرگترهای خانواده تصمیم درست و منطقی را اتخاذ کنید.
    موفق باشید..
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  10. sara444



    کاربر نيمه فعال


    کاربر نيمه فعال
    سلام دوست من از اینکه تو این سایت عضو شدی بهت تبریک می گم مطمئن باش تجربه های خیلی خوبی نصیبت می شه ....
    شما مشکل نداری فقط باید دیدت رو اول نسبت به خودت تغییر بدی اون موقع میبینی چقدر زود آدم نسبت به اطرافیانش دیدش عوض می شه ....
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  11. djemba



    کاربر نيمه فعال


    کاربر نيمه فعال
    بازم سلام
    چون من کاربر جدید هستم هر روز یه پست میتونم داشته باشم، از تمامی دوستان ممنونم که بهم جواب دادن،بعد،بعد ..... اهان
    یه کم دیگه در مورد خودمو این قضایا توضیح بدهم.من تو یه خونواده ای هستم که فاصله سنیم با پدر و مادرم خیلی زیاده!!!من یه برادر کوچکتر از خودم دارم 18 ساله و خواهر هم ندارم.شاید نوع نگاه من به این مسائل بخاطر نداشتن خواهر باشه چون همونطور هم که گفتم نمیتونم به دخترها یه سلام خشک و خالی درست و حسابی بدم!!!یعنی خیلی خجالتیم!!!! بعدشم دفعه دومی که گند زدم این خانم به من گفت که "دوست پسر"خواهرش کارش داره من که این جمله رو شنیدم شاخ در اوردم گفتم اصلا امکان نداره که .... دوست پسر داشته باشه و داری باهام شوخی میکنی و  ... گفت اون باهام کار داره!!! گفتم باهات چیکار داره و خیلی بی جا کرده باهات کار داره و ... بعدا  فهمیدم منظورش از دوست پسر "خواستگار "خواهرشه و ...  که همه عالم میدونستن این اقا خواستگار خواهرشه  (یا علی ) گند دومم اینطوری زدم!!! گفت  میخواست ازم یه سوال بپرسه که..... بهش گفتم بابا به خدا بین خواستگار و دوست پسر فرقه!!!همه قصد دوست پسرو میدونن قصد خواستگارم میدونن و ... اینم از دومی !!!

    حالا بریم سر جواب دوستان

    اقای سامی خیلی ممنون که جوابمو دادی شما گفتین زیر 20 سال که بودین و... بله منم الان یه همچین فکرایی در مورد این خانمها میکنم!!!! از بقیه جوابتونم ممنونم.


    saye_a نوشته است: سلام

    ضمن تایید حرفهای بقیه ی دوستان منهم بهتون پیشنهاد میکنم که همین ابتدا خودتون رو تغییر بدید... چون بعد از اینکه زیر یک سقف رفتید دیگه این حالت برای شما طبیعی و نهادینه میشه و تغییرش مشکل.

    معمولا کسانیکه در خونواده های مذهبی تربیت میشن اکثرا همین مشکل شما رو دارن. و حتی در نظر خانواده ی شما ممکنه این طرزتفکر شما مثبت هم تلقی بشه!

    ولی دوست من اگر میخوای یک زندگی خوب برای خودت و همسرت بسازی ( و مطمئنم که هدفت همین بوده وگرنه دنبال راه چاره نبودی.) چند تا کار مهم باید انجام بدی...
    من و شما به صورت ناخودآگاه و ناخواسته بیشتر طرز فکرمون و شخصیتمون تا 18 سالگی در محیط کوچیک خونواده شکل میگیره ...پس هیچکس مقصر نیست... ولی بالای 18 سال این من و شماییم که باید خودمون تشخیص بدیم چی درسته و چی غلط؟!

    باید افکار سنتی رو از ذهنت دور کنی هرچند که بهشون عادت کردی ولی می تونی به مرور خودت رو با واقعیتها وفق بدی . واقعیت در زندگی ماها چیزی جدا از سنتهامون هست ، پس باید خودت رو به واقعیتها نزدیک کنی. روش نیاکان رو در پیش گرفتن یعنی در جا زدن... یعنی تقلید کردن... یعنی تلاش نکردن واسه یک زندگی بهتر...

    مطالعه ی کتابهای روانشناسی مفید که تعدادشون هم کم نیست خیلی بهت کمک میکنه. (مخصوصا کتابهای باربارا دی انجلیس معرکه است!)
    رفت و آمد با دوستانی که در این زمینه ها میتونن برات الگو باشن هم خیلی خوبه.

    حتی اگر به صورت ناخود آگاه این حالت بدبینی در تو ایجاد شده باشه ، باز هم من معتقدم هم چیز دست خودته!
    و به نظرم تا زمانیکه این مسائل در تو حل نشده به هیچ وجه به ازدواج فکر نکن!

    ازدواج نیاز به مهارتهای خاص خودش داره و تا اون آمادگی رو پیدا نکردی و بخوای اقدام به این کار کنی هم به خودت ظلم کردی و هم به شریک زندگیت.

    شاد باشی.


    مرسی از جوابتون
    شما گفتید کتابهای باربارا دی انجلیس معرکه است  اما کدوم کتاباش؟؟؟ ممنون میشم اگه اسم کتاباشو بگید!!!

    saide نوشته است: سلام دوست عزیز
    شما بدبین نیستی بلکه دیدت به اندازه کافی باز نشده است.تو جامعه ای که دختر و پسر با هم سر کلاس درس میشینن و همکارن و... اگه خنده ای نباشه که می پوسن.ببین شما انشالله مشکل حل میشه به شرط اینکه با دید باز تر و گسترده تری به اطرافت نگاه کنی.


    از جواب شما هم کمال تشکر رو دارم
    بله ولی وقتی که کسی میاد پیش من حرف از .... و  .... و ... و هزاران چیز دیگه میزنه وقتی در مواجهه با ناموسم ببینمش در حال صحبت با ذهنیتی که  ازش دارم و میگم شاید داره .... شایدم حدسم درست نباشه ولی .... پس غیرت مرد واسه چیه ؟؟؟


    rezasd نوشته است: راستی چون سنت 20
    بهت توصیه میکنم بذار یه 3،2 سال دیگه حداقل ..یه ذره معلوماتت رو ببر بالا.خیلی فرقه
    به نظرم پسرا همشون عقیده دارن از 20 تا 23 یا 25 خیلی طرز فکرشون پخته تر میشه.


    از شما هم ممنونم!!!انشالله ما هم اینطوری باشیم

    sarakhanoom نوشته است: سلام رفیق
    خوب ........میتونم ازت بپرسم برای ایندت چه نقشه ای داری؟
    اصلا برای چی میخوای ازدواج کنی؟؟؟؟؟؟
    هدفت از ازدواج چیه؟؟؟؟؟؟
    دوری از گناه.؟؟؟؟؟
    براورده کردن نیاز جنسی؟؟؟؟؟؟؟
    شریک داشتن در غم و خوشی؟؟؟؟؟
    در خانواده های مذهبی.......ازدواج یعنی دوری از گناه.......یعنی نگاه نکردن به ناموس دیگران......یعنی تیکه ننداختن به دختر مردم.......
    کلا ......پسر و دختر جوری بزرگ میشن که تنها راه پاک موندن و دور موندن از هوا و هوس رو ازدواج میدونن.........
    این تا یه جایی درسته و جواب میده.......
    اما باقی قضایا چی؟؟؟؟
    من نمیخوام بهت بگم چی خوبه.......چی بد
    ولی بهتر دیدتو عوض کنی.......
    نسبت به ازدواج و روابط پسر و دختر
    اینکه بخوای پاک بمونی خیلی خوبه.......و مرد اونه در هر شرایطی خودشو حفظ کنه...و البته زن.......
    هیچ وقت خنده و صحبت .......انسان رو الوده گناه نمیکنه.........مگر در قلبش.....نیت دیگه غیر از این داشته باشه.........که دراون صورت........حتی با صورت بند و چادر.......با ریش و سبیل........زن و مرد بازهم گناه میکنن.........ولی در خفا........طوری که تو متوجه نمیشی
    فکرتو عوض کن.........
    دل ادم باید پاک باشه
    ذهن انسان باید پاکی رو بخواد.........
    چشم انسان باید پاک ببینه.......
    چند تا فیلم هست که فکر کنم بهت کمک کنه......
    دل شکسته....با بازی شهاب حسینی.......
    و زیر نور ماه.....
    =============


    از شما هم ممنونم
    هدفم هم دوری از گناهه و هم داشتن یکی که باهاش راحت باشم و  ...
    همونطور هم که تو بالا گفتم وقتی که کسی میاد پیش من حرف از .... و  .... و ... و هزاران چیز دیگه میزنه وقتی در مواجهه با ناموسم ببینمش در حال صحبت  با ذهنیتی  که ازش دارم میگم شایدداره .... شایدم درست نباشه حدسم ولی....  پس غیرت مرد واسه چیه ؟؟؟؟؟؟؟
    فیلم دل شکسته رو هم دیدم ولی .... باشه یه بار مشدی میبینم!!!!


    sara_goli نوشته است: با سلام
    دوست گرامی پیشنهاد من هم مثل باقی دوستان اینه که سعی کنی نگرشت رو تغییر بدی و با دید بازتر و بهتری به اطرافیانت نگاه کنی.
    زندگی معادله پیچیده ای است که برای حل اون به یه دید باز و اجتماعی نیاز داریم .
    تو این دوره که به هر حال هر خانومی دانشگاه و محیط کار رو پیش رو داره اگه به هر برخورد یا صحبتی به این دید بخواهیم نگاه کنیم زندگی خیلی بغرنج و سخت میشه
    امیدوارم با تغییر نگرشتون به روابط انسانی زندگی خوبی رو شروع کنید


    از شما هم ممنونم


    aliyan نوشته است: با سلام
    دوست عزیز بااینکه به تجربه ثابت شده هر چقدر هم تغییر کنی باز هم یک باریکه ای از اون تربیت در وجودت باقی خواهد موند ولی سعی کن با روزگار حال همراه شوی و سعی ات رو در جهت تغییرات به موازات گذر زمان انجام دهی ضمناً با توجه به توضیحات شما ،این مورد رو هم میبایست در رابطه با شریک زندگی آینده ات ،در میان گذاشته و ایشون هم در صدد تغییر افکارش برآید.و از طرفی منهم معتقدم قدری برای ازدواج شما با این تفکراتی که داری ، زوده ،لذا بهتره در صورت امکان یکی و دو سالی متاسفانه این امر خیر رو عقب بندازی.
    در هر حال با عنایت که ماها از واقعیت های موجود در رابطه بازندگی شما دوریم پس شرط عقل آنست که شما با توجه با موقعیت،محیط خانواده،نیازهای خودت،و اهدافت ،با مشاوره با بزرگترهای خانواده تصمیم درست و منطقی را اتخاذ کنید.
    موفق باشید..


    اقای aliyan از جواب شما هم ممنونم چون با توجه به سنتون و تجربتون کمک خوبی کردید!!!
    من با این خانم صحبت کردم و بهش گفتم رابطه محرم با نامحرم اینطور حجاب اینطور و ... ایشون هم قبول کردن ولی من یه کم تو بحث های این چنینی چرا دروغ بگم بی جنبم!!!!نمیدونمم چیکار کنم !!!؟؟؟؟؟؟؟

    sara444 نوشته است: سلام دوست من از اینکه تو این سایت عضو شدی بهت تبریک می گم مطمئن باش تجربه های خیلی خوبی نصیبت می شه ....
    شما مشکل نداری فقط باید دیدت رو اول نسبت به خودت تغییر بدی اون موقع میبینی چقدر زود آدم نسبت به اطرافیانش دیدش عوض می شه ....


    هم از جوابتون کمال تشکر  رو دارم هم از تبریکتون مرسی

    از تمامی دوستان ممنوم
     
  12. به دور از اینکه کی مذهبی هست یا کی نیست فامیل مادر من روی رابطه پسر و دخترها حساسند
    اما خانواده پدرم هیچ اهمیتی به این موضوع نمیدن و من در این دو خانواده بزرگ شدم با هیچکدام هم مشکلی نداشتم اما واقعا چیزی که متوجه شدم برام جالب بود
    انواع مشکلات بعد از ازدواج یا قبل از ازدواج و مشکلات مربوط به این مسائل در فامیل مادرم به وجود اومده اما در خانواده پدرم خیلی راحت دخترها هم از پسرها خاستگاری میکنن و تا حالا هیچ یک از این مشکلات برای اونا به وجود نیومده
    اگه جای پدر و مادر من عکس بود فکر میکنم اونا هم به مشکل برخورد میکردند
    امیدوارم تو هم فرصتی مثل من داشتی دو فامیل متفاوت را تجربه کنی و خودت قضاوت کنی کدوم بهتره
    حالا هم اگه خوب به اطراف خودت نگاه کنی میتونی متوجه اختلاف سلیقه در فامیلها بشی
    خوب نگاه کن این کمکت میکنه
     
    تشکر شده توسط : 2 کاربر
  13. سلام دوست عزیز

    خیلی خوشم اومد از پشتکارت ... از اینکه خودت داری راهت رو پیدا میکنی و دنبال بهترین گزینه ها برای زندگی بهتر هستی...حقته .... جوونی و شایستگی اینو داری که یک انسان موفق در زندگی الان و آیندت باشی.
    دوست من در مورد کتابهای باربارا دی انجلیس چندتاش رو که الان حضور ذهن دارم برات اسم میبرم:
    آیا تو آن گمشده ام هستی؟ ( این یکی خیلی عالیه)//رازهایی درمورد مردان//رازهایی درمورد زنان//از باربارا بپرس// چیزهایی که مردان و زنان نمیدانند//

    امیدوارم اسمهاشون رو درست گفته باشم.بهترین ها رو که باز یادم اومدم برات تو پیام خصوصی میذارم.

    البته من تو این پست اخیرت باز یک چیزای عجیب و غریبی دیدم هااااااااا... غیرت!
    دوست من مگه غیرت به این چیزاست.... باشه مردی... دوست داری غیرت داشته باشی ... ولی بین غیرت و تعصب زمین تا آسمون فرقه ! ... شایدم من اشتباه دارم قضاوت میکنم در موردت اگه اینطوریه خوب یک خورده برای من این قضیه رو باز کن که منظورت از غیرت مرد چیه؟؟؟؟؟ چه تعریفی براش داری ؟؟؟

    درضمن دوستانی که اینجا نظرشون اینه بهتره الان به ازدواج فکر نکنی... به خاطر خودت هست...وگرنه اینجا یک محیط مجازی هست که هیچکس کسی رو نمیشناسه پس همه بیطرف دارن بر اساس دانسته ها و تجربیاتشون بهت کمک میکنن.

    اینکه کسی بخواد به خاطر ارضاء مسائل روحی و امیال جنسیش ازدواج کنه!!! نگو دوست من این حرفها رو!
    هدف از ازدواج ارضاء میل جنسی نیست ! (هرچند که با ازدواج به این خواسته نیز درکنار بقیه ی نیازها پاسخ داده میشه) .... بلکه هدفهای خیلی بالاتری در ازدواج مطرحه! ازدواج مقدسه!
    یکی از فاکتورهات این باشه ولی نه فاکتور اصلیت!! هرموقع در مسائل دیگه مهارت زندگی مشترک رو درخودت دیدی اون وقت این فاکتور هم خیلی خیلی مهمه.

    ازدواج یعنی اینکه دونفر از نظر فکری و روحی به درجه و حدی برسند که بتونن جهت تکامل خودشون و همدیگه یک سفر خوب رو آغاز کنن...
    به مرحله ای برسن که این توانایی رو درخودشون ببینن که میتونن مسئولیت نفر سومی رو هم عهده دار بشن ...
    وهرچی در طول این سفر پیش میرن بیشتر عاشق زندگی بشن....
    بیشتر شکرگزار خدا بشن ....
    وقتی به انتهای سفر میرسن ... وقتی که دیگه نیاز جنسی بینشون کمرنگ میشه به خاطر اینکه شیفته ی افکار هم هستن بیشتر از پیش از اینکه کنارهم هستن لذت ببرن...
    از یاد آوری اینکه عمری رو با لذت کنار هم بودن به خودشون ببالن...

    نه اینکه همون چندسال اول سفر برگردن و عقب و ببینن که کاش همسفرم کس دیگه ای بود!

    برات آرزوی موفقیت دارم.
    شاد باشی.
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  14. djemba



    کاربر نيمه فعال


    کاربر نيمه فعال
    بازم سلام  من اومدم
    مرسی از دوستانی که جواب دادن
    بریم بازم سر تحلیل جوابها

    Sina2000 نوشته است: به دور از اینکه کی مذهبی هست یا کی نیست فامیل مادر من روی رابطه پسر و دخترها حساسند
    اما خانواده پدرم هیچ اهمیتی به این موضوع نمیدن و من در این دو خانواده بزرگ شدم با هیچکدام هم مشکلی نداشتم اما واقعا چیزی که متوجه شدم برام جالب بود
    انواع مشکلات بعد از ازدواج یا قبل از ازدواج و مشکلات مربوط به این مسائل در فامیل مادرم به وجود اومده اما در خانواده پدرم خیلی راحت دخترها هم از پسرها خاستگاری میکنن و تا حالا هیچ یک از این مشکلات برای اونا به وجود نیومده
    اگه جای پدر و مادر من عکس بود فکر میکنم اونا هم به مشکل برخورد میکردند
    امیدوارم تو هم فرصتی مثل من داشتی دو فامیل متفاوت را تجربه کنی و خودت قضاوت کنی کدوم بهتره
    حالا هم اگه خوب به اطراف خودت نگاه کنی میتونی متوجه اختلاف سلیقه در فامیلها بشی
    خوب نگاه کن این کمکت میکنه

    مرسی از جوابتون
    ببینید ما تقریبا از نظر خانوادگی و ... شبیه هم هستیم ولی خب شاید بازم من چون من خواهر نداشتم و با جنس مخالف ارتباط ندارم این کار این خانم رو هر چند هم شاید همچین کاری نباشه به نظرم بزرگ میاد!!!


    saye_a نوشته است: سلام دوست عزیز

    خیلی خوشم اومد از پشتکارت ... از اینکه خودت داری راهت رو پیدا میکنی و دنبال بهترین گزینه ها برای زندگی بهتر هستی...حقته .... جوونی و شایستگی اینو داری که یک انسان موفق در زندگی الان و آیندت باشی.
    دوست من در مورد کتابهای باربارا دی انجلیس چندتاش رو که الان حضور ذهن دارم برات اسم میبرم:
    آیا تو آن گمشده ام هستی؟ ( این یکی خیلی عالیه)//رازهایی درمورد مردان//رازهایی درمورد زنان//از باربارا بپرس// چیزهایی که مردان و زنان نمیدانند//

    امیدوارم اسمهاشون رو درست گفته باشم.بهترین ها رو که باز یادم اومدم برات تو پیام خصوصی میذارم.

    البته من تو این پست اخیرت باز یک چیزای عجیب و غریبی دیدم هااااااااا... غیرت!
    دوست من مگه غیرت به این چیزاست.... باشه مردی... دوست داری غیرت داشته باشی ... ولی بین غیرت و تعصب زمین تا آسمون فرقه ! ... شایدم من اشتباه دارم قضاوت میکنم در موردت اگه اینطوریه خوب یک خورده برای من این قضیه رو باز کن که منظورت از غیرت مرد چیه؟؟؟؟؟ چه تعریفی براش داری ؟؟؟

    درضمن دوستانی که اینجا نظرشون اینه بهتره الان به ازدواج فکر نکنی... به خاطر خودت هست...وگرنه اینجا یک محیط مجازی هست که هیچکس کسی رو نمیشناسه پس همه بیطرف دارن بر اساس دانسته ها و تجربیاتشون بهت کمک میکنن.

    اینکه کسی بخواد به خاطر ارضاء مسائل روحی و امیال جنسیش ازدواج کنه!!! نگو دوست من این حرفها رو!
    هدف از ازدواج ارضاء میل جنسی نیست ! (هرچند که با ازدواج به این خواسته نیز درکنار بقیه ی نیازها پاسخ داده میشه) .... بلکه هدفهای خیلی بالاتری در ازدواج مطرحه! ازدواج مقدسه!
    یکی از فاکتورهات این باشه ولی نه فاکتور اصلیت!! هرموقع در مسائل دیگه مهارت زندگی مشترک رو درخودت دیدی اون وقت این فاکتور هم خیلی خیلی مهمه.

    ازدواج یعنی اینکه دونفر از نظر فکری و روحی به درجه و حدی برسند که بتونن جهت تکامل خودشون و همدیگه یک سفر خوب رو آغاز کنن...
    به مرحله ای برسن که این توانایی رو درخودشون ببینن که میتونن مسئولیت نفر سومی رو هم عهده دار بشن ...
    وهرچی در طول این سفر پیش میرن بیشتر عاشق زندگی بشن....
    بیشتر شکرگزار خدا بشن ....
    وقتی به انتهای سفر میرسن ... وقتی که دیگه نیاز جنسی بینشون کمرنگ میشه به خاطر اینکه شیفته ی افکار هم هستن بیشتر از پیش از اینکه کنارهم هستن لذت ببرن...
    از یاد آوری اینکه عمری رو با لذت کنار هم بودن به خودشون ببالن...

    نه اینکه همون چندسال اول سفر برگردن و عقب و ببینن که کاش همسفرم کس دیگه ای بود!

    برات آرزوی موفقیت دارم.
    شاد باشی.


    خانم saye_a خیلی خیلی ممنونم از جوابتون
    خواهش میکنم شما لطف دارین
    مرسی از بابت کتابها
    شما گفتید چیز عجیب و غریب دیدید !!!! مگه غیرت چیز عجیب غریبیه!!!! راستش من فرق بین تعصب و غیرت رو نمیدونم و تو نظر من هر دوش یه معنی میده!!!!
    بله همه دوستان لطف دارن که منو راهنمایی میکنن
    راسسسسسسسسسسسسسسسستیییییییییییییییییی!!!!من جایی نگفتم که بخاطر ارضا مسائل روحی و امیال جنسی میخوام ازدواج کنم!!!شاید منظورمو بد رسوندم !!!منظورم از اینکه یکی باشه که باهاش راحت باشم اینه که بدونم محرم اسرارمه باهاش همه جوره راحتم بدونم یکی هست که باهاش راحت میتونم درد و دل کنم و  .... (البته یکی هم میتونه به ادم خیلی کمک کنه:رفیق بی کلک مادر)
    بعدش بعدش.... اهان به نظر من رابطه جنسی که زن و مرد دارن در مرحله خیلی پایین تری نسبت به سایر مسائل هست!!!به نظر من تا زمانی که زن و مرد عاشق هم نباشن و همدیگرو دوست نداشته باشن و تو زندگیشون راحت و اسوده و خیلی موارد دیگه نباشن حتی اگه روزانه از صبح تا شب نیاز جنسیشون رو برطرف کنن خیلی از نیازهاشون از جمله نیاز عاطفی و ...(که خیلی مهمتر از نیاز جنسی هستش) برطرف نمیشه  بله ازدواج واقعا مقدسه و نیاز جنسی بعد از زندگی ایده ال مهم میشه
    و در اخر هم از حرفایی که با فونت بولد نوشتید خیلی ممنونم واقعا قشنگ بود ممخصوصا اون جمله ای که نوشته بودید:
    وقتی به انتهای سفر میرسن............
    واقعا از جوابتون خیلی خیلی ممنونم
     
  15. سلام

    و اما فرق بین تعصب و غیرت....؟؟؟؟؟؟؟

    غیرت خوبه و باعث میشه آدمها به هم نزدیک تر بشن ولی تعصب باعث خسته شدن آدمها از هم میشه...

    غیرت یعنی درجه ی علاقه ای که آدمها به هم دارن ولی تعصب یعنی درجه ی بی اعتمادی که آدمها نسبت به هم دارن...

    غیرت یعنی اینکه چون دوستش داری به ذهنش و باطنش اعتقاد داری ولی تعصب یعنی اینکه چون خودت رو دوست داری فقط به ظن و گمان خودت اعتقاد داری....

    غیرت یعنی اینکه چون اونو واسه خودش میخوای از اینکه آزاد میبینیش لذت میبری ولی تعصب یعنی اینکه چون اونو واسه خودت میخوای ترجیح میدی همه مدله در بندت باشه.....

    خلاصه دوست من غیرت یعنی اینکه وقتی به حمایتت احتیاج داره بهش ثابت کنی که پشتیبانش هستی ... نه اینکه از ترس تعصبات بی جایی که ممکنه در تو ببینه ازت فرار کنه!
    یعنی وقتی در جمعی همیشه احترامش رو داشته باشی... وقتی کسی در موردش به ناحق حرف میزنه اجازه ی اینکارو ندی...  نه اینکه مدام مواظب چشم این و اون باشی که کی داره بهش نگاه میکنه که شاید نگاهش آلوده باشه!

    اگه خواستی به امیدخدا روزی زن بگیری (البته الان که زوده.... منظورم بعد اینکه اطلاعاتت رو راجع به مهارتهای زندگی مشترک بیشتر کردی.... آینده رو میگم!) دو راه داری...

    راه اول : اگر نمیتونی این مسائل رو هضم کنی و قبولش برات سخته ... بذار خیالت رو راحت کنم راهش اینه که تو خونه زندانیش کنی... اونوقت دیگه نه کسی میبینش که بخواد فکری راجع به زنت تو ذهنش داشته باشه و نه اینکه سر این چیزا مدام باهم دعواتون میشه که بخوای بشی سوهان روحش!... البته زندگیت همینطوری در خفقان و ساکت نمیمونه ، میبینی که بعد یک مدتی زندگی برای جفتتون جهنم میشه! شک و بددلی هیچوقت نتونسته در زندگی کسی رو خوشبخت و موفق کنه!

    راه دوم: دیدت رو نسبت به مسائل و اطرافت عوض کنی... همینطوری که هست بپذیریش... با هر طرز فکر و هر گذشته ای که داشته... تعصباتت (همون غیرتی که تو ذهن تو هست) رو بذاری کنار...
    به جای نگرانی از طرزفکر و دید مردهای دیگه راجع به زنت.... اطمینان و اعتمادت رو بهش نشون بدی، با حمایتت ازش غیرت مردونت رو نشونش بدی ، یعنی آدمی باشی که به مسائل عمیق نگاه میکنه ... دیدش بازه... نه یک آدمی که سطحی فکر میکنه و دنبال مچ گرفتن از این و اونه!
    ---------------------------------
    راجع به ازدواج ... باشه دنبال برطرف کردن نیازهای روحیت هستی ، کاملا هم طبیعیه ، ولی من هرگز برای رهایی از این دغدغه های فکریت بهت ازدواج رو پیشنهاد نمیکنم...
    با توجه به اعتقاداتت و روش زندگیت خودت راهت رو بهتر میتونی تشخیص بدی که چطوری این مشکل رو برای خودت حل کنی و شاید بهتر باشه من در این زمینه نظری بهت ندم .

    برات آرزوی موفقیت میکنم .

    شاد باشی.
     
    تشکر شده توسط : 2 کاربر
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 2
رفتن به صفحه 1   


پرش به:  

شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB ©



Forums ©

.: مسئوليت مطالب، تبليغات و محصولات ديگر سايتها به عهده خودشان است :.
.:: برداشت از مطالب اين سايت فقط با کسب مجوز از مدیریت و با ذکر مبنع و آدرس به صورت لینک بلامانع است ::.
.::: کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دکتر رهام صادقی بوده و هرگونه سواستفاده از آن طبق ماده 12 قانون جرایم رایانه ای قابل پیگیری است :::.






مدت زمان ایجاد صفحه : 0.27 ثانیه (101)