شما در بخش انجمنهای گفتگو سایت دکتر رهام صادقی هستید، برای آشنایی با امکانات متنوع دیگر سایت اینجا کلیک کنید


به اينستاگرام سايت بپيونديد

ناراحتی عصبی کودکان

  1. با سلام وخسته نباشید
    من یک کودک سه ساله دارم که مدتی است احساس می کنم دچار حالت عصبی شده است یعنی تا جایی که با هر کاری لج بازی می کند و برای انجام هر کاری ان  کار را با عصبانیت انجام می دهد بطور مثال برای نقاشی کردن مداد را به صورت محکم بر روی کاغذ می کشد ویا اینکه دفتر یا وسایل بازی را به اطراف خودش پرتاب می کند .در روش بازی کردن پسرم بیشتر دوست دارد به بازی هایی مانند کشتی گرفتن ویا دعوا کردن بپردازد .با بچه ای هم سن وسال خودش اصلا جوش نمیخورد وبا انها بازی نمی کند.لازم می دانم که بگویم این تغییرات از حدو 8 ماه پیش اتفاق افتاده است . ودوم اینکه از هوش واستعداد سر شاری برخوردار است .
    لطفا بنده را در انجام درمان پسرم بی اطلاع نگذارید و ما را از ناراحتی روحی نجات بدهید
    باتشکر
     
  2. arambo نوشته است: با سلام وخسته نباشید
    من یک کودک سه ساله دارم که مدتی است احساس می کنم دچار حالت عصبی شده است یعنی تا جایی که با هر کاری لج بازی می کند و برای انجام هر کاری ان  کار را با عصبانیت انجام می دهد بطور مثال برای نقاشی کردن مداد را به صورت محکم بر روی کاغذ می کشد ویا اینکه دفتر یا وسایل بازی را به اطراف خودش پرتاب می کند .در روش بازی کردن پسرم بیشتر دوست دارد به بازی هایی مانند کشتی گرفتن ویا دعوا کردن بپردازد .با بچه ای هم سن وسال خودش اصلا جوش نمیخورد وبا انها بازی نمی کند.لازم می دانم که بگویم این تغییرات از حدو 8 ماه پیش اتفاق افتاده است . ودوم اینکه از هوش واستعداد سر شاری برخوردار است .
    لطفا بنده را در انجام درمان پسرم بی اطلاع نگذارید و ما را از ناراحتی روحی نجات بدهید
    باتشکر


    سلام

    مراجعه به متخصص رفتار درمان (Therapist) که اولین اقدام درمانیه.
    اما در لینک زیر که انجمن اضطراب و افسردگی آمریکا در مورد اختلالات تشویش (نشونه ها، تهدیدها و ...) در کودکان کامل بحث میکنه؛ اقداماتی بیان شده که شما در خونه میتونید انجام بدید.

    - به احساسات کوچولو توجه کنید.
    - وقتی که او در مورد حادثه یا موقعیتی عصبی میشه شما آروم باشید.
    - اگه به کوچیکترین موفقیتی میرسه تشویقش کنید.
    - به خاطر اشتباهاتش یا پیشرفت های اندکش تنبیه ش نکنید.
    - منعطف باشید و یه روال نرمال رو حفظ کنید.
    - انتظارات رو در دوره های استرس زا اصلاح کنید.
    - برای مرحله ی تغییر برنامه ریزی کنید (مثلا صبح اگه مهد رفتن براش سخته تایم بیشتری بهش بدید)

    Anxiety and Depression Association of America

    ...................................


    مطالب زیر هم میتونه کمک تون کنه.


    در یک مطالعه تحقیقاتی 32 مادر باردار سالم در سه ماهه سوم بارداری تحت تست استرس قرار گرفتند و بعد از اتمام آزمون تعداد ضربان قلب جنین در این مادران مورد ارزیابی قرار گرفت. بر اساس نتایج این مطالعه در مادران بارداری که عصبی و مضطرب هستند احتمال تولد کودکان با مشکلات عصبی و رفتاری بیشتر است.

    کم و بیش کودکانی را دیده ایم که مانند همسالان خود توان سازگاری ندارند. در زمان بازی بی حوصلگی و ناآرامی بیشتری دارند. به آسانی و با اندک مخالفت با خواسته هایشان جیغ می کشند و یا به لجبازی و پرت کردن اسباب و وسایل به اطراف می پردازند. خواب های کوتاهی دارند و در شب های زیادی دارای کابوس در خواب هستند. در برخی از آنها هم شب ادراری، ناخن جویدن، اضطراب جدایی و ... به وفور قابل مشاهده است.

    چرا برخی کودکان عصبی هستند؟

    روان شناسان عصبی و پرخاشگر بودن کودکان را به عوامل مختلفی نسبت داده اند. به نحوی که موارد زیر را می توان علت تحریک پذیری و عصبیت کودکان دانست.

    والدین آرام و راضی هدفمند زندگی می کنند. عشق بیشتری نثار فرزندشان می کنند. با علاقه بیشتر کار و زندگی می کنند. در مواجهه با مشکلات توان سازش و حل مسأله بیشتری دارند و همه اینها به صورت خودآگاه و ناخودآگاه فرزندان را آرام تر و صبورتر می سازد.

    اضطراب در کودکان

    بسیاری از کودکان که ما شاهد پرخاشگری آنها هستیم اضطراب و دلشوره زیادی را تجربه می کنند. عدم رسیدگی لازم توسط والدین، تنبیه های بدنی و مشاجرات خانوادگی از جمله علل اضطراب  در کودکان و بالتبع خشونت و عصبانی بودن آنها می شود.

    الگوهای یادگیری

    کودکان تقلیدگران خوب و ماهری هستند لذا کودکانی که در محیط خانه از وجود مادر یا پدری عصبی یا مضطرب بهره مند هستند به آسانی می توانند الگوهای رفتاری آنان را که تحریک، بی حوصلگی، پرخاشگری و یا زد و خورد است فرا بگیرند.

    ناکامی در کودکان

    کودکان در سنین یک سالگی به بعد برای کشف محیط و کسب تجربه و شناخت اطراف کنجکاوی فراوانی دارند و تمایل دارند توانایی و استقلال را به خود و دیگران ثابت کنند. در این سنین است که در انجام هر کاری مصرند تا به صورت انفرادی عمل کنند و با وجود توان اندک و مهارت ناقصشان اصرار بر رفتارهای مستقلانه دارند. حتماً زیاد شنیده اید که می گویند کودک 2 ساله ام خودش می خواهد غذا بخورد و یا اجازه نمی دهد در پوشاندن لباس هایش کمکش کنم و ... این نوع رفتارها حاکی از نیاز کودک به باور خویش است در این سنین اگر مدام با اتفاقات منفی کودک را ناتوان معرفی کنیم و یا به اجبار فضای عمل کردن را از او بگیریم و یا خطاهای رفتاری را به او زیاد گوشزد کنیم ناکامی فراوانی را در کودک دامن زده ایم که به پرخاشگری و خشونت می انجامد.

    پدران و مادران کمال طلب و سرزنش گر

    بسیاری از والدین آرزو دارند فرزندانی کامل و از همه حیث عالی تربیت کنند . لذا تصور می کنند برای این کار باید فرزندشان را مرتباً به زیر تیغ انتقاد و اخطار ببرند تا او را از اشتباهات رفتاری خود آگاه کرده و خوب بار بیاورند. غافل از اینکه بکن نکن های مستمر پدر و مادر و امر و نهی های غیر ضروری و انتقادهای مداوم جز حقارت درونی نتیجه ای در بر نداشته و کودکی بدون عزت نفس و خجالتی را تربیت می کند که مدام خود را مستحق تحقیر دانسته و همین احساس حقارت او را عصبی و خشن می سازد. آموزش رفتارهای درست و حذف رفتارهای ناپسند فقط از طرق روش های مستقیم نباید انجام شود. در بسیاری اوقات تشویق، رفتارهای مثبت آن ها را افزایش داده و همراهی آن با بی اعتنایی به رفتار منفی می تواند رفتار منفی را به خاموشی سوق دهد. به علاوه کودکان ما در اکثر اوقات خود ما را به عنوان الگو و مدل اختیار می کنند و اگر روحیه ای تکریم گر، مثبت اندیش، مشوق و باگذشت داشته باشیم می توانیم او را با فضائل اخلاقی بیشتر آشنا کنیم. کودکانی که مورد تنبیه و خشم مداوم والدین قرار می گیرند تصور می کنند بهترین راه حل برای رسیدن به اهداف، خشونت است. لازم به ذکر است که کودکان والدین بامحبت و قاطع خیلی آرام تر از کودکان والدین خشن و سرزنش گر هستند.

    اگر مدام با اتفاقات منفی کودک را ناتوان معرفی کنیم و یا به اجبار فضای عمل کردن را از او بگیریم و یا خطاهای رفتاری را به او زیاد گوشزد کنیم ناکامی فراوانی را در کودک دامن زده ایم که به پرخاشگری و خشونت می انجامد.

    نگرش والدین نسبت به زندگی

    محققان اعلام می کنند که مادران و البته پدران با آرامش درونی و نگرش خوش بینانه نسبت به زندگی فرزندانی آرام تر دارند. والدین آرام و راضی هدفمند زندگی می کنند. عشق بیشتری نثار فرزندشان می کنند. با علاقه بیشتر کار و زندگی می کنند. در مواجهه با مشکلات توان سازش و حل مسأله بیشتری دارند و همه اینها به صورت خودآگاه و ناخودآگاه فرزندان را آرام تر و صبورتر می سازد. علاوه بر این مشخص شده والدینی که در مورد استرس و نارضایتی خود کلامی حرف نمی زنند این استرس را از طریق حرکات و لحن خود به فرزندان منتقل می کنند. به علاوه مشخص شده میزان کورتیزول یا هورمون استرس در کودکانی که مادرانشان دچار استرس هستند نسبت به کودکان دیگر بیشتر ترشح می شود.

    کودک

    حال که با علل به وجود آورنده عصبانیت و خشم در کودکان آشنا شدیم بهتر است موارد زیر را در رفتار با آنها بدانیم.

    پیش از هر گونه اقدام علت را شناسایی کرده و از بین ببریم. گاه درمان اضطراب مادر یا عصبانیت پدر می تواند تا حدود زیادی به مسئله کمک کند. و گاه عوامل ایجاد کننده اضطراب مثل تنبیه های بدنی و یا سرزنش های مداوم باید از میان برداشته شوند تا هر گونه رفتار اصلاحی موثر باشد.

    در هنگام برخورد با کودکان عصبی باید پیش زمینه ها را از بین برد. به عنوان مثال اگر او برای صدا زدن شما باید چند بار این کار را انجام دهد و در نهایت عصبی شود. در دفعه اول سوال و خواسته اش را پاسخ دهید.

    مهم این است که رفتارهای عصبی برای کودک در اثر تکرار عادت نشود. لذا در این مواقع پیش از اقدام های پرخاشگرانه تمرکز او را به مسایل دوست داشتنی منتقل کنید و به نوعی حواس او را پرت کنید و یا با همدلی و صحبت صمیمانه با او همراه شوید. یادتان باشد همدلی پیش از رفتار عصبی او باشد چرا که برای کودکان توجه منفی و پاسخ به کج خلقی بهتر از توجه نکردن است.

    شرایط و نیاز کودکتان را درک کنید. کودکان هم مثل بزرگترها کم خواب یا خسته یا گرسنه می شوند و در این مواقع تحریک پذیری بیشتری دارند لذا نیاز او را بشناسید و رفع کنید.

    در روش های تربیتی خود ثبات و هماهنگی داشته باشید. اگر رفتاری در کودک ناپسند و زشت است باید همیشه طرد شود. لذا اخطارهای گاهگاهی و سهل گیری های موقتی او را دچار تضاد و بی تکلیفی می نماید و به بداخلاقی او کمک می کند

    منبع: پرشین تی وی
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  3. جام جم آنلاين: بر طبق آخرين تحقيقات انجام شده افزايش سن، تاثير بسزايي در حالات روحي و هيجاني افراد دارد. گاهي اوقات هيجان زياد يا به عبارتي واكنشهاي سريع ممكن است مشكل ساز شوند.پس بايد استرس و عصبانيت افراد را از دوره كودكي كنترل نمود. بسياري افراد معتقدند كودكان در كودكي هر طور باشند در آينده نيز با همان خصوصيت روحي واكنش نشان مي‌دهند. البته اين‌كه برخي صفات ملكه ذهن مي‌شود صحت دارد اما كليت ندارد.
    اگر توجه كرده باشيد همه كودكان در مواردي دچار حساسيت و آسيب‌پذيري مي‌شوند اما آيا اين مورد در برخي شديد تر است يا خير؟

    واكنشهاي پرخاشگرانه و ناشي از كم تحملي با افزايش سن رو به كاهش مي‌گذارد و تعداد كودكاني كه در كودكي و بزرگسالي اخلاقي تند داشته باشند كم است.حالات شديد هيجاني و عصبي در پسران 2 برابر دختران است. اما به طور كلي اين گروه در اقليت هستند.

    كودكاني كه در خانواده‌هاي كم درآمد هستند بيشتر و شديدتر ازديگر كودكان واكنش‌هاي شديد و پرخاشگرانه دارند. حالات تند روحي در بزرگسالي به كلي برطرف نمي‌شود اما تغيير مي‌كند.

    براي مثال افراد بزرگسال در برخورد با ناكامي و شكست خود را به زمين نمي‌اندازند يا شروع به زدن به سر و صورت خود مانند كودكي نمي‌كنند. اما ممكن است گوشه گير شده و در خود فرو روند يا با كلمات و واژه‌هاي ناراحت‌كننده اطرافيان را بيازارند.

    شايد برايتان عجيب باشد كه بدانيد مشخص شده تعداد خانمهايي كه در دهه20 و 30 سال عمر خود هستند و واكنش‌هاي سريع و بدون تامل به مسائل نشان مي‌دهند بر عكس دوران كودكي از آقايان در اين سنين بيشتر است.30 ساله‌هاي مجرد نيز به مراتب بيشتر از 30 ساله‌هاي متاهل دچار تندي و واكنش‌هاي لحظه‌اي نا خو شايند مي‌شوند. به طور كلي افراد در دهه 30 سالگي ملايم‌تر از دهه 20 سالگي هستند.

    از طرف ديگر افرادي كه در كودكي مرتبا بد اخلاقي مي‌كرده اند در سن 30 سالگي عموما رضايت چنداني از زندگي خود نخواهند داشت. اما افرادي كه در كودكي به ندرت و به طور انگشت‌شمار بد اخلاقي مي‌كرده‌اند اصولا در  30 سالگي رضايت بيشتري از زندگي خواهند داشت.

    در ضمن افراد بسيار بداخلاق در كودكي در بزرگسالي نيز كم و بيش اين ويژگي را به خود دارند اما به طور كلي از سال 1970 به بعد تند خويي در افراد شدت يافته. شايد به همين دليل است كه قدرت تحمل نسل جوان امروز به مراتب كمتر از نسل گذشته است !

    در سنين ميانسالي و كهنسالي نيز به دليل تغيير نگرش نسبت به زندگي و شايد اهميت كمتر به امور مادي افراد  بسيار كمتر دچار واكنش‌هاي شديد و آني مي‌شوند.

    عصبانيت‌ به دنبال تقليد

    بررسي‌ها نشان مي‌دهد تقليد پذيري كودكان بسيار زود شروع مي‌شود اما در دوره ابتدايي به اوج خود مي‌رسد و در اين راستا نيز كودك بيشتر از رفتار و اعمال ديگران الگوبرداري مي‌كند.

    كودكان به علت رشد و تكامل تدريجي شخصيت مرتبا در حال الگو برداري از اطرافيان هستند. الگو‌پذيري در دوره قبل از دبستان محدود به والدين و خواهر و برادرها مي‌شود كه تاثير اين گروه بسيار زياد خواهد بود. اما در دوره دبستان به دليل گستردگي بيشتر روابط از همسالان و معلمان خود نيز الگو مي‌پذيرند و تمايل به تقليد از آنها دارند.
    لازم به ذكر است كه در اين دوران چنانچه گفتگو‌هاي افراد با رفتار و اعمالشان متناقض باشد كودكان بيشتر از رفتارها مي‌آموزند تا از صحبت‌ها و بعضا دستورهاي آمرانه. البته جنسيت كودك  فرزند چندم بودن و فاصله سني خواهر و برادران نيز از جمله عواملي است كه بر الگوپذيري و تقليد كودكان تاثير دارد.

    از طرف ديگر يكي از منابع مملو از الگو براي كودكان تلويزيون است كه كودكان در سن دبستان يعني از حدود 7 يا 8 سالگي بيشترين تمايل را به ديدن برنامه‌هاي تلويزيوني نشان مي‌دهند. و از آنجايي كه صحنه‌هاي خشن و پرخاشگري را نيز از برخي برنامه‌ها مي‌آموزند به الدين توصيه مي‌شود كه در اين سن اجازه ندهند كودكان بيش از روزي چند ساعت كه نهايتا4 ساعت است به تماشاي تلويزيون بنشينند.

    كودكان نيز قادر به ابراز همدردي هستند

    كودكان از سنين پايين قادر به بروز احساس همدردي با اطرافيان هستند. كودكان وقتي به عينه تاثير كارهاي خود را بر ديگران مشاهده و حس نمايند بتدريج ياد مي‌گيرند كه به ديگران آزار نرسانند و در صورت امكان به آنها كمك نمايند. وقتي كودكتان محبت مي‌كند به او بگوييد كه كار خوبي كرده و در حد امكان او را تشويق نماييد.

    كاري كنيد كه از توجه شما نسبت به احساسات خود ش هم آگاه شود. وقتي با شما صحبت مي‌كند به چشم‌هايش نگاه كنيد و اين ارتباط چشمي را از دست ندهيد. وقتي در مورد كار خوبي كه انجام داده برايتان صحبت مي‌كند مي‌توانيد به او  آفرين بگوييد.

    رفتارهاي خوب يعني واكنش‌هاي صحيح و احترام‌آميز فرزندتان نسبت به ديگران. به كودكتان بياموزيد كه در هنگام خواستن چيزي از كلمات ممكنه يا لطفا استفاده كند و پس از گرفتن چيزي يا انجام شدن كاري نيز حتما تشكر كند. در هنگامي كه او عصباني است به جاي پرخاش بيشتر با ارامش و لحني مطمئن با او صحبت كنيد تا به اين ترتيب با همدردي احساس خشم او را نيز كنترل نماييد و كاهش دهيد.

    تحقيقات نشان داده فرزنداني كه از دوران كودكي مسووليت‌پذير بار مي‌آيند از احساس همدردي و محبت بيشتري نيز نسبت به ديگران برخوردارند.

    پرهيز از امر و نهي و سرزنش

    روانشناسان معتقدند هر گونه ناراحت كردن از نظر كلامي كه تكرار شود مي‌تواند آزار كلامي تلقي شود. كه مسخره كردن ‌ سرزنش‌هاي زياد‌  ناديده گرفتن توانايي‌ها و عدم ارزش به شخصيت از آن جمله‌اند.

    چنين افرادي دو برابر ديگران در معرض مشكلات شخصيتي و اضطراب و افسردگي قرار مي‌گيرند و اين عوارض طولاني‌مدت بوده و در برخي موارد تا پايان عمر با آنها باقي مي‌ماند.

    ناامني كودكان را خشن مي‌كند

    كارشناسان هشدار مي‌دهند كه والدين به منظور كنترل رفتار كودكان آنها را مورد سرزنش و تحقير و تنبيه بدني قرار ندهند زيرا ممكن است واكنش كودكان به اين گونه رفتارها خشونت باشد.  محققان روانشناسي معتقدند كودك در سالهاي ابتدايي به ويژه در سنين قبل از مدرسه مطمئن‌ترين افراد را والدين خود مي‌داند.

    اما اگر والدين به دليل عدم آگاهي كودك را مرتب مورد سرزنش و تنبيه قرار دهند او احساس حقارت و ناامني كرده و همين امر نه تنها مي‌تواند زمينه‌ساز بروز مشكلات روحي بلكه بسياري از اختلالات جسمي در وي شود.

    كارشناسان معتقدند از انواع پيامدهاي احساس ناامني و تحقير شدن در كودكان مي‌توان به بي‌اشتهايي و يا پرخوري‌  هيجان منفي و بيش از حد   اختلال در خواب و حتي ترس و شب ادراري اشاره نمود. در ضمن اين گونه كودكان  در رفتارهاي اجتماعي نيز از خشونت استفاده كرده تا ديگران را كنترل كنند.

    در واقع از شيوه رفتاري والدين با خودشان براي رفتار با ديگران استفاده مي‌كنند.كودكاني كه مورد تنبيه و خشم مداوم والدين قرار مي‌گيرند تصور مي‌كنند بهترين راه‌حل براي رسيدن به اهداف خشونت است. لازم به ذكر است والديني كه به جاي خشونت از محبت همراه با قاطعيت براي رفتار با كودكان استفاده مي‌كنند به مراتب آرام تر هستند و كودكاني بهتر نيز تربيت مي‌كنند.

    مادران ناراضي كودكان عصبي‌تري دارند

    محققان دريافته‌اند كودكاني كه مادرشان از رضايت و آرامش كافي برخوردار نيستند بيشتر دچار استرس مي‌شوند.

    بررسي‌ها نشان داده هورمون كورتيزول كه همان هورمون استرس است در كودكاني كه مادرانشان دچار استرس هستند يا ناراضي مي‌باشند  نسبت به كودكان ديگر بيشتر ترشح مي‌شود. به همين دليل ميزان استرس و اضطراب نيز در اين گروه افزايش مي‌يابد.

    بنا بر پيشنهاد محققان بهتر است اين گروه از كودكان ساعات بيشتري را در مهد كودك بگذرانند.

    بررسي‌ها روي شمار وسيعي از كودكان 3 تا 4 ساله نشان داده آنهايي كه مادرانشان طي 6 ماه گذشته از نظر شغلي دچار مشكلات بيشتري بوده اند در وضعيتي قرار مي‌گيرند كه ميزان هورمون كورتيزول آنها در عصر تقريبا به 2 برابر صبح مي‌رسد.لازم به ذكر است كه درتحقيقات مشخص شده حتي مادراني كه در مورد استرس و نارضايتي خود كلامي نيز حرف نمي‌زنند اين استرس را از طريق حركات يا لحن خود به فرزندان انتقال مي‌دهند.

    محبت والدين كودكان را آرام مي‌كند

    هر چه والدين رابطه صميمانه‌تري نسبت به كودكان داشته باشند، او احساس تاييد بيشتري گرفته و اعتماد به نفس در وي تقويت مي‌شود. فرزنداني كه والدينشان با آنها رابطه احساسي بهتري دارند، رفتار معقولانه تري دارند.
    فرزندان بايد احساس كنند، حتي اگر رفتاري مي‌كنند كه مورد پسند والدين نيست، باز هم آنها به او علاقه دارند. كارشناسان تربيتي معتقدند كودكان همواره تصوير ذهني خود را درآينه والدين مي‌بينند. و آنچه در مورد خود فكر مي‌كنند به واسطه واكنش‌ها و عكس‌العمل‌هاي والدين ايجاد مي‌شود.

    منبع: جام جم آنلاین
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  4. تعاریف پرخاشگری
    روان شناسانی که اعتقادات نظری متفاوتی دارند در مورد چگونگی تعریف پرخاشگری اساساً با هم توافق ندارند. موضوع اصلی این است که آیا باید پرخاشگری را براساس پیامدهای قابل دیدن آن تعریف کنیم یا براساس مقاصد شخصی که آن را نشان می دهد.

    گروهی پرخاشگری را رفتاری می دانند که به دیگران آسیب می رساند یا بالقوه می تواند آسیب برساند. پرخاشگری ممکن است بدنی باشد ( زدن – لگد زدن – گاززدن) یا لفظی ( فریاد زدن، رنجاندن) یا به صورت تجاوز به حقوق دیگران ( چیزی را به زور گرفتن)، نقطه قوت این تعریف عینی بودن آن است به رفتار قابل مشاهده اطلاق می شود. نقطه ضعف آن این است که شامل بسیاری از رفتارهایی است که ممکن است به طور معمول پرخاشگری تلقی نشود.

    پرخاشگری وسیله ای رفتاری است در جهت رسیدن به هدفی؛ پرخاشگری خصمانه رفتاری است در جهت آسیب رساندن به دیگران ، بیشتر پرخاشگری های بین کودکان کوچک از نوع «وسیله ای» است.

    این نوع پرخاشگری به خاطر متعلقات است. کودکان از یکدیگر اسباب بازی می قاپند، یکدیگر را هل می دهند تا به اسباب بازی که می خواهند بازی کنند دست یابند. به ندرت اتفاق می افتد که کودکان بخواهند به کسی آسیب برسانند یا از روی عصبانیت دست به پرخاشگری بزنند.

    پرخاشگری را باید از جرئت ورزی متمایز دانست. جرئت ورزی، دفاع از حقوق یا متعلقات (مانند ممانعت کودک از این که کسی به اسباب بازی اش دست بزند) یا بیان امیال و آرزوها را بر می گیرد.مردم معمولاً شخص با جرئت را پرخاشگر می دانند، در صورتی که کسی که از حق خود دفاع می کند با جرئت است نه پرخاشگر.

    تغییرات رشدی
    کودکان در ۱۲ ماهگی وقتی با هم هستند شروع به ابراز رفتار پرخاشگرانه وسیله ای می کنند یعنی رفتار پرخاشگرانه آنان غالباً به خاطر اسباب بازی و متعلقات دیگر است و در ارتباط با همسالان ابراز می شود. کودکان گاهی اوقات به والدین و کودکان بزرگتر حمله ور می شوند، ولی این گونه پرخاشگری در مقایسه با پرخاشگری با همسالان، نسبتاً نادر است. کودکان همچنان که به سال های پیش از مدرسه و مدرسه نزدیک می شوند، کمتر دست به اعمال پرخاشگرانه می زنند و در نوع پرخاشگری آنان هم تغییراتی ایجاد می شود. یعنی وقتی که پرخاشگری ابراز می شود غالباً خصمانه است و کمتر «وسیله ای» است. به این معنا که کودکان برای به دست آوردن هدف های وسیله ای کمتر مستقیماً از حربه های جسمانی استفاده می کنند؛ ولی وقتی که به کسی حمله لفظی یا بدنی می کنند بیشتر امکان دارد که با قصدی خصمانه این کار را کرده باشند.

    پرخاشگری لفظی، دست کم در سال های قبل از مدرسه افزایش می یابد.
    ثبات پرخاشگری
    هرچند که سطح پرخاشگری کودکان از موقعیتی به موقعیت دیگر فرق می کند ولی کودکان از لحاظ تداوم رفتار پرخاشگرانه در طول زمان با هم فرق دارند. کودکانی که در سال های اولیه به شدت پرخاشگرند به احتمال زیاد در جوانی و بزرگسالی هم پرخاشگر خواهند بود و کودکانی که پرخاشگر نیستند به احتمال زیاد در بزرگسالی هم پرخاشگرنخواهند بود.

    بعضی از مطالعات نشان می دهد که ثبات پرخاشگری دخترها در طول زمان کمتر از پسرهاست و چند تحقیق دیگر نشان داده است که دخترها و پسرها از این لحاظ تفاوتی ندارند. البته کودکان به هنگامی که با وقایع تنش زا مثل جدایی پدر و مادر یا به دنیا آمدن کودکی جدید رو به رو می شوند بیشتر پرخاشگر می شوند، ولی پرخاشگری شدید که بیش از چند ماه به طول انجامد غالباً حاکی از تداوم داشتن این الگوی رفتار است. پرخاشگری در حد معمول کمتر جای نگرانی دارد. به خصوص در سال های پیش از مدرسه شاید این اندازه پرخاشگری صرفاً نشان دهنده این باشد که کودک می خواهد انواع مختلف کنش متقابل اجتماعی را داشته باشد.

    ادراک مقاصد دیگران و رفتار پرخاشگرانه
    کودکان در مورد پرخاشگری دیگران برحسب این که آن را عمدی یا تصادفی بدانند قضاوت های متفاوتی می کنند. تحقیقی که پسرهای بسیار پرخاشگر را با پسرهای غیر پرخاشگر مقایسه می کند نشان می دهد که پسرهای پرخاشگر احتمالاً از مقاصد دیگران، درکی متفاوت از پسرهای غیر پرخاشگر دارند. براساس درجه بندی معلمان و همسالان تعدادی از پسرها در کلاس های دوم، چهارم، ششم به عنوان بسیار پرخاشگر یا غیر پرخاشگر طبقه بندی شدند. سپس این عده در موقعیتی آزمایشی مشاهده شدند که به آنان برای جور کردن قطعات پازل جایزه ای تعلق می گرفت. قرار بر این شد که وقتی که قسمتی از پازل کامل شد پسر بچه دیگری ( که همدست آزمایشگر) بود آن را به هم بزند. در حالت اول، پسر بچه آن را عمداً به هم زد؛ در حالت دوم، طوری به هم زد که تصادفی جلوه کند و در حالت سوم انگیزه های پسر بچه مبهم بود. کودکان مورد آزمایش این امکان را داشتند که با خراب کردن پازل این کودک «تلافی» کنند. کودکان پرخاشگر و غیر پرخاشگر وقتی که احساس کردند که این کودک عمداً خرابکاری کرده تلافی کردند و وقتی که دیدند عملش غیرعمدی بوده تلافی نکردند، ولی واکنش آنان به انگیزه های مبهم این کودک بدین ترتیب بود که پسر بچه های پرخاشگر تلافی کردند و طوری واکنش نشان دادند که گویی این کودک عمداً این کار را کرده است. کودکان غیر پرخاشگر تلافی نکردند و طوری عمل کردند که گویی اعمال او غیرعمدی بوده است.

    تفاوت های جنسیتی
    پسرها پرخاشگرتر از دخترها هستند. این تفاوت در غالب فرهنگ ها و تقریباً در همه سنین و نیز در غالب حیوانات دیده می شود. پسرهابیش از دخترها پرخاشگری بدنی و لفظی دارند. از سال دوم زندگی این تفاوت ها آشکار می شود. براساس مطالعات مشاهده ای در مورد کودکان نوپای بین سنین ۱ تا ۲ سال تفاوت های جنسیتی از لحاظ تعداد پرخاشگری بعد از ۱۸ ماهگی ظاهر می شود و قبل از آن اثری از آن نیست. پسرها به خصوص وقتی که به آنان حمله می شود یا کسی مزاحم کارهایشان می شود تلافی می کنند. در یک مطالعه مشاهده ای در مورد کودکان پیش از مدرسه پسرها فقط اندکی بیش از دخترها مورد حمله قرار گرفتند، ولی دو برابر دخترها تلافی کردند. شاید این که پسربچه بالقوه پرخاشگر است یا می تواند آن را بیاموزد علتی فیزیولوژیک داشته باشد. برای مثال پسران ۱ تا ۳ ساله در کلاس های پیش از دبستان از طرف بزرگسالان و همسالان بیش از دخترها به خاطر پرخاشگری مورد توجه قرار گرفتند. این توجه گاهی مثبت بود ( لبخند زدن، ملحق شدن به بازی کودکان) و گاهی تا حدودی منفی ( متوقف کردن کودک یا سر کودک را با چیزی گرم کردن). توجه نشان دادن به رفتار کودک، به هر نحوی که باشد، بیش از بی توجهی به آن باعث تشویق رفتار می شود.

    الگوی خانواده و پرخاشگری
    والدین کودکان به شدت پرخاشگر غالباً به هنگام اعمال قواعد و معیارها خشونت دارند و پرخاشگرند. یکی از پیچیده ترین و جامع ترین روش هایی که برای درک پرخاشگری در خانواده به کار رفته تحقیق «جرالد پاترسون» و همکارانش در مرکز یادگیری اجتماعی «شهر اورگون» بوده است. آنان برای مطالعه الگوهای کنش متقابل خانوادگی در خانه و مدرسه و ارتباط آن با مشکلات رفتاری کودکان مشاهدات مستقیمی انجام داده اند. افراد مورد مطالعه از خانواده هایی بودند که به دلیل مشکلات رفتاری مثل پرخاشگری، دزدی و سایر رفتارهای ضداجتماعی فرزند یا فرزندانشان به درمانگاه رجوع کرده بودند.

    وقتی که واکنش خشونت آمیزی بروز می کند سایر اعضای خانواده کاری می کنند که باعث دامن زدن به رفتار پرخاشگرانه می شوند. برای مثال، برادری بر سر خواهرش فریاد می زند، خواهر بر سر او فریاد می زند و ناسزایی به او می گوید. در این موقع برادرش او را کتک می زند و این ماجرا ادامه می یابد. تمام این ها نشان می دهد که والدین می توانند در پاداش دادن و تنبیه کردن فرزندانشان رفتار با ثباتی داشته باشند و با استفاده از راه های مؤثر بدون این که با تنبیه شدید همراه باشد پرخاشگری کودکان را کنترل کنند و بازآموزی کودکان در دورانی نسبتاً کوتاه میسراست.

    در آخر باید گفت تلویزیون نیز منبع دیگری است که کودکان به خصوص پسرها از طریق آن رفتار پرخاشگرانه را می آموزند.به طور مثال: خشونت از ارزش های آمریکایی تلقی می شود، پرخاشگری به عنوان یکی از وسایل رسیدن به هدف تشویق می شود. در برنامه های تلویزیونی که یکی از وسایل انتقال چنین ارزش های اجتماعی به کودکان است، به طور متوسط در هر ساعت پنج یا شش بار خشونت بدنی نمایش داده می شود، رفتار پرخاشگرانه شخصیت های تلویزیونی غالباً تقویت می شود: قهرمان این برنامه ها به همان اندازه پرخاشگرند که ضد قهرمان ها. در مطالعه ای کودکان چهار ساله به هنگام بازی آزاد در مهدکودک به مدت سه هفته مورد مشاهده قرار گرفتند و از لحاظ رفتار پرخاشگرانه به دو گروه بالای متوسط و زیر متوسط طبقه بندی شدند. سپس در طول چهار هفته بعد، کودکان به گروه هایی تقسیم شدند که در مهدکودک به مدت تقریباً نیم ساعت برنامه پرخاشگرانه مثل «بت من» و «سوپرمن» یا فیلم های معمولی و یا برنامه های جامعه پسند می دیدند. کودکانی که از اول از لحاظ پرخاشگری در حد بالای متوسط بودند در مدت بازی آزاد و بعد از دیدن برنامه پرخاشگرانه، از خود پرخاشگری بیشتری نشان دادند تا کودکان مشابهی که برنامه های معمولی را دیده بودند. دو گروه از کودکانی که از لحاظ پرخاشگری زیر متوسط بودند و هر کدام یکی از این برنامه ها را دیده بودند واکنششان با هم فرقی نداشت. این الگوهای رفتاری تا دو هفته بعد از پایان گرفتن تماشای این برنامه ها هم چنان ادامه داشت.

    کودکانی که مستعد پرخاشگری هستند با دیدن خشونت از تلویزیون پرخاشگرتر می شوند.

    نحوه کنترل عصبانیت در کودکان

    خواه چهار ساله یا چهل ساله ، همه ما بارها عصبانی شده ایم. اما فردی که در طول زندگی نیاموزد چگونه بر خشم خود مسلط شود ، روابط را خدشه دار و دوستان و اطرافیان را آزرده خاطر می سازد.

    خصیصــــه های ذاتـــــــــی

    مواقعی که فرد عصبانی می شود، میزان عصبانیت او را غالباً شخصیت او معین می کند. حالات فوق العاده حساس ، سرکش ، بی دقت، پرتحرک یا پرخاشگر بودن می تواند بخش رشد یافته ای از یک شخصیت سالم و یا در نهایت یک مبارزه جو باشد. نکته مهم این است که با پی بردن به ضعف رفتاری فرزندتان می توانید پرخاشگری ها را به نقاط قوت تبدیل کنید. وقتی که کودک عصبی در مورد چیزهایی عصبانی می شود که دوست صبور او اصلاً به آن موارد توجهی ندارد ، در این صورت شما نیازبه زمان بیشتری دارید تا جایگزین هایی را به جای عصبانیت به او بیاموزید

    مــــراحل رشـــد

    زمانی که کودک در مرحله رشد فیزیکی یا اجتماعی قرار دارد زمینه بیشتری برای پرخاشگری و عصبانیت در او ایجاد می شود. مراحل مختلف رشد ، عوامل خشم متفاوتی دارند. وقتی به کودک خود که به کاسه توت فرنگی دست درازی کرده، می گویید:” الان اجازه خوردن آنها را نداری”، عصبانی می شود. ولی فرزند بزرگتر شما تحمل جواب مشابه را دارد به دلیل این که او صبر و بردباری را در خود پرورانده است

    جنسیــــت:

    به طور کلی، پسرها خشم خود را راحت تر از دخترها ابراز می کنند و شاید یک توجیه فرهنگی برای آن وجود داشته باشد. به احتمال زیاد والدین و مربیان از پسرها فوران خشم را انتظار دارند و از آن چشم پوشی می کنند در صورتی که گریه رنجورانه یک دختر عصبانی مورد قبول آنهاست. اما کودکان در هر دو جنس نیاز به یادگیری کنترل خشم دارند

    زندگــــــی خانوادگــــــی

    به طور کلی ناراحتی یک کودک به دلیل جدایی والدین ، بیماری ، مرگ ، تولد خواهر یا برادر، تغییر منزل و یا دیگر اتفاق های مهم زندگی ، اغلب در او پنهان می ماند و با بروز عصبانیت و پرخاشگری به کودک آسیب می رساند. زیرا او احساس می کند مورد آزار و اذیت واقع شده و سعی می کند این احساس را منتقل کند. اگر کودک لطیفه ای برای مهار کردن موقعیت حاد روحی بگوید و یا کوله پشتی برادرش را پرت کند ، به هر حال این رفتارها به میزان زیادی به الگوی رفتاری خانواده اش بستگی دارد. مخصوصاً این رفتارها در خانواده هایی شایع است که خشم، داد و فریاد و پرخاشگری هایی مثل ” به هم زدن در” در آنها مشاهده می شود. در بیشتر خانواده هایی که در مقابل احساسات ، اتفاقات و هیجانات ناآرام و سرکوبگر هستند، الگوی دیگری وجود دارد. ” الگوی کودکان رفتارهایی است که آنها در اطرافشان می بینند.”

    با کودکان پرخاشگر چگونه رفتار کنیم

    امروزه‌ بسیاری‌ از خانواده‌ها از خشونت‌ و پرخاشگری‌ فرزندان‌ خود شکایت‌ دارند. آنها تمایل‌ دارند که‌ علت‌ این‌ رفتارها را بدانند و راه‌های‌ پیشگیری‌ و اصلاح‌ رفتار را در این‌ زمینه‌ به‌ کار گیرند. در این‌ نوشتار به‌ تعریف‌ رفتار پرخاشگرانه‌ پرداخته‌ می ‌شود، انواع‌ آن‌ بیان‌ می ‌گردد و راه‌های‌ مناسب‌ مقابله‌ با پرخاشگری‌ مورد بررسی‌ قرار می ‌گیرد

    انواع پرخاشگری‌

    پرخاشگری‌ یک‌ نوع‌ رفتاری‌ است‌ که‌ از خشم‌ و عصبانیت‌ نشأت‌ می ‌گیرد.این‌ رفتار را می ‌توان‌ به‌ دو گروه‌ تقسیم‌ بندی‌ کرد:

    پرخاشگری‌ خصمانه:

    رفتاری‌ است‌ که‌ به‌ منظور صدمه‌ و آزار رساندن‌ به‌ دیگری‌ یا دیگران‌ ابراز می ‌شود؛ و هدف‌ در آن‌ صرفاً آزار رساندن‌ است. مثلاً کودکی‌ کودک‌ دیگر را می ‌زند و یا در مدارس‌ دیده‌ می‌ شود که‌ زنگ‌های‌ تفریح، کودکان‌ در حیاط‌ مدرسه‌ بعضاً به‌ کتک ‌کاری‌ می ‌پردازند

    پرخاشگری‌ وسیله‌ ای:

    رفتاری‌ است‌ که‌ فرد به‌ وسیله‌ آن‌ خواستار به‌ دست ‌آوردن‌ هدفی‌ دیگر است‌ و ابداً قصد حمله‌ به‌ دیگران‌ یا اذیت‌ کردن‌ آنها را ندارد. البته‌ در این‌ میان‌ ممکن‌ است‌ لطمه‌ ای‌ نیز به‌ کسی‌ وارد شود. مثلاً کودکی‌ بزهکار کیف‌ خانمی‌ را می ‌رباید تا به‌ این‌ وسیله‌ مورد تشویق‌ و تأیید گروه‌ همسالان‌ قرار گیرد

    ممکن‌ است‌ پرخاشگری‌ جنبه‌ انتقام‌ گیری‌ نیز داشته‌ باشد. یعنی‌ کودکی‌ که‌ مورد اذیت‌ و آزار قرار گرفته‌ و نتوانسته‌ خشم‌ خود را ابراز کند، اکنون‌ با پرخاشگری‌ به‌ کاهش‌ اضطراب‌ خود می ‌پردازد. در این‌ جا پرخاشگری‌ وسیله‌ ای‌ است‌ که‌ کودک‌ با توسل‌ به‌ آن‌ می ‌خواهد به‌ هدف‌ خود یعنی‌ کاهش‌ اضطراب‌ دست‌ یابد.

    جهت‌ پرخاشگری‌ ممکن‌ است‌ به‌ یکی‌ از این‌ دو صورت‌ باشد:

    الف) پرخاشگری‌ درونی‌

    ب) پرخاشگری‌ بیرونی‌

    چنانچه‌ جهت‌ پرخاشگری‌ به‌ طرف‌ درون‌ باشد، کودک‌ خشم‌ را به‌ درون‌ خود می ‌افکند و دچار خشم‌ فرو خورده‌ می‌ شود. پیامد چنین‌ عملی‌ می‌ تواند افسردگی‌ نیز باشد. کودکان افسرده  در واقع‌ از دست‌ خودشان‌ عصبانی‌ هستند.

    خشم‌ درونی‌ عصبانیت ‌ و نارضایتی‌ از خود را به‌ وجود می ‌آورد.

    خشم‌ بیرونی؛ کودک‌ ممکن‌ است‌ خشم‌ خود را به‌ صورت‌ رفتارهایی‌ از قبیل‌ فریاد کشیدن، پا به‌ زمین‌ کوبیدن‌ یا پرتاب ‌کردن‌ اشیا بروز دهد.

    علل‌ خشونت‌ و پرخاشگری‌ در کودکان‌ :

    ۱٫الگوپذیری‌ کودکان‌ از والدین‌

    یکی‌ از دلایل‌ بسیار مهم‌ پرخاشگری‌ در کودکان‌ یادگیری‌ است. یعنی‌ کودکانی‌ که‌ الگوهای‌ رفتاری‌ پرخاشگرانه‌ داشته‌ اند، همانند الگوهای‌ خود رفتار می ‌کنند. چنانچه‌ پدر یا مادری‌ خلق ‌و خویی‌ عصبانی‌ و پرخاشگر داشته‌ باشند، مسلماً فرزندشان‌ نیز پرخاشگر خواهد شد. این‌ رفتار توسط‌ کودک‌ یاد گرفته‌ می ‌شود. از آنجا که‌ کودکان‌ با والدین‌ همانند سازی‌ می ‌کنند، بنابراین‌ بسیاری‌ از رفتارهای‌ پدر و مادر ناخودآگاه‌ توسط‌ فرزندان‌ فرا گرفته‌ می ‌شود. توضیح‌ این‌ که‌ فرایند همانند سازی‌ کاملاً ناخودآگاه‌ صورت‌ می ‌پذیرد.

    نکته‌ دیگر این‌ که‌ حتماً لازم‌ نیست‌ والدین‌ با خودِ کودک‌ پرخاشگری‌ کرده‌ باشند؛ چنانچه‌ او شاهد رفتارهای‌ خشونت ‌بار پدر و مادر با افراد دیگر نیز باشد، این‌ گونه‌ رفتار را فرامی‌ گیرد. بنابراین‌ کودکان‌ از طریق‌ مشاهده، رفتارهای‌ والدین‌ را می ‌آموزند.

    بر این‌ نکته‌ می توان تأکید کرد‌ که‌ کودکان‌ با چشمان‌ خود می ‌آموزند؛ یعنی‌ آن‌ چه‌ را مشاهده‌ می ‌کنند، یاد می ‌گیرند؛ حتی‌ اگر آن‌ رفتار به‌ طور مستقیم‌ در مورد خود آنها صورت‌ نگیرد.

    ۲٫ کودکان‌ ناکام‌ پرخاشگر می‌ شوند

    ناکامی ‌ یکی‌ از مسائلی‌ است‌ که‌ به‌ پرخاشگری‌ می‌ انجامد. وقتی‌ کودک‌ به‌ هدف‌ خود دست‌ نیابد و ناکام‌ شود، یکی‌ از رفتارهایی‌ که‌ از او سر می‌ زند پرخاشگری‌ است.

    ۳٫ اضطراب‌ و پرخاشگری‌

    کودکان‌ مضطرب‌ نمی ‌توانند کودکان‌ آرامی‌ باشند. آنها رفتارهایی‌ پرخاشگرانه‌ از خود بروز می ‌دهند؛ البته‌ بلافاصله‌ پشیمان‌ می ‌شوند و از والدین‌ خود عذرخواهی‌ می‌ کنند. اگر از کودک‌ مضطرب‌ بپرسیم‌ که‌ چرا پرخاش‌ می‌ کنی‌ و عصبانی‌ هستی؛ خواهد گفت‌ نمی‌ دانم.؛ یا خواهد گفت‌ دست‌ خودم‌ نیست.

    ۴٫ پرخاشگری، نشانه‌ای‌ از تضادهای‌ درونی‌

    گاهی‌ کودکان‌ در دوگانگی‌ و تضادهای‌ درونی‌ قرار می‌ گیرند. یا بهتر بگوییم، گاهی‌ بر سر دو راهی‌هایی‌ گیر می ‌کنند و نمی‌ دانند کدام‌ راه‌ را انتخاب‌ کنند؛ و این‌ حالت‌ آنها را دچار تعارض، اضطراب‌ و خشم‌ می ‌کند. مثلاً کودکی‌ که‌ دوست‌ دارد نزد مادرش‌ در منزل‌ بماند و از طرفی‌ وقتی‌ می ‌بیند تمام‌ کودکان‌ به‌ مدرسه‌ می‌ روند، همزمان‌ تمایل‌ به‌ مدرسه ‌رفتن‌ نیز دارد، دچار دوگانگی‌ می ‌شود. به‌ کودکان‌ خود کمک‌ کنیم‌ که‌ در دو راهی‌های‌ زندگی، مدتی‌ طولانی‌ قرار نگیرند. آنها بایستی‌ به ‌سرعت‌ و با دقت‌ درست ‌ترین‌ کار را انجام‌ دهند.

    ۵٫ پرخاشگری‌ و افسردگی‌

    پرخاشگری‌ و کج خلقی  در کودکان‌ چنانچه‌ با علامت‌های‌ دیگر همراه‌ باشد، می ‌تواند نشانه ‌ای‌ از افسردگی‌ باشد که‌ در این‌ صورت‌ لازم‌ است‌ شرایط‌ زندگی‌ کودک‌ تمام‌ و کمال‌ مورد بررسی‌ قرار گیرد.

    ۶٫ پرخاشگری؛ بیماری‌ها؛ مصرف‌ دارو

    بعضی‌ از بیماری‌ها به‌ مصرف‌ دارو نیاز دارد و ممکن‌ است‌ از عوارض‌ جانبی‌ داروها کج ‌خلقی‌ و رفتارهایی‌ باشد که‌ خشونت‌ را برمی‌ انگیزند.

    ۷٫ خشونت‌ و مدرسه‌

    گاهی‌ کودکان‌ در مدرسه‌ قربانی‌ خشونت‌ می ‌شوند؛ و این‌ قربانی‌ شدن‌ باعث‌ می ‌شود که‌ خود آنها نیز عامل‌ خشونت‌ شوند.

    عواملی‌ که‌ به‌ خشونت‌ در مدرسه‌ می ‌انجامند، عبارت اند از:

    -وقتی‌ کودکی‌ توسط‌ دانش‌ آموزان‌ دیگر مورد تمسخر قرار گیرد

    - وقتی‌ کودکی‌ توسط‌ دانش ‌آموزان‌ دیگر کتک‌ بخورد و قادر به‌ دفاع‌ از خود نباشد.

    - وقتی‌ کودکی‌ همیشه‌ از مشاجرات‌ فرار می‌ کند و حتی‌ در مواقعی‌ به‌ گریه‌ متوسل‌ می ‌شود.

    - وقتی‌ کودکی‌ مرتب‌ اشیا، وسایل‌ و پول‌ خود را گم‌ می ‌کند.

    - وقتی‌ کودک‌ از لحاظ‌ ظاهری‌ (پارگی‌ لباس‌ و یا نامناسب ‌بودن‌ آن) مورد تمسخر قرار می‌ گیرد.

    - خجالتی ‌بودن‌ و سکوت‌ مکرر در کلاس.

    - افت‌ تحصیلی، افسردگی‌ و ناراحت ‌بودن.

    این‌ عوامل‌ کودک‌ را قربانی‌ خشونت‌ دیگران‌ می ‌کند و خود کودک‌ نیز عامل‌ خشونت‌ می ‌شود و رفتارهای‌ پرخاشگرانه‌ از او سر خواهد زد.

    درمان‌ پرخاشگری در کودکان ( با کودکان پرخاشگر چگونه رفتار کنیم )

    برای‌ درمان‌ پرخاشگری‌ در کودکان‌ اولین‌ گام‌ این‌ است‌ که‌ نوع‌ پرخاشگری‌ آنها و علت‌ آن‌ را براساس‌ توضیحاتی‌ که‌ ارائه‌ شد شناسایی‌ کنیم؛ و پرخاشگری‌ را به‌ صورت‌ موردی‌ برطرف‌ نماییم.

    - در مورد کودک‌ پرخاشگری‌ که‌ الگو پذیری‌ عامل‌ این‌ گونه‌ رفتار او بوده، باید روی‌ الگوی‌ کودک‌ کار کرد و راه‌های‌ دیگری‌ جز پرخاشگری‌ را به‌ آن‌ الگو آموخت.

    - اگر پرخاشگری‌ در اثر ناکامی‌ به‌ وجود آمده‌ باشد، بایستی‌ کودک‌ ناکام‌ را در رسیدن‌ به‌ اهداف‌ مطلوب‌ و دوست‌ داشتنی‌ کمک‌ کنیم.

    - در مواردی‌ که‌ علت‌ پرخاشگری‌ اضطراب‌ است، باید از نگرانی‌ درونی‌ و اضطراب‌ کودک‌ مطلع‌ شویم.

    ورزش ‌کردن‌ برای‌ این‌ کودکان‌ بسیار مؤثر است‌ و باعث‌ تخلیه‌ هیجانی‌ می‌ شود.

    - در کشمکش‌های‌ درونی‌ بایستی‌ کودک‌ را از حالت‌ دوگانگی‌ خارج‌ ساخت. کمک‌ به‌ کودکان‌ در تصمیم ‌گیری، باعث‌ می ‌شود که‌ بیاموزند به‌ حالت‌های‌ دوگانه‌ درونی‌ خود پایان‌ بخشند.

    - در پاره‌ای‌ از موارد، کودک‌ افسرده‌ پرخاشگری‌ شدیدی‌ از خود نشان‌ می‌ دهد. در این‌ میان‌ لازم‌ است‌ به‌ این‌ نکته‌ پی‌ ببریم‌ که‌ او چه‌ چیز دوست‌ داشتنی‌ را از دست‌ داده‌ و چگونه‌ می ‌شود مورد از دست‌ رفته‌ را برای‌ او جبران‌ کنیم.

    - در مورد پرخاشگری، شیطنت‌ و مصرف‌ دارو بایستی‌ حتماً با پزشک‌ متخصص‌ ارتباط‌ داشته‌ باشیم‌ تا کودک‌ از نزدیک‌ مورد معاینه‌ قرار گیرد.

    - هنگامی‌ که‌ کودک‌ قربانی‌ خشونت‌ در مدرسه‌ شده‌ است، بایستی‌ با مسئولان‌ مدرسه‌ صحبت‌ کنیم‌ و لازم‌ است‌ که‌ ایشان‌ طبق‌ قانون‌ و مقررات‌ خاص‌ با کودکان‌ خشونت گرا برخورد کنند؛ و نیز کودکانی‌ را که‌ قربانی‌ خشونت‌ شده‌اند براساس‌ رفتارهای‌ خوبشان‌ مورد تشویق‌ و تأیید قرار دهند.

    - چنانچه‌ نوع‌ پرخاشگری‌ کودک‌ خصمانه‌ است، بایستی‌ کودک‌ را از آزار و اذیت‌ کردن‌ دور کنیم‌ تا مجبور نباشد برای‌ تلافی‌ و انتقام، افراد دیگر را اذیت‌ کند؛ و اگر پرخاشگری‌ از نوع‌ وسیله‌ ای‌ است، بایستی‌ راه‌های‌ دیگری‌ را جهت‌ مطرح‌ کردن‌ کودک‌ برگزینیم‌ تا او ناچار نباشد از روش‌ خشونت‌ برای‌ جلب‌ توجه‌ استفاده‌ کند.

    نتیجه‌ گیری‌

    به‌ طور کلی‌ خشونت‌ و پرخاشگری‌ بیشتر عامل‌ بیرونی‌ دارد و فقط‌ در موارد خاص‌ به‌ علل‌ درونی‌ مربوط‌ می‌ شود. والدین‌ در درجه‌ اول، بایستی‌ محرک‌های‌ محیطی‌ را که‌ باعث‌ تحریک‌ خشم‌ و ایجاد خشونت‌ در فرزندشان‌ می ‌شود شناسایی‌ و سپس‌ برای‌ رفع‌ آن‌ به‌ کمک‌ روان شناسان‌ و متخصصان‌ اقدام‌ نمایند.

    روش هایی برای درمان پرخاشگری کودکان

    ۱- محدودیت هایی برای کنترل پرخاشگری وضع کنید و آنها را به اطلاع کودک برسانید.

    ۲- مدل های پرخاشگری را به حداقل برسانید. می توانید از راهکارهای زیر استفاده کنید:

    الف) ساعاتی را که کودک فیلم های خشونت آمیز تلویزیونی می بیند، محدود کنید.

    ب)فیلم ها، تصاویر و روزنامه کودک را به دقت انتخاب کنید.

    ج) الگوهایی را در اختیار کودک بگذارید که پرخاشگرانه نباشند.

    ح)همراه کودک برنامه های تلویزیونی را ببینید و صحنه پرخاشگرانه آن را تفسیر کنید.

    ۳- همدلی را افزایش دهید. آگاهی کودک را نسبت به رنجی که بر اثر پرخاشگری او در افراد یا حیوانات به وجود می آید، افزایش دهید.

    ۴- رفتارهایی را که مغایر با رفتار پرخاشگرانه است، تقویت کنید.

    ۵- به جای کودک پرخاشگر، به کودکی که به وی پرخاش شده توجه کنید.

    ۶- نحوه ی ارتباط کودک را با افرادی که با او زندگی می کنند، مورد بررسی قرار دهید.

    ۷- اگر قرار است کودک به دلیل رفتار خشونت آمیزش تنبیه شود، بهتر است به طریقی باشد که منجر به حمله انتقامی و تلافی جویانه از طرف کودک نشود.

    ۸- فرصت تخلیه هیجانات را برای کودک فراهم کنید.

    ۹- مباحث گروهی یا خانوادگی را که تأکید بر همکاری با دیگران دارد، به کار گیرید.

    ۱۰- همکاری، مسئولیت و پیگیری مسائل مورد علاقه را با دادن مسئولیت به کودکان تشویق کنید.

    ۱۱- برای مهارِ رفتار کودکان، فنون محروم سازی ممکن است تا حدودی مفید واقع شود. بنابراین رفتارهای پسندیده را به وضوح تشریح کنید و پاداش ها و کیفرهای آنها را بیان نمایید.

    ۱۲- فعالیت های ساعتی او را در صورت امکان با شرکت کودکی دیگر طراحی کنید.

    ۱۳- از تنبیهات بدنی پرهیز کنید.

    ۱۴- علت رفتار پرخاشگرانه وی را بیابید.

    ۱۵- ثبت وقایع روزانه، بازی درمانی، بازی های جالب، جمله سازی و گوش دادن فعال ممکن است به عنوان کمکی در جهت درک کودکان خشن به کار گرفته شود.

    ۱۶- به کودک بفهمانید که با هر رفتار خشونت آمیز، خود را از شما بیشتر دور می کند.

    ۱۷- از کودک پرخاشگر بخواهید الگوی مطلوبی برای خود بیابد و فهرستی از رفتارهای الگو را در کوتاه مدت اجرا نماید.

    ۱۸- با کودک قرارداد رفتاری ببندید تا برای رفتارهای مطلوبش جایزه دریافت کند و نتیجه اعمال نامطلوبش را ببیند.

    الگوهای پرخاشگری در کودکان

    همه جوامع باید راه هایی را بیابند تا مانع از آن شوند که اعضای آن به هم آسیب برسانند. همه مردم رفتار پرخاشگرانه را تا اندازه ای کنترل می کنند ولی از لحاظ ارزشی که برای آن قایلند و میزان محدود کردن آن ، با هم فرق دارند.

    برای مثال، در میان قبایل سرخپوست آمریکایی، کومانچی ها و آپانچی ها کودکانشان را جنگجو بار می آورند و حال آنکه هوپیها وزونی ها به فرزندانشان صلح جویی و رفتار غیر پرخاشگرانه می آموزند. اصولاً در فرهنگ آمریکای برای پرخاشگری و سرسختی ارزش قایلند.

    چرا فرزندم با خشونت رفتار می کند ؟

    نوجوانان خشونت گرا  معمولاٌ قدرت کنترل رفتار خود را ندارند و ، رسوم و اخلاقیات جامعه ای را که در آن زندگی می کنند ، زیر پا می گذارند . تحقیقات نشان می دهد که پسران بیش از دختران در رفتارهای خشونت آمیز  و پرخاشگرانه خود از نیروی بدنی استفاده می کنند . اما دختران بیشتر متوسل به جدال های لفظی  می شوند . این گونه افراد معمولاً در میان گروه به عنوان افرادی گستاخ ، بی تربیت و بی رحم نسبت به اطرافیان و همسالان ، شناخته می شوند .

    علل
    ۱- خشونت در قالب پرخاشگری فیزیکی یا لفظی  ممکن است ناشی از ناکامی های اساسی باشد یا به دلیل وجود مدل های پرخاشگرانه در محیط زندگی ( خانه یا مدرسه )  نوجوان ایجاد شود .

    ۲- نوجوانان خشن معمولاٌ والدینی پرخاشگر دارند که روش های تربیتی آنها بیشتر مبتنی بر سخت گیری ، خشونت و تنبیه  بدنی است .

    ۳- عامل وراثت هم می تواند در رفتار خشن یک نوجوان نقش داشته باشد که بیشتر رفتاری اکتسابی و آموخته شده است . تحقیقات  نشان می دهد که در اغلب مواقع ، تربیت های کارآمد و قوی می تواند آثار وراثت را تحت پوشش خود قرار دهد .

    ۴- نوجوانی که پرتوقع و نازپرورده  بار آمده است و انتظار دارد که همگان به خواست های او احترام بگذارند ، هنگام برآورده نشدن انتظاراتش ، عصبانی می شود و ، به خشونت و پرخاشگری متوسل می گردد .

    ۵– نابسامانی های خانواده می تواند از عوامل دیگر ایجاد خشونت در قالب پرخاشگری باشد. مانند غیبت های طولانی پدر یا مادر ،  درگیری و اختلاف ،  جدایی و متارکه و محیط های زندگی دور از تفاهم و مسالمت .

    پیشگیری و درمان
    ۱- در دوران بلوغ که بحران روحی و عاطفی نوجوان را در بر می گیرد ، بهترین راه برای پیشگیری از خشونت ، مسامحه و سازگاری است. اغماض ، گذشت و نادیده گرفتن رفتارهای  او همراه  با آرامش ،  در اغلب  مواقع از استمرار و پیشروی خشونت در قالب پرخاشگری های فیزیکی  و لفظی جلوگیری می کند .

    ۲- راهنمایی و مشاوره با دانش آموز در خصوص عواقب خشونت و آثار اجتماعی آن و همچنین مشاوره با خانواده دانش آموز درباره کاهش رفتارهایی که منجر به خشونت نوجوان می شود ، بسیار مؤثر خواهد بود.

    ۳- ایجاد زمینه ی فعالیت های مؤثر در خانه و مدرسه برای اشتغال بیشتر نوجوان و تخلیه انرژی های  جسمی و روانی او در کاهش خشونت  و رفتارهای پرخاشگرانه بسیار  تأثیرگذار است .

    ۴- خودداری مدرسه از به کاربردن روش های انضباطی غلط و ایجاد فضای صمیمی تر میان معلمان و دانش آموزانِ نوجوانِ خشونت گرا ،  به کاهش رفتارهای خشونت آمیز و پرخاشگرانه می انجامد .

    کودکان و خشونت در تلویزیون

    تلویزیون می تواند عامل مؤثری در رشد و تحول سیستمهای ارزشی ، و شکل دهنده رفتار باشد ؛ ولی متأسفانه بسیاری از برنامه های تلویزیون مروّج خشونت هستند. با تحقیق در مورد تأثیر برنامه های خشونت آمیز تلویزیون بر کودکان و نوجوانان ، معلوم شده است که آنها :

    ۱-    ترس از خشونت ندارند؛

    ۲-    به تدریج می پذیرند که خشونت راهی برای حل مشکل است ؛

    ۳-    به تقلید خشونت می پردازند؛

    ۴-    ناخودآگاه با شخصیت های خاصی چه قربانیان و چه قربانی کنندگان همانند سازی می کنند. لازم به ذکر است که همانند سازی ، ناآگاهانه و بسیار خطرناک است ولی الگو برداری آگاهانه است .

    مشاهده خشونت در برنامه های تلویزیونی باعث پرخاشگری در کودکان می شود. گاهی اوقات حتی دیدن یک برنامه خشونت آمیز می تواند پرخاشگری را افزایش دهد. کودکانی که مکرراً نمایشهایی پر از خشونت را تماشا می کنند و ازاین کار منع هم نمی شوند، به احتمال زیاد ، به تقلید آنچه می بینند می پردازند.

    اثر خشونت تلویزیونی ممکن است فوراً در رفتار یا گفتار کودک نمودار شود و یا سالها بعد خود را نشان دهد. البته خشونت تلویزیونی تنها علت پرخاشگری یا رفتار خشونت آمیز نیست ولی از عوامل مهم تلقی می شود.والدین می توانند با استفاده از راههای پیشنهاد شده ی زیر کودکان خود را از خشونت مفرط تلویزیونی محافظت کنند.

    ۱-    به برنامه هایی که کودکان می بینند توجه کنید و بعضی از آنها را همراه کودک خود ببینید. چنانچه کودک خود را به هنگام تماشای برنامه های خاص تلویزیونی همراهی کنید ، می توانید سؤالهای او را بهتر برایش توضیح دهید و جلوی کج فهمی او را بگیرید.

    ۲-    زمان تماشای برنامه های تلویزیونی را محدود کنید. توجه داشته باشید که تلویزیون را نباید دراتاق خواب بچه ها قرار دهید. با این عمل خود باعث می شوید که کودک با اثرات منفی برنامه های خشونت آمیز تلویزیونی ، به خواب نرود ؛ همچنین نظم ساعت خواب و بیداری او مختل نمی شود.

    ۳-    به کودکان خود تذکر بدهید که اگر چه هنرپیشه حقیقتاً مجروح نشده یا به قتل نرسیده است ، لکن این گونه خشونتها در دنیای واقعی یا بسیار دردناک است یا منجر به مرگ می شود.

    ۴-    هنگامی که برنامه های خشونت آمیز پخش می شود، یا کانال را عوض کنید یا تلویزیون را خاموش کنید. توضیح دهید که مشکل آن برنامه چیست و به گونه ای با منطق درخور فهم کودک ، آسیب و ضرر موجود در آن برنامه را توضیح دهید تا میل کودک یا اصرار او برای تماشای این گونه برنامه ها کاهش یابد.

    ۵-    در حضور بچه ها صحنه های خشونت آمیز را تأیید نکنید و بگویید که بدترین شیوه برای حل یک مشکل، روش خشونت آمیز است.

    ۶-    تأثیر همسن و سالان و دوستان و همکلاسی ها باید به حداقل برسد. به این منظور با والدین بچه های دیگر تماس بگیرید و در مورد نوع برنامه ها ی تلویزیون و مدت زمان مناسب برای تماشای تلویزیون توافق کنید.

    والد ین با استفاده از این روشها می توانند اثر مخرب تلویزیون را در دیگر حیطه های زندگی از قبیل شکل گیری ها و قالب پذیری های جنسیتی یا نژادی پیشگیری کنند. مدت تماشای تلویزیون توسط کودکان ، جدا ازمحتوای آن باید کم شود چون کودکان را از پرداختن به فعالیت های مفید دیگر از قبیل مطالعه، بازی  با دوستان و رشد و پرورش علائق خود باز می دارد.

    اگر والدین در امر محدود کردن کودکان خود مشکل دارند یا نگرانی هایی در باب چگونگی رفتار خود در مقابل واکنش های کودک نسبت به برنامه های تلویزیونی دارند، می بایست با یک روان شناس کودک و نوجوان مشاوره کنند و از رهنمودها و تجارب او برخوردار شوند.

    بازی‌های خشن موجب پرخاشگری کودکان می‌شود

    تحقیقات انجام شده بر روی کودکان و نوجوانان حاکی از آن است که بازی‌های ویدیویی خشن، پرخاشگری در کودکان را افزایش می‌دهد.

    تحقیقات انجام شده حاکی از آن است انجام بازی‌های کامپیوتری و ویدویی خشونت آمیز، پرخاشگری در کودکان و نوجوانان را افزایش می‌دهد.
    این تحقیقات به مدت ۲۰ سال بر روی کودکان و نوجوانان انجام شده است. آزمایشاتی که بعد از انجام بازی های خشونت آمیز بر روی کودکان انجام شده است نشان می‌دهد که این افراد بعد از بازی حرکات پرخاشگری از خود نشان می‌دهند.
    معلمان ۶۰۰ دانش‌اموز ۱۳ تا ۱۵ سال می‌گویند: دانش‌آموزانی که وقت بیشتری را برای بازی‌های خشونت آمیز صرف می‌کنند بیشتر از دانش‌آموزان دیگر حالت‌های خصمانه در بحث‌ها به خود می‌گیرند.
    این نتایج در گردهمایی سالانه انجمن روانشناسی آمریکا مطرح شده است و در این نشست کارشناسان خواستار کاهش برنامه‌ها و بازی‌های خشونت آمیز برای کودکان و نوجوانان شده‌اند.
    همچنین از والدین خواسته‌اند که برای مراقبت از سلامت کودکان خود باید بر بازی‌های کودکان نظارت بیشتری داشته باشند.
    بازی‌های کامپیوتری و ویدیویی تاثیرات بسیار زیادی بر روی کودکان دارند زیرا در این بازی‌ها کودک خود را قهرمان داستان می‌بیند و با انجام جنایت و خشونت به پیروزی می‌رسد.

    کودکان ناسزاگو

    امروزه‌ بسیاری‌ از والدین‌ نگران‌ بددهانی‌ یا بدزبانی‌ فرزندانشان هستند و از خود می ‌پرسند که‌ آنها این‌ صحبت ها را چگونه‌ یاد گرفته ‌اند؟ چرا این‌ اتفاق‌ برای‌ فرزند ما افتاده؟ آیا خودمان‌ مقصر بوده‌ایم؟ جمعی‌ از والدین‌ می‌ گویند، ما که‌ این‌ حرف های‌ زشت‌ را بر زبان‌ نمی‌ آوریم، پس‌ چگونه‌ فرزندمان‌ چنین‌ حرف هایی‌ می‌ زند؟! در نهایت‌ نیز این‌ سؤال‌ برایشان‌ مطرح‌ است‌ که‌ چه‌ باید کرد تا کودک‌ این‌ عادت‌ ناپسند را ترک‌ کند. در این‌ نوشتار به‌ علل‌ اصلی‌ بدزبانی‌ و راه‌ حل هایی‌ برای‌ رفع‌ آن‌ اشاره‌ شده‌ است.

    علت ها

    همان‌ طور که‌ در بحث های‌ گذشته‌ درباره‌ رفتار کودکان‌ متذکر شدیم، بسیاری‌ از اعمال‌ بچه‌ها از عملکرد والدین‌ نشأت‌ می‌ گیرد. کودکان‌ رفتارهای‌ پدر و مادر را به‌ طور ناخودآگاه‌ درونی‌ می‌ کنند. رفتارهای‌ درون ‌فکنی‌ شده‌ جزو معیارهای‌ نهادینه ‌شده‌ کودک‌ قرار می‌ گیرند و سپس‌ او مطابق‌ این‌ معیارها عمل‌ می‌ کند؛ به‌ این‌ فرآیند همانند سازی‌ می‌ گویند. کودک‌ والدین‌ خود را به‌ عنوان‌ اولین‌ الگوهای‌ زندگی‌ می ‌پذیرد و چون‌ به‌ آنها عشق‌ می‌ ورزد و آنان‌ را سمبل هایی‌ قوی‌ می ‌داند، رفتار والدین‌ برای‌ او شاخص‌ و الگو قرار می‌ گیرد.

    گاهی‌ بین‌ درون‌ فکنی‌ یک‌ رفتار و بروز آن‌ فاصله‌ زمانی‌ وجود دارد؛ برای‌ مثال، کودک‌ گفتاری‌ ناپسند را ماهها قبل‌ از زبان‌ پدر یا مادر شنیده، اما برون‌ ریزی‌ آن‌ امروز صورت‌ می ‌گیرد. این‌ مدت‌ به‌ تشخیص‌ کودک‌ و شرایط‌ او بستگی‌ دارد که‌ چه‌ زمان، چگونه‌ و در برابر چه‌ کسی‌ کلام‌ زشت‌ را به‌ کار برد.

    در بعضی‌ خانواده‌ها، والدین‌ با فرزندان‌ خود بسیار خصمانه‌ رفتار می‌ کنند و در عین‌ حال‌ آنان‌ را آزاد می ‌گذارند. به‌ این‌ گروه‌ از پدر و مادرها، والدین‌ خصمانه‌ آزاد گذارنده‌ می ‌گویند؛ آنها خود از حرف های‌ زشت‌ استفاده‌ می ‌کنند و فرزندان‌ نیز آزادند که‌ این‌ گونه‌ عبارات‌ را به‌ کار برند. یعنی‌ هیچ‌ اقدامی‌ در جهت‌ جلوگیری‌ از این‌ رفتار به‌ عمل‌ نمی‌ آید؛ و یا از نظرتربیتی هیچ‌ گونه‌ تدبیری‌ از طرف‌ والدین‌ برای‌ ترک‌ این‌ عادت‌ در بچه‌ ها صورت‌ نمی‌ گیرد.

    ذکر این‌ نکته‌ ضروری‌ است‌ که‌ چه‌ والدین‌ حرف های‌ زشت‌ را به‌ فرزند خود بگویند و چه‌ در حضور او در برابر فرد دیگری‌ این‌ گونه‌ گفتار را به‌ کار ببرند، کودک ، آنها را می‌آموزد و به‌ وقت‌ نیاز بر زبان‌ می‌آورد.

    از دیگر علت های‌ یادگیری‌ کلام‌ زشت ، ارتباط‌ کودکان‌ با دوستان‌ و با بچه ‌های‌ دیگر است. بسیاری‌ اوقات‌ کودکان‌ عامل‌ بدزبانی‌ یکدیگرند. در مهد کودک  ، مدرسه ، کوچه‌ و هر جای‌ دیگری‌ که‌ بچه‌ ها فرصت‌ بازی و به ‌خصوص‌ درگیری‌ با هم‌ را پیدا کنند، ممکن‌ است‌ این‌ بدآموزی‌ صورت‌ بگیرد.

    از دیگر عوامل‌ بروز بدزبانی‌ در بچه‌ها ، به کارگیری‌ کلام‌ زشت‌ به‌ عنوان‌ اعتراض‌ است. کودک‌ با بر زبان ‌آوردن‌ این‌ گونه‌ حرف ها اعتراض‌ خود را نشان‌ می‌دهد؛ این‌ نوعی‌ رفتار تلافی‌ جویانه‌ است‌ که‌ بعضی‌ کودکان‌ در پیش‌ می‌ گیرند. آنها احساس‌ می‌ کنند، فقط‌ با ادای‌ این‌ گونه‌ کلمات‌ است‌ که‌ تخلیه‌ می‌ شوند و می ‌توانند نارضایتی‌ خود را نشان‌ دهند.

    گاهی‌ که‌ کودک‌ خردسال‌ برای‌ اولین ‌بار از کلمات‌ زشت‌ استفاده‌ می‌ کند، موجب‌ خنده‌ و مزاح‌ اطرافیان‌ می‌ شود. این‌ گونه‌ برخورد از همان‌ ابتدا برای‌ او حکم‌ تشویق‌ به‌ انجام‌ این‌ رفتار را خواهد داشت‌ و به ‌تدریج‌ به‌ آن‌ عادت‌ می‌ کند.

    در پاره‌ای‌ از موارد نیز کودکان‌ با بر زبان ‌آوردن‌ حرف های‌ زشت‌ می توانند به‌ خواسته‌ های‌ خود برسند. بنابراین‌ بدزبانی‌ را راهی‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ اهداف‌ خود تلقی‌ می ‌کنند و در درازمدت‌ جزو رفتار آنان‌ خواهد شد.

    راه‌ حل ها

    به‌ هفت‌ علت‌ اصلی‌ برای‌ ناسزاگویی ‌ در کودکان‌ اشاره‌ کردیم؛

    - یادگیری‌ از طریق‌ والدین‌

    - یادگیری‌ از طریق ‌دوستان و بچه‌های‌ دیگر

    -بد آموزی بوسیله فیلم

    - بیان‌ نوعی‌ اعتراض‌

    - رسیدن‌ به‌ خواسته‌ ها و اهداف‌

    - تشویق ‌شدن‌

    - ناکامی‌  و افسردگی
    مسلماً با شناسایی‌ علت‌ رفتار نادرست، می‌توانیم‌ در رفع‌ آن‌ موفق‌ تر عمل‌ کنیم:
    ۱ . چنانچه‌ این‌ گونه‌ رفتار از والدین‌ سرچشمه‌ گرفته‌ باشد، بایستی‌ والدین‌ به‌ طور جدی‌ آموزش‌ داده‌ شوند تا خود را کنترل‌ کنند و چنین‌ رفتاری‌ را حداقل‌ در حضور فرزند انجام‌ ندهند. در ضمن‌ لازم‌ است‌ به‌ کودک‌ گفته‌ شود که‌ این‌ رفتارها درست‌ نیست‌ و اگر هم‌ از والدین‌ سر زده، آنها اشتباه‌ کرده‌اند و دیگر تکرار نخواهد شد. به‌علاوه توصیه‌ می‌ شود اگر پدر و مادر چنین‌ رفتاری‌ را مرتکب‌ شدند، به‌ اشتباه‌ خود اعتراف‌ کنند و حتی‌ از فرزند عذرخواهی‌ نمایند.

    ۲ . اگر دوستان‌ یا بچه ‌های‌ دیگر عامل‌ بدزبانی‌ کودک‌ باشند، بایستی‌ او را از این‌ افراد دور کنیم‌ و به‌ جای‌ آنها دوستان‌ خوب‌ و مؤدب‌ را جایگزین‌ نماییم.

    ۳ . در انتخاب‌ فیلم ها دقت‌ کنیم‌ و چنانچه‌ فیلمی‌ مناسب‌ سن‌ کودک‌ نیست، شرایطی‌ فراهم‌ آوریم‌ که‌ او فیلم‌ را نبیند.

    ۴ . به‌ اعتراضات‌ کودک‌ گوش‌ دهیم‌ و دقیقاً توجه‌ کنیم‌ که‌ او چه‌ می ‌گوید و نسبت‌ به‌ چه‌ چیز اعتراض‌ دارد. دادن‌ یک‌ کمک‌ فوری‌ به‌ کودک‌ در چنین‌ شرایطی‌ بسیار مهم‌ است. روشهای سختگیرانه والدین، اعتراض‌ شدید فرزند را به‌ همراه‌ دارد.

    ۵ . هرگز کودک‌ نباید به‌ این‌ وسیله‌ به‌ خواسته ‌اش‌ برسد؛ بلکه‌ بایستی‌ به‌ او فهماند، چنانچه‌ دست‌ از این‌ نوع‌ رفتار بردارد و حتی‌ از این بابت عذرخواهی‌ کند، به‌ خواسته‌ اش‌ خواهد رسید.

    ۶ . هرگز با شنیدن‌ حرف های‌ زشت‌ کودک‌ به‌ او نخندیم، بلکه‌ اخم‌ کنیم‌ و خود را از وی‌ دور سازیم. با این‌ روش‌ به‌ او نشان‌ می‌ دهیم‌ که‌ رفتار پسندیده‌ای‌ نداشته‌ است.

    ۷ . چنانچه‌ فرزند ناکامی‌  و افسردگی‌ دارد، بهتر است‌ فرصتی‌ فراهم‌ کنیم‌ تا او موفقیت  ، شادی و نشاط را تجربه‌ کند. در چنین‌ مواردی‌ بایستی‌ به‌ درمان‌ حالات‌ افسرده ‌وار او بپردازیم.

    - علاوه‌ بر توجه‌ به‌ نکات‌ گفته‌ شده، والدین‌ می ‌توانند با استفاده‌ از روش‌ «یادگیری‌ وسیله ‌ای» ، در جهت‌ رفع‌ عادت‌ بدزبانی‌ در کودکان‌ برآیند. به‌ این‌ ترتیب‌ که‌ هر وقت‌ کودک‌ رفتار ناپسند از خود نشان‌ نداد، به‌ او جایزه‌ای‌ بدهند و به‌ طور مشخص‌ بگویند «این‌ پاداش‌ به‌ این‌ علت‌ بود که‌ امروز حرف های‌ زشت‌ بر زبان‌ نیاوردی‌ و بچه‌ مؤدبی‌ بودی…» با این‌ روش، او می‌فهمد که‌ رفتار ناپسند پاداش‌ نمی ‌گیرد، بلکه‌ موجب‌ اخم‌ و قهر والدین‌ است؛ برعکس‌ رفتار مؤدبانه‌ او تشویق‌ و تأیید می ‌شود.

    بد دهنی کودکان

    این مسئله در بسیاری مواقع یکی از شکایات و معضلات والدین را در مقابل اطفال تشکیل داده و متأسفانه دربسیاری از مواقع خود پدر و مادرها در به وجود آوردن آن نقش داشته اند.
    علائم اختلال:
    برای شروع بحث ابتدا باید دانست که آیا طفل از لحاظ موقعیت درکی در موضعی قرار دارد که قادر به شناخت خوب و بد و زشت و زیبا بوده باشد و یا صرفاً از روی تقلید در سیر رشد کلامی این الفاظ را به کار می برد. کلاً شروع شکل گیری انضباط در اطفال از حوالی ۵/۱ سالگی آغاز می گردد و از آن زمان است که والدین نقش فعال خویش را در این زمینه ایفا خواهند نمود. رفتار و حرکات و سخن گفتن ناشیانه طفل در این زمان از هر لحاظ جالب نظر والدین و اطرافیان بوده و موجب مسرت و شادمانی آنان می گردد. در حوالی سنین ۵/۲ ۳ سالگی که طفل قادر به ادای ۲-۳ کلمه پشت سر هم می باشد بدترین زمان از لحاظ تقلید برخی کلمات ناهنجار می باشد که احیاناً در محیط اطراف طفل ادا می گردد در این زمان مشکل به دو صورت تکوین خواهد یافت:
    اول: آن که ادای الفاظ رکیک و زشت در فرهنگ خانواده خاصی مرسوم بوده و از قبل مورد تقبیح واقع نگردیده باشد که در این صورت طفل با تقلید مستقیم بدین رفتار ناپسند گرایش یافته و آن را در خویش پرورش خواهد داد.
    دوم: آن که برخی وابستگان خانواده مثلاً عمو، دایی و یا حتی خود پدر و مادر لحن کودکانه طفل را مستمسکی جهت تفریح قرار داده و تقلید الفاظ رکیک توسط وی آنان را به خنده و شادی وامی دارد و پرواضح است که بعدها رفع یک عادت کاملاً مستقر شده و ذهنی شده در طفل تا چه اندازه با صعوبت همراه خواهد بود. سپس در زمانی که حدوداً مصادف با ۵-۶ سالگی طفل می باشد پدر و مادر از اینکه کودک خردسال بدون هیچ گونه ابایی به فحاشی ناسزاگویی می پردازد ظاهراً دچار تعجب می گردند در حالی که توجه به زیربنای موضوع جای هیچ گونه شگفتی بجا نخواهد گذاشت.
    بددهنی به صورت علامتی از یک اختلال سلوک:
    اختلالات سلوک در اطفال گروهی از اختلال های رفتاری آنان را تشکیل می دهند. نمونه هایی از این اختلالات شامل دروغ گویی افراطی و آتش افروزی عمدی و فرار از مدرسه می گردد. چنین کودکانی ممکن است متخاصم، بددهن، گستاخ و بی اعتنا بوده و نسبت به بزرگترها رفتار منفی گرایانه نشان دهند.
    سایر موارد شامل:
    بددهنی در اختلالات شخصیت:
    بالاخص در اختلال شخصیت ضد اجتماعی
    بددهنی در پسیکوزهای اطفال:
    که به طور خلاصه دسته ای از بیماری های جدی روانی را تشکیل داده و بیمار در طی حملات تهاجمی بیماری ممکن است به بددهنی و توهین به سایر افراد بپردازد.
    بد دهنی در عقب افتادگی عقلانی:
    وجود رفتار نامتناسب اجتماعی و از جمله پرخاشگری در کودکان دچار عقب ماندگی ذهنی موجود و گاه موجب برانگیختن توجه منفی در مراقبین آنان می گردد. روش های پیش گیری از بیماری در بسیاری موارد آنچنان که ذکر گردید عدم رعایت برخی موازین اخلاقی در خانواده باعث الگوبرداری توسط طفل گردیده و مسلماً با ارشاد اعضای خانواده می توان از ایجاد این عادت زشت جلوگیری نمود. در همین جا باید به بزرگترها تذکر داد که هیچگاه ولو به شوخی به ذکر الفاظ رکیک و زشت نزد اطفال اقدام ننموده و اگر هم طفل این لغات و اصطلاحات را به کار برد به ابراز شادی و خنده نپردازند.

    همچنین یکی از نکات شاخص آموزش و پرورش در محیط اجتماعی اطفال و من جمله مدارس تعلیم اصول عالیه اخلاقی است که مانع از تکوین بسیاری عادات زشت و من جمله هرزه گویی خواهد گردید. گنجاندن این گونه مفاهیم عالی در برنامه رسمی تعلیمات مدارس مسلماً مثمر ثمر خواهد بود. درمان های اولیه و در دسترس به هر حال هرگاه پدر و مادر مواجه با هرزه گویی در طفل خویش گردند بهترین توصیه آن است که با نشان دادن رفتاری حاکی از نارضایتی به طفل بفهمانند که رفتار وی مقبول نظر آنان نمی باشد. این طرز رفتار بسیار مؤثرتر از تنبیه جسمانی طفل بوده و در بسیاری موارد موجب ترک عادت مزبور می گردد.
    در چه صورت باید به پزشک مراجعه نمود؟
    با مرور موارد فوق که تعدادی از علل بددهنی در اطفال را شامل می گردد ملاحظه می نماییم که برخی موارد نظیر بیماری های جدی روانی اطفال نیاز به پیگیری و بررسی تحت نظر روانپزشک اطفال خواهند داشت ولی اکثریت موارد آن با رعایت برخی موازین ساده رفتاری و اخلاقی قابل کنترل و پیشگیری خواهند بود

    منبع: سایت پزشکان بدون مرز
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


پرش به:  

شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB ©



Forums ©

.: مسئوليت مطالب، تبليغات و محصولات ديگر سايتها به عهده خودشان است :.
.:: برداشت از مطالب اين سايت فقط با کسب مجوز از مدیریت و با ذکر مبنع و آدرس به صورت لینک بلامانع است ::.
.::: کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دکتر رهام صادقی بوده و هرگونه سواستفاده از آن طبق ماده 12 قانون جرایم رایانه ای قابل پیگیری است :::.






مدت زمان ایجاد صفحه : 0.31 ثانیه (52)