شما در بخش انجمنهای گفتگو سایت دکتر رهام صادقی هستید، برای آشنایی با امکانات متنوع دیگر سایت اینجا کلیک کنید


به اينستاگرام سايت بپيونديد

رفتن به صفحه :    5   

عدم تحريك حتی با ماساژ

  1. hengameh561 نوشته است: ]
    سلام اقا حسین.اینجور که شما میفرمایید کاری از دست هیچ کس برنمیاد.ولی من خودم به شخصه جای خواهر کوچیکتون فقط میتونم واستون دعا کنم که خانومتون یه جایی یه وقتی به یه طریقی متوجه اشتباهاتش بشه و قدر همسری مثل شما رو بدونه.کم نیستند مردهایی که با یه بی توجهی از جانب همسرشون هرز میرن ولی شما با وجود این همه مشکل بازم عاشقانه دوستش دارید.خدا کنه هرچی زودتر در پی جبران اشتباهاتش بربیاد.انشاالله خدا هم به شما صبر و تحمل بیشتری بده و میل جنسیتونو کم کنه در حالی که این کار اصلا درست نیست ولی فعلا چاره دیگه ای نیست.توی فامیلاتون کسی نیست که خانومتون خیلی باهاش جور باشه؟به اون شخص صحبت کنید و ازش بخواید با همسرتون حرف بزنه و نصیحتش کنه شاید درست شد.فقط و فقط امیدوارم که هرچه زودتر مشکل شما حل شه داداش گلم.موفق باشید.


    مرسی خواهر عزیزم
    مرسی از ابراز همدردیتون
    مرسی بابت دعا کردنتون
    در مورد پیشنهادتون باید بگم راستش قبلا هم به فکر خودم رسیده بود  ولی مطمئن نبودم
    راستش با دو تا از زن داداش هاش خیلی صمیمی هست و تا حدودی با شوخی هم که شده در مورد مسائل جنسی بحث میکنن
    البته  با یکی شون خیلی بیشتر شوخیهای جنسی داره و خیلی راحت تره
    (من تنها داماد خانواده خانمم هستم (خانمم تک دختره ) برای همین هم زن داداش هاش همشون بهم احترام میذارن و تا حدودی هم با همشون صمیمی هستم) همین مسئله باعث میشه بتونم باهاشون مشکلمون رو مطرح کنم ولی مطمئن نیستم چون نمی خوام نظرشون در مورد خانمم عوض بشه و یا احتمالا مشکلم از اینی که هست بدتر بشه
    ممنون میشم نظر دیگر کاربران رو در این مورد بدونم که : آیا از کسی بخوام که واسطه بشه تا مشکلمون حل بشه یا نه؟؟؟
    پیشاپیش ممنون از راهنمایی هاتون و ممنون از هنگامه خانم
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  2. با سلام. می بخشین ولی از نظر من صحبت با زن داداشهای همسرتون اونهم در مورد مسائل جنسی تون با وجود چنین همسر حساسی اشتباه خواهد بود. با توجه به رفتارهایی که شما از ایشون ذکر کردید به نظر میاد ایشون نوعی رابطه جنسیوفوبیا داشته باشند. احتمالا این موضوع هم ریشه در گذشته ایشون داشته و ربط زیادی به بعد از ازدواج هم نداشته باشه. اگر حدس بنده درست باشه صحبت کردن ها و نصیحت های عوامانه نه تنها موثر نبوده بلکه کار رو بدتر خواهد کرد. انگار کسی از موش به شدت وحشت دارد و ما با دلیل و منطق می خوایم بگیم موش که ترس نداره. تنها راه، قانع کردن همسرتون با آرامش و متانت جهت مراجعه به روانشناس هست.اونهم با عدم تاکید رو این مسئله. (هیچ کسی حاضر نمی شه برای مواجهه با موش به روانشناس بره چون ترجیح می ده هرگز باهاش مواجه نشه). مشکلات خودتونو دلیل مراجعه ذکر کنید و ازش کمک بخواهید.زیاد هم رو مسائل جنسی تاکید نکنید و مسائلی مثل اضطراب یا بی حوصلگی در خودتونو برای آغاز می تونید مطرح بفرمایید.
     
    تشکر شده توسط : 3 کاربر
  3. ضمن عرض پوزش از غلط املایی ناشی از عدم امکان درج برخی کلمات در سایت و تغییر اتوماتیک آنها
    ایشون احتمالاً "فوبیای جنسی" دارند یعنی عدم علاقه یا ترس از رابطه جنسی به دلیل بعضی تصورات ذهنی یا باورها
     
  4. سلام خدمت دوست گرامی . در مورد مشکل ایشون که همسرشون میل زیادی در رابطه ندارند منم با نظرات دوستان موافقم که با توجه به اینکه اوایل ازدواج رابطشون خوب بوده و الان مشکل دارن من فقط میخوام از تجربه ای خودم در زندگی زناشویی دارم مطرح کنم با توجه به علاقه ای که بین من و همسر هست همیشه سعی میکنم ایشون رو راضی کنم البته خودم هم نسبت به رابطه چون که بهشون علاقه دارم بی میل نیستم فقط زمانهایی پیش اومده که به دلایلی ناراحتی کوچیکی پیش اومده و من ازشون ناراحت که میشدم و تا وقتی که ناراحتیم رفع نمیشد دوست نداشتم حتی لمسم کنه و فقط چون درخواست میکرد با اکراه بهشون جواب میدادم ولی من در مورد ناراحتیم باهاشون صحبت میکردم و اختلافمون رو حل میکردیم . حالا شاید ایشون یه همچین مشکلی دارند و با شما در میان نگذاشتند . البته گفتم که تجربه ای بوده که من به عنوان یه زن در زندگی داشتم و خواستم کمکی کنم . انشالله که مشکل شما هم حل بشه .
     
    تشکر شده توسط : 2 کاربر
  5. سلام.به نظر خود منم صحبت با زن داداش های ایشون به صلاح نیست.چون همیشه بین خواهر شوهر و زن داداش یه حس رقابت وجود داره.من خودمم تک دخترم و یه زن داداش هم بیشتر ندارم خیلی هم باهاش صمیمی هستم ولی اصلا دوست ندارم همسرم در این مورد با ایشون صحبت کنه.اگر کس دیگه ای بود مثل خواهر یا مادر بهتر بود.مشکل خواهر نداشتن ماها همینه دیگه.بازم فقط و فقط واستون ارزوی موفقیت میکنم.اخه مگه میشه زن حرف شوهرشو گوش نکنه چه جوری ایشون نمیره پیش روانشناس من نمیفهمم.
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  6. hossein1982 نوشته است:
    hengameh561 نوشته است: ]
    سلام اقا حسین.اینجور که شما میفرمایید کاری از دست هیچ کس برنمیاد.ولی من خودم به شخصه جای خواهر کوچیکتون فقط میتونم واستون دعا کنم که خانومتون یه جایی یه وقتی به یه طریقی متوجه اشتباهاتش بشه و قدر همسری مثل شما رو بدونه.کم نیستند مردهایی که با یه بی توجهی از جانب همسرشون هرز میرن ولی شما با وجود این همه مشکل بازم عاشقانه دوستش دارید.خدا کنه هرچی زودتر در پی جبران اشتباهاتش بربیاد.انشاالله خدا هم به شما صبر و تحمل بیشتری بده و میل جنسیتونو کم کنه در حالی که این کار اصلا درست نیست ولی فعلا چاره دیگه ای نیست.توی فامیلاتون کسی نیست که خانومتون خیلی باهاش جور باشه؟به اون شخص صحبت کنید و ازش بخواید با همسرتون حرف بزنه و نصیحتش کنه شاید درست شد.فقط و فقط امیدوارم که هرچه زودتر مشکل شما حل شه داداش گلم.موفق باشید.


    مرسی خواهر عزیزم
    مرسی از ابراز همدردیتون
    مرسی بابت دعا کردنتون
    در مورد پیشنهادتون باید بگم راستش قبلا هم به فکر خودم رسیده بود  ولی مطمئن نبودم
    راستش با دو تا از زن داداش هاش خیلی صمیمی هست و تا حدودی با شوخی هم که شده در مورد مسائل جنسی بحث میکنن
    البته  با یکی شون خیلی بیشتر شوخیهای جنسی داره و خیلی راحت تره
    (من تنها داماد خانواده خانمم هستم (خانمم تک دختره ) برای همین هم زن داداش هاش همشون بهم احترام میذارن و تا حدودی هم با همشون صمیمی هستم) همین مسئله باعث میشه بتونم باهاشون مشکلمون رو مطرح کنم ولی مطمئن نیستم چون نمی خوام نظرشون در مورد خانمم عوض بشه و یا احتمالا مشکلم از اینی که هست بدتر بشه
    ممنون میشم نظر دیگر کاربران رو در این مورد بدونم که : آیا از کسی بخوام که واسطه بشه تا مشکلمون حل بشه یا نه؟؟؟
    پیشاپیش ممنون از راهنمایی هاتون و ممنون از هنگامه خانم

    سلام دوست من
    روز به خیر
    خب فکر کنم همه گفتنیهارو دوستان گفتن فقط یک نکته روجهت اطلاع خدمتتون عرض میکنم (و امیدوارم نصیحت بشمار نیاد بلکه انتقال تجربه تلقی بشه)انشالله مفید واقع بشه و اون اینه که همیشه در زندگی سعی کنید برای حل مشکلاتتون ، در  حریم خونه و خانواده خودتون اقدام کنید چون برون رفت معضل از خانواده (منظورم خودتون و خانمتون هست) ممکنه مشکلاتتونو بیشتر کنه مخصوصاً اگر بخواید این مشکل رو در بین آشنایان و خویشاوندان نزدیک بسط بدید(زیرا بر اساس فرهنگ بسیار غلط در جامعه ما، این مشکلات رو،  نقطه ضعف شمابشمار میارند و از همین مورد،چماقی میسازند و پیوسته بر سرتون میکوبند) لذا توصیه میکنم ابداً این موضوع و موضوعاتی که بین خودتون رخ میده در خانواده نزدیکتون(منظورم همین هائیست که گفتید و نه خواهر ومادر) مطرح نکنید(مگر مجبور باشید) اما میتونید از مشاوره دیگران که نزدیکتون نیستند و بهتر بگم نا آشنا با شما هستن استفاده بیشتر و مطمئن تری ببرید! زیرا این اشخاص چون شما رو نمیشناسند در نتیجه حب و بغضی هم به شما ندارند و مشاوره هاشون هم  بی طرفانه تر  است!  این تجربه بنده بود  حال خود دانید
    موفق باشید.
     
    تشکر شده توسط : 2 کاربر
  7. من پیشنهاد میکنم که شما به همسرتون بگین میخواین خودتون برین مشاوره. از اونم بخواین باهاتون بیاد. وقتی رسیدین اونجا بعد صحبتای خودتون با مشاور بهش بگین که مشاور میخواد با شمام (خانومتون) صحبت کنه. شاید اینطوری بتونین راحتتر ببرینش مشاوره. با این کار نه میتونه از اومدن فرار کنه و نه بهش برمیخوره. چون خودتون میرین پیش مشاوره
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  8. سلام و عرض ادب
    بسیار سپاسگذارم از شما دوستانی که در رفع مشکلم یار و یاورم هستید
    در ابتدا باید تشکر ویژه ای کنم از دوستانی که با راهنمایی هاشون نگذاشتند مشکل من دو چندان شود
    در مورد به وجود اومدن ناراحتی : درسته که وقتی مدتی از آخرین رابطه ام با خانمم میگذره و از لحاظ جنسی و نیاز بهم فشار میاد طبیعتا یه کم اخلاقم عوض میشه و کم حوصله تر میشم ولی همیشه سعی کردم طوری رفتار نکنم که باعث دلخوریش بشه ( البته ناگفته نمونه که برای امتحان هم که شده بود یه بار کلا تا دو روز باهاش حرف نزدم و به قول معروف بهش محل هم ندادم ولی تاثیری نداشت )
    در مورد رفتم پیش روانپزشک هم قبلا گفتم که اصلا باور نداره که باید روابط زناشوییمون بیشتر باشه و چون خودش نیاز و شهوت نداره نمی تونه درک کنه که وقتی من نیاز به رابطه دارم چقدر بهم فشار میاد
    در مورد مطرح کردن موضوع با دوستان هم باید بگم : وقتی با چند تا از دوستان متاهلم در مورد کیفیت و کمیت رابطه شون پرسیدم(بدون اینکه بهشون از مشکلم بگم) اکثرا گفتند که : ما حداقل!!! شبی یک بار!!! رابطه داریم (همونجا دلم میخواست زمین دهن باز کنه و ...    ) حتی یکی دوتاشون هم میگفتن خانممون ازمون میخواد که هر شب نزدیکی داشته باشیم و رابطمون همیشه 20 تا 30 دقیقه طول میکشه و خانممون دلخور میشه اگه هرشب نزدیکی نکنیم (دیگه واقعا باید زمین دهن باز میکرد و منو نیست و نابود میکرد با این شانس)
    به هرحال به این باور رسیدم که حالتی به عنوان شهوت و نیاز جنسی در وجود خانم من وجود نداره آخه مگه میشه در مدت سه سالی که باهم ازدواج کردیم و نزدیکی میکنیم واسه یه بار هم که شده به قول معروف شهوتی نشه و کیف نکنه از نزدیکی؟؟؟
     
  9. سلام.اینهایی که دوستانتون گفتند من فکر میکنم بیشتر جنبه مبالغه داره تا واقعیت.گاهی ادم واسه اینکه کم نیاره یه چیزی میگه.هرکسی توی زندگی مشکلی داره و هیچ کس خوب مطلق نیست.ایا اگر دوستانتون این سوالو ازتون میپرسیدن اظهار نمیکردید که همه چی طبیعیه؟اینها سیاست زندگیه.طبیعیه که ادم پیش دوستان و اشنایان اظهار خوشبختی میکنه.مثل این میمونه که زندگی سفره نیست که هرجا بازش کنی.مطمعن باشید اونا هم توی زندگی مشکلاتی دارن و چه بسا مشکلاتشون پیچیده تر و بدتر از شما باشه.پس از زندگی نا امید نشید و اعتماد به نفستونو از دست ندید.همه چی به مرور زمان بهتر میشه.صبور باشید.
     
    تشکر شده توسط : 3 کاربر
  10. hengameh561 نوشته است: سلام.اینهایی که دوستانتون گفتند من فکر میکنم بیشتر جنبه مبالغه داره تا واقعیت.گاهی ادم واسه اینکه کم نیاره یه چیزی میگه.هرکسی توی زندگی مشکلی داره و هیچ کس خوب مطلق نیست.ایا اگر دوستانتون این سوالو ازتون میپرسیدن اظهار نمیکردید که همه چی طبیعیه؟اینها سیاست زندگیه.طبیعیه که ادم پیش دوستان و اشنایان اظهار خوشبختی میکنه.مثل این میمونه که زندگی سفره نیست که هرجا بازش کنی.مطمعن باشید اونا هم توی زندگی مشکلاتی دارن و چه بسا مشکلاتشون پیچیده تر و بدتر از شما باشه.پس از زندگی نا امید نشید و اعتماد به نفستونو از دست ندید.همه چی به مرور زمان بهتر میشه.صبور باشید.


    شاید چیزهایی که دوستام میگن مبالغه باشه و یه جورایی زیاده روی کرده باشن در گفتارشون
    ولی اگه هرشب نباشه مطمئن هستم که یک شب در میون که حداقل رابطه دارن و نیز اینکه حتما وقتی از خانمشون درخواست کنن جواب رد که نمیشنود من مثل !!!
    و در آخر اینکه باور دارم که بارها شده که خانمشون پیشقدم بشوند برای داشتن رابطه و اینکه خانمهاشون شهوت دارن تا هنگام نزدیکی مثل یه تیکه یخ !!!( بی احساس )نباشن و فقط مفعول نباشند و گاهی اوقات فاعل باشند تا شوهرشون هم از نظر جنسی و هم روحی ارضاء بشوند
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  11. حسین اقا منم باهنگامه موافقم همه در زندگیشون مشکل دارن پس بی دلیل خودتون رو ناراحت نکنین ولی این طور که میگین انگار خانومتون اصلا خبر نداره که همه ی زن ها (حتی اگه شده خیلی کم)نیاز جنسی دارن به خصوص اواسط دوره ی عادت ماهیانه و همین طور نزدیک تخمک گذاری یعنی یک هفته گذشته از پایان دوره(تقریبا).به نظر من یا ایشون واقعا بی خبره یا به یه دلیلی که نمیدونیم چیه خودشو زده به کوچه علی چپ راه حلی که به نظر من میرسه اینه که اول اونو با سایتایی مثل این سایت آشنا کنین که ببینه همه ی خانوما میل جنسی دارن وحتی خیلیا از سرد بودن شوهرشون می نالن این جوری شاید متوجه مشکلش بشه و حاضر بشه با شما بیاد پیش روانپزشک ویا حتی میتونه خودش با خانومای کاربر این سایت در تماس باشه تا متوجه مشکلش بشه این طوری چون کسی شما و همسرتون رو نمیشناسه عواقبی هم برای شما نداره (راستش رو بخواین منم خودم خیلی گرمم و وقتی صحبت های شما رو خوندم نگران شدم که نکنه بعد از ازدواج شوهرم سرد باشه)من خودم حاضرم هر کاری که ازم بر میاد براتون انجام بدم و از ته قلب براتون دعا میکنم که همسرتون متوجه اشتباهش بشه
     
    تشکر شده توسط : 3 کاربر
  12. drstare نوشته است: حسین اقا منم باهنگامه موافقم همه در زندگیشون مشکل دارن پس بی دلیل خودتون رو ناراحت نکنین ولی این طور که میگین انگار خانومتون اصلا خبر نداره که همه ی زن ها (حتی اگه شده خیلی کم)نیاز جنسی دارن به خصوص اواسط دوره ی عادت ماهیانه و همین طور نزدیک تخمک گذاری یعنی یک هفته گذشته از پایان دوره(تقریبا).به نظر من یا ایشون واقعا بی خبره یا به یه دلیلی که نمیدونیم چیه خودشو زده به کوچه علی چپ راه حلی که به نظر من میرسه اینه که اول اونو با سایتایی مثل این سایت آشنا کنین که ببینه همه ی خانوما میل جنسی دارن وحتی خیلیا از سرد بودن شوهرشون می نالن این جوری شاید متوجه مشکلش بشه و حاضر بشه با شما بیاد پیش روانپزشک ویا حتی میتونه خودش با خانومای کاربر این سایت در تماس باشه تا متوجه مشکلش بشه این طوری چون کسی شما و همسرتون رو نمیشناسه عواقبی هم برای شما نداره (راستش رو بخواین منم خودم خیلی گرمم و وقتی صحبت های شما رو خوندم نگران شدم که نکنه بعد از ازدواج شوهرم سرد باشه)من خودم حاضرم هر کاری که ازم بر میاد براتون انجام بدم و از ته قلب براتون دعا میکنم که همسرتون متوجه اشتباهش بشه


    سلام
    ممنون از راهنماییتون
    به نظر من خانمم اصلا میل جنسی نداره حتی یه ذره !!!!!
    در ضمن چون میل جنسی نداره نمی تونه درک کنه که شهوت داشتن چیه و وقتی میل جنسی داری چه حسیه
    نزدیکی هامون هم صرفا جهت بچه دار شدنه و نیز دلسوزی ایشون برای من . تا حالا نشده (چه گفتاری و چه رفتاری ) اعلام کنه که میل به نزدیکی داره و یا نیاز داره ارضاء بشه
    در نزدیکی هامون هم سعی کردم بهش فشار نیاد و طبق خواسته اون عمل کنم و به هر نحوی شده اونو ارضاء کنم که کمبودی حس نکنه ولی باز هم ......
    مطمئنم از روی قصد هم این کارو نمیکنه
     
  13. hossein1982 نوشته است: سلام و عرض ادب
    بسیار سپاسگذارم از شما دوستانی که در رفع مشکلم یار و یاورم هستید
    در ابتدا باید تشکر ویژه ای کنم از دوستانی که با راهنمایی هاشون نگذاشتند مشکل من دو چندان شود
    در مورد به وجود اومدن ناراحتی : درسته که وقتی مدتی از آخرین رابطه ام با خانمم میگذره و از لحاظ جنسی و نیاز بهم فشار میاد طبیعتا یه کم اخلاقم عوض میشه و کم حوصله تر میشم ولی همیشه سعی کردم طوری رفتار نکنم که باعث دلخوریش بشه ( البته ناگفته نمونه که برای امتحان هم که شده بود یه بار کلا تا دو روز باهاش حرف نزدم و به قول معروف بهش محل هم ندادم ولی تاثیری نداشت )
    در مورد رفتم پیش روانپزشک هم قبلا گفتم که اصلا باور نداره که باید روابط زناشوییمون بیشتر باشه و چون خودش نیاز و شهوت نداره نمی تونه درک کنه که وقتی من نیاز به رابطه دارم چقدر بهم فشار میاد
    در مورد مطرح کردن موضوع با دوستان هم باید بگم : وقتی با چند تا از دوستان متاهلم در مورد کیفیت و کمیت رابطه شون پرسیدم(بدون اینکه بهشون از مشکلم بگم) اکثرا گفتند که : ما حداقل!!! شبی یک بار!!! رابطه داریم (همونجا دلم میخواست زمین دهن باز کنه و ...    ) حتی یکی دوتاشون هم میگفتن خانممون ازمون میخواد که هر شب نزدیکی داشته باشیم و رابطمون همیشه 20 تا 30 دقیقه طول میکشه و خانممون دلخور میشه اگه هرشب نزدیکی نکنیم (دیگه واقعا باید زمین دهن باز میکرد و منو نیست و نابود میکرد با این شانس)
    به هرحال به این باور رسیدم که حالتی به عنوان شهوت و نیاز جنسی در وجود خانم من وجود نداره آخه مگه میشه در مدت سه سالی که باهم ازدواج کردیم و نزدیکی میکنیم واسه یه بار هم که شده به قول معروف شهوتی نشه و کیف نکنه از نزدیکی؟؟؟


    سلام حسین اقا .من فکر میکنم شما باید از مواد غذایی که باعث تحریک و افزایش میل میشود استفاده کنید .شاید نوع تغذیه خانم شما طوری است که حتی باعث سردتر شدن ایشون میشه!!!
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  14. سلام حسین آقا
    راستش من خیلی وقته این پستو پیگیری میکنم چون مشکل خودم هم دقیقا همینه.من هم دچاربیمیلی جنسی وعدم تحریک پذیری جنسی هستم ومشکلمو به صورت مفصل درپست "بیمیلی جنسی و میکروادنوم هیپوفیز" مطرح کردم اما باخوندن نظرات دوستان احساس کردم نظرات دوستان درمورد همسرتون کمی بی انصافانه است البته شاید چون من مشکل ایشونو کاملا درک میکنم اینومیگم اما برای زنی که میل درونی به رابطه جنسی نداره سخترین کاردنیااینه که به خاطر همسرش تن به رابطه جنسی بده که همسرشماهم این کارروانجام میده!من خودم 8ساله ازدواج کردم ویه پسر5ساله دارم همسرم روهم کاملا دوست دارم وهیچ مشکلی باهم نداریم اماتواین 8سال حتی یک دفعه هم احساس لذت جنسی نداشتم همسر من هم مثل شما میل خیلی زیادی داره اما خودشو با این شرایط وفق داده !البته من 3ساله که دارم برای رفع مشکلم به روانشناس و روانپزشک مراجعه میکنم و هنوز هم به نتیجه نرسیدم تاحدی که دیگه دارم ناامید میشم امادلم میخواست اینوبهتون بگم که شرایط همسرشماهم خیلی بهتراز شما نیست وعذابی که اون میکشه اگه بیشترازشما نباشه کمترنیست!اما به خاطرعلاقه ای که به شماداره باشرایط کناراومده.همسرمن هم یکبار به پیشنهاد روانشناس برای چند ماه رابطه جنسی رو کنارگذاشت تاشاید میل جنسی من بیداربشه اما آب ازآب تکون نخورد!.همین الانشم ما حداکثر هفته ای یکبار باهم رابطه داریم (درصورتی که همسرمن هرشب مایل به رابطه است!)
    درمورد مراجعه به روانشناس من هم بانظردوستان موافقم که شما اول خودتون تنها مراجعه کنید تاایشون هم کم کم گاردشون رو کناربگذارن!امیدوارم مشکلتون هرچه زودتر حل بشه اماتااون موقع پیشنهاد میکنم مثل ما شرایط همدیگه رو درک کنید وباهم کناربیایید.برای حل شدن مشکل ماهم دعاکنید.
     
    تشکر شده توسط : 1 کاربر
  15. reyhane404 نوشته است: سلام حسین آقا
    راستش من خیلی وقته این پستو پیگیری میکنم چون مشکل خودم هم دقیقا همینه.من هم دچاربیمیلی جنسی وعدم تحریک پذیری جنسی هستم ومشکلمو به صورت مفصل درپست "بیمیلی جنسی و میکروادنوم هیپوفیز" مطرح کردم اما باخوندن نظرات دوستان احساس کردم نظرات دوستان درمورد همسرتون کمی بی انصافانه است البته شاید چون من مشکل ایشونو کاملا درک میکنم اینومیگم اما برای زنی که میل درونی به رابطه جنسی نداره سخترین کاردنیااینه که به خاطر همسرش تن به رابطه جنسی بده که همسرشماهم این کارروانجام میده!من خودم 8ساله ازدواج کردم ویه پسر5ساله دارم همسرم روهم کاملا دوست دارم وهیچ مشکلی باهم نداریم اماتواین 8سال حتی یک دفعه هم احساس لذت جنسی نداشتم همسر من هم مثل شما میل خیلی زیادی داره اما خودشو با این شرایط وفق داده !البته من 3ساله که دارم برای رفع مشکلم به روانشناس و روانپزشک مراجعه میکنم و هنوز هم به نتیجه نرسیدم تاحدی که دیگه دارم ناامید میشم امادلم میخواست اینوبهتون بگم که شرایط همسرشماهم خیلی بهتراز شما نیست وعذابی که اون میکشه اگه بیشترازشما نباشه کمترنیست!اما به خاطرعلاقه ای که به شماداره باشرایط کناراومده.همسرمن هم یکبار به پیشنهاد روانشناس برای چند ماه رابطه جنسی رو کنارگذاشت تاشاید میل جنسی من بیداربشه اما آب ازآب تکون نخورد!.همین الانشم ما حداکثر هفته ای یکبار باهم رابطه داریم (درصورتی که همسرمن هرشب مایل به رابطه است!)
    درمورد مراجعه به روانشناس من هم بانظردوستان موافقم که شما اول خودتون تنها مراجعه کنید تاایشون هم کم کم گاردشون رو کناربگذارن!امیدوارم مشکلتون هرچه زودتر حل بشه اماتااون موقع پیشنهاد میکنم مثل ما شرایط همدیگه رو درک کنید وباهم کناربیایید.برای حل شدن مشکل ماهم دعاکنید.

    با سلام و تشکر از اینکه تجارب ارزنده اتون رو در اختیار همگان قرار دادید حقیقتاً تا به حال نشنیده بودم کسی ابداً میل جنسی نداشته باشه!
    و اما واقعاً متاثر کننده است وقتی آدم میشنوه فردی از این لذت بی بهره مونده! ولی یک سئوال! آیا شما از نظر ترشحات هورمونهای جنسیتون تستی دادید؟؟یعنی به متخصصین زنان هم مراجعه کردید؟؟نمیدونم کیفیت روابطتون چطوره! اما وقتی غدد جنسی ترشحات لازمه رو نداشته باشند این حالت پیش میاد یعنی عدم میل جنسی! چون همین ترشحاته که باعث تحریک شخص میشه!
    البته میبخشید که این سئوال مطرح کردم اما احساس کردم شاید بشه کمکی در این رابطه کرد
    انشالله این حس در شما هم بزودی بیدار بشه و از این منظر هم لذت ببرید بازم پوزش از طرح سئوالم
    موفق و سلامت باشید
     
    تشکر شده توسط : 2 کاربر
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 5 از 7
رفتن به صفحه :    5   


پرش به:  

شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB ©



Forums ©

.: مسئوليت مطالب، تبليغات و محصولات ديگر سايتها به عهده خودشان است :.
.:: برداشت از مطالب اين سايت فقط با کسب مجوز از مدیریت و با ذکر مبنع و آدرس به صورت لینک بلامانع است ::.
.::: کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دکتر رهام صادقی بوده و هرگونه سواستفاده از آن طبق ماده 12 قانون جرایم رایانه ای قابل پیگیری است :::.






مدت زمان ایجاد صفحه : 0.20 ثانیه (101)