شما در بخش انجمنهای گفتگو سایت دکتر رهام صادقی هستید، برای آشنایی با امکانات متنوع دیگر سایت اینجا کلیک کنید


به اينستاگرام سايت بپيونديد

خواستگاري دختر از پسر

  1. سلام
    همين اول بگم قصد هيچ اسائه ادبي به خانماي عزيز ندارم.
    به نظرتون وقتي يه دختر از يه پسر خواستگاري ميكنه (بدون هيچ رابطه دوستي قبلي و صرف همكلاسي بودن دو طرف) بايد چه جوري به دختر جواب نه داد كه سرخورده نشه و احساس شكست نكنه؟؟
    دوستان عزيز لطفا راهكاراتونو با اين فرض كه دختر پاك باشه و درخواستش خالصانه و صادقانه باشه، بگين. ممنون از كمكتون.
     
  2. سلام. . این خانم با شجاعت یه کار نامتعارف کرده ، پس انقدر شجاعت داره که پاسخ منفی بشنوه و حتما موقع طرح پیشنهادش احتمال شنیدن پاسخ منفی را داده است. مگر اینکه رفتار شما طوری بوده است که این خانم احتمال شنیدن پاسخ مثبت را می داده. وقتی دل کسی میشکنه که شما طرف مقابلتون را سر کار بگذارید و یا بهش قول بدهید و بعد بلاتکلیفش بگذارید. دوست محترم به عنوان یه خواهر بزرگتر می گویم اگر علاقه ای به آن خانم نداری و جوابت منفی خیلی صریح و روشن و بدون حاشیه و من من بگو نه. پاسختون طوری نباشه که فکر کنه شاید در آینده  امیدی هست و یا می تونه نظرتون رو عوض کنه.
    در ضمن اگر سن شما 22 سال که ثبت کردید هست ؛حتما اون خانم هم همین سن و سال رو داره و حتی کوچکتره . این پیشنهاد احتمالا براساس احساسات زود گذر دوره اول جوانیه .
    دوست محترم بدترین ازدواج، انتخاب بر اساس دلسوزیه . مراقب باش.
     
    تشکر شده توسط : 11 کاربر
  3. سلام دوست عزیز                                                                                                   اگه واقعا میخوای جواب منفی بهش بدی هر چه زودتر بهش بگو نذار امیدوار شه
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  4. البته میتونید با هم آشنا بشید و شاید شرایط دلخواهت رو داشت و به هم خوردید
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  5. سلام به نظر من دختری که خودش راهشو انتخاب کرده واقعا شجاع بوده و اگر منتظر شما نشده برید خواستگاری برای این بوده که بهتر برای زندگیش تصمیم بگیره پس شما خیلی درست فکر کنید واگر نظرتون منفیه باید به راحتی بهش بگید و اینو بدونید اون تحمل جواب منفی را هم دارد
     
    تشکر شده توسط : 2 کاربر
  6. m1989 نوشته است: سلام
    همين اول بگم قصد هيچ اسائه ادبي به خانماي عزيز ندارم.
    به نظرتون وقتي يه دختر از يه پسر خواستگاري ميكنه (بدون هيچ رابطه دوستي قبلي و صرف همكلاسي بودن دو طرف) بايد چه جوري به دختر جواب نه داد كه سرخورده نشه و احساس شكست نكنه؟؟
    دوستان عزيز لطفا راهكاراتونو با اين فرض كه دختر پاك باشه و درخواستش خالصانه و صادقانه باشه، بگين. ممنون از كمكتون.

    با سلام دوست عزیز
    نگران احساس و ناراحتی اون خانم نباشید.
    چون هردوتاتون حق یه ازدواج توام با عشق رو دارید.
    افرین به شجاعت اون خانم که جسارت بیان احساسش رو داره.
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  7. rezasd2 نوشته است: البته میتونید با هم آشنا بشید و شاید شرایط دلخواهت رو داشت و به هم خوردید




    مرسي از همه.
    منم نميدونم اين اميدواري از كجا اومده!!!! تا جايي كه بتونم حواسم به رفتارم هس يه وقت خنده ي بيجايي نباشه و ... .
    من خودم شخصا مخالف ازدواج سنتيم ترجيح ميدم امروزي باشه ولي نه اينجوري منم مثه بقيه پسرا دوس دارم خودم عاشق بشم. فعلا بنا به n دليل شخصي قصد ازدواج ندارم. اينم بگم طرف بزرگتر از منه از بس كه خوش شانسم چه تو كارشناسي چه تو ارشد چه تو كلاساي ديگه اي كه رفتم هميشه كوچيك كلاس من بودم!
    از اقايونم ميخوام اگه كيس مشابهي داشتن بگن چه جوري برخورد كردن دوستان اينم در نظر بگيرين ما يه سال ديگه از درسمون مونده كلاساي مشترك داريمو چشم تو چشم ميشيمو ....
    از كاربر محترم aliyan عزيزم هم ميخوام كه منو از مشاوره هاي ارزشمندش بي نصيب نذاره.
     
  8. m1989 نوشته است:
    rezasd2 نوشته است: البته میتونید با هم آشنا بشید و شاید شرایط دلخواهت رو داشت و به هم خوردید




    مرسي از همه.
    منم نميدونم اين اميدواري از كجا اومده!!!! تا جايي كه بتونم حواسم به رفتارم هس يه وقت خنده ي بيجايي نباشه و ... .
    من خودم شخصا مخالف ازدواج سنتيم ترجيح ميدم امروزي باشه ولي نه اينجوري منم مثه بقيه پسرا دوس دارم خودم عاشق بشم. فعلا بنا به n دليل شخصي قصد ازدواج ندارم. اينم بگم طرف بزرگتر از منه از بس كه خوش شانسم چه تو كارشناسي چه تو ارشد چه تو كلاساي ديگه اي كه رفتم هميشه كوچيك كلاس من بودم!
    از اقايونم ميخوام اگه كيس مشابهي داشتن بگن چه جوري برخورد كردن دوستان اينم در نظر بگيرين ما يه سال ديگه از درسمون مونده كلاساي مشترك داريمو چشم تو چشم ميشيمو ....
    از كاربر محترم aliyan عزيزم هم ميخوام كه منو از مشاوره هاي ارزشمندش بي نصيب نذاره.

    سلام دوست عزیزم
    اولاً متشکرم!منو شرمنده کردید و بعدش باید بگم دوستان همه نظرات جالبی دادن که میتونه برای شما هرکدومشون راهگشا باشه اما معتقدم که با صحه صدر و با آرامش با ایشون یک قرار کوچیک بزارید و نظراتشون بخواید که چرا شما رو انتخاب کردن؟؟ در همین حین نظرات خودتونو هم بهشون بگید،قطعاً اگر دختر منطقی باشند(که انشالله هستند) وقتی با منطق و رفتار توام با احترام شما مواجه بشن قطعاً میتونن هر جوابی که شما بهشون میدید هضم کنن! پس از الان نمیشه با هر نظری هر چیزی رو عنوان کرد!منظورم اینه که نباید یکطرفه به قضاوت نشست!باید نقطه نظرات طرف مقابل رو شنید و بعد به فراخور هر منطقی ،سخنی منطقی تر عنوان کرد! ببینید همین بزرگ بودن دختر از پسر،در فرهنگ جامعه ما کمی مورد اشکال خانواده هاست!و چون ما تنها نیستیم و باید با همین فرهنگ زندگی کنیم پس باید رعایت این مسائل رو هم بکنیم!البته به شخصه منم این بزرگ بودن رو در بعضی از موارد قبول ندارم!اما خب بازم نمیشه همه چیز رو مطلق دونست!!
    در هرحال دوست من!! من اگر بودم همین کار میکردم که البته خودم در مقطع دانشگاهی هم یکبار تلویحاً اینکاررو کردم و جواب هم گرفتم!اما حسن اینکار اینه که در آینده هروقت که چشمهام تو چشم طرف مقابل می افتاد!دیگه خودمو مخفی نمیکردم چون هرچی بود در همون جلسه اول به طرفمم گفته بودم و به تعبیر دیگه اتمام حجت رو کرده بودم! مخصوصاً وقتی خودم به ایشون احساسی نداشتم لذا لزومی نداشت که هم خودمو و هم ایشونو بخوام معطل یک رویا و یا تعبیر غلط از همدیگه کنم!در نتیجه رک ،اما خیلی خیلی محترمانه در یک جلسه ،نظراتشونو شنیدم و نظراتمو گفتم!و تا انتهای تحصیل هم همو میدیدیم اما مشکلی از این بابت نداشتیم!از قدیم گفتن راستی و درستی بهترین راهکار برای هر معضلیه!!؟
    امیدوارم که این مطلب و نه معضل!!چون واقعاً مشکلی نیست!فقط شایدیک سوء تعبیر باشه!!هرچه زودتر حل بشه
    بازم از اینکه منو قابل دونستید متشکرم وامید دارم گفتارم براتون راه گشا بوده باشه
    موفق باشید.
     
    تشکر شده توسط : 4 کاربر
  9. aliyan نوشته است:
    m1989 نوشته است:
    rezasd2 نوشته است: البته میتونید با هم آشنا بشید و شاید شرایط دلخواهت رو داشت و به هم خوردید




    مرسي از همه.
    منم نميدونم اين اميدواري از كجا اومده!!!! تا جايي كه بتونم حواسم به رفتارم هس يه وقت خنده ي بيجايي نباشه و ... .
    من خودم شخصا مخالف ازدواج سنتيم ترجيح ميدم امروزي باشه ولي نه اينجوري منم مثه بقيه پسرا دوس دارم خودم عاشق بشم. فعلا بنا به n دليل شخصي قصد ازدواج ندارم. اينم بگم طرف بزرگتر از منه از بس كه خوش شانسم چه تو كارشناسي چه تو ارشد چه تو كلاساي ديگه اي كه رفتم هميشه كوچيك كلاس من بودم!
    از اقايونم ميخوام اگه كيس مشابهي داشتن بگن چه جوري برخورد كردن دوستان اينم در نظر بگيرين ما يه سال ديگه از درسمون مونده كلاساي مشترك داريمو چشم تو چشم ميشيمو ....
    از كاربر محترم aliyan عزيزم هم ميخوام كه منو از مشاوره هاي ارزشمندش بي نصيب نذاره.

    سلام دوست عزیزم
    اولاً متشکرم!منو شرمنده کردید و بعدش باید بگم دوستان همه نظرات جالبی دادن که میتونه برای شما هرکدومشون راهگشا باشه اما معتقدم که با صحه صدر و با آرامش با ایشون یک قرار کوچیک بزارید و نظراتشون بخواید که چرا شما رو انتخاب کردن؟؟ در همین حین نظرات خودتونو هم بهشون بگید،قطعاً اگر دختر منطقی باشند(که انشالله هستند) وقتی با منطق و رفتار توام با احترام شما مواجه بشن قطعاً میتونن هر جوابی که شما بهشون میدید هضم کنن! پس از الان نمیشه با هر نظری هر چیزی رو عنوان کرد!منظورم اینه که نباید یکطرفه به قضاوت نشست!باید نقطه نظرات طرف مقابل رو شنید و بعد به فراخور هر منطقی ،سخنی منطقی تر عنوان کرد! ببینید همین بزرگ بودن دختر از پسر،در فرهنگ جامعه ما کمی مورد اشکال خانواده هاست!و چون ما تنها نیستیم و باید با همین فرهنگ زندگی کنیم پس باید رعایت این مسائل رو هم بکنیم!البته به شخصه منم این بزرگ بودن رو در بعضی از موارد قبول ندارم!اما خب بازم نمیشه همه چیز رو مطلق دونست!!
    در هرحال دوست من!! من اگر بودم همین کار میکردم که البته خودم در مقطع دانشگاهی هم یکبار تلویحاً اینکاررو کردم و جواب هم گرفتم!اما حسن اینکار اینه که در آینده هروقت که چشمهام تو چشم طرف مقابل می افتاد!دیگه خودمو مخفی نمیکردم چون هرچی بود در همون جلسه اول به طرفمم گفته بودم و به تعبیر دیگه اتمام حجت رو کرده بودم! مخصوصاً وقتی خودم به ایشون احساسی نداشتم لذا لزومی نداشت که هم خودمو و هم ایشونو بخوام معطل یک رویا و یا تعبیر غلط از همدیگه کنم!در نتیجه رک ،اما خیلی خیلی محترمانه در یک جلسه ،نظراتشونو شنیدم و نظراتمو گفتم!و تا انتهای تحصیل هم همو میدیدیم اما مشکلی از این بابت نداشتیم!از قدیم گفتن راستی و درستی بهترین راهکار برای هر معضلیه!!؟
    امیدوارم که این مطلب و نه معضل!!چون واقعاً مشکلی نیست!فقط شایدیک سوء تعبیر باشه!!هرچه زودتر حل بشه
    بازم از اینکه منو قابل دونستید متشکرم وامید دارم گفتارم براتون راه گشا بوده باشه
    موفق باشید.




    مرسي aliyan جون
    منم مثه شما فك ميكردم يه مهندس بايد منطقي تر از اين حرفا باشه اما نميدونم ...!!! صحبت مختصريم كه موقع پيشنهادش باهاش كردم يه چيز عجيبي گفت!!! براتون پيام ميذارم.
    اينم بگم من يكم پسر احساسي اي هستم ميترسم تو اين قرار كوچيكي كه ميگين بذارم اگه اشكاشو ببينم كم بيارم!!! واسه اينم يه راهكار بگين.
    به امضايي كه نوشتم خيلي اعتقاد دارم ولي تو اين مورد نميخوام نفريني پشت سرم باشه. بازم از همه ممنونم.
     
  10. مطلب زيرو aliyan عزيز برام نوشتن منم قسمتاي عموميشو اينجا گذاشتم تا دوستاني كه با اين مشكل يا سوء تعبير مواجه ميشن اگه دوس داشتن ازش استفاده كنن چون برا من كه نتيجه داد.

    aliyan نوشته:
    سلام دوست من
    "روزت به خیر،میبخشی دیر جواب میدم چون آخر ساله و هزارتا کار!!الانم کمی وقت کردم تاسری به سایت بزنم و بعدش به کارام برسم اما اولش بگم کمی میخوام رک حرف بزنم چون شمارو نتنها دوست خودم بلکه مثل برادر خودم میدونم! و اما در مورد این خانم بهت بگم که همه میدونیم که زندگی فقط شکل و شمایل افراد و یا ببخشید رابطه جنسی کردن نیست!! زندگی یک دالان طول و درازیه که کلی فراز و نشیب داره!که زن و مرد اگر باهم مچ نباشن از اون پیچ و خم های زندگیشون  نمیتونن رد بشن و اگر هم بشن باید سختی های بی حدی رو تحمل کنن!پس دوست گرامی و عزیزم هرچه که این خانم با استدلال و یا غمزه و یا هر کار دیگه ای بخواد نظر جنابعالی رو به خودش  جلب بکنه! یادت نره که اگر واقعاً خودشما ازش خوشتون نیاد و یا به دلتون نشینه!در آینده دچار مشکلات عدیده ای میشید که عاقبتش جزء پشیمانی چیزی نیست!پس کمی احساسات رو کنار بزارید و چون مسئله احساسات دختره هم هست با منطق و با اراده قوی  حرف دلتونو بهشون بزنید! الان شاید با حرفهای ایشون و یا نیازهای خودتون بخواید روابطی با ایشون داشته باشید اما خیلی باید عاقلانه و با منطق با این موضوع برخورد کنید! توصیه میکنم اگر واقعاً احساسی بهشون ندارید رک حتی در یک برخورد چند دقیقه ای مثلاً در محیط دانشگاه بهشون بگید که اختلاف سنی شما مسئله ای که خانواده شما قبول ندارن!در نتیجه ارتباط داشتن شما و ایشون بی نتیجه خواهد بود و از طرفی دیگه بهشون بگید که شما دخترید!و هر دختری دارای احساسات لطیف و ظریفیه که اگر علاقه مندی بین شما و من ایجاد بشه و زمانی این رابطه بهم بخوره که احتمالش زیاده!! اونوقت دلتون میشکنه و ضربه روحی سنگینی رو متحمل میشید!و اینو من نمیخوام پس بهتره که از همین الان این رابطه وجود نداشته باشه تا اون قضیه هم اتفاق نیفته!
    از طرفی هم بهشون بگید من چون نمیخوام هیچ ناراحتی برای شما رخ بده در نتیجه بهتر دیدم رک بهتون این مطالب رو بگم تا هم در وجدان خودم و هم در برخوردهامون در محیط دانشگاه،شرمنده نباشم و .....
    به هرحال چون من خیلی از این ماجراهارو دیدم و دیدم که متاسفانه با یک احساس غلط و زود گذربین پسر و دختر روابط عمیقی برقرار شده و بعدش چون این احساس از روی منطق و عقل نبوده و صرفاً از روی احساسات گذرا رخ داده ،با یک تلنگر از هم پاشیده! و هم دختر و هم پسر گاهاً چنان ضربه روحی خوردن که حتی به ترک تحصیلشون ویا افسردگیشون ختم شده! و چون من شمارو مثل برادر کوچیکتر خودم می دونم لذا نمیخوام اینطور مسئله ای هم برای شما و هم برای اون دختر پیش بیاد!
    بزارید حرفهامو جمع بندی کنم بهترین کار اینه که در یک موقعیت مناسب منحصراً در محیط دانشگاه،و نه بیرون!! تنها با یک جمله کوتاه بهشون بگید بدلایل مختلف که یکیش میتونه بزرگتر بودن سن ایشون باشه صلاح نیست تا ارتباطی بین شما و ایشون واقع بشه!چون احتمال قطع ارتباط در آینده هست در نتیجه بهتره که از همین الان این رابطه وجود نداشته باشه تا اون موقع هردو ضربه بخورید!اما به عنوان هم شاگردی و با رعایت خطوط قرمز،میتونید رابطه درسی داشته باشید اما بازم در محیط دانشگاه و نه بیرون مثل خونه و امثالهم!
    انشالله که تونسته باشم کمک فکری کرده باشم و هم اینکه نگرانی خودمو بهتون نشون داده باشم چون مورد شما الان در جامعه ما خیلی زیاده و متاسفانه چون جوانها در این سن و سال خیلی احساساتی هستن زود راهی رو انتخاب میکنن که به صلاح خودشون و خانواده اشون نیست!!برای همین منم برای جوانهایی مثل جنابعالی خیلی نگرانم
    در هرحال انشالله که ایشون هم منطقی باشن و حرفهای شمار رو بپذیرن و اگر نپذیرفتن!!بهتره که شما یکجانبه  اونو قطع کنید!هیچ اتفاقی نمی افته!کم کم ایشون متوجه میشه که انتخابش از جهاتی اشتباه بوده!از طرفی یادتون نره خانواده شما هم قطعاً روی سن ایشون نظر خواهند داشت پس حتی برای این مورد هم که شده کمی بدون احساسات با موضوع برخورد کنید."



    از همه دوستان ممنونم مخصوصا ghazal خانم كه نكته اخرشون خيلي مفيد بود و تشكر ويژه از aliyan عزيزم ميدونستم مثه هميشه چنتشون پره.
    يه صحبت كوچولو ميخوام با هم سن و سالاي خودم داشته باشم دوستان من دختراي عزيز تو رو خدا بذارين اول انتخاب بشين بعد انتخاب كنين مطمئن باشين اونيكه لياقتتونو داشته باشه حتما خودش مياد. بر عكسش نميدونم چقد جواب ميگيرين ولي به نظرم احتمالش خيلي كمه در مورد من كه اصلا حس خوبي نبود. احساسات لطيفتونو مثه همكلاسي من درگير نكنين و احساسات يكي ديگه رو هم درگير نكنين خدا ميدونه چقد گريه كرديم، هر دوتامون. ولي بالاخره حلاليتو ازش گرفتم.
    پيش پيش سال نو تون مبارك.
     
    تشکر شده توسط : 4 کاربر
  11. از جریان سن و اختلاف سنی میگذرم چون مدتیه خیلی از عرف ها شکسته شده و حالا باید سالها بگذره و این سنت شکنان ب آخر قصه شون برسند تا ببینیم کارشون صحیح بوده یا غلط.  کاری با ماجرای سنت و مدرنیته و روانشناسی و ... ندارم. فقط میدونم ک خانومی ک خودش رو براحتی در اختیار میذاره و آقایی ک خانومش رو براحتی بدست میاره تا آخر قصه دچار وضعیت عدم رضایت خواهند بود. چرا؟ میدونید، طبع و طبیعت خانوما ب این فرمه ک توی موقعیت "ناز" قرار بگیرند و طبیعت آقایون ایجاب میکنه ک توی جایگاه "نیاز" باشند. یعنی اینکه من خانوم وقتی ببینم مردی ک خواهان منه صد بار پا پیش میذاره و نه میشنوه و حتی آزارم می بینه و باز سر حرفشه "احساس ارزشمند بودن" بیشتری بهم دست میده و همینطور اون آقا، زنی ک برای بدست آوردنش خیلی مشقت کشیده رو دوست تر داره و با توجه به طبع تنوع طلب آقایون احتمال بی وفایی های بعدی کمتری در موردش داده میشه. زنی ک راحت بدست اومده سر هر بحث و جنجالی بی اراده ممکنه توسری پیش قدم شدن خودش رو بخوره. بالاخره وسط دعوا ک حلوا خیرات نمی کنند. یا نه، هر دادی ک بشنوه خودش خودش رو سرزنش کنه ک چ کردم و چرا کردم.... یکی دیگه از ویژگی های خانوما اینه ک توی برخورد موثر با آقایون ظرف چند دقیقه تصویری ب روشنی واقعیت از آینده ی اون آقا توی ذهنشون ظاهر میشه. بی اختیارم هست. و متاسفانه گاهی این تصویر ب حدی دل انگیز و رویاییه که باهاش ازدواج می کنند. با این تصویر نه با اون مرد. حالا تصور کنید بعد از گذشت چند سال ارتباط یا نه اصلا ازدواج و رفتن زیر بار مسئولیت ها و سختی ها اون تصویر کمرنگ میشه و مجبور میشن ب آینده ای ک اصلا فکرشم نمی کرده اند تن در بدند. ب اینم فکر کنید ک شاید انتخاب شما از جانب ایشون ثمره ی انتخاب از روی هیجان بوده باشه و ظرف گذشت مدتی. حالا چ در فراغ و چ در وصل برطرف بشه. شایدم شما شخصیت برجسته و گیرایی باشید و ایشون اشتباه نکرده باشند. لطفا روشن باشید وقتی دارید  وارد قصه میشید.
     
    تشکر شده توسط : 5 کاربر
  12. simia نوشته است: از جریان سن و اختلاف سنی میگذرم چون مدتیه خیلی از عرف ها شکسته شده و حالا باید سالها بگذره و این سنت شکنان ب آخر قصه شون برسند تا ببینیم کارشون صحیح بوده یا غلط.  کاری با ماجرای سنت و مدرنیته و روانشناسی و ... ندارم. فقط میدونم ک خانومی ک خودش رو براحتی در اختیار میذاره و آقایی ک خانومش رو براحتی بدست میاره تا آخر قصه دچار وضعیت عدم رضایت خواهند بود. چرا؟ میدونید، طبع و طبیعت خانوما ب این فرمه ک توی موقعیت "ناز" قرار بگیرند و طبیعت آقایون ایجاب میکنه ک توی جایگاه "نیاز" باشند. یعنی اینکه من خانوم وقتی ببینم مردی ک خواهان منه صد بار پا پیش میذاره و نه میشنوه و حتی آزارم می بینه و باز سر حرفشه "احساس ارزشمند بودن" بیشتری بهم دست میده و همینطور اون آقا، زنی ک برای بدست آوردنش خیلی مشقت کشیده رو دوست تر داره و با توجه به طبع تنوع طلب آقایون احتمال بی وفایی های بعدی کمتری در موردش داده میشه. زنی ک راحت بدست اومده سر هر بحث و جنجالی بی اراده ممکنه توسری پیش قدم شدن خودش رو بخوره. بالاخره وسط دعوا ک حلوا خیرات نمی کنند. یا نه، هر دادی ک بشنوه خودش خودش رو سرزنش کنه ک چ کردم و چرا کردم.... یکی دیگه از ویژگی های خانوما اینه ک توی برخورد موثر با آقایون ظرف چند دقیقه تصویری ب روشنی واقعیت از آینده ی اون آقا توی ذهنشون ظاهر میشه. بی اختیارم هست. و متاسفانه گاهی این تصویر ب حدی دل انگیز و رویاییه که باهاش ازدواج می کنند. با این تصویر نه با اون مرد. حالا تصور کنید بعد از گذشت چند سال ارتباط یا نه اصلا ازدواج و رفتن زیر بار مسئولیت ها و سختی ها اون تصویر کمرنگ میشه و مجبور میشن ب آینده ای ک اصلا فکرشم نمی کرده اند تن در بدند. ب اینم فکر کنید ک شاید انتخاب شما از جانب ایشون ثمره ی انتخاب از روی هیجان بوده باشه و ظرف گذشت مدتی. حالا چ در فراغ و چ در وصل برطرف بشه. شایدم شما شخصیت برجسته و گیرایی باشید و ایشون اشتباه نکرده باشند. لطفا روشن باشید وقتی دارید  وارد قصه میشید.




    قصه كه تموم شد اگرچه برا منم تلخ بود چون واقعا يه همكلاسي اي كه ميتونست به عنوان يه همكار خيلي خوب در اينده به من خيلي كمك كنه رو از دست دادم واقعا درسشون خوبه. نميدونم چرا اينجوري كرد كمتر از يه ماه ديگه جفتمون باهاس كنكور دكترا بديم من كه هنوز نتونستم خودمو جمع و جور كنم.  
    حرف منم همينه پسر هر چقدم جذاب و گيرا باشه چه از نظر قيافه چه تيپ چه تحصيلات چه ...  به نظرم نبايد نبايد نقش زن و مرد عوض بشه تو پستاي قبليمم گفتم  اين مرده كه عشق بازه و زن بايد نقش خودش يني عشق ورزيو داشته باشه. برعكسش واقعا سخته حداقل برا من كه اينجوريه. aliyan عزيز هم گفتن واقعا اين اتفاق تو جامعه زياده. به كسي تهمت نميزنم  ولي به اين روش اگه پسره يكي باشه كه بخواد سوء استفاده كنه، راحت ميتونه. پس دختراي عزيز بيشتر مراقب باشين.
     
  13. m1989 نوشته است:
    simia نوشته است: از جریان سن و اختلاف سنی میگذرم چون مدتیه خیلی از عرف ها شکسته شده و حالا باید سالها بگذره و این سنت شکنان ب آخر قصه شون برسند تا ببینیم کارشون صحیح بوده یا غلط.  کاری با ماجرای سنت و مدرنیته و روانشناسی و ... ندارم. فقط میدونم ک خانومی ک خودش رو براحتی در اختیار میذاره و آقایی ک خانومش رو براحتی بدست میاره تا آخر قصه دچار وضعیت عدم رضایت خواهند بود. چرا؟ میدونید، طبع و طبیعت خانوما ب این فرمه ک توی موقعیت "ناز" قرار بگیرند و طبیعت آقایون ایجاب میکنه ک توی جایگاه "نیاز" باشند. یعنی اینکه من خانوم وقتی ببینم مردی ک خواهان منه صد بار پا پیش میذاره و نه میشنوه و حتی آزارم می بینه و باز سر حرفشه "احساس ارزشمند بودن" بیشتری بهم دست میده و همینطور اون آقا، زنی ک برای بدست آوردنش خیلی مشقت کشیده رو دوست تر داره و با توجه به طبع تنوع طلب آقایون احتمال بی وفایی های بعدی کمتری در موردش داده میشه. زنی ک راحت بدست اومده سر هر بحث و جنجالی بی اراده ممکنه توسری پیش قدم شدن خودش رو بخوره. بالاخره وسط دعوا ک حلوا خیرات نمی کنند. یا نه، هر دادی ک بشنوه خودش خودش رو سرزنش کنه ک چ کردم و چرا کردم.... یکی دیگه از ویژگی های خانوما اینه ک توی برخورد موثر با آقایون ظرف چند دقیقه تصویری ب روشنی واقعیت از آینده ی اون آقا توی ذهنشون ظاهر میشه. بی اختیارم هست. و متاسفانه گاهی این تصویر ب حدی دل انگیز و رویاییه که باهاش ازدواج می کنند. با این تصویر نه با اون مرد. حالا تصور کنید بعد از گذشت چند سال ارتباط یا نه اصلا ازدواج و رفتن زیر بار مسئولیت ها و سختی ها اون تصویر کمرنگ میشه و مجبور میشن ب آینده ای ک اصلا فکرشم نمی کرده اند تن در بدند. ب اینم فکر کنید ک شاید انتخاب شما از جانب ایشون ثمره ی انتخاب از روی هیجان بوده باشه و ظرف گذشت مدتی. حالا چ در فراغ و چ در وصل برطرف بشه. شایدم شما شخصیت برجسته و گیرایی باشید و ایشون اشتباه نکرده باشند. لطفا روشن باشید وقتی دارید  وارد قصه میشید.




    قصه كه تموم شد اگرچه برا منم تلخ بود چون واقعا يه همكلاسي اي كه ميتونست به عنوان يه همكار خيلي خوب در اينده به من خيلي كمك كنه رو از دست دادم واقعا درسشون خوبه. نميدونم چرا اينجوري كرد كمتر از يه ماه ديگه جفتمون باهاس كنكور دكترا بديم من كه هنوز نتونستم خودمو جمع و جور كنم.  
    حرف منم همينه پسر هر چقدم جذاب و گيرا باشه چه از نظر قيافه چه تيپ چه تحصيلات چه ...  به نظرم نبايد نبايد نقش زن و مرد عوض بشه تو پستاي قبليمم گفتم  اين مرده كه عشق بازه و زن بايد نقش خودش يني عشق ورزيو داشته باشه. برعكسش واقعا سخته حداقل برا من كه اينجوريه. aliyan عزيز هم گفتن واقعا اين اتفاق تو جامعه زياده. به كسي تهمت نميزنم  ولي به اين روش اگه پسره يكي باشه كه بخواد سوء استفاده كنه، راحت ميتونه. پس دختراي عزيز بيشتر مراقب باشين.

    دوست عزیز
    بهترین کار رو کردید که به همه چی خاتمه دادید چون شجاعت میخواد نشون بدید که کسیو نمیخواید.نگران اون دختر هم نباشید زودتر از چیزی مه فکرشو بکنید به حالت عادی برمیگرده چون دیگه پیش خودش تصوراتی از شما نخواهد داشت.بهترین مسئله صداقته که شما داشتید.فقط توصیه دوستانه ای که بهتون دارم اینه که بخاطر اینکه نگران عواطفش و یا غیره هستید از اینور اونور پرس وجو نکنید چون کافی کمی حس کنن دوباره شروع میشه.اما حرف آخر اینه که درسته عرفها تغییر کرده اما اینکه همیشه 1 مرد باید خواستار حضور زن تو زندگیش باشه تغییر ناپذیره و اگر برعکس رخ داد اصلا صحیح نیست چون زنها دریافت کننده محبتن و نه ابراز کننده اون در وهله اول.
    به همه دوستان توصیه میکنم کتاب روابط موفق باربارا دی انجلس رو بخونید فوق العاده اس
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  14. اگر عقلتون اين بودن با هم رو تاييد نميكرده بهترين كار رو كرديد و مطمئن باشيد اگر با درايت عمل كنيد رابطه همگكلاسيتون هم به روال گزشته بر ميگرده
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  15. rasoull2005 نوشته است: اگر عقلتون اين بودن با هم رو تاييد نميكرده بهترين كار رو كرديد و مطمئن باشيد اگر با درايت عمل كنيد رابطه همگكلاسيتون هم به روال گزشته بر ميگرده





    تازه سپيده خانم لطف كردن يه همچي قضيه ي تا حدودي مشابه منو برام فرستادن و اخرش خيلي تلخ بود ازشون مجددا تشكر ميكنم.
    منم اميدوارم به حالت قبليش برگرده و فكراي خطرناكي به سرش نزنه. از طرف من همه چي خيلي محكم و منطقي قطعه از اون طرفم ظاهرا قطعه. دلش بدجوري شكست بخدا دلم كباب شد قبلا گفتم خيلي گريه كرديم اگه نكته اي كه غزل خانم گفتن نبود شايد اوضاع يه جوراي ديگه اي ميشد ولي تقصير خودش بود كاش حداقل با واسطه ميومد كه اينقد ضربه نخوره. از هر كي كه اين پستو ميخونه ميخوام كه برا جفتمون دعا كنه مخصوصا ايشون كه هر چه زودتر به حالت قبليش برگرده. التماس دعا.
     
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 3
رفتن به صفحه 1   


پرش به:  

شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB ©



Forums ©

.: مسئوليت مطالب، تبليغات و محصولات ديگر سايتها به عهده خودشان است :.
.:: برداشت از مطالب اين سايت فقط با کسب مجوز از مدیریت و با ذکر مبنع و آدرس به صورت لینک بلامانع است ::.
.::: کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دکتر رهام صادقی بوده و هرگونه سواستفاده از آن طبق ماده 12 قانون جرایم رایانه ای قابل پیگیری است :::.






مدت زمان ایجاد صفحه : 0.23 ثانیه (101)