شما در بخش انجمنهای گفتگو سایت دکتر رهام صادقی هستید، برای آشنایی با امکانات متنوع دیگر سایت اینجا کلیک کنید


به اينستاگرام سايت بپيونديد

افت سريع شماره چشم " فوري "

  1. ولش کن آبجی ... بذار بره ... کسی که عاشقت نباشه بودنش دردسرته ... خدارو شکر کن اتفاقا که باید خوشحال باشی ...
    ببین همممون در هر شرایطی 2 راه بیشتر نداریم  ....
    1- یا زنده میمونیم  => باید سعی کنی پاک زنده کنیم تا بتونیم برا اون دنیات کاری کرده باشیم.
    2- یا ...  => باید سعی کنی پاک بریم ... پاک پاک ... .
    پس در هر صورت باید از فرصتت (و همه از فرصتمون) برا پاک شدن و بودن استفاده کنیم .

    خوشم میاد که اعتماد به نفس بالایی داری . با تموم مشکلات بازم استواری .  نمیخوام دلداریت بدم یا بگم کاریت نیست (چون نمیدونم ) و خیلی خوبه که از مرگ ترسی نداری . توهمون "آزیتای المپیاد (منم دارم برا المپیاد زیست میخونم )" هستی و میمونی  .باید هممون به درجه تو برسیم (نه مثل من که با یه اسهال ساده فکر کردم وبا گرفتم و کلی خودم رو باختم و از اون روز فهمیدم ایمانم خیلی خیلی ضعیفه) .
    راستی میدونستی همین که آرزوی پزشکی رو داشتی ثوابش رو بردی (!) اینو از خودم نمیگم ها،  خدا گفته .

    ولی هنوز پای حرف پست قبلیم هستم ...

    اگه بخوای و از قوانین هستی (قانون جذب) و اسم اعظم خدا استفاده کنی و به توصیه های اطبا هم گوش بدی اونوقت وظیفت رو انجام دادی و خداهم ازت خشنوده .

    زنده ام... چون زندگی را آموختم ...
    زندگی یعنی در راه عشق ...
    در راه عشق تولد .
    در راه عشق زندگی
    در راه عشق دیدارت .
    ای زیباترین معشقوق ... آیا زنده ام ؟
     
  2. سلام . حتما براش دعا می کنم .
     
  3. sa_sa



    کاربر نيمه فعال


    کاربر نيمه فعال
    سلام
    حتما برای این دوست خوبم دعا می کنم
     
  4. به نام خدا
    با سلام و خسته نباشید خدمت همه سروران
    در ابتدا می خواهم از آقای دکتر باز هم تشکر کنم بابت ایجاد این سایت.
    واز ایشان بخواهم که اجازه دهند تا این فروم باقی بماند، با اجازه ایشان.
    من مدتها بود که حس میکردم کاربران این سایت مانند خانواده هستند یک خانواده جهانی، وحالا یکی از اعضای خانواده برای ما مسابقه گذاشته.
    بله مسابقه، numex777 خواسته تا همه ما را در مسابقه دوستی محک بزند، تا بفهمد دوستان واقعیش چه کسانی هستند آنهایی که  چه نزدیک چه دور به یادش هستند ودعاگویش را بشناسد.
    خوش باشد گر محک تجربه آید به میان تا سیه روی شود هر که دروغش باد.
    دوستان من نمی خواهم بگویم کی بده که numex777  را تنها گذاشته وکی چی وظیفشه، من میخواهم از این فروم دوستی فقط از دوستی وایمان حرف بزنم.
    numex777  عزیزم، میدونم که نمی توانی پای کامپیوتر بشینی، ویکی از اعضای خانواده ات کمکت میکند تا در نت باشی.
    بنابراین من از همه کاربران  در خواست میکنم اگه حرفی با توی نازنین دارند در این فروم قرار دهند اما تو هم قول بده که به کمک همراهت به این سایت هر روز سری بزنی.
    عشقم، من معجزه زیاد دیدم من کسی را می شناسم که مشکل تو را داشت ومعجزه شد وشفا گرفت و خیلی موارد دیگر.
    اما جالبه بدونی او به این شفا گرفتن معجزه نمیگفت، او میگفت: شما معجزه می دانید چون نمی دانید که خدای متعال شفا را در وجود ما در بدو تولد قرار داده اما  وقتی که از آن غافل می شویم بیمار میشویم.
    این دوست شفا گرفته من می گفت: وقتی که بیماری آنچنان به من  فشار می آورد که حتی نمی توانستم راحت نفس بکشم آن موقع که مرگ را جلوی چشمم می دیدم وآرزویش هم میکردم. آن موقع که عجیب ناامید شده بودم.
    خواب دیدم، چطور بخواب رفته بودم نمی دانم چون همه میگفتند تو خواب نبودی فقط داشتی درد میکشیدی اما من خواب یا بیدار دیدم که کسی آمد مقابلم اما چشمان ضعیفم اجازه نمی داد او را ببینم وفقط سایه ای را حس میکردم.
    جلو آمد دستش را روی سرم گذاشت و یک بسته از آن در آورد به او گفتم: چه میکنی؟ گفت: دارم آنچه که خدا در تو ودیعه نهاده برمی دارم تا ببرم به صاحبش برگردانم وتو بمان تا کس دیگری برای بردنت بیاید.
    ترسیدم پرسیدم این ودیعه چه بود او که از صدایش معلوم بود ناراحت شده گفت: هر انسانی در بدو تولد بسته ای را از خدا هدیه می گیرد که آن را در ذهنش می گذارد واگر استفاده کند به قلبش منتقل میشود.
    این بسته حاوی یکسری ابزار هست برای زندگی کردن مثل خوبی وبدی، بیماری وشفا، شادی وغم و غیره... .
    اما تو از همه آنها استفاده نکردی وبدا به حالت که از امکاناتی که خدا در اختیارت قرار داده استفاده نکردی.
    گفتم من مریضم دارم میمیرم چه باید می کردم که نکردم.او گفت تو خودت مریض شدی وخودت هم می توانی شفا یابی به خودت ربط دارد.
    تو حق انتخاب داری.
    او با صدایی مهربان و آرام گفت: می دانستی که تو یکی از بندگان خاص خدا هستی.
    حیرت کردم وگفتم: من... من خاصم.
    و او گفت: آری چون خدا ترا بی خبر نبرد آنچنان که کسی وحتی خودت هم نفهمی.
    خواست به تو با هشدار بفهماند که می توانی ماندن یا نماندنت را انتخاب کنی.
    شگفت زده سکوت کردم تا او بگوید.
    و او هم ادامه داد که  فرزندم تو میتوانی از این بسته استفاده کنی اگر مریضی را انتخاب میکنی آن را به قلبت ببر و هر روز به آن فکر کن تا مرگ به سراغت بیاید. خواستی توشه ای هم جمع کن، البته سودی ندارد چون تو کافر شدی چرا که ناامیدی را انتخاب کردی. وناامیدی از درگاه خدا کفر هست.
    اما اگر کسی هست که هنوز باید به خاطرش زنده بمانی اگر کاری هست که از تو برمی آید وباید به خاطرش زنده بمانی شفا را به قلبت ببر، هر روز به او فکر کن، هر روز برای همه دعا کن، هر روز برای همه آواز بخوان، هرروز به همه سلام بده، وهر روز را از نو شروع کن آن موقع تو باز هم فرصت می یابی که در کنار دوستانت وبرای خاطر آنها بمانی.
    حال انتخاب با توست.
    این شفا یافته، این معجزه دیده، می گفت:بعد، آن سیاهی، آن سایه، رفت ومن شروع کردم به صدا کردنش.
    که دیدم سایه دوباره نزدیکم شد وگفت چیه بابایی ؟
    صدای پدرم بود شناختم گفتم: آن آقا کجا رفت؟ پدرم گفت: چه کسی را میگویی اینجا که کسی نیست.
    گفتم: همانی که با او صحبت میکردم.
    صدای پدرم میلرزید وگفت: تو با کسی حرف نمی زدی فقط داشتی با صدای دعایی که از تلویزیون می آمد دعا میکردی.
    و من برای اینکه اثبات کنم کسی اینجا بود بلند شدم تا او را بیابم وبه پدرم نشان دهم که در کمال ناباوری دیدم می توانم راه بروم، ببینم ونفس عمیق بکشم.
    من شفا را در قلبم برده بودم و با خدا گفتگو کرده بودم.
    من انتخابم را کرده بودم، من دعا کرده بودم.
    شما معجزه دیده بودید.
    numex777  جان این دور از دسترس نیست امتحان کن.
    اما اگه دنبال بهانه میگردی که برای چه شفا را به قلبت ببری بدون خیلی ها چشمشون دنبال تو هست که بری دانشگاه و سرفرازی رابرای ما ایرانی ها بخری.
    بدون خیلی ها چشم انتظار تو هستند تا در این سایت به سوالاشون جواب بدی.
    بدون که خیلی ها دوست دارند ومی خواهند تو شفا را انتخاب کنی تا از تو الگو بگیرند.
    یکیش خود من.
    دوستدار تو دریای آبی 2008.
     
    تشکر شده توسط : 2 کاربر
  5. سلام numex777  عزیز
    منم نمیخوام مثل بقیه فقط برات تاسف بخورمو دلداریت بدم، اما تو توی همین سن کم تونستی به چیزهایی دست پیدا کنی که خیلی از اطرافیانت با این اخلاق و رفتار سست تنو نستند حتی بهش فکر کنن.اقلا خوبه اصرافیانت رو همین اول بیماریت شناختی تا از حالا رو پای خودت بایستی و ام اس رو شکست بدی و به کسی در حادترین شرایط بیماریت تکیه نکنی و خودت باشی و خدای بالا سرت. منم دقیقا یه خاله همسن تو دارم که 4 ساله به این بیماری مبتلاست اونم اوایل نااميد بود و روزی هزار بار به خدا گله مي کرد که چرا من باید ام اس بگیرم ولی بعد فهمید مثل اون زیادن که با این بیماری دست و پنجه نرم می کنن.numex777  جان تنها آرزویی که برات دارم اینه که با توکل به خدا تو ام اس رو از پا در بیاری نه اون تورو ...  
    زنده بمان و خوب زندگی کن تا بعدا حسرت لحظه لحظه هایت را نخوری.
     
  6. سلام. خیلی خوشحالم که یکی از اعضای خانواده مطالب این بخش رو برا numex777 میخونن ...
    از دریای آبی به خاطر پست قشنگش متشکرم ... اره واقعا همینطوه . همه ی ما یه خانواده ایم ... اصلا چرا نباشیم ؟!

    numex777  بدون که تو همین سایت کلی دوست داری که همیشه به فکرتن ... یکیش من .
    به امید " امیدوار بودن به خدا" ... بدرود/
     
  7. sa_sa



    کاربر نيمه فعال


    کاربر نيمه فعال
    سلام numex777  عزیز
    بدون که تو همین جا کلی دوست داری که همیشه به فکرتن وبرات دعا می کنن
    همیشه قوی باش و به خدا ایمان داشته باش چون از خدا هر کاری که بگی بر میاد.
     
  8. ممنونم دوستای خوب
    آزیتای عزیزو تنها نگذارید تا زود برگرده پیشمون
     
  9. تقدیم به خانواده جهانیم وnumex777  عزیز
    عجایب هفتگانه
    معلمي از دانش آموزان خواست تا عجايب هفتگانه جهان را فهرست وار بنويسند. دانش آموزان شروع به نوشتن کردند. معلم نوشته هاي آن ها را جمع آوري کرد. با آنکه همه جواب ها يکي نبودند اما بيشتر دانش آموزان به موارد زير اشاره کرده بودند: اهرام مصر، تاج محل، کانال پاناما، کليساي سن پيتر، ديوار بزرگ چين و.... در ميان نوشته ها کاغذ سفيدي نيز به چشم مي خورد. معلم پرسيد: "اين کاغذ سفيد مال چه کسي است؟" يکي از دانش اموزان دست خود را بالا برد.معلم پرسيد: "دخترم چرا چيزي ننوشتي؟" دخترک جواب داد: "عجايب موجود در جهان خيلي زياد هستند و من نمي توانم تصميم بگيرم که کدام را بنويسم." معلم گفت:"بسيار خوب، هر چه در ذهنت است به من بگو ، شايد بتوانم کمکت کنم." در اين هنگام دخترک مکثي کرده و گفت: " به نظر من عجايب هفتگانه جهان عبارتند از : لمس کردن، چشيدن، ديدن، شنيدن،احساس کردن، خنديدن و عشق ورزيدن. پس از شنيدن سخنان دخترک، کلاس در سکوتي محض فرو رفت. آري عجايب واقعي همين نعمت هايي هستند که ما آن ها را ساده و معمولي مي انگاريم.
    منبع: www.charismaco.com
     
  10. سلام ویژخ خدمت numex777  و خانواده محترم ...
    چقد خوب میشد اون کسی که برای آزیتا نوشته هامون رو میخونن اینجا یه چیزی هم مینوشتن... خوشحال میشیم ها! .


    راستی آیا چیز های جدید مثل انرژی درمانی و... میتونه کار آمد باشه دوستان؟
     
  11. با سلام
    منم می خواستم همینو بگم ما رو از numex777  بی خبر نگذارید.
    اینم برای numex777  عزیزم

    زندگی هیچ ارزشی ندارد، ولی در جهان هیچ چیز هم ارزش زندگی را ندارد.

    انسان برای آن‌که حرف زدن را بیاموزد، به دو سال وقت نیاز دارد اما برای آموختن سکوت، پنجاه سال مهلت لازم دارد.
    فقط تنبل‌ها معتقدند کاری را که می‌توان پس‌فردا انجام داد، نباید به فردا موکول کرد.
     
  12. sa_sa



    کاربر نيمه فعال


    کاربر نيمه فعال
    سلام
    منم با نظر دوستان موافق هستم از حالnumex777  جون ما را هم بی خبر نگذارید
     
  13. سلام،
    من هم آرزوی بهبودی برای این کاربر دارم؛
     
  14. تقدیم بهnumex777  عزیزم

    التماس دعا داریم


    بسم الله الرحمن الرحیم


       ربکم ثم توبوا الیه یمتعکم متاعا حسنا الی اجل مسمی و یوت کل ذی فضل فضله (3)


    و مستودعها کل فی کتاب مبین (6)


    ولله غیب السموات والارض والیه یرجع الامر کله  (108)


    ترجمه آیات

    آمرزش از خدا طلبید و و به درگاه  او توبه دانا  کنبد که شما را عجل معین و هنگام
    مرگ لذت بخشد و در حق هر مستحق رحمتی تفعیل فرماید  (3)


    و همه احوال خلق در دفتر علم ازلی خدا ثبت است (6)


    و هر چه در آسمانها و زمینهاست پنهانست همه برای خدا آشکار است (123)

    سوره هود



    گزارش شیعه نیوز ، دلهای پریشانی که بر اثر بیماری دختر19 ساله ی خود که فلج
    است و از ویلچر استفاده می کند به شدت غرق اندوه بود ومراجعه فراوان به پزشکان
    سودی نداشت که پزشکان نیز حتی ازدرمان وی قطع امید کرده بودند.


    ولی این دختر که دعاء عبد الکریم السهلانی نام دارد واهل امارات متحده عربی ودقیقا
    اهل شارجه می باشد به همراه خانواده اش تنها امید خود را به کسانی بستند که خداوند
    مرقدشان را قطعه ای از بهشت قرار داد ، این خانواده عزم سفر کرده وبه سوی
    سرزمین پیامبران واولیای خدا در نجف اشرف وکربلای معلی رهسپار گشتند .



    آنان در حالی دیار خود را ترک می کردند که به کسانی که به آنان امید بستند اطمینان
    کامل داشتند ، انان داخل سرزمین عراق شدند با تمام اشتیاق لازم برای زیارت ولی
    صالح خدا وبا حالتی گریان وارد حرم مطهر شدند.


    این پدر به همراه دختر خود با ویلچر وارد حرم مطهر امیر مؤمنان علیه السلام شدند
    وبا حالت تضرع والتماس به نزدیک ضریح رسیدند صدای تکبیر وصلوات بلند شد
    ودختر توانست روی پای خود بایستد.


    او درکنارپدرگریانش ایستاد در حالی که خود نیز باور نداشت شفا گرفته است پدردختر
    خود را همراهی کرد تا نزد مادر وخواهرانش برساند مادرش با دیدن این صحنه
    نتوانست اشکهای خود را پنهان نماید ودر حالی که شفای او را تبریک می گفت و گریه
    می کرد او را در آغوش گرفت.


    لحظاتی بعد صدای مؤذن بلند شد وهنگام نماز ظهر در آستان مقدس علوی این دختر
    برای ادای فریضه نماز ایستاد وسپس دو رکعت نماز شکر خواند تا خدا را به خاطر
    شفا گرفتن به برکت مولای موحدان علی علیه السلام سپاس گوید


    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    در پناه یکتای بی همتا
         منبع:      www.iraneshgh.ir/join
     
  15. lmaryam



    کاربر نيمه فعال


    کاربر نيمه فعال
    سلام numex777  جون اميدوارم روز به روز حالت بهتر شود من هم كه بنده ناچيز خدا هستم با بچه كوچك تو شكمم كه تازه يكماهش هست برات دعا مي كنم وازخدا ميخواهم كه اميدت روزبه روزافزون وبتواني سلامتي ات را بدست بياوري بدان من چندين بار پي به خيلي چيزها برده ام خواست خدا از همه كس وهمه چيز بالاتراست از او بخواه من هرچه خواستم به من داده سلامتي شوهرم را خواستم شكر خدا بهم داد فرزند خواستم داد شكر تو هم سلامتي ات را بخواه مطمئن باش كه بهمت برميگردونه فقط به تو ميخواهد بفهمونه كه اطرافت چه خبره اميدوارباش عزيزم  خدا پشت وپناهت باشه
     
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 2 از 3
رفتن به صفحه    2   


پرش به:  

شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB ©



Forums ©

.: مسئوليت مطالب، تبليغات و محصولات ديگر سايتها به عهده خودشان است :.
.:: برداشت از مطالب اين سايت فقط با کسب مجوز از مدیریت و با ذکر مبنع و آدرس به صورت لینک بلامانع است ::.
.::: کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دکتر رهام صادقی بوده و هرگونه سواستفاده از آن طبق ماده 12 قانون جرایم رایانه ای قابل پیگیری است :::.






مدت زمان ایجاد صفحه : 0.17 ثانیه (101)